رویداد ۲۴| پیوند هنر و سیاست همواره یکی از جذابترین و پرحاشیهترین سوژههای رسانهای بوده است. داستانهای عاشقانه میان بازیگران و سیاستمداران ـ از شایعه رابطه گلشیفته فراهانی با امانوئل مکرون که این روزها وایرال شده تا رابطه افسانهای مریلین مونرو و جان اف. کندی ـ نشان میدهد که وقتی ستارههای سینما با قدرتمداران جهان پیوند میخورند، نتیجه نه یک عشق خصوصی، بلکه رویدادی است که دههها در حافظه تاریخی باقی میماند، حالا که دهههای از مرگ مریلین مونرو میگذرد هنوز وقتی درباره او صحبت میشود یکی از نکاتی که اشاره میشود رابطهاش با جان اف کندی است، رابطهای که با مرگ مشکوک مونرو هرگز از کم و کیف آن کسی خبردار نشد.
در این گزارش مروری داریم بر مشهورترین این عشقها؛ از مرلین مونرو و جان اف. کندی تا جین فوندا و تام هیدن، و از کارلا برونی تا کیتی پری و جاستین ترودو.
گلشیفته فراهانی و امانوئل مکرون؛ شایعهای که به سیلی در هانوی انجامید
در روزهای اخیر، شایعاتی درباره رابطه میان گلشیفته فراهانی، بازیگر ایرانی-فرانسوی، و امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه، منتشر شد. بر اساس برخی ادعاها، آنها ارتباطی نزدیک و پنهانی داشتهاند. این شایعات پس از انتشار کتابی درباره زندگی خصوصی مکرون شدت گرفت. با این حال، دفتر ریاستجمهوری فرانسه به صورت رسمی این خبر را رد نکرد و همچنین خود گلشیفته فراهانی گرچه پیشتر این موضوع را تکذیب کرده بود به این خبر تازه واکنشی نشان نداد.
ماجرا از روز چهارشنبه، ۱۳ مه ۲۰۲۶، با انتشار کتابی به نام «یک زوج (تقریباً) کامل» نوشته فلوریان تاردیف، روزنامهنگار پاریس مَچ، کلید خورد. تاردیف در مصاحبه با رادیو RTL فرانسه فاش کرد که ماهها پیش از این، رئیسجمهور فرانسه و گلشیفته فراهانی تبادل پیامهایی داشتهاند که لحنی بسیار صمیمانه داشته است. به گفته او، مکرون در یکی از پیامها به فراهانی گفته بود: «من تو را خیلی زیبا مییابم.» این کتاب ادعا میکند که این رابطه به اصطلاح «پلاتونیک» چند ماه ادامه داشته و منشأ تنشهای جدی میان امانوئل و بریژیت مکرون شده است. تاردیف تأکید کرده که این رابطه فراتر از ارسال پیام نرفته، اما همین تصور که ممکن است چیزی در کار باشد، برای بریژیت غیرقابل تحمل بوده است.
نقطه اوج این ماجرا واقعهای بود که در مه ۲۰۲۵ در فرودگاه هانوی، ویتنام، روی داد. دوربینهای خبری لحظه پیاده شدن امانوئل و بریژیت مکرون از هواپیما را ثبت کردند: بریژیت با حرکتی ناگهانی دست خود را به صورت همسرش کوبید. این ویدئو بلافاصله در شبکههای اجتماعی وایرال شد. کتاب تاردیف روایت میدهد که لحظاتی پیش از این سیلی، بریژیت پیامی از گلشیفته فراهانی را روی گوشی همسرش خوانده بوده است. کتاب نقل میکند: «آنچه بریژیت را آزرد نه چندان محتوای پیام، بلکه چیزی بود که آن پیام به آن اشاره میکرد: یک احتمال... هیچ چیز ملموس یا واقعاً قابل انکاری، اما صرفِ ایده... کافی بود.» دوست نزدیک بانوی اول فرانسه نیز به نویسنده گفته است: «او خود را در حال حذف شدن میدید.»
ساعاتی پس از انتشار این ادعاها، دفتر بریژیت مکرون به شدت به آنها واکنش نشان داد و اعلام کرد که بریژیت این روایت را «قاطعانه رد میکند» و هرگز گوشی همسرش را چک نمیکند. خود بریژیت نیز پیشتر در ۵ مارس ۲۰۲۶ مستقیماً به نویسنده کتاب گفته بود که این ادعاها بیاساس است. گلشیفته فراهانی نیز بارها شایعه هرگونه رابطه با مکرون را رد کرده است. او در مارس ۲۰۲۶ در مصاحبه با مجله لوپن فرانسه گفت: «فکر میکنم برخی افراد کمبود عشق دارند و برای پر کردن این خلأ نیاز دارند چنین عاشقانههایی بسازند.» تیم رسانهای امانوئل مکرون نیز برای مدیریت بحران، نخست ادعا کردند که ویدئوی سیلی ممکن است با هوش مصنوعی ساخته شده باشد، اما سپس پذیرفتند که این ویدئو واقعی است و آن را یک «شوخی بیآزار» پیش از یک مراسم رسمی توصیف کردند. با وجود تکذیبها، این ماجرا نشان داد که رسانهها همچنان علاقه زیادی به ترکیب دنیای هنر و سیاست دارند و کوچکترین شایعه میتواند به خبری جهانی تبدیل شود.
مرلین مونرو و جان اف. کندی؛ رابطهای افسانهای و مرموز
رابطه میان بازیگران و سیاستمداران در طول تاریخ بیسابقه نبوده است، اما بدون شک یکی از مشهورترین و مرموزترین این روابط، ارتباط میان مریلین مونرو و جان اف. کندی است. مریلین مونرو در دهه ۱۹۵۰ و اوایل دهه ۱۹۶۰ یکی از بزرگترین ستارگان هالیوود بود و نماد زیبایی و جذابیت فرهنگی آمریکا به شمار میرفت. شایعات مربوط به رابطه او با رئیسجمهور آمریکا مدتها پیش از اجرای معروف «تولدت مبارک، آقای رئیسجمهور» آغاز شده بود. در سال ۱۹۶۲، زمانی که مونرو در جشن تولد کندی در مدیسون اسکوئر گاردن این ترانه را اجرا کرد، بسیاری این اجرا را نشانهای آشکار از صمیمیت میان آن دو دانستند. گفته میشود که پس از شدت گرفتن این شایعات، ژاکلین کندی به همسرش هشدار داد که باید به رابطه پایان دهد. بر اساس برخی روایتها، کندی تحت فشار سیاسی و خانوادگی رابطه را قطع کرد. اما داستان در همینجا تمام نشد. بعدها شایعاتی درباره رابطه مونرو با رابرت اف. کندی، برادر رئیسجمهور، مطرح شد. مرگ ناگهانی و غمانگیز مرلین مونرو در سال ۱۹۶۲ باعث شد این رابطه به یکی از بزرگترین رازهای تاریخ سیاسی و فرهنگی آمریکا تبدیل شود.
پیر ترودو؛ نخستوزیری که دل بازیگران هالیوود را برد
پیر ترودو، نخستوزیر اسبق کانادا که سالهای ۱۹۶۸ تا ۱۹۷۹ و سپس ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۴ را در قدرت بود، نه تنها به خاطر سیاستهای پیشروانهاش، بلکه به خاطر زندگی عاشقانه پرماجرا با ستارههای هالیوود نیز شهرت داشت. او در دو مقطع مجزا با دو بازیگر مشهور آمریکایی رابطه برقرار کرد؛ رابطههایی که هرکدام به نوعی بازتاب رسانهای گستردهای یافت.
نخستین و شاید احساسیترین این روابط، در اواخر دهه ۱۹۶۰ با باربارا استرایسند، خواننده و بازیگر برنده اسکار، شکل گرفت. آغاز این رابطه به زمانی برمیگردد که ترودو پس از اجرای یکی از فیلمهای استرایسند در لندن، به پشت صحنه رفت و با او دیدار کرد. باربارا که در آن زمان ۲۷ ساله بود و به تازگی از همسرش جدا شده بود، شیفته ترودوی ۵۰ ساله شد. او در خاطراتش نوشت: «او را مردی بسیار باهوش، جذاب و پرشور میدانستم.» استرایسند حتی مدتی به ازدواج با ترودو و زندگی در کانادا فکر کرد، اما در نهایت ترس از جدی شدن بیش از حد رابطه و فشارهای ناشی از شهرت و سیاست، باعث شد که این عشق کوتاه به پایان برسد.
سالها بعد، در اوایل دهه ۱۹۸۰، کیم کاترال، بازیگری که بعدها با نقش سامانتا جونز در مجموعه «سکس و سیتی» به شهرت جهانی رسید، راهی متفاوت را در پیش گرفت. او که در افتتاحیه فیلم «Tribute» در کانادا با ترودو ملاقات کرده بود، شخصاً برای قرار ملاقات با نخستوزیر پیشقدم شد. کاترال بعدها در مصاحبهای ترودو را «بسیار باهوش، حساس و خوشصحبت» توصیف کرد. این رابطه نیز اگرچه کوتاهمدت بود، اما به یکی از معروفترین داستانهای عاشقانه میان هالیوود و سیاست تبدیل شد.
اتفاقی عجیب و تلخ درباره کاترال و خانواده ترودو در سال ۲۰۱۶ رخ داد: برنامه مشهور «۶۰ دقیقه» هنگام پخش عکسی مربوط به سال ۱۹۸۱، چهره کاترال را به اشتباه به عنوان مارگارت ترودو، همسر سابق پیر و مادر جاستین، الکساندر و میشل معرفی کرد. این
اشتباه رسانهای باعث شد نام کاترال بار دیگر و این بار ناخواسته در کنار خانواده ترودو قرار گیرد.
پسر راه پدر را رفت؛ جاستین ترودو و کیتی پری
این الگوی جذابیت داشتن سلبریتیها، ظاهراً در خانواده ترودو ریشه دوانده است. جاستین ترودو، پسر پیر ترودو و نخستوزیر پیشین کانادا، نیز راه پدر را دنبال کرد، منتها با چهرهای جنجالیتر و پرمخاطبتر. در سال ۲۰۲۵، تنها چند هفته پس از جدایی کیتی پری از اورلاندو بلوم، پاپاراتزیها او را در کنار جاستین ترودو در یک شام خصوصی در مونترآل شکار کردند. این تصاویر مانند بمب در رسانههای جهان ترکید. کمتر کسی انتظار داشت خواننده پاپی چون کیتی پری، که با آهنگهایی چون «دختر کالیفرنیا» شهرت داشت، در کنار یک سیاستمدار جدی و دوستداشتنی کانادایی دیده شود.
رابطه آنها به سرعت خبرساز شد. هواداران کیتی پری در شوک بودند و رسانههای کانادا نیز از اینکه نخستوزیر سابق کشورشان با یک سوپراستار بینالمللی وارد رابطه شده، یا حیرتزده بودند یا خشمگین. برخی این رابطه را «غیرمنتظرهترین زوج سال» نامیدند. اما کیتی پری که هیچگاه از جنجال فراری نبود، در دسامبر همان سال با انتشار عکسهایی از سفرهایشان، رابطه را به طور رسمی تأیید کرد. جاستین ترودو که پیش از این نیز به خاطر ظاهر جذاب و سبک زندگی مدرناش مورد توجه رسانهها بود، این بار ثابت کرد که مانند پدرش، از قرار گرفتن در کنار ستارههای هالیوود نه تنها ابایی ندارد، بلکه میتواند به خوبی از آن برای حفظ محبوبیت خود استفاده کند. با این حال، منتقدان سیاسی این رابطه را نوعی «انحراف افکار عمومی» از مشکلات اقتصادی کانادا ارزیابی کردند. به هر حال، به نظر میرسد «ژن عشق به سلبریتی» در خانواده ترودو ارثی است.
کارلا برونی و نیکلا سارکوزی؛ عشقی که پیشبینی نمیشد
کارلا برونی، مدل و خواننده مشهور فرانسوی-ایتالیایی، در سال ۲۰۰۷ با نیکلا سارکوزی آشنا شد. این آشنایی خیلی سریع به یک رابطه جدی و سپس ازدواج انجامید. تنها چند ماه بعد، آنها در کاخ الیزه ازدواج کردند و کارلا برونی به بانوی اول فرانسه تبدیل شد. او به دلیل سبک خاص پوشش، شخصیت آرام و فعالیتهای هنریاش توجه زیادی را به خود جلب کرد. برخلاف بسیاری از روابط پرحاشیه در دنیای سیاست و هنر، ازدواج برونی و سارکوزی همچنان ادامه دارد و از نمونههای نسبتاً موفق این نوع روابط به شمار میرود.
الیزابت تیلور و جان وارنر؛ وقتی عشق به سیاست تسلیم شد
در سال ۱۹۷۶، سفیر بریتانیا از جان وارنر (که در آن زمان یک وکیل و سیاستمدار تازهکار بود) خواست تا الیزابت تیلور، ستارهٔ هالیوود، را به یک مهمانی سلطنتی در واشینگتن همراهی کند. این قرار کور منجر به ازدواجی سریع شد: در دسامبر همان سال، تیلور برای ششمین بار ازدواج کرد و وارنر ششمین همسر او شد. مراسم در مزرعه وارنر در ویرجینیا برگزار شد. تیلور بعدها تعریف کرد که رویای زندگی آرامی در مزرعه را داشت: پرورش اسب، نگهداری از حیوانات و حتی پرورش گاوها. اما وارنر تقریباً بلافاصله پس از عروسی، چشمش را به یک کرسی خالی در سنای آمریکا دوخت.
تیلور که پیشتر دموکرات بود، در کارزار انتخاباتی همسر جمهوریخواهش شرکت کرد و با حضور خود، جمعیت عظیمی را به خیابانها کشاند. با این حال، به او توصیه شده بود لباس پرزرقوبرق نپوشد. او سالها بعد با لبخند گفت: «من در نهایت یک کت و شلوار ساده پوشیدم. من. کت و شلوارهای ساده! آدم برای عشق چه کارها که نمیکند.» وارنر در سال ۱۹۷۹ به سنا راه یافت و بلافاصله به شوخی به «سناتور الیزابت تیلور» معروف شد.
زندگی در واشینگتن برای تیلور که تمام عمر ملکه هالیوود بود، تبدیل به یک کابوس شد. او از ایستادن در صف در مهمانیهای همسران سناتورها تحقیر میشد، احساس تنهایی و بیارزشی میکرد و به گفته خودش، زندگی در این شهر «او را به یک معتاد الکل و مواد مخدر تبدیل کرد.» وزنش از ۵۴ کیلوگرم به بیش از ۸۱ کیلوگرم رسید. تیلور بعدها در کتابش نوشت: «فکر نمیکنم هیچوقت در زندگی به اندازه وقتی خانم سناتور بودم تنها بوده باشم... جان نه بیشتر و نه کمتر از هر سناتور دیگری کار میکرد. من فقط نمیتوانستم تنهایی شدید را تحمل کنم، نداشتن اشتراک با کسی که بیش از همه میخواستم با او شریک شوم.» وارنر نیز اعتراف کرد که کار سنا تمام زندگیاش را گرفته است: «الیزابت کسی است که عاشق شریک شدن کامل زندگی با شخص خودش است. وارد سنا میشوی و کنترل ساعتها و نظم را از دست میدهی.» پس از ۱۴ ماه جدایی، سرانجام در سال ۱۹۸۲ طلاق گرفتند.
جین فوندا و تام هیدن؛ عشق در میانه اعتراض
جین فوندا و تام هیدن در اوایل دهه ۱۹۷۰ و در اوج جنبشهای اعتراضی علیه جنگ ویتنام با یکدیگر آشنا شدند. فوندا که تازه از همسر اولش، کارگردان فرانسوی روژه وادیم، جدا شده بود، در یک تئاتر در مرکز شهر با هیدن روبهرو شد. جرقه این آشنایی در همان لحظات اول زده شد. خود فوندا بعدها در مستند «جین فوندا در پنج پرده» (۲۰۱۸) این لحظه را به یاد آورد. اشتراکنظر عمیق آنها در مخالفت با جنگ، خیلی زود رابطهای فراتر از یک همراهی سیاسی را شکل داد. در تابستان ۱۹۷۲، این دو رسماً وارد یک رابطه عاشقانه شدند. ماجرا تا جایی پیش رفت که در همان زمان، فوندا سفر جنجالی خود به هانوی (پایتخت ویتنام شمالی) را انجام داد و با نشستن روی یک ضدهوایی شمال ویتنام، لقب «هانوی جین» را از سوی مخالفان جنگ و دولت آمریکا دریافت کرد. بسیاری این اقدام را تحت تأثیر هیدن میدانستند.
عشق آنها در اوج تنشهای سیاسی به ازدواج انجامید. تنها سه روز پس از نهایی شدن طلاق فوندا از وادیم در ژانویه ۱۹۷۳، آنها ازدواج کردند. جالب آنکه فوندا در آن زمان سه ماهه باردار بود. تنها چند ماه بعد، در ژوئیه ۱۹۷۳، پسرشان تروی اودانووان گاریتی به دنیا آمد. آنها تصمیم گرفتند نام خانوادگی خود را به فرزندشان ندهند تا هویت او تحت تأثیر شهرت والدینش قرار نگیرد و به همین دلیل نام «گاریتی» (نام دخترانه مادربزرگ پدری) را برایش انتخاب کردند. تروی بعدها راه خانواده را در پیش گرفت و به بازیگری مشغول شد.
هیدن که در دهه ۱۹۶۰ یکی از بنیانگذاران سازمان چپگرای «دانشجویان برای یک جامعه دموکراتیک» بود و به دلیل تحریک ناآرامیهای کنوانسیون دموکرات ۱۹۶۸ محاکمه شده بود، با حمایت همسرش توانست در اواخر دهه ۱۹۷۰ وارد سیاست رسمی شود. او از ۱۹۸۲ تا ۱۹۹۲ در مجلس ایالتی و از ۱۹۹۲ تا ۲۰۰۰ در سنای کالیفرنیا خدمت کرد.
در مقابل، فوندا نیز تحت تأثیر همسر دومش مسیر تازهای را در پیش گرفت. او برای تأمین هزینههای خانواده و همچنین هماهنگی با نقش یک همسر سیاستمدار، ایده ضبط ویدیوهای ورزشی را مطرح کرد. نتیجه این ایده، مجموعه ویدیوهای ایروبیک مشهور جین فوندا بود که بیش از ۱۷ میلیون نسخه از آن فروش رفت و او را به یک امپراتوری تجاری در صنعت تناسباندام تبدیل کرد. خود فوندا بعدها اعتراف کرد که ایده این ویدیوها برای تأمین مالی فعالیتهای سیاسی هیدن بود.
اما این اتحاد ۱۷ ساله سرانجام به نقطه پایان رسید. اختلافات شخصی و سبک زندگی، کمکم فاصله میان آن دو را بیشتر کرد. در سال ۱۹۸۸، آنها از یکدیگر جدا شدند و طلاق در سال ۱۹۹۰ به صورت رسمی پایان یافت.
اتفاق تلخ و دراماتیکی که منجر به جدایی نهایی شد، از زبان خود فوندا در کتاب خاطراتش روایت شده است. او در مصاحبهای گفت: «در شب تولد ۵۱ سالگیام بود که هیدن به من اعلام کرد عاشق زن دیگری شده است». واکنش فوندا به این خبر بسیار احساسی و تکاندهنده بود. در روایتی دیگر، او تمام وسایل هیدن را در کیسههای زباله ریخت و از پنجره به بیرون پرت کرد و گفت: «این کار کمک میکند تا کمی از بار روی دوشم کم شود».
اوا پرون؛ از فقر روستایی تا کاخ ریاستجمهوری
اوا دوآرته در روستایی فقیرنشین در آرژانتین بزرگ شد. اوا بدون مدرک و بدون رابطه، کارش را از تئاتر آغاز کرد. در سال ۱۹۴۲ به ثبات اقتصادی رسید: با یک شرکت رادیویی قرارداد بست و به یکی از پردرآمدترین بازیگران رادیو در کشور تبدیل شد. او موهای سیاهش را بلوند کرد و در چند فیلم سینمایی نیز ظاهر شد، هرچند هیچکدام موفقیت چشمگیری به دست نیاوردند. اوا در کنار بازیگری، بنیانگذار اتحادیه رادیویی آرژانتین نیز بود.
در ۲۲ ژانویه ۱۹۴۴، زمینلرزهای در شهر سان خوآن ده هزار کشته برجای گذاشت. خوآن پرون، وزیر کار وقت، صندوقی برای کمک به آسیبدیدگان تأسیس کرد و ترتیب یک «جشنواره هنری» را برای جمعآوری کمک داد. از بازیگران رادیو و سینما دعوت شد تا شرکت کنند. در این جشنواره بود که اوا دوآرته برای اولین بار با سرهنگ خوآن پرون ملاقات کرد. او بعدها این روز را «روز شگفتانگیز» خود نامید. آن دو تا ساعت دو نیمه شب مراسم را با هم ترک کردند. اوا که ۲۴ سال داشت و پرون ۴۸ ساله، بلافاصله به معشوقه او تبدیل شد. همسر اول پرون، اورلیا تیسون، سالها پیش در اثر سرطان درگذشته بود.
پیش از آشنایی با پرون، اوا هیچ دانش یا علاقهای به سیاست نداشت. به همین دلیل، هرگز با پرون یا نزدیکانش مجادله نمیکرد و تنها آنچه میشنید را جذب میکرد. خود پرون بعداً در خاطراتش نوشت که عمداً اوا را به عنوان شاگرد خود برگزید تا در او یک «منِ دوم» بسازد. سن پرون (۴۸ سال) و اینکه دیر به سیاست وارد شده بود، باعث شد آمادگی پذیرش کمک از اوا را داشته باشد. در مه ۱۹۴۴، از هنرمندان رادیو خواسته شد اتحادیه تشکیل دهند. پرون این پیشنهاد را مطرح کرد و اوا به عنوان رئیس آن اتحادیه انتخاب شد – دیگر هنرمندان احتمالاً فکر میکردند انتخاب معشوقه پرون از نظر سیاسی هوشمندانه است. اندکی بعد، اوا برنامهای روزانه به نام «به سوی آیندهای بهتر» را آغاز کرد که در قالب یک سریال عاشقانه، دستاوردهای پرون را به تصویر میکشید. اغلب، سخنرانیهای خود پرون نیز در این برنامه پخش میشد.
اوا و پرون در اکتبر ۱۹۴۵ ازدواج کردند. اوا پرون به عنوان بانوی اول آرژانتین، به یکی از قدرتمندترین و محبوبترین چهرههای سیاسی تاریخ این کشور تبدیل شد و تا زمان مرگش در سال ۱۹۵۲ در کنار پرون ماند.
مگان مارکل و شاهزاده هری؛ عشقی که سلطنت را تکان داد
داستان عاشقانه مگان مارکل، بازیگر آمریکایی سریال«وکلا»، و شاهزاده هری، نوه ملکه الیزابت دوم، یکی از پرماجراترین روابط در تاریخ معاصر بریتانیا به شمار میرود. آنچه به عنوان یک «قرار کور» در تابستان ۲۰۱۶ آغاز شد، در عرض چند سال به ازدواجی سلطنتی، تولد دو فرزند، جدایی از خانواده سلطنتی و نقل مکان به کالیفرنیا انجامید.
در ژوئیه ۲۰۱۶، یک دوست مشترک ـ که گمان میرود مارکوس اندرسون، مدیر یکی از باشگاههای سوهوهاوس باشد ـ مگان مارکل را به شاهزاده هری معرفی کرد. مگان که برای تماشای مسابقات ویمبلدون به لندن سفر کرده بود، با هری در یک قرار کور در خیابان دین استریت تاونهاوس ملاقات کرد. مگان بعدها در مصاحبهای گفت: «برای نوشیدنی با هم دیدار کردیم و خیلی زود گفتیم: خب فردا چکار کنیم؟ باید دوباره همدیگر را ببینیم.» در عرض دو ماه، هری از مگان خواست تا به سفری به بوتسوانا بیاید؛ سفری که بعدها آن را لحظهای توصیف کرد که فهمید مگان «همزاد» اوست. نکته جالب اینکه مگان که در آمریکا بزرگ شده بود، شناخت چندانی از خانواده سلطنتی نداشت. او بعدها گفت تنها سوالی که از دوست مشترکش پرسیده بود این بود: «آیا او آدم خوبی است؟ چون اگر مهربان نبود، منطقی نبود که با هم قرار بگذاریم.»
تنها چند ماه پس از شروع رابطه، هری به دلیل هجوم حملات نژادپرستانه و جنسیتی رسانهها علیه مگان، بیانیهای نادر صادر کرد. دفتر ارتباطی کاخ کنزینگتون اعلام کرد: «چند ماه پس از شروع رابطه، آزار و اذیت علیه خانم مارکل غیرقابل قبول است.» اولین حضور رسمی مگان در کنار هری، سپتامبر ۲۰۱۷ در مراسم افتتاحیه بازیهای اینویکتوس در تورنتو بود. یک ماه بعد، در نوامبر ۲۰۱۷، این زوج نامزدی خود را اعلام کردند.
مراسم عروسی در ۱۹ مه ۲۰۱۸ در کلیسای سنت جرج وینزر برگزار شد. نکته جالب، هشدار شاهزاده فیلیپ، پدربزرگ هری، به او بود: «آدم با بازیگران قرار میگذارد، اما با آنها ازدواج نمیکند.» این جمله بعداً در خاطرات هری فاش شد. در ژانویه ۲۰۲۰، هری و مگان در صفحه اینستاگرام خود اعلام کردند که از سمتهای ارشد سلطنتی کنار میروند و به دنبال «استقلال مالی» هستند. ملکه الیزابت که عمیقاً آزرده شده بود، فوراً جلسه اضطراری در ساندرینگهام ترتیب داد. مگان از شرکت در این مذاکرات محروم ماند؛ ظاهراً برای جلوگیری از هرگونه درز اطلاعات. این رویداد که «مگزیست» نام گرفت، یک بحران تمامعیار در کاخهای سلطنتی ایجاد کرد. هری بعداً فاش کرد که در اوایل سال ۲۰۲۰ از حمایت مالی خانواده سلطنتی قطع شده است و تنها چیزی که داشت، میراثی به ارزش حدود ۱۰ میلیون دلار از پرنسس دایانا بود. آنها ابتدا به کانادا و سپس به لسآنجلس نقل مکان کردند.