صفحه نخست

سیاسی

جامعه و فرهنگ

اقتصادی

ورزشی

گوناگون

عکس

تاریخ

فیلم

صفحات داخلی

چهارشنبه ۰۲ ارديبهشت ۱۴۰۵ - 2026 April 22
کد خبر: ۴۵۲۱۵۳
تاریخ انتشار: ۱۸:۴۲ - ۱۴ فروردين ۱۴۰۵
در رویداد ۲۴ بخوانید:

عقب‌نشینی بی‌صدا در خلیج فارس؛ ماجرای تماس‌های دو کشور عربی با تهران چیست؟

محمد مرندی در توییتی از تماس دو کشور عربی متحد آمریکا با ایران برای پذیرش شرایط تهران در تنگه هرمز خبر داده، تماس‌هایی که باید آن را نشانه‌ای از تغییر موازنه و ورود بازیگران منطقه‌ای به فاز جدیدی از واقع‌گرایی سیاسی تلقی کرد.

رویداد۲۴| در شرایطی که تنش‌های نظامی و سیاسی در خلیج فارس به یکی از حساس‌ترین مقاطع خود رسیده، یک توییت از سوی محمد مرندی، تحلیلگر سیاست خارجی و مشاور پیشین تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای، توجه‌ها را به تحرکات پشت‌پرده در منطقه جلب کرده است؛ تحرکاتی که می‌تواند نشانه‌ای از تغییر مسیر برخی بازیگران عربی باشد.

مرندی در این توییت نوشته است: «علاوه بر کشور‌های دیگری که این هفته برای مذاکره درباره عبور از تنگه هرمز با ایران تماس گرفته‌اند، دو حکومت عربی متحد آمریکا نیز از دیروز با ایران تماس گرفته‌اند تا شرایط ایران را بپذیرند. ایران هنوز پاسخی نداده است. این به آن معناست که گزینه‌های دیگر به بن‌بست رسیده‌اند و هر راه‌حلی باید از مسیر پذیرش حاکمیت ایران بر تنگه عبور کند.»

تنگه هرمز؛ گلوگاه بحران

تنگه هرمز، یکی از حیاتی‌ترین گذرگاه‌های انرژی در جهان، سال‌هاست که به‌عنوان یک «نقطه فشار ژئوپلیتیک» شناخته می‌شود. بخش قابل توجهی از نفت و گاز صادراتی جهان از این مسیر عبور می‌کند و هرگونه اختلال در آن، بازار‌های جهانی را با شوک مواجه می‌سازد.

در چنین شرایطی، اشاره مرندی به تماس کشور‌های عربی متحد آمریکا، از یک واقعیت مهم پرده برمی‌دارد: نگرانی از ناامن شدن این گذرگاه، حتی متحدان سنتی واشنگتن را نیز به سمت گفت‌و‌گو با تهران سوق داده است.

چرا کشور‌های عربی به تهران نزدیک می‌شوند؟

تحلیل این تماس‌ها را باید در چند سطح بررسی کرد. نخست، بن‌بست گزینه‌های نظامی یا فشار حداکثری است. اگر روایت مرندی را مبنا قرار دهیم، به نظر می‌رسد برخی بازیگران منطقه‌ای به این جمع‌بندی رسیده‌اند که بدون در نظر گرفتن نقش ایران، مدیریت بحران در تنگه هرمز ممکن نیست.

دوم، تغییر در محاسبات امنیتی کشور‌های عربی است. این کشور‌ها که در سال‌های گذشته عمدتاً بر چتر امنیتی آمریکا تکیه داشتند، اکنون با نوعی عدم قطعیت در مورد میزان تعهد واشنگتن مواجه‌اند. همین مسئله آنها را به سمت تنوع‌بخشی به گزینه‌های دیپلماتیک سوق داده است.

سوم، هزینه‌های اقتصادی بحران است. هرگونه اختلال در عبور و مرور کشتی‌ها از تنگه هرمز، مستقیماً بر درآمد‌های نفتی این کشور‌ها تأثیر می‌گذارد؛ موضوعی که آنها را به سمت راه‌حل‌های کم‌هزینه‌تر، از جمله مذاکره، سوق می‌دهد.

«پذیرش شرایط ایران» یعنی چه؟

نکته کلیدی در توییت مرندی، عبارت «پذیرش شرایط ایران» است؛ عبارتی که می‌تواند معانی مختلفی داشته باشد. از تضمین‌های امنیتی برای عبور کشتی‌ها گرفته تا پذیرش نقش و نفوذ ایران در مدیریت امنیت تنگه.

این ادعا، اگرچه از سوی منابع رسمی تأیید نشده، اما در صورت صحت، می‌تواند نشانه‌ای از تقویت موقعیت چانه‌زنی ایران باشد؛ به‌ویژه در شرایطی که فشار‌های بین‌المللی همچنان ادامه دارد.

آیا موازنه در حال تغییر است؟

مجموع این تحولات، تصویری از یک تغییر تدریجی در موازنه منطقه‌ای ارائه می‌دهد؛ تغییری که شاید هنوز قطعی نباشد، اما نشانه‌های آن در حال ظهور است. تماس کشور‌های عربی با ایران، اگرچه می‌تواند یک اقدام تاکتیکی برای مدیریت بحران باشد، اما در عین حال می‌تواند آغازگر نوعی بازتعریف روابط در خلیج فارس نیز تلقی شود.

توییت محمد مرندی، فارغ از میزان دقت یا اغراق احتمالی آن، یک واقعیت مهم را برجسته می‌کند: در معادله پیچیده تنگه هرمز، حذف ایران ممکن نیست. اگر روایت او درست باشد، حتی متحدان آمریکا نیز به این جمع‌بندی رسیده‌اند که راه‌حل پایدار، از مسیر تعامل با تهران می‌گذرد.

در نهایت، پاسخ ایران به این تماس‌ها می‌تواند تعیین‌کننده مرحله بعدی این بحران باشد؛ مرحله‌ای که یا به سمت کاهش تنش حرکت خواهد کرد، یا وارد فاز جدیدی از رقابت و فشار خواهد شد.

نظرات شما