صفحه نخست

سیاسی

جامعه و فرهنگ

اقتصادی

ورزشی

گوناگون

عکس

تاریخ

فیلم

صفحات داخلی

چهارشنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۲ - 2023 December 20
کد خبر: ۱۷۷۳۵۳
تاریخ انتشار: ۱۲:۲۹ - ۲۹ شهريور ۱۴۰۲
تعداد نظرات: ۵۸ نظر

سیدجعفر پیشه‌وری آرزوی ناکام جمهوری خلق‌ها

سیدجعفر پیشه وری رهبر فرقه دموکرات آذربایجان بود که معتقد به خودمختاری آذربایجان بود و برای مدتی هم توانست این استقلال را برای آذربایجان به دست بیاورد اما در ادامه فرقه دموکرات در برابر دولت مرکزی شکست خورد.

رویداد۲۴  رایان حسینی: میرجعفر جوادزاده مشهور به سید جعفر پیشه وری (۱۲۷۲–۱۳۲۶) روزنامه‌نگار و سیاست‌مدار انقلابی ایرانی بود. او از مقاله‌نویسان و گردانندگان اصلی روزنامه‌های «آچیق سوز» و «حقیقت» و همچنین سردبیر روزنامه «حریت»، «آژیر» و «آ‌ذربایجان» بود که در جمهوری آذربایجان، تهران و در مقام ارگان اصلی حکومت ملی در ایلات آذربایجان منتشر می‌شد.

پیشه وری همچنین عضو کمیتهٔ مرکزی حزب عدالت در باکو، از مؤسسان حزب کمونیست ایران در نخستین کنگره آن و دبیر مسؤول تشکیلات این حزب در تهران و کمیسر امور داخله جمهوری شورائی گیلان، مؤسس فرقه دموکرات آذربایجان و نخست‌وزیر حکومت ملی (خودمختار) آذربایجان بود.

زندگینامه سیدجعفر پیشه وری

پیشه وری در سال ۱۲۷۲ شمسی در روستای «سیدلر زیوه سی» [زاویه سادات] از توابع خلخال آذربایجان در خانواده‌ای از سادات متولد شد. این روستا آن زمان حدود ۵۵۰ خانوار داشته که اکثرشان سید بودند. امروزه در این روستا هیچکس که منصوب به خانواده پیشه‌وری باشد، باقی نمانده است.

پدربزرگ او کربلایی میریحیی و پدرش میرجواد، از زن دوم میریحیی بوده و مادر پیشه وری سیده سکینه بوده است. به گفته ریش سفیدان روستا، میرجعفر پیشه وری فرزند ارشد خانواده، تحصیلات دینی را نزد پدربزرگش کربلایی میریحیی فراگرفته است.

پدربزرگ پیشه وری از رعایای نسبتا دارای منطقه بود. احتمالا نام شهرت پیشه وری باقی مانده از شغل اجدادی این خانواده است. پس از مرگ پدربزرگ پیشه وری، برادران ناتنی میرجواد، بر سر تقسیم میراث پدر با هم به اختلاف خوردند و پدر پیشه وری عملا به ارث نرسید. این موضوع باعث رنجش و فقر او و در نتیجه یکی از عوامل مهاجرتش به آذربایجان شوروی بود در علت مهاجرت او علاوه بر این باید به ظلم و ستم اربابان و ماموران، اوضاع ویران، هرج و مرگ، غارتگری‌ها و دزدی‌های موجود در خلخال و روستا‌های آن اشاره کرد که پس از ترور ناصرالدین شاه با به سلطنت رسیدن مظفرالدین شاه، گریبانگیر اکثر نقاط ایران شده بود.

پیشه‌وری در دوران جوانی معلم شد و میرخلیل برادر دیگرش که پزشکی خوانده بعدا رئیس بیمارستان مرکزی باکو شد. برادر دیگرش میرسلیم در لنینگراد به تحصیل در مهندسی تجهیزات صنعت آب پرداخت. باقروف در گزارش ۱۵ تیر ۱۳۲۴ به سران شوروی ذکر می‌کند که پیشه وری دو برادر تنی دارد که در شوروی زندگی می‌کنند که یکی از آن‌ها سروان رسته پزشکی ارتش سرخ است.

خواهرش صغری‌خانم در خاطرات خود از دوران جوانی پیشه وری می‌گوید: «او پول‌هایی که از معلمی درآورده بود جمع کرده و در خیردالان دو اتاق کرایه کرده به‌وسیله اعلانی که به دیوار‌ها چسسبانده بوده بچه‌های بی‌بضاعت کارگران ایرانی را در آن دو اتاق جمع کرده و به صورت رایگان به آنان درس می‌داد او به مدت سه سال بدین کار ادامه داد.»


بیشتر بخوانید:

اعلام تاسیس جمهوری مهاباد توسط قاضی محمد

تاریخ روابط ایران و روسیه از تزار تا استالین

حیدرخان عمو اوغلی؛ مبارز عملگرای مشروطه


اقدامات سیدجعفر پیشه وری

به گزارش رویداد۲۴ پیشه‌وری پس از انقلاب روسیه، فعالیت مطبوعاتی خود را با مقاله‌نویسی در نشریه «آچیق سوز» (حرف بی‌پرده)، ارگان حزب مساوات آغاز کرد. شروع کار مطبوعاتی او مربوط به همین دوران است و نخستین مقاله‌اش گویا اندکی پس از درگرفتن «انقلاب فوریه ۱۹۱۷» در روزنامه «آچیق‌سوز» که ارگان حزب مساوات بود و به سردبیری «رسول‌زاده» به چاپ رسید؛ ولی نویسندگی را به شکل حرفه‌ای با چاپ مقالاتی در روزنامه «آذربایجان جزء لاینفک ایران» آغاز کرده است.

روزنامه «آذربایجان جزء لاینفک ایران» ارگان حزب دموکرات ایران شعبه باکو بوده است. در پی حوادث اسفند ۱۲۹۶ و افزایش فعالیت‌های سوسیالیستی کارگران باکو به حزب عدالت پیوست و در نشریاتی، چون حریت، ارگان حزب عدالت، و دیگر نشریات چپ باکو به فعالیت روزنامه‌نگاری ادامه داد.

پس از انحلال حزب دموکرات شاخه باکو ۱۹۱۸ پیشه‌وری همراه بسیاری از اعضای حزب، به حزب عدالت پیوست و در مهر ۱۲۹۸ سردبیر روزنامه «حریت» ارگان حزب عدالت شد. این روزنامه ارگان کمیته حزب دموکرات بود؛ حزبی که «محمدعلی تربیت» به وجود آورده و متشکل از ایرانیان مهاجری بود که در آن سامان زندگی می‌کردند.

هسته اولیه حزب عدالت گروه‌های کوچکی از کارگرانی بودند که افراد شاخصی، چون «اسدالله غفارزاده»، «بهرام آقایوف» و «احمد امیروف» رهبری آن را در بعضی تظاهرات و اعتراضات به عهده داشتند. بسیاری از اعضای حزب در واقع همان دهقانان فراری و فقیری بودند که از نواحی مختلف آذربایجان بدان دیار کوچیده بودند.

پیشه‌وری در توضیح ورود به حزب عدالت می‌نویسد: «مترقی‌ترین تشکیلات سیاسی ایرانیان مرا با آغوش باز پذیرفت و دستور داد روزنامه «حریت» را تأسیس و اداره نمایم.» در واقع پیشه‌وری با نویسندگی به احزاب کمونیستی پیوست.

بعد از عقب‌نشینی نیرو‌های انگلیس به طرف قزوین، زمینه مساعدی برای پیشرفت فعالیت‌های حزب عدالت فراهم شد. در آن زمان اعضای حزب عدالت ایران در ۱۹۲۰ به دو شاخه تقسیم می‌شد، گروهی تابعیت شوروی را پذیرفتند و فعالیت‌های خود را همانجا ادامه دادند و گروه دوم که هنوز تابعیت دولت ایران را داشتند، به تدریج وارد ایران شدند.

در مرامنامه حزب آمده که یکی از اهداف اصلی حزب عدالت ایران «پیروز گردانیدن جنبش‌های آزادی‌بخش ملی و دموکرات خلق‌های ایران و برپاداشتن حاکمیت دموکراتیک خلق در کشور بود.»

پیشه‌وری در اواسط سال ۱۲۹۸ در خلال کنفرانس عمومی حزب عدالت به عضویت کمیتهٔ مرکزی آن درآمد. پس از آزادسازی جمهوری آذربایجان توسط بلشویک‌ها و پاکسازی بندر انزلی توسط ارتش سرخ در اواخر اردیبهشت ۱۲۹۹ پیشه وری در گیلان به همراه دیگر اعضای حزب عدالت فعالیت سیاسی گسترده‌ای را شروع کردند.

اوایل تیر آن سال حزب عدالت طی یک کنگره به «حزب کمونیست ایران» تغییر نام داد و پیشه وری عضو کمیته مرکزی آن و وزیر امور خارجه جمهوری شوروی سوسیالیستی گیلان شد اما در جریان جنبش جنگل به دلیل لهجه ترکی و گرایش‌های سیاسی‌اش، توسط جناح محافظه‌کار در منگنه قرار گرفت.

پیشه‌وری در کنگره خلق‌های خاور در باکو به عنوان نماینده ایران حضور داشت و با شکست نهضت جنگل و میرزا کوچک خان جنگلی ایران را ترک کرد. او در باکو روزنامه اَکینجی (زارع) را چاپ می‌کرد. با تفاهم ایران و شوروی و وجود امکان برای فعالیت‌های علنی، او به هیات تحریریه روزنامه حقیقت، ارگان اتحادیه عمومی کارگران ایران پیوست. او در نوشتن مقالات این نشریه چپ که در آن زمان از مهم‌ترین نشریات سیاسی بود نقشی مهم داشت. این نشریه در تیر ۱۳۰۱ یکسال پس از تاجگذاری رضا شاه پهلوی توقیف شد و پیشه‌وری به علت ممنوعیت کمونیست در دوران رضاشاه به باکو رفت.

پیشه‌وری در آنجا به شغل معلمی روی آورد، ولی به گفته خودش به دلیل تمایل همسرش و وضع ایرانیان باکو در پی تشکیل دومین کنگره حزب کمونیست ایران و برای سازماندهی مجدد فعالان صنفی و سیاسی به ایران برگشت و دبیر کمیته مرکزی و مسؤول تشکیلات حزب کمونیست ایران در تهران شد.

پیشه‌وری پس از مدتی اقامت در بابل احتمالاً در زمستان ۱۳۰۶ وارد تهران شد و تا اوایل سال ۱۳۰۸ مدیریت کتابفروشی کتابخانه فروردین را داشت. در اواخر تابستان آن سال معلم مدرسه شوروی شد. در سال ۱۳۰۹ به همراه دیگر اعضای شبکه کمونیستی دستگیر شد. در اواخر ۱۳۱۸ محاکمه و به اتهام «قبول فرقه اشتراکی و تبلیغ آن» به «۱۰ سال حبس مجرد و ۱۰ سال حبس تأدیبی» محکوم شد. اندکی قبل از شهریور ۱۳۲۰ پس از ده سال محکومیت در ۱۳۱۹ به کاشان تبعید شد، ولی در پی سقوط رضا شاه و گشایش نسبی فضای سیاسی دوباره وارد عرصه فعالیت شد.

حبس پیشه وری در زندان رضا شاه پهلوی

وقتی قانون ضدکمونیستی توسط علی‌اکبر داور به مجلس ارائه شد، تقریبا تمامی رهبران کمونیستی در ایران دستگیر شدند، جرم آن‌ها اقدام علیه امنیت کشور بود. پیشه وری یکی از همین دستگیرشدگان بود. او در مورد این سال‌ها می‌گوید: «حال که ۵۰ سال از عمرم می‌گذرد و سی سال آن را در مبارزه سیاسی و در زندان‌ها به سر برده‌ام، خود را همان مستخدم زحمتکشی می‌دانم که در مدرسه خدمت می‌کرد و برای همان طبقه هم می‌نویسم، در جریان نهضت جنگل به تهران آمدم و شورای مرکزی اتحادیه کارگران را تشکیل و روزنامه حقیقت را منتشر کردم و در دوره رضاخان چهار بار مرکز ما را منحل کردند. ولی پنجمین بار مرکز را تشکیل داده و فعالیت مطبوعاتی را به اروپا منتقل کردم و نشریات خود را توانستم از دیوار چینی که پلیس رضاخان دور ایران تشکیل داده بودند، به ایران برسانیم. بالاخره در سال ۱۳۰۹ توقیف شدم، هشت سال تمام در قصر به غیر از ما زندانی سیاسی نبود، می‌خواستند ما را به مرگ تدریجی نابود کنند، در سال ۱۳۱۹ بعد از ده سال به کاشان تبعید شدم، بیست روز بعد از شهریور ۲۰ توانستم رهایی یافته و خود را به تهران رسانم.»

حزب توده ایران و سیدجعفر پیشه وری

پیشه‌وری پس از بازگشت از تبعید به کمک «احمد اسدی» که از شهریور ۲۰ رییس اداره تعاونی شده بود، در آن اداره استخدام می‌شود. او بعد از ۲۰ روز که از کاشان به تهران آمده بود، در جلسه‌ای که با تلاش «ایرج اسکندری» به منظور تاسیس حزب توده در خانه «سلیمان میرزا» تشکیل شد، حضور فعال داشت. او به همراه ایرج اسکندری، سلیمان میرزا، رضا روستا، با رأی مخفی انتخاب شدند تا مقدمات تشکیل حزب را فراهم کنند.

او که از اعضای مؤسس حزب توده ایران در نشست مهر ۱۳۲۰ بود، و نقش مهمی در تدوین اولین مرام‌نامه آن داشت به علت اختلافات سیاسی و طبقاتی با بعضی از رهبران، حزب چندان فعالیتی نکرد.

او روزنامه آژیر را تأسیس و نخستین شماره آن را در اول خرداد ۱۳۲۲ منتشر کرد. این روزنامه با وجود خط مشی چپ، حزبی نبود. خط مشی این روزنامه هم احتمالاً از دلایل دوری حزب از پیشه‌وری بود؛ زیرا رهبران حزب با بهانه‌جویی از یک مقاله انتقادی‌اش به مناسبت مرگ رضاشاه، اعتبارنامه حزبی او را لغو کردند و جلوی حضور او به عنوان نماینده حزب در نخستین کنگره حزب توده ایران در مرداد ۱۳۲۳ را گرفتند.

البته پیشه‌وری ظاهرا حزب توده ایران را آنقدر جدی نیافته بود که خود را جزیی از آن بداند. حضور «اردشیر آوانسیان» به عنوان مخالف پیشه‌وری در این حزب را باید یکی از علت‌های کناره‌گیری او از حزب دانست. اختلافات شدید او با آوانسیان از دوران زندان شروع شده بود و تا رد اعتبارنامه‌اش در مجلس چهاردهم توسط آوانسیان و دیگر دشمنان پیشه‌وری پیش رفت.

حزب دموکرات ایران و پیشه وری

ورود پیشه‌وری به همراه بعضی از دوستانش همچون «سلام‌الله جاوید» به حزب دموکرات یکی دیگر از اتفاقات مهم زندگی پیشه‌وری است. شکل‌گیری این حزب همزمان با درگیری پیشه وری با حزب توده و رد اعتبارنامه‌اش در مجلس بود.

در پاییز ۱۳۲۳ در جریان مباحثات مربوط به «امتیاز نفت شمال» پیشه‌وری و گروه اقلیت او از حزب دموکرات درخواست کردند میتینگی در این خصوص برگزار شود. وقتی کمیته مرکزی با این پیشنهاد مخالفت کرد؛ پیشه‌وری و دوستانش از حزب هم جدا شدند؛ به این ترتیب یکبار از حزب توده و بار دیگر هم از حزب دموکرات جدا شد؛ همین موضوع نشان می‌داد ظاهرا پیشه‌وری خیلی اهل فعالیت دسته‌جمعی و حزبی نبوده است.

رد اعتبارنامه پیشه وری

در انتخابات مجلس چهاردهم در تبریز برای ۹ کرسی، ۱۲ نفر نامزد شدند که از بین آن‌ها سه نفر که پیشه‌وری رهبری آنان را به دست داشت، توسط حزب توده و اتحادیه‌های کارگری پشتیبانی می‌شدند، با کنترل شدیدی که «سرلشگر مقدم» بر روز انتخابات داشت در بیشتر شهر‌ها شوروی و هوادارانش نتوانستند کاری از پیش ببرند، به همین دلیل کوشیدند فرصت از دست رفته را در آذربایجان جبران کنند، در نتیجه انتخابات از بین ۹ نماینده منتخب به ترتیب «حاج‌خویی» و «پیشه‌وری» بیشترین آرا را به دست آوردند.

مجلس چهاردهم در ۲۶ اسفند رسما کار خود را با بررسی اعتبارنامه نمایندگان آغاز کرد. در ۲۳ تیر ماه ۱۳۲۳ جلسه مجلس برای بررسی اعتبارنامه پیشه‌وری تشکیل شد. شریعت‌زاده و تعداد دیگری از نمایندگان با اعتبارنامه پیشه‌وری مخالفت کرده و به بهانه‌های گوناگون صحت انتخابات آذربایجان را زیر سوال بردند. اعتبارنامه او با وجود حمایت‌های دکتر محمد مصدق، به علت جاروجنجال‌های نمایندگان محافظه کار به رهبری سیدضیاءالدین طباطبائی و مخالفت بعضی از نمایندگان حزب توده تصویب نشد.

به گزارش رویداد۲۴ تاکید بر انتخاب «انجمن‌های ایالتی و ولایتی» که در ماده ۲ بیانیه ۱۲ شهریور ۱۳۲۳ به عنوان زمینه تشکیل فرقه دموکرات از آن سخن رفته، حدود ۲۵ سال پیش توسط پیشه‌وری مطرح و در مقاله «حکومت مرکزی و اختیارات ملی» در روزنامه «حقیقت» بر آن تاکید شده بود؛ اما بعد از رد اعتبارنامه‌اش از مجلس چهاردهم، دوباره بعد از ۲۵ سال در روزنامه آژیر به آن پرداخت.

فرقه دموکرات در اولین جلسه در ده مهر ۱۳۲۴ با شرکت ۲۴۷ نفر از شهر‌های مختلف آذربایجان تشکیل شد. نمایندگان کمیته مرکزی از ۴۱ نفر انتخاب شدند که پیشه‌وری در راس آن قرار داشت. در این فرقه همه افراد از مالک و تاجر تا مهاجرانی که سال‌ها در کشور‌های اطراف مهاجرت کرده بودند، حضور داشتند.

اختلاف فرقه دموکرات و روحانیون

مسئولان فرقه سعی می‌کردند در مورد مسائل مذهبی سیاست بی‌طرفی را در پیش گیرند تا اتفاقی نیفتد که مخالفت علما را برانگیزند. اما در نهایت فرقه دموکرات در جلب همکاری رهبران مذهبی و روحانیون موفق نشد.

گفته می‌شد رهبران فرقه به آزادی اعمال مذهبی تاکید داشتند و به زنان حق استفاده از چادر داده بودند و در مدارس نیز دانش‌آموزان با سرود مذهبی به سر کلاس می‌رفتند و کارهایی از این قبیل انجام می‌شد تا همزمان حمایت مذهبیون به دست بیاید، اما این‌ها کافی نبود و اختلاف‌ها ریشه‌های عمیق ایدئولوژی بزرگتری داشت. البته برخی از اختلافات هم اقتصادی بود و برخی اینگونه تحلیل کرده‌اند که فرقه با تقسیم زمین‌هایی که فئودال‌ها و مالکانشان به تهران فرار کرده بودند، به پایگاه اقتصادی آنها لطماتی وارد کرده بودند و به همین دلیل روحانیون، کمونیست‌ها را کافر می‌دانستند.

در سوی دیگر مردم آذربایجان گرایش‌های مذهبی پررنگی داشتند و به همین دلیل برخی از مردم از پذیرفتن زمین‌های تقسیمی توسط فرقه با عنوان مال حرام امتناع می‌کردند و در حال گرسنگی از گرفتن گندم‌هایی که توسط فرقه تقسیم می‌شد، از ترس عذاب روز قیامت خودداری می‌کردند.

حکومت موقت آذربایجان

روز دوشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۲۴، فرقه دموکرات آذربایجان با انتشار بیانیه‌ای (مراجعت‌نامه) که به دو زبان آذربایجانی و فارسی نوشته شده و حاوی یک مقدمه و ۱۲ ماده بود رسما تشکیل خود را اعلام کرد. فرقه دموکرات همچنین، کنگره خلق آذربایجان را تشکیل داد که در ۳۰ آبان ۱۳۲۴، دستور به تشکیل انتخابات برای تشکیل «مجلس ملی آذربایجان» و نهایتاً حکومت ملی آذربایجان داد. این مجلس در نخستین اقدام خود در ۲۱ آذر، تشکیل حکومت ملی به نخست‌وزیری پیشه وری را اعلام کرد.

اهم اهداف این بیانیه عبارت بودند از: تقاضای آزادی داخلی و مختاریت مدنی برای مردم آذربایجان با حفظ استقلال و تمامیت ارضی ایران، تشکیل انجمن‌های ایالتی و ولایتی، تدریس زبان ترکی در مدارس آذربایجان، مصرف نیمی از مالیات‌ها وصولی از آذربایجان در خود آذربایجان، افزایش کرسی‌های نمایندگان آذربایجان در مجلس به نسبت جمعیت آن، اصلاح روابط و حدود بین مالک و دهقان با در نظر گرفتن مصالح هر دو، مبارزه با بیکاری تلاش در جهت توسعه و ایجاد صنایع، تجارت و کشاورزی، مبارزه با رشوه و فساد در ادارات و….

پس از تشکیل مجلس ملی در تاریخ ۲۱ آذر ۱۳۲۴ حکومت خودمختار آذربایجان را برپا داشت. این اقدام او همراه با تصرّف پادگان‌ها و واحد‌های نظامی توسط اعضای فرقه دموکرات موسوم به فدائیلر (فداییان) در تبریز، ارومیه، زنجان، اردبیل و دیگر شهر‌های آذربایجان بود. اقدامات فرقه دموکرات بیش از هر چیز به خاطر حمایتی بود که «ارتش سرخ روسیه» از آنها می‌کرد، به همین دلیل بود که منتقدان پیشه‌وری معتقدند او با استفاده از نیروی خارجی، ایده‌های خودش را در کشور پیش برده است به همین دلیل او را به خیانت متهم کرده‌اند و در مقابل حامیانش بر این باورند که در ایده‌های کمونیستی مرزبندی خطاست.

طبیعی است چنین ایده‌ای در کشوری که مدت‌ها در استعمار کشورهای خارجی بوده، چندان خوشایند نیست و هرگونه دخالت خارجی خیانت به کشور توصیف می‌شود؛ چنانچه در مورد پیشه‌وری نیر همین اتفاق رخ داد و اگرچه اقدامات بسیار خوبی در تبریز انجام شد، اما انگ به او هیچگاه پاک نشد.

زبان ترکی آذری در دوره فرقه دموکرات

به گزارش رویداد۲۴ حکومت ملی آذربایجان در کل یازده ماه به عمر خود ادامه داد. در این دوره تدریس زبان ترکی به عنوان زبان رسمی در مدارس شروع شد. غلامحسین ساعدی نویسنده ایرانی که یکی از دانش‌آموختگان این دوره است و لهجه ترکی داشته، می‌گوید: «در کل دوران تحصیلم، همیشه از حضور در مدرسه اذیت می‌شدم؛ غیر از آن یک سالی که به مدارس فرقه دموکرات می‌رفتم.»

در کنار کتب ۶ جلدی آنادیلی برای کلاس‌های دبستان کتب دیگری مانند، کتاب درسی برای اکابر (۶۴ صفحه) و جغرافی، کلاس پنجم ابتدائی (۱۱۴ صفحه) تاریخ مختصر جهان، کلاس پنجم ابتدائی (۶۴ صفحه) زبان وطن؛ کتاب قرائت ادبی، کلاس ششم ابتدائی (۳۰۰صفحه)، زبان وطن: کتاب قرائت ادبی و کلاس‌های ۱ الی ۶ (به ترتیب ۸۲، ۸۷، ۱۱۲، ۱۸۳، ۲۴۴و ۳۰۰ صفحه) منتشر شد. تأسیس دانشگاه تبریز یکی دیگر از اقدامات حکومت ملّی آذربایجان بود. روزنامه آذربایجان به عنوان ارگان رسمی فرقه دموکرات آذربایجان به کارش ادامه داد و به انتشار گسترده‌ی مطالب سیاسی، ادبی و اجتماعی روی آورد.

در همین زمان رادیوی تبریز راه‌اندازی شده و شروع به پخش برنامه به زبان ترکی کرد. شاعرانی مانند ساحر، سهند، بالاش آذراوغلو، مدینه گولگون، ح. بلوری، یحیی شیدا و بسیاری شاعران دیگر، اشعار خویش را در آنجا قرائت کرده‌اند. اشعاری که در این مجالس خوانده شد در سال ۱۹۴۵در قالب مجموعه آنتولوژی در برگیرنده اشعار ۸۰ شاعر با نام مجلس شاعران منتشر شد. شاعرانی مانند علی فرات، م. بی‌ریا، ح. صحاف و محزون که تا آن زمان اشعار غیرسیاسی می‌سرودند، شروع به سرایش اشعار ملی و اجتماعی کردند.

آنگونه که در اسناد فرقه دموکرات آمده، حکومت آذربایجان اقدام به تاسیس بیش از ۲۰۰۰ مدرسه راهنمائی و دبستان در روستا‌ها و نزدیک به ۵۰۰ دبستان و مدرسه راهنمائی در شهر‌ها کرد. انتشار ده‌ها روزنامه و کتاب به زبان ترکی آغاز شد و زبان مادری آذربایجان، بعد از چندین سال ممنوعیت به عنوان زبان رسمی ارتقاء یافت.

نصرت‌الله جهانشاه‌لو افشار رئیس دانشگاه تبریز در خاطرات خویش اینگونه می‌نویسد: «گروهی دانشجو از طریق امتحان ورودی در ماه سپتامبر قبول کردیم. برای دانشجویانی که امکان تخصیص خوابگاه نبود، جهت اجاره خانه برایشان کمک مالی اختصاص داده شد. کتاب‌های خریداری شده و یا هدیه شده به کتابخانه تازه تأسیس دانشگاه جهت استفاده دانشجویان اختصاص داده شد.» همچنین برای سال‌های تحصیلی مابین ۱۹۴۵ـ۱۹۴۷ نیز در مجموع ۲۰۰ دانشجو به دانشگاه وارد شده بودند.

این اقدامات مهمی بود که همگی در دوره فرقه دموکرات انجام شد اما واقعیت این است که اگر صد برابر آن هم انجام می‌شد، تفاوتی نداشت زیرا در نظر مردم، حمایت ارتش یک کشور خارجی تمام دستاوردها را زیر سوال می‌برد، به همین دلیل بود که هیچ یک از اقدامات فرقه در خاطر مردم ایران نماند؛ مگر کسانی که حامیان جدی پیشه‌وری هستند.

موافقت نامه آذربایجان با احمد قوام السلطنه

موافقت‌نامه «مظفر فیروز» معاون سیاسی احمد قوام السلطنه نخست‌وزیر و جعفر پیشه وری در پانزده ماده و ۴ تبصره ۲۳ خرداد ۱۳۲۵ مواضع پیشه‌وری در فرقه را روشن می‌کند. این موافقت‌نامه بر پایه تصمیم هفت ماده‌ای دولت احمد قوام پایه مذاکرات با سران فرقه دموکرات آذربایجان ۲ اردیبهشت ۱۳۲۵ با افزودن چندین ماده و تبصره به آن میان هیات ده نفره سیاسی به ریاست «مظفر فیروز» معاون سیاسی نخست‌وزیر و سیدجعفر پیشه‌وری و یارانش در تبریز به امضا رسید که بر اساس آن دولت سازمان فعلی را که به عنوان مجلس ملی آذربایجان انتخاب و تشکیل شده‌ به منزله انجمن ایالتی آذربایجان به رسمیت خواهد شناخت. موارد دیگر قرارداد درباره مخارج و عواید ادارات پست و تلگراف و گمرک و راه آهن و کشتیرانی دریاچه ارومیه و تعمیر راه‌های شوسه و گمرک و ... بود.

سرانجام فرقه دموکرات آذربایجان

در زمان نخست‌وزیری قوام و پس از بازگشت او از شوروی پس از هماهنگی با محمد رضا شاه پهلوی قوای زمینی ارتش به سمت آذربایجان حرکت کرد. تیمسار سرتیپ هاشمی داماد باقرخان یکی از افسران مؤثر در رویداد تاریخی ۲۱ آذر ۱۳۲۵ در زمره نخستین افسران بلندپایه ارتش بود که پس از گذشتن از بلندی‌های قافلانکوه برای بیرون راندن هواداران فرقه دموکرات به سختی و دشواری همراه با یک استوار ارتشی به شهر تبریز گام نهاد و پس از چیرگی از درجه سرهنگی به نشان سرتیپی نائل آمد.

میزان تلفات غائله آذربایجان

در مورد پیامد‌های انسانی سقوط حکومت خودمختار دو دیدگاه وجود دارد، منابع حزب توده و طرفداران فرقه از هزاران نفر کشته و آواره یاد کرده‌اند. جمیل حسنلی (عضو آکادمی ملی علوم آذربایجان) می‌نویسد «در اوضاع نابسامان پس از فروپاشی هزاران نفر از هواداران فرقه کشته و زندانی شدند و نزدیک به ده هزار نفر به آنسوی مرز گریختند.»

حمید احمدی دانشیار علوم سیاسی دانشگاه تهران اما معتقد است بسیاری از این اظهارات مبتنی بر داده‌های مستند و تاریخی نیست، اما به دلایل سیاسی و استراتژیک یعنی به منظور بسیج احساسات افراد متعلق به گرو‌های قومی بیان می‌شود.

سفارت آمریکا تعداد کشته‌شدگان در حملات عوام به طرفداران فرقه را که در فاصله ورود ارتش به تبریز پیش آمده بود ۴۲۱ نفر اعلام کرده‌اند اما منابع دولت ایران از اعدام ۲۰ نفر و روزنامه‌های آن زمان از عدد‌هایی در حدود ۲۰۰ نفر کشته یاد می‌کنند.

ارتشبد حسین فردوست که به هنگام هجوم ارتش به آذربایجان جهت رفع نیاز‌های مالی ارتش شاه از سوی حکومت مرکزی به تبریز سفر کرده بود، در خاطرات خود از اعدام حدود ۲۰۰۰ الی ۳۰۰۰ نفر در تبریز بدون هیچ‌گونه تشریفاتی و در جلوی خانه‌های افراد و در سر خیابان‌ها خبر می‌دهد. این تعداد جان باخته، به غیر ارقامی بود که در روزهای بعد وجود داشت.

پایان زندگی سید جعفر پیشه وری

به گزارش رویداد۲۴ پیشه‌وری پس از شکست فرقه، همراه با دوستان و همراهانش از ایران خارج شدند. آن‌ها ابتدا مرز جلفا رسیده و بعد وارد شوروی شدند. دوستانش گفته‌اند: «پیشه‌وری پس از ترک ایران در باکو سکونت داشت، ساده می‌پوشید و ساده می‌زیست. وقتی در خیابان‌های شهر راه می‌رفت، چیزی او را از دیگران متمایز نمی‌کرد. دو اتومبیل نمره خارجی به او داده بودند. برایش در کانون نویسندگان اتاقی تدارک دیده بودند، آنجا خلوت می‌کرد. گویا خاطرات سیاسی سال‌های ۱۹۴۱ـ۱۹۴۵ خود را می‌نوشت.»

پیشه‌وری در همان سال‌ها همراه راننده‌اش برای سرکشی به اردوگاه‌ها می‌رفت. در ساعت ۷ صبح ماشین‌اش به نرده پل جاده «گیروف آباد» برخورد می‌کند و پیشه‌وری به علت خونریزی زیاد در ۲۰ تیر سال ۱۳۲۶ در سن ۵۵ سالگی چشم از جهان فروبست. جسد پیشه وری را ابتدا در قبرستان همان منطقه‌ای که مرده بود خاک کردند اما پس از سال‌ها جسد او را به گورستان نام‌آوران (مفاخر) آذربایجان در باکو برده و خاک کردند.

پیشه‌وری در پی ایده «جمهوری خلق‌ها» در ایران بود و معتقد بود «مرکزنشینان در پی دغدغه کسب قدرت هستند و از پیگیری مطالبات و نیاز‌های پیرامون غافل شده‌اند» از این رو او و حامیانش معتقد بودند باید به صورت قومی مطالبات خود را پیش ببرند. طبیعتا اجرای چنین ایده‌ای در سرزمینی که بارها و بارها تکه‌هایی از آن جدا شده، چندان خوشایند نیست. اگرچه پیشه‌وری از نگاه تئوریک به دنبال خودمختاری بود اما اقدامات عملی‌اش به تجزیه منجر می‌شد.

آرامگاه سیدجعفر پیشه وری در قطعه مفاخر آذربایجان در باکو

منابع:
پیشه‌وری/ کاوه بیات/ دانشنامه جهان اسلام
آذربایجان و ایران/ عنایت الله رضا/ انتشارات هزار کرمان
آخرین سنگر آزادی/ رحیم رییس نیا/ انتشارات شیرازه
از زندان رضاخان تا صدر فرقه دموکرات/ علی مراغه‌ای/ نشر اوحدی
ایران در عصر پهلوی/ مصطفی الموتی/ نشر بی نا ۱۹۹۵ لندن
خاطرات سیاسی/ ایرج اسکندری/ انتشارات هفته
من متهم میکنم/ فریدون کشاورز/ نشر بی جا، بی تا، بی نا
از انقلاب مشروطه تا انقلاب شاه و ملت/ حسین جودت/ نشر بی نا
ایران بین دو انقلاب/ یرواند آبراهامیان/ ترجمه گل محمدی/ نشر نی
خاطرات امیرتیمور کلالی/ ویراستار حبیب لاجوردی/ دانشگاه‌هاروارد، ۱۹۹۷
راز‌های سر به مهر/ حمید ملازاده/ نشر مهد آزادی
قومیت و قوم گرایی در ایران/ حمید احمدی/ نشر نی
گماشتگی‌های بدفرجام/ حسن نظری / انتشارات رسا
‌خاطرات علی اکبر درخشانی/ انتشارات صفحه سفید
خاطرات آیت‌الله مجتهدی، به کوشش رسول جعفریان/ موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران
فاوست، ایران و جنگ سرد/ ترجمه کاوه بیات،/ مطالعات سیاسی و بین المللی
روشنفکران آذری و هویت ملی و قومی/ علی ‌مرشدزاده/ نشر مرکز
بحران دموکراسی در ایران/ فخرالدین عظیمی/ ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوی/ نشر البرز
تاریخ ارومیه/ احمد کاویان‌پور/ نشر آذرکهن
خاطرات سید جعفر پیشه‌وری

نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۵۸
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۷۱
احمد
۱۶:۴۲ - ۱۴۰۲/۰۷/۰۷
خداوند رحمتش کند. واقعا حیف ما ندیدیم چنانکه قدیمیها و سن بالاها تعریف کردند آذربایجان در اندک اداره کردن توسط مرحوم یا شهید پیشه وری بهترین روزهای دمکراسی وترقی را تجربه کرده است
Arash
۰۴:۵۰ - ۱۴۰۲/۰۷/۰۶
لعنت خدا بر افرادی که برای پول و قدرت مردم را فریب می‌دهند. برای مردم کف جامعه فرقی نمی‌کند که چه فرقه ایی قدرت را بگیرد.. بدبخت همیشه بدبخت است چه باکو کشور شود چه بغداد مردم گرسنه همیشه گرسنه اند.. لعنت خدا بر امثال پیشه وری ها که باعث بدبختی مردم آذربایگان شدند.
علی پاینده
۱۹:۱۱ - ۱۴۰۲/۰۷/۰۳
عه انگار نویسنده پانترک هست، لعنت به پیشه وری
حسن
۱۴:۱۴ - ۱۴۰۲/۰۷/۰۲
انتقام ترک‌ها ازشاهنشاه بابت قاجارواقعا احمقانه اتحاد ارتجاع سرخ وسیاه کشورومردم ایران به دوران قاجاربرگرداننده
ایرانی
۲۱:۰۹ - ۱۴۰۲/۰۶/۲۹
غلامحسین ساعدی خودش عزت نفس پایینی داشته و از لحجه خودش خجالت میکشیده به دیگران چه ربطی داره؟این عقده خوب فارسی حرف نزدن او را تبدیل به یک ضد ایرانی کرد .فایل صوتی متعددی ازش وجود داره .حرفهایش را گوش کنید چقدر سطحی و پوچ حرف میزنه.ژاپنیها هم در زمان صحبت به بعضی از زبانهای دیگر و مخصوصا زبان فرانسه هیچوقت نمیتونن بدون لحجه صحبت کنن اونها ژ را نمیتونن تلفظ کنن و همیشه میگن "ج"پس باید عزت نفس پایین و عقده حقارت داشته باشن؟
محمد??
۱۶:۱۱ - ۱۴۰۲/۰۵/۱۹
مرگ بر پانتورک زنده باد ایران و ایرانی
ناشناس
۲۳:۵۸ - ۱۴۰۱/۱۱/۰۸
آذربایجان سر ایران و ترک ایرانی چشم و چراغ ایران . من ناراحتی به وجود اومده در دل مردم آذربایجان کشورم درک میکنم . زبان ترکی باید در کنار زبان فارسی به طور کامل تدریس بشه ، کتاب ها ترکی مجوز نشر بگیرن . چرا نیمی از مالیات ، کل مالیات اخذ شده از آذربایجان باید صرف خودش بشه در گام اول ، منابع معدنی مثل مس و طلا باید برای رفاه آذربایجان هزینه بشه ، لیاقت تراختور ، ورزشگاه مثل لوسیل قطر با ۵۰۰ ۶۰۰ میلیون دلار نه سهند . هرگز کسی تحمل نمیکنه زبانش باهاش بد برخورد بشه ، اگر روز با ما که فارس هستیم هم اینجوری رفتار می شد تحمل نمی کردیم و شاید هزار برابر بد تر رفتار می کردیم .
ولی تجزیه هرگز قابل تحمل نیست ، تیکه پاره کردن روح و کشور راه چاره نیست .
گوزل ایرانیم ، یاشاسین ایران تورکلری و ایران آذربایجانلری
یاشاسین تبریز ، اورمیه ، زنگان ، اردبیل و...
ناشناس
۱۵:۲۲ - ۱۴۰۱/۰۹/۲۲
جالبه سید بوده و از روستایی در خلخال که همه سید بودند.هجده استان دیگر که باکو هم یکی از انهاست را هم روس کثیف کمونیست از ایران جدا کرد.و مطمن باشید که دوباره همه این استانها به ایران برگردانده خواهند شد.خیلی از مردمان کشورهای از دست رفته در 180 سال پیش مثل باکو-تاجیکستان-سه تا کردستان-ارمنستان-افغانستان-قفقاز و ...حتی چچن ها که بگفته جوهر دودایف ایرانی الاصل هستند دلشان بیاد ایران هست و دوست دارند به ایران بپیوندند.و بیاری خدا اینکار انجام خواهد شد.
پاسخ ها
ناشناس
۲۳:۴۰ - ۱۴۰۲/۰۶/۲۸
بعله اما نه با این حاکمیت
سهند تبریزلی
۲۱:۲۱ - ۱۴۰۱/۰۹/۱۷
عزیز ازیک طرف میگید مرحوم پیشه وری تجزیه طلب بود.ازطرف دیگر تفاهمنامه اوبادولت مرکزی باامضای مظفرفیروز وجود دارد.واین خود رد ادعای افرادی است که اورا تجزیه طلب معرفی مینمایند.ننگ برکسانی که بخاطر منافع خود دروغ بیین میگویند.ازنظرشرع هم این افراد رزل وپست هستند.
صادق ظفری
۰۱:۵۱ - ۱۴۰۰/۱۱/۱۳
با درود. بدون شک جعفر پیشه وری خائن به ایران و مزدور شوروی شده بود. اگر الان هم زنده بود قطعا جمهوری اسلامی او رو به دار مجازات می اویخت مثل حبیب اسیود رهبر تجزیه طلبان در خوزستان. کسانی هم که در اینجا از پانترکیسم حمایت میکنند آینده ای بهتر از پیشه وری خائن ندارند: فاضلاب تاریخ. زنده باد ایران و ایرانی
پاسخ ها
حسن
۱۴:۱۰ - ۱۴۰۲/۰۷/۰۲
اتفاقاباهم وطن به صورت اجاره به شرط نمایم به روسهامیدادن
ناشناس
۱۵:۴۴ - ۱۴۰۰/۱۰/۲۵
نگفتید مخالفینش را ترور می کرد !
ناشناس
۱۰:۲۴ - ۱۴۰۰/۱۰/۲۱
چپ امتحانش رو پس داده از حزب توده خائن بگیر تا چپ های هفت تیرکش و آدمکش دهه 40 و 50 . اما اینجور مقالات بسیار خوبه و ارزش مطالعه چندین کتاب را برابری می کنه . دم شما گرم
ناشناس
۱۰:۰۹ - ۱۴۰۰/۰۹/۲۴
جریان پیشه وری و فرقه دموکرات بخشی از تاریخ و گذشته ما هستند و مرور دقیق و بدون غرض ورزی این تاریخ هم به درد امروز میخورد هم به درد آینده.
پاسخ ها
ناشناس
۱۴:۴۲ - ۱۴۰۰/۰۹/۲۶
احسنت چقدرعالمانه نوشتی.
ناشناس
۱۵:۰۳ - ۱۴۰۰/۰۹/۲۳
من به عنوان یک ترک ایرانی از فاشیستها و سلطنت طلبها و تندروهای اسلامی و پان ایرانیستها و پانترکها بیرزاری میجویم و عاشق ایران هستم منتها ایران ازاد
پاسخ ها
حسن
۱۴:۰۸ - ۱۴۰۲/۰۷/۰۲
به اسم قاجاریک عده مثلا ازشاهنشاه انتقام گرفتن تو رتبه خدا خریت تاکجا کشورابرقدرت منطقه ثروتمندوپرحال پیشرفت به چه روزی رساندم که توسازمان ملل فقط یک پاکستانی دیدارکرد
ناشناس
۲۳:۴۵ - ۱۴۰۰/۰۹/۲۰
جریان فرقه دمکرات آذربایجان در برهه ای از زمان شایداناشی از تبعیض نگرش حکومت نسبت به آذربایجان ارزیابی کرد متاسفانه همان رویه ای که همچنان ادامه دارد بیشترین توجه در امر توسعه در دورانهای اخیر معطوف تهران ،قم،اصفهان وخراسان هستش واین تبعض قابل مشهود است واین امر باعث شده مردم آذربایجان علیرغم سهم بزرگ در انقلاب وجانفشانی در جنگ تحمیلی در شان خود از نگاه عادلانه حاکمیت در توزیع ثروت برخوردار نبوده اند ؛نگاه کنید به ترکیب دولتها که در پستهای مهمه چند نفر از نخبگان آذربایجانات بکار گیری شده اند؟
بااینحال مردم این دیار شابد متفاوت ترین افراد ساکن کشورند شدیدا حب وطن دارند،از لحاظ قدر ت اقتصاد وسرمایه گذاری خصوصی سومین رتبه را در کشور را دارد یکی از کم جرم خیز ترین استانهای کشور محسوب می شود ؟جز باسوادترین استانهای کشور بود ودر تمیزی وطراوت شهری اظهارات دیگران نسبت به آذربایجان را ببینید،زیر بار حرف زور نرفته ونخواهند رفت اما بمعنای واقعی دلسوز کشور وهموطن نان خود هستند ،فرزندان این منطقه از ایران بیشترین قبولین کنکور بویژه در رشته های پزشکی را دارندو.....سربلند وجاودان باد ایران ویاشاسین آذربایجان خلقلری
........
ناشناس
۱۳:۳۷ - ۱۴۰۰/۰۹/۱۹
یاشاسین تورک میلتی؛یاشاسین آزربایجان میلتی.نخجوان ؛قره باغ
پاسخ ها
ناشناس
۲۲:۵۹ - ۱۴۰۰/۰۹/۱۹
؟؟!
ناشناس
۱۲:۴۱ - ۱۴۰۰/۰۹/۲۰
ناشناس
؟؟! زر نزن
صادق ظفری
۰۱:۴۸ - ۱۴۰۰/۱۱/۱۳
مرگ بر تجزیه طلب و زنده باد ایران.
آذری
۲۱:۴۷ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۷
پیشه وری مزدور استالین و خائن به وطن بود یه گروگان بود در دست استالین تا به وسیله او از ایران امتیاز بگیره،بعد هم که امتیاز را گرفت اونو به درک واصل کرد،خود مردم آذربایجان از حکومت یکساله فرقه او جان به لب شده بودند
پاسخ ها
ناشناس
۱۲:۴۱ - ۱۴۰۰/۰۹/۲۰
پالانشاه نوکر انگلیس بود
ناشناس
۰۳:۳۸ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۴
لعنت به تو پیشه وری دزد قاتل وتجزیه طلب
پاسخ ها
ناشناس
۱۲:۴۲ - ۱۴۰۰/۰۹/۲۰
تجزیه طلب فارسها هستند که همه رو با خودشون بیگانه کردن وکشور رو بین خودشون تقسیم کردن
صادق ظفری
۰۱:۴۸ - ۱۴۰۰/۱۱/۱۳
لعنت بر پیشه وری
آزاد
۰۱:۴۷ - ۱۳۹۹/۰۳/۲۷
خوبه که یه مقاله درست ، حسابی و بی طرف را دیدیم ، ما باید تاریخ را بخوانیم نه برای فخر فروشی و زنده باد و مرده باد گفتن برای این و اون برای عبرت گرفتن ، برای اینکه در آینده اشتباهاتی که در گذشته را کردیم دوباره تکرار نکنیم ، پیشه وری تجزیه نمیخواست خودش هم بارها این را گفته بود ولی یه حکومت غیر متمرکز میخواست که حقوق دیگر اقوام اعم از تورک و عرب و کورد و .... در آن رعایت بشود و امروزه اکثر کشورها به صورت فدرال اداره میشن مثل امریکا ، روسیه و المان و برزیل و .... اگه اینطور باشه ما دیگه شاهد فقر شدید در استانهای مرزی نخواهیم بود
عباس
۰۹:۳۹ - ۱۳۹۹/۰۳/۱۰
مرگ بر پیشه وری خائن واقعا متاسفم از این وطن فروش نوکر اجانب در این سایت دفاع شده ما باید به اصالت و ریشه ایرانی خودمون برگردیم و به ایرانی بودن خودمون افتخار کنیم
پاسخ ها
ناشناس
۱۲:۴۳ - ۱۴۰۰/۰۹/۲۰
ریشه هاتو میخوای، برگرد افغانستون پیش داداشای افغانستانیتون با هم به زبان دری حرف بزنید.فارس و پشتون پسر عمو هستند بی شوخی
ناشناس
۱۱:۳۶ - ۱۴۰۲/۰۷/۱۲
12:43
توام برگرد مغولستان
hasan
۰۱:۵۷ - ۱۳۹۹/۰۱/۱۷
یاشاسین آزربایجان غیرتلی بالاسی
پاسخ ها
صادق
۰۰:۳۲ - ۱۴۰۲/۰۹/۰۴
چخه مغول
Mahsa
۰۱:۵۶ - ۱۳۹۸/۱۱/۲۲
رضا شاهو نمیدونم کدوم کره خرش ...!چی بودن اخه ؟!!!اگه این ادمایی ک میگی ب امثال مث تو پرو بال نمیدادن الان اینجور دور ورت نمیداشت بخای ب ما ها توهین کنی ..درجریانی ک چی میگم.. ..تو برو بچسب ب همون شاهه بی سوادت ک هیچی از کشور داریو سیاست نمیدونه ماقهرمانایی داریم ک بهشون افتخار میکنیم اجازه توهینم بهشون نمیدیم...یاشاسین تورک خلقی...
پاسخ ها
صادق ظفری
۰۱:۵۴ - ۱۴۰۰/۱۱/۱۳
نمیخاد از تجزیه طلبی دفاع کنی. پیشه وری اگر امروز هم بود روحانیت و جمهوری اسلامی اون رو مجازات میکرد مثل حبیب اسیود. زنده باد ایران و مرگ بر تجزیه طلبان مخصوصا پانترکهای وطن فروش
ناشناس
۱۳:۰۵ - ۱۳۹۸/۰۹/۲۹
پیشه وری به درد سیاست نمی خورد.گرگها اطرافش را گرفته بودند
آذرفرجی
۱۵:۴۰ - ۱۳۹۸/۰۵/۲۰
مطالعه کنیم تا تاریخ کشورمونو با سیاستمدارانش بشناسیم متشکر از چاپ چنین مقالاتی که درحکم چند جلد کتابه و خدمات آذربایجان به خارج شدن سریعتر ایران از نظام فئوالیسم.
تایفور
۱۶:۱۳ - ۱۳۹۸/۰۵/۰۱
یاشاسین گونئی آذربایجان
پاسخ ها
ناشناس
۲۰:۱۳ - ۱۴۰۰/۱۱/۱۵
ياشاسين ايران ؛ياشاسين آذربايجان ايران
ایرانی
۱۹:۱۷ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۱
مقاله ای بسیار بسیار خوب و ارزنده
میهن دوست
۱۲:۳۹ - ۱۳۹۸/۰۳/۲۶
به نظر می رسد عده ای کمونیست و تجزیه طلب خائن که عقده خاصی هم به خدمات خاندان پهلوی دارند این سایت را اداره می کنند. صد افسوس که رضا شاه بزرگ و محمدرضا شاه پهلوی ریشه این طیف را نخشکاندند
پاسخ ها
ناشناس
۰۰:۲۴ - ۱۳۹۸/۰۳/۲۷
بله واگذاری کوه ارارا کوچک به نرکیه .واگذاری دشناامید به افقانسنان.واگذاری اروند رود ومناطق نفنی مندلی و خسروی به ئراق.واگذاری 3 ده با چراگاههایشان به نرکیه.رسمی کردن اسنقلال بحرین از ایران.کشف حجاب.کشنار گوهرشاد.نصاحب یک میلیون و هفنصد هزار هکنار زمین کشاورزی در ایران.ساخنن قصرهای بزرگ برای اطرافیان شاهان. بخش کوچکی از این خدمنهاس
۰۲:۰۱ - ۱۳۹۹/۰۱/۱۷
سوزون وار سوز دانیش حالویا دوز قاتمازلار.
عزیز دلم منطقی باشید با اتهام
و تهمت خودتان را گول نزنید .
ناشناس
۲۰:۱۱ - ۱۴۰۰/۱۱/۱۵
خاندان ملعون پهلوي بجز واگذاري اراضي ايران وچاپيدن و نوكر حساب كردن مردم مگر كار ديگري بلد بودند
ناشناس
۱۹:۰۱ - ۱۴۰۲/۰۶/۲۹
اشتباه منفی زدم
ناشناس
۱۷:۲۷ - ۱۳۹۸/۰۳/۲۵
به امید یک ایران دموکراتیک فدرال و آزاد و آباد که در آن همه قومیتهای ساکن کشور احساس سربلندی و زندگی بدون تبعیض در یک کشور مدرن و پیشرفته را داشته باشند. مطمئنا نه پیشه وری و نه قاضی محمد و نه میرزا کوچک خان تجزیه ایران را نمی خواستند و بیشتر دنبال یک سیستم غیر متمرکز بودند.
ناشناس
۱۴:۴۳ - ۱۳۹۸/۰۳/۲۵
مقاله خوبی بود. ولی ناقص بود
من خودم اصالتا آذربایجانی هستم ومخالف شدید تجزیه طلبان، مطالعات و تحقیقاتی که داشتم پیشه وری تجزیه طلب نبوده ولی وابستگی اش به بلشویکها باعث شکستش شد. بلشویکها می خواستند از طریق پیشه وری بخش های ترک نشین ایران را به شوروی الحاق کنند ولی پیشه وری راضی نشد به او خیانت کردند. اگر توافقنامه بین پیشه وری و حکومت تهران را مطالعه کنید متوجه می شوید که او قصد تجزیه آذربایجان را نداشته است.
مرگ پیشه وری توسط بلشویکها طراحی و توسط غلام یحیی از اعضای جنایتکار فرقه دمکرات اجرایی شد،دکتر جهانشاهلو معاون پیشه وری در حکومت فرقه که فکر می کنم هنوز در قید حیات یاشد به توطئه بودن تصادف پیشه‌وری به صراحت تاکید کرده است.
ناشناس
۰۲:۰۲ - ۱۳۹۸/۰۳/۲۵
خداوند رحمت کند این آزادمرد را که اعتقاد به تنوع قومیتها داشته و فاشیست نبود
پاسخ ها
محسن
۰۰:۲۶ - ۱۴۰۲/۰۹/۰۴
پیشه وری هرزه تجزیه طلب بود
رضا
۰۱:۱۴ - ۱۳۹۸/۰۳/۲۵
خوب خرابکاری های تجزیه طلب ها رو ماست مالی میکنید ننگ بر دشمنان ایران لعنت بر تجزیه طلبان و لعنت بر پیشه وری خائن
پاسخ ها
ناشناس
۱۲:۴۷ - ۱۴۰۰/۰۹/۲۰
محمدرضا پسر پالان کچل کبیر بحرین رو بخاطر اینکه نفت کمی داره فروخت به انگلیس.تجزیه طلب اربابتون پالانشاه دومه
تارا
۲۲:۱۱ - ۱۳۹۸/۰۳/۲۴
جالبه از مشتی تجزیه طلب حمایت میکنید
پاسخ ها
ناشناس
۱۲:۴۶ - ۱۴۰۰/۰۹/۲۰
مشنگ تو اصلا میدونی تجزیه چیه فقط بلدید حرفهای دیگران رو تکرار کنید
صادق ظفری
۰۱:۴۶ - ۱۴۰۰/۱۱/۱۳
دقیقا. مقاله ای در راستای اهداف تجزیه طلبانه و سفید کردن مهره سوخته
صادق ظفری
۰۱:۵۲ - ۱۴۰۰/۱۱/۱۳
پیشه وری خائن به ایران بود. مرگ بر پیشه وری و پانترکیسم که ملغمه ای بیشعوری و بی سوادی ست
ناشناس
۱۵:۴۵ - ۱۴۰۲/۰۶/۲۹
1:52 شماوحشیزاده های نفهم عیرانی تبار باز هم که صفات و کارهای خودتان را به تورکها نسبت دادید.خس و خاشاکهای عیرانی تبار.
ناشناس
۲۳:۲۷ - ۱۴۰۲/۰۶/۲۹
به نظر من واقعیت ها را نوشته
نظرات شما