تاریخ انتشار: ۱۱:۵۶ - ۱۴ فروردين ۱۴۰۵
گزارش تحلیلی رویداد۲۴ از بازتاب جنگ در رسانه‌ها و افکار عمومی منطقه و جهان؛

افکار عمومی جهان حامی ایران است؛ اما چرا؟

سال‌ها تبلیغات رسانه‌ای سنگین باید قاعدتاً وضعیت جنگ را چنان می‌نمود که نبرد دیو و فرشته در آن به گونه‌ای متفاوت‌تر از آن چیزی باشد که امروز در سطح افکار عمومی جهان ملاحظه می‌شود.

پلاکارد «دست از سر ایران بردارید» در تجمع نیویورک علیه حمله آمریکا و اسرائیل و ایران

رویداد۲۴ | فرشید غضنفرپور- گزارش‌رسانه‌های معتبر جهان و نیز نتایج نظرسنجی‌هایی که بعضا منتشر می‌شوند نشان می‌دهد طرف ایرانی جنگ به طور فزاینده‌ای در حال کسب محبوبیت در میان افکار عمومی جهان است و این موضوع در کنار تهدیدات اقتصادی که این جنگ بر وضعیت جهان تحمیل کرده از مهمترین دلایلی است که رهبران اروپایی را وا داشته علیرغم فشار‌های بسیار و نیز سابقه تاریخی اتحاد با آمریکا به رئیس جمهور ایالات متحده برای همراهی با وی در جنگ با ایران نه بگویند!

نشریه لوموند در شماره ۳ مارس ۲۰۲۶ خود در اینباره نوشته است: «طبقه متوسط اروپا که هنوز از ترکش‌های اقتصادی جنگ اوکراین رها نشده، اکنون با شوک قیمت انرژی ناشی از ناامنی در خلیج‌فارس روبروست. برای آنها، حمایت از ایران به معنای "نه" گفتن به یک ماجراجویی نظامی جدید است که سفره آنها را هدف گرفته است.»

بنیاد کارنگی نیز در گزارش اخیر خود به تاریخ ۱۲ مارس ۲۰۲۶ به پدیده «احساس وجود استاندارد‌های دوگانه» اشاره می‌کند که باعث جلب حمایت برای ایران شده است.

این بنیاد در گزارش خود آورده: «بسیاری در افکار عمومی اروپا معتقدند که برخورد غرب با بحران ایران در مقایسه با جنگ اوکراین، متناقض است. این ادراک باعث شده تا شعار «دفاع از حاکمیت ملی» که پیش‌تر برای اوکراین استفاده می‌شد، اکنون توسط معترضان اروپایی در حمایت از حق دفاع ایران سر داده شود.»

این موضوع از دید گزارش نویس گاردین هم دور نمانده و در اینباره نوشته است: «در شبکه‌های اجتماعی اروپا، مقایسه‌های بی‌پایانی میان واکنش غرب به تهاجم روسیه به اوکراین و حملات پیش‌دستانه اسرائیل به ایران صورت می‌گیرد. بسیاری از معترضان در لندن و برلین در تجمعات خود از این می‌گویند که چرا "حاکمیت ملی" فقط برای چشم‌آبی‌های شرق اروپا محترم است؟»

گزارش نویس گاردین این نبرد را «جنگ نسلِ بیبی‌بومرها» (Boomer War) نامیده است. بر اساس این گزارش، حمایت از این جنگ تنها در میان افراد بالای ۶۰ سال در آمریکا دیده می‌شود. به نوشته گاردین نسل‌های جوان‌تر (زد و هزاره) در اروپا و آمریکا، این درگیری را تکرار اشتباهات فاجعه‌بار عراق و افغانستان می‌بینند و از پذیرش هزینه‌های انسانی و اقتصادی آن سر باز می‌زنند.

به نظر می‌رسد تحولات اخیر و تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران یک شکاف عمیق میان تصمیمات سیاسی دولت‌ها و گرایش‌های مردمی را به دنبال داشته است و در حالی که این تجاوز نظامی با هدف تغییر معادلات قدرت انجام شد، واکنش‌های جهانی مسیری متفاوت را طی کرد.

حتی بسیاری از نهاد‌های بین‌المللی و رسانه‌ها، مشروعیت حقوقی شروع این جنگ را نیز از مدت‌ها پیش زیر سوال برده‌اند.

اندیشکده چتم هاوس و بیانیه‌های فدراسیون بین‌المللی حقوق بشر (FIDH) تأکید کرده‌اند که حمله فوریه ۲۰۲۶ (اسفندماه ۱۴۰۴) بدون مجوز شورای امنیت و بدون وجود تهدید آنیِ اثبات‌شده صورت گرفته است.

نهاد‌های فوق تاکید می‌کنند تجاوز نظامی باعث شده تا ایران در جایگاه «قربانی تجاوز نظامی» قرار بگیرد و موجی از حمایت‌های ضدجنگ را به‌ویژه در کشور‌های اروپایی نظیر اسپانیا (با مخالفت ۷۶ درصدی طبق نظرسنجی CIS) ایجاد کند.

این موضوع در افکار عمومی جهان عرب با حساسیت‌های بیشتری دنبال می‌شود و علیرغم آنکه در این جنگ پرتابه‌های ایرانی زندگی و اقتصادی اعراب حاشیه خلیج فارس را مختل کرده سویه کلی افکار عمومی در این بخش از جهان به شدت به سود حمایت از ایران گزارش می‌شود.

الجزیره در اینباره نوشته است: تصاویر بمباران تهران توسط جنگنده‌های آمریکایی و اسرائیلی، خاطره تلخ حمله به عراق (۲۰۰۳) را برای اعراب زنده کرده و این باعث شده که حتی در کشور‌هایی که هدف موشک‌های ایران قرار گرفته‌اند، بخشی از مردم حمله غرب را «تجاوز استعماری» بدانند و به صورت غریزی با طرفی که مقابل غرب ایستاده (ایران) همذات‌پنداری کنند.

طبق نظرسنجی بزرگ شاخص افکار عربی ۲۰۲۵/۲۰۲۶ (که روی ۴۰ هزار نفر در ۱۵ کشور عربی انجام شد)، ۸۹ درصد اعراب، اسرائیل را بزرگترین تهدید برای ثبات منطقه می‌دانند. در مقابل، تنها حدود ۹ درصد (عمدتاً در کشور‌های حاشیه خلیج‌فارس) ایران را تهدید اصلی قلمداد می‌کنند.

از دیدگاه بسیاری از شهروندان عرب، جنگ فعلی نه یک درگیری میان ایران و اعراب، بلکه نبرد ایران با «پروژه توسعه‌طلبی اسرائیل» است.

رسانه‌هایی مانند میدل ایست آی نیز گزارش داده‌اند که در شبکه‌های اجتماعی عربی، حملات ایران به اهدافی در کشور‌های عربی اغلب به عنوان «پاسخ به همکاری پنهانی این دولت‌ها با اسرائیل» بازنمایی می‌شود.

بخشی از افکار عمومی عرب معتقد است که دولت‌هایشان با در اختیار گذاشتن حریم هوایی به آمریکا، به آرمان‌های منطقه خیانت کرده‌اند؛ لذا حملات ایران را نه علیه مردم، بلکه علیه «پایگاه‌های خائن» تفسیر می‌کنند.

علیرغم اینکه اردن در مسیر پرتابه‌ها قرار داشته، نظرسنجی‌های محلی نشان می‌دهد که مردم (به‌ویژه فلسطینی‌تبار‌ها در اردن) موضع ایران را تحسین می‌کنند. در تونس، ایران به عنوان نماد «حاکمیت ملی» در برابر غرب دیده می‌شود.

به این ترتیب در جهان عربِ سال ۲۰۲۶، ایران موفق شده است خود را به عنوان تنها کنشگر فعال در برابر تجاوزات مکرر اسرائیل معرفی کند. این اعتبارِ نظامی باعث شده تا افکار عمومی عربی، هزینه‌های جانی و مالی حملات ایران به خاک خود را به عنوان "هزینه جانبیِ یک نبرد بزرگتر" نادیده بگیرد یا توجیه کند.

روزنامه القدس العربی (چاپ لندن) دراینباره نوشته است: «زمانی که آسمان‌های عربی سکوت اختیار کرده‌اند، تنها موشک‌های تهران است که به دیوارِ نفوذناپذیریِ اسرائیل ترک می‌اندازد. برای توده‌های عرب، این نه یک تهاجم به حاکمیت ملی، بلکه گشودن جبهه‌ای است که دولت‌های منطقه از باز کردن آن هراس داشتند.»

موضوع حمایت افکار عمومی جهان عرب از ایران باعث نگرانی رسانه سعودی العربیه شده تاجایی که تحلیلگر ارشد این رسانه نوشته است: «نگرانی فزاینده‌ای وجود دارد که احساساتِ "عوام‌گرایانه و هیجانی" در برخی پایتخت‌های عربی، جایگزین عقلانیت سیاسی شده است. همدردی با ایران در این کشورها، ناشی از عدم درکِ تهدیداتِ امنیتیِ مستقیمِ ناشی از تنش‌های تهران است.»

تحلیلگر ارشد شبکه المیادین هم نوشته: «باید میان "خشم از اصابت موشک" و "تحسینِ قدرت بازدارنده" تفاوت قائل شد. خیابان‌های عربی امروز با دیدنِ شکسته شدنِ هیمنه ارتش اسرائیل توسط ایران، نوعی رضایت استراتژیک را تجربه می‌کنند که بر دردِ ناشی از درگیری‌هایِ حاشیه‌ای غلبه کرده است.»

در مورد هند موضوع حتی جالب‌تر است، گزارش‌های روزنامه هندو و وایر در مارس ۲۰۲۶ نشان می‌دهند که افکار عمومی و حتی بخشی از بدنه دیپلماتیک هند، با وجود نزدیکی دولت مودی به اسرائیل، نگران از دست رفتن «شریک استراتژیک قدیمی» خود یعنی ایران هستند. به نوشته این رسانه‌ها دلایل این حمایت در هند عبارتند از: اختلال در تنگه هرمز و افزایش قیمت سوخت، فشار اقتصادی شدیدی به طبقه متوسط هند وارد کرده است.

ضمن اینکه حضور نزدیک به ۱۰ میلیون تبعه هندی در منطقه خلیج‌فارس، حساسیت افکار عمومی هند را نسبت به هرگونه اقدام تهاجمی علیه ایران که امنیت آنها را به خطر بیندازد، دوچندان کرده است.

در مجموع به نظر می‌رسد ایران توانسته است بحرانِ بی‌عملیِ دولت‌های عربی را به یک فرصتِ قهرمان‌سازی برای خود تبدیل کند؛ و چنانکه مشاهده کردیم مردم عرب در شرایطی که اسرائیل را در حال پیشروی می‌بینند، از هر دستی که به سمت این رژیم شلیک کند، ولو به قیمتِ ناامنیِ مقطعیِ خودشان، حمایت می‌کنند.

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما