ایران چگونه باید به جنگ پایان دهد؟ | مقاله مهم ظریف درباره نحوه دستیابی به صلح قبل از تبدیل جنگ به جنگ جهانی سوم

رویداد۲۴ | در میانه یکی از پرتنشترین مقاطع جنگ ایران با ایالات متحده و اسرائیل،محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه پیشین جمهوری اسلامی ایران، در یادداشتی مفصل برای نشریه معتبر فارین افرز تلاش کرده است تصویری متفاوت از موازنه جنگ و مسیر پایان آن ارائه دهد. ظریف که سالها در قلب دیپلماسی هستهای و مناسبات ایران با غرب حضور داشته، در این مقاله از آنچه «دست برتر ایران» در میدان میخواند سخن میگوید و استدلال میکند تهران باید همین موقعیت را به سکویی برای پایان جنگ و دستیابی به یک توافق پایدار تبدیل کند.
متن زیر ترجمه کامل این یادداشت ارزشمند است:
ایران در حال پیروزی است
ایران آغازگر جنگ با ایالات متحده و اسرائیل نبود. اما اکنون که بیش از یک ماه از آن گذشته، جمهوری اسلامی بهوضوح در حال پیروزی است. نیروهای آمریکایی و اسرائیلی هفتههاست بیوقفه خاک ایران را بمباران میکنند، هزاران نفر را کشتهاند و صدها ساختمان را تخریب کردهاند، آن هم با این امید که حکومت کشور را سرنگون کنند. با این حال، ایران خط دفاعی خود را حفظ کرده و با موفقیت از منافعش دفاع کرده است. این کشور توانسته تداوم رهبری خود را حفظ کند، حتی در شرایطی که عالیترین مقاماتش ترور شدهاند، و بارها به مهاجمان خود پاسخ داده است، در حالی که آنها تأسیسات نظامی، غیرنظامی و صنعتی ایران را هدف قرار دادهاند. آمریکاییها و اسرائیلیهایی که با توهم وادار کردن ایران به تسلیم این درگیری را آغاز کردند، اکنون خود را در باتلاقی بدون راه خروج میبینند. در مقابل، ایرانیان دستاوردی تاریخی از مقاومت رقم زدهاند.
برای برخی از ایرانیان، این موفقیت دلیلی است برای ادامه جنگ تا زمانی که مهاجمان بهطور کامل مجازات شوند، نه جستوجوی پایان مذاکرهشده. از ۲۸ فوریه تاکنون، هر شب جمعیتهای بزرگی از ایرانیان در سراسر کشور گرد هم آمدهاند تا با فریاد «نه به تسلیم، نه به سازش، جنگ با آمریکا» ایستادگی خود را نشان دهند. از این منظر، ایالات متحده ثابت کرده که در مذاکرات قابل اعتماد نیست و به حاکمیت ایران احترام نمیگذارد. بنابراین، دلیلی برای ورود به گفتوگو و ارائه راه خروج به آن وجود ندارد. در عوض، تهران باید برتری خود را حفظ کرده و به حمله به پایگاههای آمریکا و بستن مسیر تجارت در تنگه هرمز ادامه دهد تا واشنگتن بهطور اساسی رویکرد منطقهای خود را تغییر دهد.
بیشتر بخوانید: جنگ، جنگ تا پیروزی یا مذاکره؟ | کوروش احمدی: تا اهرم تنگه هرمز را داریم باید مذاکره کنیم
چرا باید جنگ را تمام کرد؟
با این حال، ادامه جنگ با آمریکا و اسرائیل، هرچند ممکن است از نظر روانی رضایتبخش باشد، تنها به تخریب بیشتر جان غیرنظامیان و زیرساختها منجر خواهد شد. این بازیگران که از ناکامی در تحقق اهدافشان ناامید شدهاند، بهطور فزایندهای به هدف قرار دادن تأسیسات حیاتی دارویی، انرژی و صنعتی و حتی حملات تصادفی به غیرنظامیان بیگناه روی آوردهاند. این خشونت همچنین بهتدریج کشورهای بیشتری را درگیر میکند و خطر تبدیل یک درگیری منطقهای به جنگی جهانی را افزایش میدهد؛ و متأسفانه، سازمانهای بینالمللی نیز تحت فشار ایالات متحده در برابر بسیاری از این اقدامات—از جمله کشتار نزدیک به ۱۷۰ کودک مدرسهای در روز نخست جنگ—سکوت کردهاند.
بنابراین، تهران باید از موقعیت برتر خود نه برای ادامه جنگ، بلکه برای اعلام پیروزی و دستیابی به توافقی استفاده کند که هم این درگیری را پایان دهد و هم از جنگ بعدی جلوگیری کند.
مختصات توافقی که ایران قبول می کند
بیشتر بخوانید: دو راهی ژاپن در واپسین روزهای جنگ جهانی دوم | چرا ژاپن ناگهان شمشیر را زمین گذاشت؟
ایران میتواند در ازای پایان همه تحریمها، محدودیتهایی بر برنامه هستهای خود بپذیرد و تنگه هرمز را بازگشایی کند—توافقی که پیشتر واشنگتن آن را نپذیرفت، اما اکنون ممکن است به آن تن دهد. همچنین ایران باید آماده پذیرش یک پیمان عدم تعرض متقابل با ایالات متحده باشد که در آن هر دو کشور متعهد شوند در آینده به یکدیگر حمله نکنند. تهران میتواند تعاملات اقتصادی با آمریکا را نیز پیشنهاد دهد، امری که به سود مردم هر دو کشور خواهد بود. چنین نتایجی به مقامات ایرانی این امکان را میدهد که تمرکز خود را از مقابله با تهدیدات خارجی به بهبود شرایط داخلی معطوف کنند. به بیان دیگر، ایران میتواند آیندهای روشن را که مردمش شایسته آن هستند، تضمین کند.
رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ با وجود موقعیت تضعیفشده خود—یا شاید دقیقاً به همین دلیل—همچنان اظهاراتی متناقض و گیجکننده درباره مذاکرات مطرح میکند. او در سخنرانی اخیر خود، در حالی که وعده داد ایران را «به عصر حجر بازمیگرداند»، همزمان مدعی شد که عملیات نظامی آمریکا ظرف چند هفته به پایان میرسد. اما کاخ سفید بهوضوح نگران افزایش هزینههای انرژی است—افزایشی که خود نتیجه این جنگ است—و چنین توافقی میتواند راه خروجی بهموقع برای ترامپ فراهم کند و حتی اشتباه بزرگ او را به ادعای پیروزی تبدیل نماید.
پذیرش پیروزی
بیشتر بخوانید: چگونه جنگها پایان مییابند؟ | گیدئون رز؛ سراب فتح و توهم پایان
خشم ایرانیان نسبت به ایالات متحده شدید است—و این تنها به دلیل تجاوز کنونی نیست. از آغاز هزاره جدید، جمهوری اسلامی و مردم آن بارها از سوی مقامات آمریکایی مورد بیاعتمادی و خیانت قرار گرفتهاند. ایران پس از حملات ۱۱ سپتامبر به آمریکا در افغانستان کمک کرد، اما جرج دبلیو بوش آن را در «محور شرارت» قرار داد. دولت باراک اوباما توافق هستهای ۲۰۱۵ را امضا کرد، اما پایبندی کامل ایران به آن به عادیسازی روابط اقتصادی منجر نشد. سپس ترامپ از توافق خارج شد و سیاست «فشار حداکثری» را اعمال کرد. این روند حتی در دوران جو بایدن نیز ادامه یافت.
با بازگشت ترامپ به قدرت، وضعیت حتی گمراهکنندهتر شد. کاخ سفید مدعی تمایل به توافق بود، اما بهجای دیپلماتهای حرفهای، افرادی فاقد تخصص را به مذاکرات فرستاد. در نهایت، پس از شکست این تلاشها، حمله نظامی گسترده علیه ایران آغاز شد.
در نتیجه، بسیاری از ایرانیان هرگونه مذاکره را رد میکنند. اما با وجود قابل درک بودن این دیدگاه، ادامه جنگ تنها به تلفات بیشتر و اتلاف منابع منجر خواهد شد، بدون آنکه تغییری در بنبست ایجاد کند. حتی احتمال حمله زمینی آمریکا نیز وجود دارد—اقدامی که اگرچه آمریکا را بیشتر در باتلاق فرو میبرد، اما سودی برای ایران نخواهد داشت.
اگر مذاکرات آغاز شود، دو مسیر وجود دارد: آتشبس یا توافق جامع. آتشبس آسانتر است، اما ناپایدار. هر لحظه ممکن است با یک اشتباه از هم بپاشد. بنابراین، هدف باید دستیابی به یک توافق جامع باشد—پایانی بر ۴۷ سال خصومت.
آمادگی برای صلح
برای آغاز روند صلح، اقدام متقابل ضروری است. همه طرفها باید حملات را متوقف کنند. ایران باید با همکاری عمان امنیت عبور کشتیها در تنگه هرمز را تضمین کند، و آمریکا نیز باید اجازه دهد ایران از این مسیر بهرهمند شود.
در گام بعد، توافقی جامع میتواند شکل گیرد: ایران متعهد شود بهدنبال سلاح هستهای نرود و سطح غنیسازی را کاهش دهد؛ در مقابل، آمریکا تحریمها را لغو کند و امکان مشارکت ایران در اقتصاد جهانی را فراهم سازد. همچنین نظارتهای بینالمللی تقویت خواهد شد.
قدرتهای جهانی مانند چین و روسیه میتوانند در حل مسائل باقیمانده—از جمله مدیریت ذخایر اورانیوم—نقش ایفا کنند. در سطح منطقهای نیز، ایجاد یک سازوکار امنیتی میان کشورهای خلیج فارس و دیگر بازیگران میتواند به تثبیت صلح کمک کند.
برای تحکیم این روند، ایران و آمریکا میتوانند همکاریهای اقتصادی و فناوری را آغاز کنند و حتی شرکتهای آمریکایی در پروژههای انرژی ایران مشارکت داشته باشند. همچنین، واشنگتن باید در بازسازی خسارات جنگ نقش ایفا کند.
در نهایت، دو کشور باید یک پیمان دائمی عدم تعرض امضا کنند و محدودیتهای دیپلماتیک و کنسولی را کاهش دهند.
این توافق آسان نخواهد بود. بیاعتمادی عمیق باقی خواهد ماند و احتمالاً نیاز به تضمینهای خارجی وجود دارد.
اما این جنگ—با تمام تلخیاش—فرصتی ایجاد کرده است.
ایرانیان میتوانند با اتکا به مقاومت خود وارد صلح شوند، و آمریکاییها نیز دریافتهاند که جمهوری اسلامی از میان نخواهد رفت.
احساسات ممکن است همچنان شعلهور باشد و هر طرف از پیروزیهای خود سخن بگوید، اما تاریخ در نهایت کسانی را به یاد خواهد سپرد که صلح را رقم زدند.


