صفحه نخست

سیاسی

جامعه و فرهنگ

اقتصادی

ورزشی

گوناگون

عکس

تاریخ

فیلم

صفحات داخلی

يکشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۴۰۵ - 2026 May 17
کد خبر: ۴۵۶۸۴۲
تاریخ انتشار: ۱۴:۱۶ - ۲۷ ارديبهشت ۱۴۰۵
در رویداد۲۴ بخوانید:

پشت پرده ماموریت ویژه قالیباف؛ از دور زدن وزارت خارجه تا پاسخ به تندرو‌ها

انتصاب محمدباقر قالیباف به عنوان نماینده ویژه ایران در امور چین، فقط یک حکم دیپلماتیک نیست؛ تصمیمی است که می‌تواند نشانه تغییر موازنه در سیاست خارجی و افزایش نقش قالیباف در پرونده‌های کلان جمهوری اسلامی باشد؛ آن هم در شرایطی که حملات تندرو‌ها به او شدت گرفته است.

رویداد۲۴| انتصاب محمدباقر قالیباف به عنوان «نماینده ویژه ایران در امور چین» فقط یک جابه‌جایی دیپلماتیک یا یک عنوان تشریفاتی تازه نیست؛ این حکم در شرایطی صادر شده که هم معادلات سیاست خارجی ایران در حال تغییر است و هم رقابت‌های درون‌ساختاری اصولگرایان وارد مرحله جدیدی شده است. حالا بسیاری این پرسش را مطرح می‌کنند که آیا قالیباف به تدریج در حال تبدیل شدن به چهره‌ای فراتر از رئیس مجلس و بازیگری مؤثر در سیاست خارجی جمهوری اسلامی است؟

بر اساس گزارشی که تسنیم به نقل از منابع مطلع منتشر کرده، قالیباف با پیشنهاد رئیس‌جمهور و تأیید رهبر جمهوری اسلامی به عنوان نماینده ویژه ایران در امور چین منصوب شده؛ مدلی از انتصاب که به گفته همین منابع، از نظر «سطح اختیارات» با مأموریت‌های قبلی تفاوت دارد. همین عبارت کوتاه، مهم‌ترین بخش ماجراست؛ چراکه نشان می‌دهد قرار نیست قالیباف صرفاً نقش یک رابط یا هماهنگ‌کننده را ایفا کند.

پیش از این، علی لاریجانی نماینده رهبر جمهوری اسلامی در امور چین بود و عبدالرضا رحمانی‌فضلی نیز به عنوان نماینده رئیس‌جمهور در این حوزه فعالیت می‌کرد. اما مدل جدید، ترکیبی از هر دو سازوکار است؛ یعنی هم دولت در آن نقش دارد و هم تأیید نهایی از سوی رهبر جمهوری اسلامی صورت گرفته است. همین مسئله باعث شده بسیاری این حکم را نشانه‌ای از افزایش وزن سیاسی و امنیتی قالیباف بدانند.

چین؛ مهم‌ترین پرونده سیاست خارجی بعد از آمریکا

این انتصاب در زمانی انجام شده که رابطه تهران و پکن وارد مرحله‌ای حساس شده است. چین اکنون نه فقط بزرگ‌ترین شریک اقتصادی ایران، بلکه یکی از مهم‌ترین تکیه‌گاه‌های سیاسی تهران در نظم جدید جهانی محسوب می‌شود. در شرایطی که جمهوری اسلامی همچنان زیر فشار تحریم‌ها و سایه جنگ دوباره قرار دارد و مذاکرات با غرب پرنوسان و مبهم است، تقویت کانال ارتباطی با پکن برای حاکمیت اهمیتی راهبردی پیدا کرده است.

قالیباف هم در ماه‌های اخیر تلاش کرده خود را در همین چارچوب تعریف کند. او اخیراً در توییتی انگلیسی‌زبان با اشاره به سخنان شی جین‌پینگ نوشت جهان در آستانه «نظمی نوین» قرار دارد و «آینده از آن جنوب جهانی است». این موضع‌گیری فقط یک توییت سیاسی نبود؛ بلکه نشانه‌ای از تلاش برای قرار گرفتن در قلب گفتمان ضدغربی و بلوک‌بندی جدید قدرت در جهان بود؛ گفتمانی که چین، روسیه و مجموعه‌ای از کشور‌های موسوم به «جنوب جهانی» در آن نقش محوری دارند.

قالیباف و تکرار الگوی «دیپلماسی موازی»

حکم جدید، اما یک پیام مهم دیگر هم دارد؛ ادامه روندی که طی ماه‌های اخیر بار‌ها دیده شده است: کمرنگ شدن نقش وزارت خارجه در برخی پرونده‌های حساس و واگذاری مأموریت‌ها به چهره‌هایی خارج از دولت رسمی.

پیش‌تر نیز قالیباف در جریان مذاکرات ایران و آمریکا نقش فعالی داشته و سرپرستی هیأت مذاکره‌کننده را بر عهده گرفته و حتی در اسلام‌آباد بالاترین سطح مذاکره مستقیم را با تیم آمریکای انجام داد. همین موضوع گمانه شکل‌گیری نوعی «دیپلماسی موازی» در ساختار قدرت ایجاد می‌کند. حالا انتصاب رسمی او در پرونده چین، این تصور را تقویت می‌کند که بخشی از سیاست خارجی ایران دیگر صرفاً در وزارت خارجه مدیریت نمی‌شود.

این مسئله البته فقط یک تغییر اداری نیست؛ بلکه نشانه‌ای از انتقال تدریجی پرونده‌های استراتژیک به حلقه‌ای محدودتر و نزدیک‌تر به هسته اصلی قدرت است. به بیان دیگر، هرچه اهمیت یک پرونده بیشتر می‌شود، فاصله آن با ساختار رسمی دولت کمتر و پیوندش با نهاد‌های بالادستی بیشتر می‌شود.

حملات تندروها؛ چرا قالیباف هدف قرار گرفته؟

همزمان با پررنگ‌تر شدن نقش قالیباف در سیاست خارجی، حملات جریان رادیکال اصولگرا به او هم شدت گرفته است. طی روز‌های اخیر حمید رسایی با انتشار ویدیویی، تعطیلی جلسات علنی مجلس و برگزاری نشست‌های وبیناری را به تلاش برای جلوگیری از نطق‌های مخالف مذاکره مرتبط دانست؛ حمله‌ای که بسیاری آن را مستقیماً متوجه قالیباف ارزیابی کردند.

این انتقاد‌ها نشان می‌دهد بخشی از جریان تندرو اصولگرا نگران افزایش نفوذ سیاسی قالیباف است؛ به‌ویژه آنکه او در ماه‌های اخیر مواضعی اتخاذ کرده که دست‌کم در ظاهر، نسبت به گذشته عملگرایانه‌تر به نظر می‌رسد. حکم جدید، اما پاسخ روشنی به طیف رادیکال و مخالف قالیباف و مذاکره است. حکمی که نشان داد او نه تنها در مذاکره با غرب چهره مورد وثوق حاکمیت و رهبری است، بلکه در ارتباط با شرق نیز نقشی تعیین کننده خواهد داشت.

پروژه آینده قالیباف چیست؟

حکم تازه قالیباف را می‌توان از زاویه‌ای دیگر هم دید؛ تلاشی برای بازتعریف موقعیت او در ساختار قدرت. قالیباف در سال‌های اخیر بار‌ها در انتخابات ریاست‌جمهوری ناکام مانده و در مجلس نیز با چالش‌های جدی مواجه بوده است، اما حالا به نظر می‌رسد در حال حرکت به سمت نقشی فراتر از یک سیاستمدار پارلمانی است؛ نقشی امنیتی ـ دیپلماتیک با دسترسی مستقیم‌تر به پرونده‌های کلان.

در چنین شرایطی، نمایندگی ویژه در امور چین فقط یک مسئولیت خارجی نیست؛ بلکه می‌تواند سکوی جدیدی برای تثبیت جایگاه قالیباف در معادلات آینده قدرت باشد. به‌ویژه در دورانی که سیاست خارجی بیش از هر زمان دیگری به یکی از مهم‌ترین میدان‌های رقابت درون‌حاکمیتی تبدیل شده است.

نظرات شما