صفحه نخست

سیاسی

جامعه و فرهنگ

اقتصادی

ورزشی

گوناگون

عکس

تاریخ

فیلم

صفحات داخلی

پنجشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۵ - 2026 June 04
کد خبر: ۴۴۸۴۲۳
تاریخ انتشار: ۰۰:۱۴ - ۱۴ خرداد ۱۴۰۵
رویداد۲۴ گزارش می‌دهد؛

بازخوانی روایت حذف‌شدگان انقلاب ۱۳۵۷

تقریبا تمام گروه‌ها و اقشار مختلف جامعه در جریان وقوع انقلاب سال ۱۳۵۷ حضور داشتند. اما در روایت‌های رسمی نشانی از این تکثر دیده نمی‌شود.

رویداد۲۴| علیرضا نجفی- در حافظه بصری انقلاب ۱۳۵۷، تصویری وجود دارد که در نگاه نخست آشنا و در نگاهی دقیق‌تر، سرشار از تضاد‌های معنایی است: زنی که گاه با پوشش چادر و گاه با لباس‌های چریکی و بدون حجاب سنتی، سلاحی گرم را با مهارتی مردانه در دست گرفته و مشتی گره‌کرده را به نشانه عزم راسخ به آسمان دوخته است. این تصویر، که به سرعت به یکی از نماد‌های اصلی انقلاب تبدیل شد، در واقع حاصل یک پیوند پیچیده تاریخی است؛ پیوندی میان سنت‌های بومی و جنبش‌های مدرن جهانی که روایت‌های ساده‌انگارانه معمول قادر به توضیح کامل آن نیستند.

برای درک صحیح فیگور «زن مسلح ایرانی»، باید از مرز‌های جغرافیایی ایران فراتر رفت و آن را در بستر «تاریخ فراملی» دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ میلادی بررسی کرد. در این دوران، جهان شاهد ظهور گفتمانی بود که مبارزه مسلحانه چریکی را به عنوان راهکار اصلی تغییرات سیاسی در برابر نظام‌های حاکم پیشنهاد می‌کرد. روشنفکران و مبارزان ایرانی، با مطالعه آثار نظریه‌پردازانی، چون فرانتس فانون، چه گوارا و رژی دبره، خود را بخشی از یک جبهه جهانی علیه امپریالیسم می‌دیدند.

این ارتباطات تنها نظری نبود؛ بسیاری از مخالفان شاه برای دریافت آموزش‌های نظامی به اردوگاه‌هایی در فلسطین، لبنان و اردن سفر کردند که تحت حمایت کوبا و سازمان آزادی‌بخش فلسطین بودند. در این فضا، مبارزان ایرانی با کد‌های بصری و رفتاری «همبستگی جهان سوم» آشنا شدند. نماد‌هایی مانند «مشت گره‌کرده» که معترضان ایرانی در سال ۵۷ به وفور از آنها استفاده می‌کردند، در واقع ژست‌هایی جهانی بودند که پیش‌تر در انقلاب‌های الجزایر، ویتنام و کوبا آزموده شده بودند.

زن مسلح ایرانی، در حقیقت بازتولید بومی یک شمایل جهانی بود؛ تصویری که در آن، زن نه به عنوان سوگوارِ منفعل، بلکه به عنوان «چریک فعال» در کانون تحولات قرار می‌گرفت.

بدن زن: میدان منازعه‌ی تجدد و سنت


بیشتر بخوانید:

تصویب قانون کشف حجاب و استفاده از کلاه برای زنان

رضاشاه و دستور کشف حجاب در سال ۱۳۱۴

تظاهرات زنان ایرانی علیه حجاب اجباری


ریشه‌های سیاسی شدن بدن زن در ایران، به دوران نوسازی رضاشاه و قانون کشف حجاب در سال ۱۳۱۴ بازمی‌گردد. این اقدام که با هدف مدرن‌سازی جامعه انجام شد، بدن زن را از حوزه خصوصی به حوزه عمومی کشاند و آن را به مرکزی برای منازعات سیاسی بدل کرد. در دهه‌های بعد، روشنفکران منتقد حکومت پهلوی، از جمله جلال آل‌احمد و شریعتی، با نقد پدیده‌ای که آن را «غرب‌زدگی» می‌نامیدند، تغییر ظاهر زنان و گرایش به مد‌های غربی را نشانه‌ای از بحران هویت و نفوذ فرهنگی بیگانه دانستند.

در این بافتار تحلیلی، رویکرد انقلابیون به مسئله زن، واکنشی به سیاست‌های فرهنگی دوران پهلوی بود. اما این واکنش لزوما به معنای بازگشت به سنت‌های قاجاری نبود. زن انقلابی با پذیرش نوعی «ریاضت‌کشی مبارزاتی»، می‌کوشید تا از تصویر زنِ مصرف‌گرا فاصله بگیرد. پوشش ساده، پرهیز از آرایش و تمرکز بر کنشگری سیاسی، راهکاری برای بازپس‌گیری عاملیتِ زن بود. در واقع، «عفت» در این گفتمان، بیش از آنکه مفهومی صرفا فقهی باشد، یک تاکتیک سیاسی برای مقاومت در برابر فرهنگِ بورژوازی تلقی می‌شد.

تنوع پوشش در انقلاب

برخلاف روایت‌های یکدست‌سازِ بعدی، خیابان‌های ایران در سال‌های ۵۶ و ۵۷ شاهد حضور طیف وسیعی از زنان با ظواهر گوناگون بود. بسیاری از زنانِ حاضر در تظاهرات و مبارزات چریکی، نه تنها چادری نبودند، بلکه اساساً به حجاب به معنای مذهبی آن اعتقادی نداشتند. زنان عضو گروه‌های چپ‌گرا (مانند چریک‌های فدایی خلق) و بسیاری از دانشجویان و طبقه متوسط شهری، با لباس‌های معمولی، شلوار جین، و روسری‌های سبک یا حتی بدون روسری در صحنه حضور داشتند.

برای این گروه از زنان، انقلابی بودن به معنای مشارکت در تغییر ساختار سیاسی بود، نه تغییر اجباری سبک زندگی. تصاویر بسیاری از آن دوران وجود دارد که زنان را بدون حجاب، اما با مشت‌های گره‌کرده نشان می‌دهد؛ زنانی که در کنار مردان شعار می‌دادند و حتی در درگیری‌های خیابانی مشارکت می‌کردند. در پوستر‌های گروه‌های چپ و نشریاتی مانند «تهران مصور»، تصاویر زنان چریک (حتی مبارزان کرد یا فلسطینی) بدون تأکید بر حجاب اسلامی و بیشتر با تکیه بر یونیفرم نظامی و اسلحه منتشر می‌شد. این تصاویر نشان می‌دهد که الگوی «زن مبارز» لزوماً با الگوی «زن محجبه» همپوشانی نداشت و این دو مقوله دست‌کم تا پیش از پیروزی انقلاب، از هم متمایز بودند.

بازتعریف تاریخ و برساخت «ضد حافظه» نقطه عطف تغییر در شمایل‌نگاری زن انقلابی، سخنرانی آیت‌الله خمینی در اسفند ۱۳۵۷ درباره لزوم رعایت حجاب در ادارات بود. این سخنان، موجی از اعتراضات را در میان زنان (هم بی‌حجاب و هم برخی محجبه‌های سیاسی) برانگیخت.

پس از این تاریخ، یک تولید «ضد حافظه» شکل گرفت. با گزینش و تکثیر انبوه تصاویر زنان مسلح باحجاب، و حذف تدریجی تصاویر زنان مبارز بی‌حجاب یا کم‌حجاب، اینگونه وانمود شد که «زنِ انقلابیِ اصیل» همواره و از ابتدا دارای حجاب کامل اسلامی بوده است.

این بازخوانی غایت‌شناسانه از تاریخ، واقعیت متکثر انقلاب را نادیده گرفت. بدین‌سان، «بی‌حجابی» که تا پیش از آن بخشی عادی از چهره انقلاب بود، به تدریج با مفاهیمی، چون «ضدانقلاب»، «بورژوا» و «منحرف» هم‌ردیف شد و از حافظه بصری رسمی حذف گردید.

تصویر زنان انقلابی بی‌حجاب، یادآور دورانی است که ایران در چهارراه تبادلات انقلابی جهان قرار داشت و زنان ایرانی می‌خواستند برای کشور خود طرحی نو دراندازند. تقلیل این تصویر زنان انقلابی به یک قرائت خاص حکومتی، نادیده گرفتن بخش مهمی از تاریخ پویای زنان ایران است؛ زنانی که با انگیزه‌ها و ظواهر متفاوت، اما با هدفی مشترک، تفنگ بر دوش گرفتند تا عاملیت خود را در تعیین سرنوشت سیاسی کشور به اثبات برسانند.

نظرات شما