رویداد۲۴ | امیرحسین جعفری-رمزارزها طی یک دهه گذشته به یکی از مهمترین ابزارهای مالی ایران در دوران تحریم تبدیل شدهاند؛ بازاری که از یک سو به میلیونها شهروند ایرانی امکان داد در شرایط سقوط ارزش ریال، راهی برای حفظ سرمایه و انجام مبادلات بینالمللی پیدا کنند و از سوی دیگر، به یکی از مسیرهای مورد توجه جمهوری اسلامی برای دور زدن محدودیتهای بانکی و مالی ناشی از تحریمها بدل شد.
در سالهای اخیر، نام صرافیهای رمزارزی ایرانی بیش از هر زمان دیگری بر سر زبانها افتاده است. در میان آنها، نوبیتکس به عنوان بزرگترین صرافی رمزارزی ایران شناخته میشود؛ پلتفرمی که میلیونها کاربر دارد و بخش بزرگی از گردش مالی بازار کریپتوی ایران از طریق آن انجام میشود. نوبیتکس در جریان جنگ ۱۲ روزه هدف یکی از بزرگترین حملات سایبری تاریخ بازار رمزارز ایران قرار گرفت؛ اخیرا هم گزارش رویترز درباره ارتباطات این صرافی با چهره های سیاسی جمهوری اسلامی بار دیگر توجه افکار عمومی را به نقش رمزارزها در اقتصاد ایران جلب کرد.
در کنار نوبیتکس، صرافیهایی مانند بیتپین، رمزینکس و والکس نیز طی سالهای گذشته به بازیگران اصلی این بازار تبدیل شدهاند. والکس حتی از سطح یک پلتفرم مالی فراتر رفت و در سالهای اخیر با حضور در تبلیغات گسترده و اسپانسری یکی از پربینندهترین برنامههای شبکه نمایش خانگی با اجرای امیرحسین قیاسی، تلاش کرد چهرهای عمومی و فراگیر از خود بسازد؛ نشانهای از آنکه بازار رمزارز در ایران دیگر یک بازار حاشیهای نبود و به بخشی از زندگی روزمره طبقه متوسط شهری تبدیل شده بود.
اما رمزارزها فقط یک ابزار سرمایهگذاری یا حفظ ارزش پول نبودند. طی سالهای گذشته گزارشهای متعددی در رسانههای غربی منتشر شد که مدعی بودند جمهوری اسلامی از شبکه رمزارزها برای دور زدن تحریمهای مالی استفاده میکند. برخی از این گزارشها حتی ادعا کردهاند نهادهای وابسته به حکومت و بانک مرکزی ایران حجم قابل توجهی از داراییهای خود را در قالب تتر و سایر رمزارزها نگهداری میکنند؛ ادعاهایی که هیچگاه به صورت رسمی تأیید نشد، اما همواره بخشی از روایت غرب درباره اقتصاد تحریمی ایران بوده است.
در همین سالها، استخراج رمزارز نیز به یکی از موضوعات جنجالی اقتصاد ایران تبدیل شد. از یک سو مزارع بزرگ ماینینگ به دلیل مصرف بالای برق مورد انتقاد قرار گرفتند و از سوی دیگر، برخی کارشناسان میان بحران برق، خاموشیهای گسترده تابستانی و حتی بخشی از آلودگی هوای ناشی از مازوتسوزی نیروگاهها با نیاز فزاینده به تولید برق برای استخراج رمزارز ارتباط برقرار کردند. هرچند دولتها معمولاً نقش مزارع ماینینگ در بحران انرژی را کمتر از آنچه منتقدان میگفتند ارزیابی کردهاند، اما واقعیت آن است که رمزارزها سالهاست از یک پدیده صرفاً مالی فراتر رفته و به موضوعی امنیتی، سیاسی و حتی زیستمحیطی تبدیل شدهاند.
اکنون آمریکا نیز وارد مرحله تازهای از مواجهه با این بازار شده و چهار صرافی بزرگ ایرانی شامل نوبیتکس، بیتپین، رمزینکس و والکس را در فهرست تحریمهای خود قرار داده است؛ اقدامی که میتواند پیامدهایی متفاوت برای دو گروه داشته باشد: از یک سو میلیونها ایرانی که سالهاست به دلیل قطع ارتباط کشور با نظام بانکی جهانی، از این پلتفرمها برای حفظ ارزش دارایی، دریافت و پرداخت بینالمللی و معاملات روزمره استفاده میکنند؛ و از سوی دیگر، حاکمیتی که به باور بسیاری از ناظران، از ظرفیت رمزارزها برای دور زدن بخشی از محدودیتهای تحریمی بهره میبرد.
اما این تحریمها دقیقاً چه معنایی دارند؟ آیا دارایی کاربران ایرانی در معرض خطر قرار گرفته است؟ آیا آمریکا واقعاً میتواند تترها را مسدود یا حذف کند؟ و این محدودیتها بیش از همه متوجه مردم عادی خواهد بود یا ساختارهای بزرگ اقتصادی و مالی کشور؟
بیشتر بخوانید:
آیا بانک مرکزی ایران تتر ذخیره میکند؟ | گاردین: راهبرد پیچیده ایران برای دور زدن نظام بانکی جهانی
احتمال مسدود شدن داراییهای رمزارزی توسط آمریکا؛ تتر نگه ندارید | کلید نگهداری از ارزهای دیجیتال در شرایط جنگی چیست؟
محمدرضا شرفی، پژوهشگر حوزه بلاکچین، در گفتوگو با رویداد۲۴ به این پرسشها پاسخ داده است. او معتقد است تحریم صرافیهای رمزارزی، بیش از هر چیز به معنای افزایش توان آمریکا برای رصد مسیر انتقال داراییهای دیجیتال و در مواردی مسدودسازی یا از بین بردن تترهاست؛ اقدامی که میتواند برای بازیگران بزرگ این بازار هزینهزا باشد، اما فعلاً تهدید جدی برای کاربران خرد محسوب نمیشود.
شرفی در ابتدای گفتوگو با اشاره به هشدارهای مکرر کارشناسان درباره نگهداری دارایی در صرافیها میگوید:
«ما هزار بار تا امروز گفتهایم و همیشه تأکید کردهایم که سکوی تبادل، همانطور که از اسمش پیداست، برای تبادل و تبدیل دارایی است؛ نه برای نگهداری آن. داراییهای کریپتویی باید در کیف پول شخصی ذخیره شوند. اگر قصد خرید، فروش یا تبدیل دارید، دارایی را به صرافی منتقل کنید و بعد از انجام معامله، دوباره آن را خارج کنید.»
او توضیح میدهد که صرافیهای رمزارزی همواره از جذابترین اهداف برای هکرها هستند؛ زیرا حجم بسیار زیادی از دارایی در آنها تجمیع شده و عملاً نقشی شبیه بانکها پیدا کردهاند.
«پول بسیار زیادی در صرافیها نگهداری میشود و همین موضوع آنها را به اهداف مهمی برای حملات سایبری تبدیل میکند. از طرف دیگر، ردیابی هک در حوزه بلاکچین پیچیدگیهای خاص خودش را دارد و به همین دلیل این پلتفرمها همیشه در معرض تهدید قرار دارند.»
شرفی در ادامه به موضوع تحریمها و امکان مسدود شدن داراییهای کاربران اشاره میکند:
«اگر آمریکاییها بتوانند مسیر انتقال داراییها را ردیابی و کیف پولهای مدنظرشان را شناسایی کنند، این امکان را دارند که آن آدرسها را تحت تحریم قرار دهند. هدف اصلی آنها شناسایی مسیرهای انتقال پول و رصد جریانهای مالی است. در مورد کاربران خرد نگرانی جدی وجود ندارد و تمرکز اصلی روی مبالغ کلان و جریانهای مالی مرتبط با تأمین مالی نهادهای نظامی است.»
او تأکید میکند که این موضوع از ابتدا نیز قابل پیشبینی بوده است:
«ما از روز اول میدانستیم که چنین کاری شدنی است. آمریکا میتواند تراکنشها را رصد کند، برخی کیف پولها را مسدود کند و حتی در مورد تتر، داراییها را از بین ببرد. البته این موضوع درباره تتر امکانپذیر است، اما درباره بیتکوین و بسیاری از رمزارزهای دیگر به این شکل نیست.»
به گفته او، دلیل این تفاوت به ساختار تتر بازمیگردد:
«تتر یک دارایی متمرکز است. شرکت صادرکننده آن در حوزه قضایی آمریکا فعالیت میکند و موظف است قوانین آمریکا را رعایت کند. در واقع تتر ارزشی معادل دلار دارد و استفاده از آن به نوعی استفاده از دلار محسوب میشود. سؤال فقط این بود که آمریکاییها چه زمانی تصمیم میگیرند از این ظرفیت استفاده کنند. من حدود هشت ماه پیش هم گفته بودم که چنین امکانی وجود دارد، اما هنوز اراده سیاسی برای اجرای آن شکل نگرفته است. امروز میبینیم که محدودیتها بیشتر شده و گلوگاههای مالی را با دقت بیشتری رصد میکنند. با این حال، آمریکا توان مسدود کردن کل بازار رمزارز را ندارد.»
شرفی درباره سرنوشت معاملات بیتکوین پس از تحریم صرافیهای ایرانی میگوید: «بیتکوین روی زنجیره بلاکچین ثبت میشود. فرض کنید دارایی شما در یک بلوک مشخص از زنجیره بیتکوین قرار دارد. آن دارایی میتواند علامتگذاری شود و در فهرست سیاه قرار بگیرد. در این صورت، انتقال آن قابل ردیابی خواهد بود و حتی مقصدی که دارایی به آن منتقل میشود نیز قابل شناسایی است.»
او البته تأکید میکند که تفاوت مهم بیتکوین با تتر در این است که امکان حذف آن وجود ندارد: «آمریکاییها نمیتوانند بیتکوین را از بین ببرند. کاری که میتوانند انجام دهند، افزایش سطح نظارت و محدود کردن مبادلات آن در گلوگاههای مالی بینالمللی است. اگر تمام صرافیها و مسیرهای اصلی مبادلاتی با سیاستهای آمریکا همراه شوند، در آن صورت میتوانند عملاً معامله بیتکوین توسط ایران را محدود کنند.»
بیشتر بخوانید:
با تحریم صرافیهای ایرانی چه بر سر رمزارز کاربران میآید؟
شرفی در پاسخ به این سؤال میگوید: «از نظر فنی، آمریکاییها این توانایی را دارند که تترهای متعلق به هر کشور یا هر کیف پول مشخصی را از بین ببرند. اما نکته اینجاست که تا امروز چنین رویکردی را به شکل گسترده در پیش نگرفتهاند.»
او دلیل این موضوع را ملاحظات اقتصادی میداند؛ «آمریکاییها علاقهمندند تتر و دلار همچنان در بازار جهانی نقش پررنگی داشته باشند و تا حدی نیز حریم خصوصی کاربران حفظ شود. با این حال، ایران نخستین کشوری است که بهصورت مستقیم شاهد تحریم صرافیهای رمزارزی خود است. البته پیش از این هم نمونههایی از مسدود شدن کیف پولهای متعلق به ایرانیان وجود داشته است.»
به گفته شرفی، اهمیت تحریم اخیر در مقیاس آن است: «چهار صرافی بزرگ کشور تحریم شدهاند و این موضوع بسیار مهم است. این چهار پلتفرم بیش از ۸۰ درصد مبادلات رمزارزی داخل ایران را پوشش میدهند. البته برخی از این مجموعهها از مدتها قبل سناریوهای مقابله با چنین شرایطی را پیشبینی کرده و برای آن برنامهریزی کردهاند.»
او در عین حال میگوید توضیح جزئیات این سازوکارها به صلاح نیست:
«اگر بخواهیم درباره همه راهکارهای حفاظتی صحبت کنیم، همان راهکارها هم زیر ذرهبین قرار میگیرند. اما در مجموع باید گفت تحریم صرافیهای رمزارزی بیش از هر چیز به مردم عادی آسیب میزند.»
بیشتر بخوانید: ببینید| هک نوبیتکس توسط یک سرور زامبی در مدرسیه علمیه خواهران
شرفی در بخش دیگری از گفتوگو به حمله سایبری دوران جنگ ۱۲ روزه اشاره میکند و معتقد است هدف اصلی آن عملیات، سرقت دارایی نبوده است.
«در جریان جنگ ۱۲ روزه، مهمترین صرافی رمزارزی کشور هدف حمله قرار گرفت. در حوزه امنیت کیف پولها همواره چالشهایی وجود داشته است. امنیت و سرعت دو مؤلفهای هستند که ارتقای همزمان آنها بسیار دشوار است و مدیریت این تعادل کار سادهای نیست.»
او ادامه میدهد: «تمرکز اصلی صرافیهای رمزارزی کشور طی سالهای اخیر بر افزایش امنیت بوده است. در آن حمله، دسترسی به کیف پولها اتفاق افتاد، اما ماجرا با آنچه درباره سوزاندن تتر مطرح میشود تفاوت داشت.»
شرفی توضیح میدهد: «سوزاندن تتر فقط توسط صادرکننده مرکزی آن امکانپذیر است. در ماجرای هک صرافیها، تترها سوزانده نشدند، بلکه به آدرسهایی منتقل شدند که عملاً وجود خارجی ندارند و در فضای بلاکچین گم شدهاند.»
او میگوید: «تمام تراکنشها قابل ردیابی هستند. اگر آن داراییها به کیف پولی منتقل میشدند و دوباره وارد چرخه مبادلات میشدند، امکان ردیابی آنها وجود داشت. اما گروه هکری دقیقاً همان خسارتی را که مدنظر داشت به سیستم وارد کرد و اثری برای استفاده مالی از داراییها باقی نگذاشت.»
به اعتقاد شرفی، این موضوع یک پیام روشن دارد: «این اتفاق نشان میدهد اولویت مهاجمان کسب درآمد یا تصاحب داراییها نبوده است؛ هدف اصلی وارد کردن ضربه به زیرساخت و ایجاد خسارت برای آن مجموعه بوده است.»
او در پایان تأکید میکند: «تقریباً هیچ خطری در بازار رمزارز وجود ندارد که پیش از این درباره آن هشدار داده نشده باشد. همه ریسکها و تهدیدها بارها و بارها بهصورت جزئی تشریح شدهاند. اگر امروز با برخی از این مشکلات مواجه هستیم، بیشتر ناشی از بیتوجهی و عملکرد متولیان این حوزه است تا نبود آگاهی درباره خطرات آن.»