رویداد۲۴| امیرحسین جعفری- نبرد میان ایران و ایالات متحده به چهلمین روز خود نزدیک میشود؛ بازهای سرنوشتساز که در آن، آرایش نظامی طرفین از فاز ابتدایی خارج شده و وارد مرحله فرسایشی شده است. اگرچه آمریکاییها در انهدام برخی اهداف نظامی و زیرساختهای صنعتی به موفقیتهایی دست یافتهاند، اما ایران نیز با حملات موشکی دقیق، بخشی از منافع کلیدی آمریکا در منطقه را از بین برده است. در کنار این تقابل، سرنگونی پهپادهای گرانقیمت و جنگندههای آمریکایی، هزینههای نبرد را برای واشنگتن دوچندان کرده است.
با گذشت دقیقا ۳۶ روز از آغاز درگیریهای مستقیم، اکنون ابهام درباره زمان پایان جنگ به اوج خود رسیده است. در حالی که مقامات آمریکایی از احتمال آغاز نبرد زمینی سخن میگویند، تهران نشان داده که از انتقال میدان جنگ به روی زمین، بیش از نبردهای هوایی استقبال میکند؛ چرا که شکست احتمالی آمریکا در زمین، نه تنها ورق را به نفع ایران برمیگرداند، بلکه میتواند نقطه پایانی بر حضور نظامی ایالات متحده در این نبرد باشد.
اکنون هر دو طرف در برابر یک انتخاب بزرگ قرار گرفتهاند: عبور از مرزهای فعلی و تشدید بیسابقه جنگ، یا پذیرش واقعیتهای میدانی و حرکت به سمت پایان درگیری.
علیرضا مجیدی، تحلیلگر مسائل خاورمیانه، معتقد است که جنگ به یک نقطه «تعادل نسبی» رسیده و حالا زمان انتخاب بین تشدید تنش یا میز مذاکره فرا رسیده است. او در گفتوگو با رویداد۲۴ میگوید: «جنگ بعد از ۵ هفته به یک نقطه تعادل رسیده است. این تقابل را میتوان به یک مثلث تشبیه کرد که سه ضلع دارد. آمریکا در این جنگ سه نوع هدف را دنبال میکند: اول، اهداف عملیاتی (مباحث نظامی مانند ترور سران و حمله به زیرساختها)؛ دوم، اهداف تاکتیکی (مواردی که آمریکا در افق ۵ ساله نمیتواند در آنها تغییر بنیادین ایجاد کند، مانند توانمندی هستهای و موشکی) و سوم، اهداف راهبردی که منظور از آن از بین بردن کامل خطر نظامی ایران است.»
بیشتر بخوانید: هشدار کهنه سربازان امریکایی به ترامپ: جنگ زمینی با ایران خطرناک است
پاکسازی در ارتش آمریکا؛ هگست مخالفان حمله زمینی به ایران را برکنار کرد
او ادامه میدهد: «ایدهآل آنها این بود که جمهوری اسلامی برچیده شود یا دستکم ایران تن به تغییرات استراتژیک اجباری بدهد. آنها در این ۵ هفته اهداف عملیاتی را تا حدی محقق کردند، اما در دستیابی به اهداف راهبردی و تاکتیکی ناکام ماندند. از لحاظ هستهای و موشکی، تداوم جنگ دستاوردی برای آمریکا نداشته است؛ البته اگر حملات عملیاتی را ادامه دهند، سرریز آن به اهداف تاکتیکی میرسد. برای مثال، تخریب زیرساختهای صنعتی اگر از سطح مشخصی فراتر رود، به تضعیف ساختاری ایران در ۵ سال پیش رو منجر خواهد شد.»
مجیدی ضلع دوم این مثلث را ریسکهای تداوم جنگ برای آمریکا میداند و به سه نکته کلیدی اشاره میکند: «اول اینکه توان آفندی ایران بر توان پدافندی آنها برتری یافته و مشخص نیست پدافندشان تا چه زمان پاسخگو باشد. دومین عامل، امنیت تنگه هرمز و بازار انرژی است؛ هرچقدر جنگ طولانیتر شود، تأثیرات مخرب اقتصادی آن عمیقتر میشود. مسئله سوم نیز وضعیت کشورهای عربی است که اکنون با بحران فرار سرمایههای خارجی مواجهاند.»
این تحلیلگر معتقد است که فرار دائمی سرمایه از کشورهای عربی، انگیزه پایان جنگ را در طرف مقابل ایجاد خواهد کرد: «هرچقدر این عملیات جدیتر شود، احتمال اینکه فرار سرمایه از سرزمینهای عربی ماندگار شود، بیشتر میشود. این اتفاق ضربهای مهلک به اقتصاد این کشورها و البته منافع شخصی ترامپ خواهد بود.»
مجیدی درباره ریسکهای طرف ایرانی نیز میگوید: «ضلع سوم قضیه، پرریسک بودن تداوم جنگ برای ماست. ما نمیدانیم قدرت آفندیمان تا چه زمانی تداوم مییابد. مسئله دوم، سرمایه اجتماعی است که تاکنون سوخت اصلی موتور نظامی ایران بوده، اما حفظ آن در درازمدت با ابهام مواجه است. سومین عامل این است که آیا تداوم حملات آمریکا، ما را به نقطهای میرساند که سناریوی «زمین سوخته» مطرح شود؟ یعنی اگر دشمن ببیند حریف ایران نمیشود، ممکن است به دنبال تبدیل کشور به یک سرزمین سوخته باشد. در این شرایط، یک تصمیم پرریسک این است که منتظر تضعیف طرف مقابل بمانیم و حالت کمریسک این است که با ابتکاراتی به دنبال پایان جنگ باشیم.»
وی با اشاره به گزینههای روی میز آمریکا برای عملیات زمینی میگوید: «مسیرهای مختلفی وجود دارد؛ از بحث جزایر نزدیک به تنگه هرمز تا تحریک اقلیم کردستان. اما اصل قضیه این است که طرفین دچار فرسایش شدهاند. آمریکا یا باید به سمت تضعیف بیشتر برود یا پایان جنگ. احتمالاً آنها مسیر تشدید را انتخاب کنند که مهمترین گزینه آن، عملیات زمینی است؛ اما این کار فوقالعاده پرریسک است؛ هم از نظر نتیجهبخشی و هم از نظر تلفات انسانی.»
بیشتر بخوانید: ایران چگونه باید به جنگ پایان دهد؟ | مقاله مهم ظریف درباره نحوه دستیابی به صلح قبل از تبدیل جنگ به جنگ جهانی سوم
هشدار تند قالیباف به زبان انگلیسی؛ ۷ میلیون ایرانی آمادهاند سلاح به دست بگیرند
او میافزاید: «اگر آنها بخواهند مثلاً در نطنز عملیات زمینی انجام دهند تا اورانیومها را استخراج کنند، با ریسک بزرگی مواجهاند. در بحث جزایر هم حتی اگر موفق شوند، مشخص نیست منجر به بازگشایی تنگه هرمز شود یا خیر. فارغ از تلفات، بعید است ایران چنین معاملهای را بپذیرد. ما هم در این نقطه با یک دوراهی مواجهیم: اقدام پرریسک متقابل یا حصول توافق به هر قیمت.»
مجیدی معتقد است رفتار دشمن پس از شکست احتمالی در نبرد زمینی تعیینکننده است. او میگوید: «ما در مقابل هرگونه عملیات زمینی، در چهار محور پاسخ محکمی خواهیم داد که آسیب جدی به آمریکا میزند. اما باید سنجید که اگر آنها شکست بخورند، چه واکنش جنونآمیزی نشان خواهند داد.»
این تحلیلگر در پایان به سناریوی هستهای اشاره کرده و میگوید: «بمب اتم، خانه آخر آمریکاست. اما استفاده از آن هزینههای بینالمللی و داخلی وحشتناکی دارد. اگر عملیات زمینی شکست بخورد و تلفات آمریکا سهرقمی شود (در حالی که آمار رسمی فعلی ۱۳ کشته و بیش از ۴۰۰ مجروح است)، بحران به اوج میرسد. شکست زمینی آمریکا جهان را تکان خواهد داد. در آن صورت، اگر آمریکا به سمت گزینه اتمی برود، ایران هم رسماً اعلام ساخت بمب خواهد کرد و هشدار میدهد که پاسخ اتمی در راه است. آمریکا باید بداند بمب اتم ابزار تهدید است، نه شلیک. شما تنها زمانی میتوانید شلیک کنید که مطمئن باشید اتفاق ژاپن تکرار میشود و طرف مقابل توان پاسخ ندارد؛ در غیر این صورت، شلیک اتمی تنها به اتمی شدن قطعی ایران و ویرانی دوجانبه منجر خواهد شد.»