تاریخ انتشار: ۱۵:۰۷ - ۰۶ اسفند ۱۴۰۴
گزارش خواندنی رویداد۲۴ از میزگرد مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی؛

جنگ یا صلح؟ | تحلیل CSIS از مذاکرات زیر سایه تهدید، سناریوی اختلال نامتقارن در هرمز و آینده نامعلوم منطقه

کارشناسان بنام آمریکایی در میزگرد CSIS می‌گویند ایران با تهدید جنگ و فشار اعتراضات پای میز آمده، اما بحران اعتماد هنوز حل نشده؛ خلیج فارس هم از «کابوس هرمز» تا «ریسک اقتصاد دیجیتال» روی لبه اضطراب ایستاده است.

جنگ یا صلح؟ | تحلیل CSIS از مذاکرات زیر سایه تهدید، سناریوی اختلال نامتقارن در هرمز و آینده نامعلوم منطقه

رویداد۲۴ | لیلی پیری- مونا یعقوبیان، مدیر برنامه خاورمیانه در مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی (CSIS)، روز ۱۸ فوریه میزبان نشستی بود با حضور مایکل راتنی (سفیر پیشین آمریکا در عربستان)، سوزان زیاده (سفیر پیشین آمریکا در قطر)، ولی نصر (استاد روابط بین‌الملل و مطالعات خاورمیانه در دانشگاه جانز هاپکینز) و جوزف فرسخ (مشاور ارشد پیشین وزارت خارجه آمریکا با تمرکز بر یمن و خلیج فارس).
در این نشست، وضعیت ایران و آمریکا در آستانه یک جنگ احتمالی ارزیابی شد؛ از اعتراضات داخل ایران و بن‌بست اعتماد، تا نگرانی‌های خلیج فارس، نقش اسرائیل، و پیامدهای انرژی و اقتصاد جهانی.

متن زیر بخش‌های مهم این میزگرد جذاب را برای مخاطبان رویداد۲۴ مرور می‌کند.

پرسش آغازین: «چه چیزهایی در خطر است؟»

یعقوبیان بحث را با یک پرسش کلیدی شروع کرد: چه چیزهایی برای خاورمیانه و برای آمریکا در خطر است؟ وضعیت داخل ایران چگونه است؟

اعتراضات خاموش شده، اما «مسئله» نه

ولی نصر معتقد است گرچه اعتراضات از خیابان‌ها جمع شده، اما اصل اعتراض باقی است و «جمهوری اسلامی نتوانسته این موضوع را به یک چالش سیاسی تمام‌شده تبدیل کند.»
او توضیح می‌دهد چون معترضان سازمان، شبکه ارتباطی و رهبری میدانی ندارند، نمی‌توانند آن حرکت را تداوم دهند؛ اما تنش سیاسی احتمالاً دوباره در شکلی دیگر فوران خواهد کرد.

«دو تفنگ روی شقیقه»؛ ایران چرا پای میز آمده؟


بیشتر بخوانید:

چهار سناریو برای ایرانِ پساجنگ چیست؟

توصیه ولی نصر به مقامات ایرانی: به ترامپ بگویید ما دیوانه‌ایم، اگر می‌توانی وارد جنگ شو

راهبرد کلان ایران و آنچه آمریکا هنوز نفهمیده | راز‌های ژئوپولیتیک ایران از نگاه ولی نصر


نصر می‌گوید ایران با «دو تفنگ روی شقیقه» وارد مذاکره با آمریکا شده است: تهدید حمله مستقیم آمریکا و اسرائیل با توجه به آرایش نظامی‌ای که ترامپ در خلیج فارس ایجاد کرده و خودِ اعتراضات؛ چون اعتراضات محصول فشار اقتصادی و تحریم‌هاست و ایران راهی جز یک توافق موفق برای کاهش تحریم‌ها ندارد

او اضافه می‌کند رهبری ایران اعتراضات را مرتبط با راهبرد آمریکا علیه ایران می‌بیند و حتی به اظهارات وزیر خزانه‌داری آمریکا اشاره می‌کند که گفته «راهبرد فقیر کردن و به خیابان کشاندن موفق بوده». از نظر نصر، با این نگاه، اعتراضات از تهدید جنگ جدا نیست: وقتی ترامپ می‌گوید «به میز بیایید وگرنه جنگ»، عملاً پیام دوم هم دارد: «وگرنه اعتراضات هم ادامه‌دار خواهد بود.»

به اعتقاد نصر، ایران حتی اگر به توافق برسد، اعتماد ندارد که آمریکا حمله نکند یا در میانه روند حمله نکند یا اساساً به توافق پایبند بماند.
ایران نمی‌خواهد وارد توافقی شود که ترامپ بتواند اعلام پیروزی کند، بدون اینکه برای ایران چیزی حل شود.

او می‌گوید ایران می‌خواهد روی تک‌تک کلمات مذاکره کند و تضمین بگیرد که توافق اجرا می‌شود و جنگی رخ نمی‌دهد؛ اما هنوز طرفین خیلی دورند از چنین نقطه‌ای. بنابراین ایران هم هنوز چیزی نمی‌دهد که آمریکا بتواند آن را «پیروزی» معرفی کند.

کابوس هرمز؛ یک «ترس تاریخی» برای کشورهای خلیج فارس

یعقوبیان در ادامه از سوزان زیاده پرسید آیا کشورهای خلیج فارس پشت پرده برای میانجی‌گری و یافتن «خروجی» تلاش کرده‌اند؟

زیاده می‌گوید کشورهای ساحلی خلیج فارس به‌شدت نگران‌اند؛ این «محله» آنهاست. آنها دوست ندارند قدرت‌های بیرونی بیایند، درگیری ایجاد کنند و هزینه پاکسازی و پیامدها را برای آنها بگذارند.
به گفته زیاده، کشورهای خلیج فارس در سال‌های اخیر تلاش کردند با ایران نوعی سازگاری ایجاد کنند و دما را پایین بیاورند؛ چون ثبات برایشان حیاتی است.

زیاده تأکید می‌کند کشورهای خلیج فارس به دنبال ثبات منطقه‌ای و ثبات رژیم‌هایشان هستند. اقتصادشان هنوز به هیدروکربن‌ها وابسته است، اما می‌خواهند تنوع بدهند: تجارت، سرمایه‌گذاری، گردشگری، سرگرمی… و همه این‌ها به ثبات گره خورده است.

زیاده یادآوری می‌کند کابوس همیشگی کشورهای خلیج فارس، بسته شدن تنگه هرمز است.
به گفته او، مانورهای اخیر سپاه نزدیک تنگه هرمز برایشان بسیار نگران‌کننده بوده است.

سعودی‌ها و «دشمن بزرگ‌تر»: بی‌ثباتی


بیشتر بخوانید: آیا کشورهای عربی واقعا مخالف حمله به ایرانند؟ | وقتی وزیر دفاع عربستان می‌گوید «نزدن ایران، آنها را جسورتر می‌کند»


مایکل راتنی درباره موضع سعودی‌ها صریح است: سعودی‌ها هیچ علاقه‌ای به جمهوری اسلامی ندارند—نه به ایدئولوژی‌اش و نه به فعالیت‌های مخربش—اما می‌دانند نمی‌توانند آن را «کنار بزنند».
از نگاه ریاض، دشمن بزرگ‌تر بی‌ثباتی است: اگر جنگ باشد، اگر راکت و پهپاد و موشک در آسمان باشد، سرمایه‌گذار و گردشگر نمی‌آید—نه فقط برای عربستان، بلکه برای کل خلیج فارس.
پس با وجود نفرت از ایران، آنها تشنه ثبات و قابلیت پیش‌بینی هستند؛ چیزی که اکنون زیر سؤال رفته است.

اسرائیل: «پنجره فرصت» یا ریسک هرج‌ومرج؟

راتنی درباره اسرائیل می‌گوید وضعیت برای اسرائیلی‌ها پیچیده است. از نگاه تل‌آویو یک پنجره فرصت وجود دارد: ایران هنوز دفاع هوایی‌اش را کامل بازسازی نکرده و آسیب‌پذیر است؛ فرصتی برای وارد کردن آسیب بیشتر.

اینکه اسرائیل تا حد سرنگونی حکومت پیش برود یا نه، معلوم نیست. برای بخشی از دستگاه امنیتی اسرائیل، این سناریو جذاب است؛ اما همان‌قدر هم یک پرسش سنگین وجود دارد: بعدش چه می‌شود؟

راتنی اضافه می‌کند اسرائیلی‌ها دوست دارند تصور کنند یک سناریوی جایگزین، ایران را به ثبات می‌برد و روابط با اسرائیل را ممکن می‌کند، اما در ته ذهنشان می‌دانند این چشم‌انداز بعید است. نگرانی بسیاری در منطقه هم همین است: از جمهوری اسلامی به هرج‌ومرج کامل برسیم، چه چیزی جایگزین می‌شود؟

اقتصاد جهان بعد از یک درگیری؛ از «آخرالزمان هرمز» تا «اختلال نامتقارن»


بیشتر بخوانید: آیا ایران می‌تواند تنگه هرمز را ببندد؟


یعقوبیان از جوزف فرسخ درباره پیامدهای این تنش برای بازار انرژی و اقتصاد جهانی پرسید. فرسخ گفت مهم‌ترین سؤال اقتصادی جهانی همیشه این بوده: در تنگه هرمز چه می‌شود؟ سناریویی که بارها به عنوان «آخرالزمان اقتصادی» تصویر شده است.

اما فرسخ یک پرسش کلیدی مطرح می‌کند: اگر این سناریو تا این حد حیاتی است، چرا ایران تا حالا انجامش نداده؟
او توضیح می‌دهد خود ایران روزانه ۱ تا ۲ میلیون بشکه از همان تنگه صادر می‌کند؛ این شاهرگ اقتصادی ایران است و عمده آن به خریداران آسیایی می‌رود. چین هم صریحاً بستن تنگه را «غیرعقلانی‌ترین پیشنهاد» دانسته، چون اقتصاد خود ایران را نابود می‌کند.

فرسخ به اثر روانی این تهدید هم اشاره می‌کند: ژوئن گذشته وقتی در ایران تهدید به بستن تنگه مطرح شد، نفت برنت تا ۸۰-۸۱ دلار جهش کرد؛ اما بعد از اعلام آتش‌بس قیمت‌ها فوراً به ۶۸ دلار افت کرد—حتی پایین‌تر از قبل از درگیری.

به اعتقاد او سناریوی محتمل‌تر «بستن کامل» نیست، بلکه «اختلال نامتقارن» است: مزاحمت هدفمند، وادار کردن به تغییر مسیرها، بالا بردن هزینه بیمه‌ها و استفاده از یک دفترچه کامل از ابزارها.

فرسخ یادآوری می‌کند حمله ۲۰۱۹ به آرامکو نشان داد زیرساخت حیاتی خلیج فارس چقدر آسیب‌پذیر است.
او به سرمایه‌گذاری‌های کلان عربستان و امارات در فناوری و هوش مصنوعی اشاره می‌کند و می‌پرسد: اگر جنگ بالا بگیرد، آیا خلیج فارس می‌تواند یک نقطه قابل اتکا در اقتصاد دیجیتال جهانی بماند یا برای شرکت‌های بزرگ فناوری—که قراردادهای چندمیلیارددلاری بسته‌اند—بیش از حد پرریسک می‌شود؟

آیا شرایط شبیه قبل از جنگ ۱۲ روزه است؟ «انگشت روی ماشه»

ولی نصر می‌گوید از نظر چیدمان صحنه شباهت‌ها زیاد است، اما این بار ایرانی‌ها «انگشتشان روی ماشه» است و عنصر غافلگیری از بین رفته. او می‌گوید بار قبل حمله نمادین به ساختمان‌های خالی در پایگاه العدید نشان داد این مدل «جواب نمی‌دهد».

به اعتقاد نصر، ایران احتمالاً هرمز را نمی‌بندد، اما اگر کار به اخلال در انرژی جهان برسد، مسیرش این است: حمله به نفتکش‌ها، خطوط لوله یا تولید نفت؛ با پیام روشن: «اگر ما داریم غرق می‌شویم، همه با ما غرق می‌شوند.»

ابهام درباره هدف آمریکا؛ سؤال ساده‌ای که جواب ندارد

زیاده با تعجب می‌گوید خودش هم نمی‌تواند هدف آمریکا از این سطح تنش‌آفرینی را بفهمد: ناو هواپیمابر دوم، جنگنده‌ها، هواپیماهای تهاجمی… وقتی چنین آرایشی می‌چینید باید معلوم باشد مقصد کجاست: «ما دقیقاً می‌خواهیم به چه چیزی برسیم؟»

ترکیه؛ ترس از موج پناهنده و مسئله کردها

ولی نصر می‌گوید: ترکیه هم از این موضوع خیلی نگران است. باید این را هم اضافه کنیم، چون ترک‌ها نگران ورود میلیون‌ها پناهنده ایرانی به ترکیه هستند. این در جنگ ایران و عراق هم رخ داد. این بار ممکن است بزرگ‌تر باشد. آنها همچنین به‌شدت نگران‌اند که اگر اوضاع ایران شروع به فروپاشی کند، در منطقه کردنشین ایران چه می‌شود. چون آنجا دقیقاً جایی است که ممکن است آغاز یک سناریوی جدی باشد: گروه‌های مسلح و شبه‌نظامیان کنترل بخشی از کشور را به دست بگیرند و بعد برای آن بجنگند؛ و آن وقت مسئله کرد‌ها هم دوباره برای ترکیه زنده می‌شود.

به گفته او پیام ایران به همسایه‌ها روشن است: «ما قرار نیست تنها سقوط کنیم.»

هدف آمریکا عقب نشینی است


بیشتر بخوانید: آیا واقعا ترامپ همیشه جا می‌زند؟ | تحلیل فوکویاما از سیاست خارجی در سایه روان‌شناسی یک پیرمرد متزلزل و دمدمی


راتنی در پاسخ به این پرسش که ترامپ با چه معیاری در نهایت تصمیم به تقابل نظامی می‌گیرد می‌گوید: محرک‌هایی هست که در یک لحظه روی محاسبات ترامپ اثر می‌گذارند. ممکن است گفت‌و‌گو با نخست‌وزیر اسرائیل باشد. ممکن است گفت‌و‌گو با یک رهبر خلیجی باشد. ممکن است گفت‌و‌گو با سیاستمداران آمریکایی باشد. ممکن است گفت‌و‌گو با دوستانش باشد.

او می‌گوید: من فکر می‌کنم رئیس‌جمهور ترامپ… فکر می‌کنم تمایلش این است که از درگیری نظامی دوری کند. الگوی رفتارش همین را نشان می‌دهد. نمی‌خواهد وارد جنگ دیگری شود. جنگ برای کسب‌وکار بد است.

ایده «کنسرسیوم» و رویای «برجام پلاس»

نصر می‌گوید در بهترین حالت چیزی که ممکن است به دست بیاید «برجام پلاس» است: محدودیت‌های جدید، مذاکره درباره موشک‌ها و نیابتی‌ها و…
او ایده کنسرسیوم غنی‌سازی را هم مطرح می‌کند: از نظر فنی می‌شود گفت ایران روی خاک خود غنی‌سازی نمی‌کند، مثلاً در عمان با سانتریفیوژهای ایرانی غنی‌سازی می‌کند و اورانیوم در کشوری دیگر ذخیره می‌شود. ایران می‌گوید «غنی‌سازی داریم» و آمریکا می‌گوید «روی خاک ایران نیست».

با این حال ولی نصر نیت ترامپ را زیر سوال برده و می‌گوید: ترامپ به دتبال یک «اعلامیه» است، نه «توافق». اعلامیه‌ای مثل طرح صلح غزه؛ اینکه بیرون بیاید و بگوید «من یک منازعه ۳۰۰۰ ساله را حل کردم». می‌خواهد بیرون بیاید و بگوید «من مسئله هسته‌ای ایران را حل کردم»؛ هرچند جزئیاتش معلوم نیست؛ و از این به بعد همه چیز خوب خواهد بود؛ و اگر بتواند بگوید «من یک گفت‌وگوی ۱۵ دقیقه‌ای هم با رئیس‌جمهور ایران داشتم» دیگر شاهکار کرده.

نصر می‌گوید از نظر او هدف ترامپ از این منازعه روشن است. او میخواهد رئیس جمهوری باشد که می‌گوید بعد از ۴۷ سال مسیر روابط ایران و آمریکا را عوض کرده و مسئله ایران را حل کرده است.

وسوسه سرمایه‌گذاری: ایران بازار بزرگ است، اما…

فرسخ می‌گوید ایران بازار بزرگی است و بالقوه فرصت‌هایی برای کسب‌وکارهای آمریکایی دارد، اما تحقق چنین سناریویی دور از ذهن است.
حتی اگر بخشی از تحریم‌ها برداشته شود و صادرات ایران به حدود ۲.۵ میلیون بشکه برسد، پول وارد بازار می‌شود، اما همزمان می‌تواند قیمت نفت را پایین بیاورد و سرمایه‌گذاری‌های کشورهای عربی را—که روی درآمد نفت حساب باز کرده‌اند—با چالش روبه‌رو کند.

سؤال آخر یعقوبیان: جنگ یا صلح؟

یعقوبیان در پایان یک سؤال کوتاه و بی‌رحمانه پرسید: جنگ می‌شود یا صلح؟

راتنی: ۵۰/۵۰

نصر: ۵۰/۵۰ — چون در ذهن ترامپ هم ۵۰/۵۰ است

زیاده: نزدیک به ۵۰/۵۰

او با این حال نسبت به حضور ناوگان عظیم آمریکا ابراز نگرانی کرده و می‌گوید: شما این ناوگان عظیم را در منطقه مستقر کرده‌اید؛ و همین اینکه این همه آتش‌قدرت، ناو، ناوشکن، هواپیما‌های تهاجمی و جنگنده‌ها در منطقه هست، خودش یک «مومنتوم» ایجاد می‌کند؛ و گاهی ترمز کردن روی آن سخت است که بگویی «تمام، کاری نمی‌کنیم.»، چون سؤال پیش می‌آید: خب پس چرا این همه نیرو آوردی؟ بله، بازدارندگی است، اما با خیلی کمتر هم می‌شد بازدارندگی ایجاد کرد؛ بنابراین من نگران آن حرکت هستم.

فرسخ: با این حجم انباشت نظامی، مطمئن نیستیم پایان حملات نزدیک باشد؛ اگر توافقی هم باشد، احتمالاً جزئی و موقت خواهد بود

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما