رویداد۲۴| نمایندگی دفتر مشهد آیت الله سیستانی، مرجع عالیقدر شیعیان در نجف اشرف در فتوایی شرعی تاکید کرد که حمایت مردمی از ایران و همبستگی با آن «واجب کفایی» است.
بنا بر گزارش ایرنا، وی در پاسخ به استفتایی مبنی بر اینکه «حکم حضور در میدانها و مساجد برای مقابله با فتنه تخریب گران و طرحهای تضعیف ارکان و نهادهای نظام اسلامی و همچنین با هدف از بین بردن حالت ناامیدی و ممانعت از تخریب اموال عمومی و فساد اخلاقی و ناامید کردن دشمن، از طریق حمایت از آرمانهای انقلاب اسلامی و پیشگیری از وقوع هرج مرج در شرایط حساس کنونی چیست؟» گفت: مشارکت در میدانها بر این فرض واجب کفایی است.
واجبِ کِفایی گونهای از واجبات دینی است که اگرچه انجام آن بر همه مکلّفان لازم است، اما اگر عدهای آن را انجام دهند، تکلیف از دیگران ساقط میشود. واجب کفایی، در مقابل واجب عیْنی قرار دارد. انجام واجب عینی بر تک تک مکلّفها واجب است و اگر عدهای آن را انجام دهند، تکلیف از بقیه ساقط نمیشود. تجهیز میت، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر از واجبات کفایی، و خواندن نمازهای یَومیّه و روزۀ ماه رمضان از واجبات عینی بهشمار میآید.
واجب کفایی در بیشتر موارد مربوط به مصالح عمومی جامعه است؛ به همین دلیل، واجبهای کفایی را راهکار اسلام برای حفاظت از منافع جامعه معرفی کردهاند. در مواردی ممکن است واجب کفایی به واجب عینی تبدیل شود؛ چنانکه اگر تنها یک قاضی وجود داشته باشد، قضاوت بر او واجب عینی میشود. بهگفته عالمان اصول فقه، زمانی که شک وجود دارد واجبی کفایی است یا عینی، باید بنا را بر عینیبودن آن گذاشت.
صدور فتوای «واجب کفایی» از سوی آیتالله سیستانی در حمایت از ثبات نظام اسلامی ایران، فراتر از یک موضعگیری مذهبی، یک چرخش راهبردی در ژئوپلیتیک شیعه محسوب میشود.این فتوا که در بحبوحه تهاجم نظامی و فشارهای بینالمللی صادر شده، عملاً «عمق راهبردی مذهبی» ایران را به رخ جهانیان میکشد. مداخله مستقیم مرجعیت نجف در صیانت از تمامیت ارضی و ثبات سیاسی ایران، نه تنها پروژههای تجزیه و تضعیف داخلی را با بنبست مشروعیت مواجه میکند، بلکه پیامی صریح به قدرتهای جهانی درباره تقابل با فروپاشی انسجام شیعی در منطقه صادر کرده است.
آیتالله سیستانی به طور سنتی به عنوان نماد مکتب «اعتدال و سکوت مصلحتی» در نجف شناخته میشود که به ندرت در امور اجرایی سایر کشورها مداخله مستقیم میکند. استفاده از واژه «واجب کفایی» یادآور فتوای تاریخی ایشان علیه داعش در سال ۲۰۱۴ است. این بدان معناست که مرجعیت نجف، تهدید فعلی علیه ایران را در همان سطح تهدید تروریسم تکفیری برای کیان اسلام ارزیابی کرده است. این فتوا، دفاع از ایران را از یک وظیفه ملی-ایرانی به یک تکلیف شرعی و فرامرزی تبدیل میکند که میتواند موجی از داوطلبان و حمایتهای مادی و معنوی را در سراسر جهان تشیع فعال کند.
یکی از کلیدیترین بخشهای فتوا، تاکید بر «ممانعت از توطئههای تجزیه» و مقابله با «فتنه تخریبگران» است.
اپوزوسیون جمهوری اسلامی در کنار ارتش آمریکا و اسرائیل همواره بر روی گسستهای قومی و مذهبی برای تضعیف حاکمیت مرکزی حساب باز کردهاند. زمانی که مرجع عالی نجف، حضور در میدان برای حفظ ارکان نظام را واجب میشمارد، عملاً چتر حفاظتی مذهبی بر روی ساختار سیاسی ایران میکشد. این اقدام، تلاشهای رسانهای بیگانه برای القای «ناامیدی» و «هرجومرج» را با تشکیک رو به رو کرده و به نیروهای مدافع نظام مشروعیت مضاعف میبخشد.
بیانیه ایشان درباره شهادت کودکان و غیرنظامیان، جنبههای انسانی و اخلاقی نبرد را برجسته میکند. سیستانی با خطاب قرار دادن «آزادگان جهان»، جنگ علیه ایران را از یک درگیری سیاسی-هستهای به یک «جنگ ظالمانه» علیه بشریت تغییر نام میدهد.
این موضعگیری، کار را برای کشورهای اسلامی که تحت فشار آمریکا برای سکوت هستند، دشوار میکند. وقتی مرجعیت نجف خواستار محکومیت جهانی میشود، هزینه دیپلماتیک همراهی با متجاوز برای کشورهای منطقه به شدت افزایش مییابد.
نکته بسیار ظریف در این فتوا، ورود هوشمندانه ایشان به «پرونده هستهای» است. ایشان خواستار حل «عادلانه» پرونده هستهای بر اساس قوانین بینالمللی شدهاند.
این نشان میدهد که مرجعیت، ریشه تهاجمهای اخیر را در بهانههای هستهای میبیند و با تایید ضمنی حق ایران، از جامعه جهانی میخواهد که از ابزار فشار هستهای برای فروپاشی یک نظام اسلامی استفاده نکنند. این موضع، پشتوانه معنوی قدرتمندی برای مذاکرهکنندگان ایرانی فراهم میآورد.
تأکید ایشان بر اینکه مردم نباید اجازه دهند متجاوزان به اهداف خود برسند، مستقیماً «اراده ملی» را هدف قرار داده است. از منظر این فتوا جنگهای مدرن بیش از آنکه در میدان نظامی باشند، در میدان «ارادهها» جریان دارند. تکیه بر حضور گسترده در «مساجد و میدانها» ابزاری برای نمایش قدرت نرم ایران است و سیستانی با این فراخوان، شکافهای احتمالی میان بخشهای مذهبی جامعه با بدنه حاکمیت را ترمیم کرده و یک جبهه واحد در برابر تهدید خارجی ایجاد میکند.
فتوای آیتالله سیستانی یک «نقطه عطف» در بحران کنونی است. این فتوا تلاش دارد در سطح داخلی انسجام اجتماعی را تقویت و توطئههای تجزیهطلبانه را خنثی کرده و در سطح منطقهای نفوذ معنوی ایران را در عراق و سایر بلاد شیعی تثبیت سازد. علاوه بر این در سطح بینالمللی نیز هزینههای اخلاقی و سیاسی تداوم جنگ را به شدت بالا برد تا هرگونه تعرض به خاک ایران، نه تنها با پاسخ نظامی تهران، بلکه با واکنش عقیدتی میلیونها پیرو مرجعیت سیستانی در سراسر جهان مواجه شود.