رویداد۲۴| این هفته، همزمان با سفر مجموعهای از رهبران—از جمله ولیعهد ابوظبی و نخستوزیر اسپانیا—به پکن، این پرسش که چین چه نقشی میتواند در حل بحران ایفا کند، به پسزمینه تمام دیدارها تبدیل شده بود. در این مذاکرات، رهبر چین، شی جین پینگ، نقض قوانین بینالمللی را «بازگشت به قانون جنگل» توصیف کرد—اشارهای غیرمستقیم به ترامپ—و «راهحل چینی» را در قالب یک طرح چهارمادهای ارائه داد.
نیویورک تایمز در یادداشتی می گوید: این طرح عملاً چیزی فراتر از دعوت به احترام به اصل حاکمیت کشورها و قوانین بینالمللی نیست. این موضوع نشان میدهد که چین، حتی با وجود نگرانیهای فزاینده درباره تأثیرات اقتصادی جنگ، همچنان از درگیر شدن عمیق در بحران پرهیز میکند. این رویکرد شامل پاسخ مبهم به درخواستهای ایران برای تضمین امنیت و همچنین خودداری از استفاده از نفوذ اقتصادیاش—بهعنوان بزرگترین شریک تجاری ایران—برای وادار کردن تهران به پذیرش خواستههای آمریکا است.
دینگ لونگ، استاد مؤسسه مطالعات خاورمیانه در دانشگاه مطالعات بینالمللی شانگهای، به نیویورک تایمز میگوید: «اینکه از چین انتظار داشته باشیم ایران را تحت فشار بگذارد، درک نادرستی از سیاست خارجی چین است. کمک به آمریکا یا اسرائیل اصلاً در دستور کار چین نیست، چون پکن از ابتدا با این جنگ مخالف بوده است.»
چین که سالهاست بر اصل عدم مداخله در امور داخلی کشورها تأکید دارد، میخواهد بهعنوان یک قدرت جهانی بر اساس قواعد خودش شناخته شود. برخلاف آمریکا که از طریق شبکهای از اتحادهای نظامی نفوذ خود را حفظ کرده، چین تنها یک متحد رسمی دارد: کره شمالی.
بیشتر بخوانید: درخواست چین از ایران: تنگه هرمز را باز کنید
دیلی تلگراف: ماکرون و استارمر ائتلاف اروپایی برای بازگشایی تنگه هرمز تشکیل میدهند
رهبران چین تمایلی ندارند که تعهد دفاعی به کشوری دیگر بدهند و خود را درگیر جنگی پرهزینه کنند که در نهایت میتواند به تضعیف قدرت داخلیشان منجر شود.
پاتریشیا کیم، پژوهشگر مؤسسه بروکینگز، به نیویورک تایمز میگوید: «رهبران چین مداخلات آمریکا در خاورمیانه را یکی از عوامل اصلی افول این کشور میدانند و هیچ علاقهای به تکرار این الگو ندارند.»
نیویورک تایمز نوشته: با این حال، جنگ ایران بدون هزینه برای چین نیست. این کشور در صورت تداوم درگیری، چیزهای زیادی برای از دست دادن دارد. تنگه هرمز یکی از حیاتیترین مسیرهای انرژی و تجارت برای چین است و حدود یکسوم واردات نفت این کشور از خلیج فارس تأمین میشود.
در شرایطی که اقتصاد چین به صادرات وابسته است، افزایش قیمت انرژی میتواند تقاضا برای کالاهای چینی را کاهش دهد.
یون سان، پژوهشگر مرکز استیمسون، به نیویورک تایمز میگوید: «چین ذخایر استراتژیک دارد، اما این ذخایر برای همیشه دوام نمیآورند. آنها از بیثباتی و جنگی که مثل سایه بالای سرشان است، خوششان نمیآید.»
به گزارش نیویویک تایمز، در نشانهای از نگرانی رو به افزایش، مقامات چینی این هفته فعالیتهای دیپلماتیک خود را افزایش دادند، بهویژه پس از آنکه مذاکرات آمریکا و ایران به توافق صلح منجر نشد.
وزیر خارجه چین، ونگ یی، از همتای پاکستانی خود خواست به حفظ «شتاب بهدستآمده» در آتشبس موقت کمک کند. او همچنین در گفتوگو با وزیر خارجه ایران، ضمن حمایت از تهران، خواستار بازگشایی تنگه هرمز شد و تأکید کرد که آزادی کشتیرانی باید تضمین شود.
با این حال، تمرکز آمریکا بر خاورمیانه برای چین یک فرصت نیز محسوب میشود. در حالی که واشنگتن درگیر جنگ شده، توجه آن از منطقه هند-اقیانوس آرام—و از جمله مسئله تایوان—کاهش یافته است.
بیشتر بخوانید: العربی الجدید: محاصره دریایی ترامپ، چین را به فشار بر ایران وادار میکند؟
چین همچنین از اقدامات نظامی آمریکا استفاده کرده تا خود را بهعنوان کشوری صلحطلب و حامی ثبات جهانی معرفی کند. علاوه بر این، نارضایتی کشورها از سیاستهای ترامپ باعث شده برخی از آنها به سمت چین بهعنوان شریکی قابل پیشبینیتر متمایل شوند.
شین چیانگ، کارشناس روابط آمریکا و چین در دانشگاه فودان، به نیویورک تایمز میگوید: «این وضعیت هم خوب است هم بد. افزایش قیمت انرژی به اقتصاد چین آسیب میزند، اما نارضایتی از آمریکا باعث تقویت روابط کشورها با چین میشود و این به افزایش نفوذ پکن کمک میکند.»
او اضافه میکند: «این وضعیت نشان میدهد که چین—دستکم از نگاه ما—کشوری مسئولتر از آمریکاست؛ قابلاعتمادتر، منطقیتر و صلحطلبتر.»
زمانی که مقامات ایرانی از نقش چین در دستیابی به آتشبس اخیر سخن گفتند، پکن این موضوع را نه تأیید کرد و نه تکذیب. سخنگوی وزارت خارجه چین تنها اعلام کرد که این کشور «فعالانه» برای پایان بحران تلاش میکند.
این موضعگیری محتاطانه نشان میدهد که چین احتمالاً نقش مستقیمی در میانجیگری نداشته و بیشتر به تشویق طرفین به گفتوگو بسنده کرده است. برخی تحلیلگران معتقدند ایران ممکن است نقش چین را بزرگنمایی کرده باشد تا پکن را بیشتر درگیر توافق با آمریکا کند.
سارا بران، تحلیلگر مسائل چین، به نیویورک تایمز میگوید: «بسیار بعید است که چین نقش فعالی در میانجیگری داشته باشد. ریسکها بالاست و پکن نمیخواهد در صورت شکست مذاکرات، مقصر شناخته شود.»
چین همواره بر این اصل تأکید دارد که کشورها باید بدون دخالت خارجی اداره شوند و خود را قدرتی معرفی میکند که دیگران را تحت فشار قرار نمیدهد.
اما واقعیت این است که چین ابزارهای محدودی برای اعمال فشار بر ایران دارد—بهویژه در مقایسه با قدرت نظامی آمریکا.
با وجود رشد سریع توان نظامی چین، این کشور شبکه گستردهای از پایگاههای خارجی مانند آمریکا ندارد. نیروی دریایی چین از سال ۲۰۰۸ در خلیج عدن حضور دارد، اما تاکنون برای حفاظت از کشتیهای چینی در این بحران وارد عمل نشده است.
به گفته کارشناسان، چنین اقدامی تنها در صورتی محتمل است که کشتیهای چینی مستقیماً هدف حمله قرار گیرند.
در نهایت، چین با مجموعهای از اولویتهای متضاد روبهرو است: مدیریت پیامدهای اقتصادی بحران انرژی، تنظیم روابط با آمریکا پیش از دیدار احتمالی سران، و حفظ روابط همزمان با ایران و کشورهای خلیج فارس.
با کاهش احتمال پیروزی سریع آمریکا و اسرائیل در جنگ، محاسبات پکن نیز تغییر کرده است.
یون سان میگوید: «اگر آمریکا در یکی دو هفته پیروز میشد، چین هم با آن همراه میشد. اما حالا استراتژی چین این است که هرچه سریعتر به آتشبس برسد و در عین حال، نقش خود—هرچند غیرمستقیم—را در میانجیگری تقویت کند تا اعتبار بیشتری به دست آورد.»
در مجموع، چین تلاش میکند در این بحران نقش یک بازیگر محتاط، غیرمداخلهگر و در عین حال تأثیرگذار را ایفا کند—نقشی که به آن اجازه میدهد بدون پرداخت هزینههای سنگین، جایگاه خود را در نظم جهانی تقویت کند.