یک دهه پیش از پیروزی انقلاب، چریکهای ایرانی در اردوگاههای فلسطینی لبنان تیراندازی میآموختند. هیچ کس تصور نمیکرد که شاگردان روزی استادان خود را به نیروی نیابتی بدل کنند.
استراتژیستهای نظامی از دیرباز از «عملیات روانی» استفاده کردهاند که ترس، سردرگمی و فریب را به سلاحی برای غلبه بر دشمن تبدیل میکند. در این گفتار به معروفترین نمونههای عملیات روانی در تاریخ جنگهای جهان میپردازیم.
تاریخ پرل هاربر، تاریخِ یک حمله نظامی نیست. تاریخِ تراکم تحقیرهاست؛ از ورسای تا واشنگتن، از شاندونگ تا منچوری، و تاریخ سیستمی است که راه بازگشت را بر خود بست. هر عقبنشینی دیپلماتیک، قدرت نظامیان تندرو را بیشتر کرد؛ هر ماجراجویی نظامی، انزوای بینالمللی ژاپن را عمیقتر ساخت؛ و هر تحریم غربی، صدای جنگطلبان را بلندتر نمود. در انتها، هیچکس واقعا تصمیم به خودکشی نگرفت ـ، اما همه با هم، قدمبهقدم، به سوی لبه پرتگاه رفتند. و، چون به لبه رسیدند، پریدن آسانتر از بازگشتن بود.
این گراوور، گزارش مصور یک صبح دقیقاً زمانسنجیشده است: ساعت ۱۱ روز ۱۹ فوریه ۱۷۱۵ که محمدرضا بیگ، فرستاده شاه سلطان حسین صفوی، با تشریفات کامل از دروازههای ورسای گذشت و به سوی تالار آینهها رفت. آنچه در قاب میبینیم، فقط «ورود یک سفیر» نیست؛ برخوردِ دو دستگاهِ عظیمِ نمایشِ قدرت است: ایرانِ صفوی در واپسین نفسهای اقتدار و فرانسه لوئی چهاردهم در آخرین پرده شکوه.
تاریخ روابط ایران و آلمان شرقی، فراتر از تاریخ دیپلماسی نیست؛ تاریخ اعوجاج واقعیت است. در سرتاسر چهل سال حیات جمهوری دموکراتیک آلمان، رسانههای این کشور ایران را نه آنگونه که بود، بلکه آنگونه که «باید میبود» به تصویر میکشیدند. کتاب ادگار کلوزنر با عنوان «بازنمایی ایران در آلمان شرقی»، سندی است تکاندهنده از مکانیسمهای رسانهای در یک نظام توتالیتر که در آن روزنامهنگار، نه یک ناظر، بلکه یک «سرباز حزب» بود.
در حالی که بحرانهای معیشتی و انزوای بینالمللی گریبانگیر پایتخت شده است، متولیان تبلیغات حکومتی با سوزاندن نمادهای باستانی، رسما سیاست را به نفع خرافه تعطیل کردند. این نمایش سوزاندن بت «بعل» در تهران نشانی از غلبه رمالی سیاسی بر خرد حکمرانی است.
در تابستان ۱۹۴۵، زمانی که جهان در انتظار پایان خونینترین جنگ تاریخ بود، تصمیمی در پشت درهای بسته گرفته شد که نه تنها به جنگ پایان داد، بلکه عصری جدید از هراس و بازدارندگی را آغاز کرد. این گزارش به بررسی مسئولیت رهبرانی میپردازد که میان پیروزی نظامی و بار اخلاقیِ نابودی، دست به انتخاب زدند.
دانشمندان با تحلیل لکههای خون بهجامانده بر مبلِ پناهگاه برلین، موفق شدند برای اولین بار نقشه ژنتیکی آدولف هیتلر را ترسیم کنند. این پژوهش شگفتانگیز، علاوه بر ابطال شایعات درباره تبار او، پرده از نقصهای جسمانی و آمادگیهای ذهنی او برای جنون برداشته است.
محمدرضاشاه پهلوی درحالی ایران را ترک کرد که به بیماری سرطان مبتلا شده و وقایع مربوط به انقلاب او را عمیقا پریشانش ساخته و به مرز افسردگی کشیده بود. حال و هوای محمدرضاشاه، بیش از همه، میتوان در چهرهی غمزدهاش به هنگام ترک ایران مشاهده کرد.
این تصویر سند یکی از پُرالتهابترین برهههای تاریخ معاصر است؛ فصلی از کتاب قطور «جنگ سرد» که در آن خطوط مقدم نبرد در کوچه پسکوچههای آمریکای مرکزی ترسیم میشد. در این فریم، رونالد ریگان در قامت با هزینهی انسانی دکترین تهاجمی خود روبهرو شده است. برای درک ژرفای این لحظه، باید از قاب تصویر فراتر رفت و به اعماقِ استراتژیهای کاخ سفید در دههی ۸۰ میلادی و خاک تفتیدهی السالوادور نفوذ کرد.
نورالدین کیانوری، معمار برجسته و نوهی شیخ فضلالله نوری، با انتخاب مسیری که او را به قلب بازیهای جاسوسی جنگ سرد کشاند، به جای توسعهی ایران، مهندسیِ یک تراژدی ملی را بر عهده گرفت. او حزب توده را از یک جریان سیاسی ریشهدار به بازوی اطلاعاتیِ کا. گ. ب تبدیل کرد تا فرجام این وابستگی، در اعترافات تلخ تلویزیونی و بر چوبههای دارِ جوانیِ آرمانخواه رقم بخورد.
در اواخر نوامبر ۱۹۷۹، زمانی که عقربههای ساعت دیپلماتیک برای واشینگتن از حرکت باز ایستاده بود، کاخ سفید نه به عنوان مرکز فرماندهی جهان، که به مثابه اتاق عملیاتی به نظر میرسید که در آن جراحان سیاست بر سر یک پیکر در حال احتضار به نزاع مشغولند. اسناد فوق محرمانهای که دههها بعد از طبقهبندی خارج شدند، نشان میدهند که در آن روزهای تبآلود، واژگانی، چون تجزیه ایران و تصاحب میادین نفتی، بهمثابه گزینههای موجود، بر روی میز جیمی کارتر قرار داشتند.
در شهری که به ویرانهای بدل شده بود، فاتحان جنگ جهانی دوم تلاش کردند تا نه با گلوله، که با قانون، به جنایتی بیسابقه رسیدگی کنند. آنها در این راه، خودِ مفهوم «عدالت» را برای همیشه دگرگون ساختند.
افزایش ناگهانی و چهار برابری بهای نفت در ۱۹۷۳ میلادی را «نخستین شوک نفت» نامیدهاند. این دقیقه تاریخی، لحظه طغیان جنوب جهانی (متشکل از کشورهای صادر کننده نفت) علیه نظم اقتصادی شمال (بلوک غرب) بود؛ رخدادی که ریشههایش را باید در بحران دلار و توسعهخواهی افراطی شرکتهای بزرگ نفی جست، و نه صرفا در آتش جنگ اعراب و اسرائیل.
عشق نافرجام ثریا و محمدرضا پهلوی باعث شده که آن ها را «عاشقان بداقبال» بنامند. ثریا سالها بعد، زمانی که فهمید همسر سابقش در اواخر دهه هفتاد میلادی بر اثر سرطان در آستانه مرگ است، برای او نامه نوشت و گفت که هنوز دوستش دارد و میخواهد او را ببیند.
شارل دوگل در مهرماه سال ۱۳۴۲ سفری چهار روزه به ایران داشت. این سفر نقطه اوج روابط دو ملت را رقم زد و تهران را به کانون دیپلماسی «نیروی سوم» بدل کرد. این گزارش روایتی است از آن سفر تاریخی.
این عکس در ۴ ژوئن ۱۹۶۲ توسط «هکتور روندون لوورا» و در شهر کاراکاس ونزوئلا ثبت شد. این تصویر جایزه معتبر «عکس خبری سال» و جایزه «پولیتزر عکاسی» سال ۱۹۶۳ را از آن خود کرد.
ترور ناصرالدین شاه قاجار پس از نیم قرن سلطنت، نه تنها پایان یک عصر، که سرآغاز نمایشی بیسابقه در تاریخ ایران بود. مرگ او با یک گلوله در حرم شاه عبدالعظیم، به یک سال عزاداری، انتظار و در نهایت، تشییعی باشکوه و مدرن منتهی شد که خود به سندی مهم از دوران گذار ایران بدل گشت.
تختجمشید، که یونانیها آن را «پرسپولیس» یا «شهر پارسیان» میخواندند، صحنهای عظیم برای نمایش قدرت و آیینه تمامنمای فرهنگی چندملیتی است. این مجموعه بینظیر که در سال ۱۹۷۹ در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید، بر پهنهای وسیع و به مساحت ۱۲۵۰۰۰ متر مربع بنا شده است و ساخت آن خود یک شاهکار مهندسی به شمار میرود.
آتش اولیه جنگ ایران و عراق حاصل ترکیبی پیچیده از اختلافات تاریخی، جاهطلبیهای سیاسی، شکافهای ایدئولوژیک و انگیزههای اقتصادی بود. درک این زمینهها برای تحلیل چرایی آغاز و ادامه یافتن این جنگ ضروری است.