دوران ریاستجمهوری جان اف. کندی، با وعدههای پرشور «مرزهای نو» و آرمانگرایی لیبرال آغاز شد، در مواجهه با واقعیتهای سرسخت خاورمیانه، به صحنهی آزمون و خطایی دراماتیک بدل گشت. این نوشتار، روایتی است مستند از جدال میان «رویای نوسازی» و «کابوس بیثباتی».
پنج سال ریاستجمهوری لیندون جانسون، ایران را از کشوری وابسته به کمکهای خارجی به قدرتی نظامی در خلیج فارس بدل کرد؛ تحولی که هم شکوه داشت و هم ریسکهای پنهان.
یک دهه پیش از پیروزی انقلاب، چریکهای ایرانی در اردوگاههای فلسطینی لبنان تیراندازی میآموختند. هیچ کس تصور نمیکرد که شاگردان روزی استادان خود را به نیروی نیابتی بدل کنند.
استراتژیستهای نظامی از دیرباز از «عملیات روانی» استفاده کردهاند که ترس، سردرگمی و فریب را به سلاحی برای غلبه بر دشمن تبدیل میکند.
دو چهرهای که در این تصویر در برابر یکدیگر ایستادند، از دو افق متفاوتی میآیند یکی روحانیای شیعه با ردایی ساده و زبانی آکنده از اخلاق اجتماعی، و دیگری افسری کاریزماتیک با یونیفرم نظامی که صدایش از رادیو، میلیونها عرب را به خیابانها میکشاند.
تاریخ روابط ایران و آلمان شرقی، فراتر از تاریخ دیپلماسی نیست؛ تاریخ اعوجاج واقعیت است. در سرتاسر چهل سال حیات جمهوری دموکراتیک آلمان، رسانههای این کشور ایران را نه آنگونه که بود، بلکه آنگونه که «باید میبود» به تصویر میکشیدند. کتاب ادگار کلوزنر با عنوان «بازنمایی ایران در آلمان شرقی»، سندی است تکاندهنده از مکانیسمهای رسانهای در یک نظام توتالیتر که در آن روزنامهنگار، نه یک ناظر، بلکه یک «سرباز حزب» بود.
دانشمندان با تحلیل لکههای خون بهجامانده بر مبلِ پناهگاه برلین، موفق شدند برای اولین بار نقشه ژنتیکی آدولف هیتلر را ترسیم کنند. این پژوهش شگفتانگیز، علاوه بر ابطال شایعات درباره تبار او، پرده از نقصهای جسمانی و آمادگیهای ذهنی او برای جنون برداشته است.
این تصویر سند یکی از پُرالتهابترین برهههای تاریخ معاصر است؛ فصلی از کتاب قطور «جنگ سرد» که در آن خطوط مقدم نبرد در کوچه پسکوچههای آمریکای مرکزی ترسیم میشد. در این فریم، رونالد ریگان در قامت با هزینهی انسانی دکترین تهاجمی خود روبهرو شده است. برای درک ژرفای این لحظه، باید از قاب تصویر فراتر رفت و به اعماقِ استراتژیهای کاخ سفید در دههی ۸۰ میلادی و خاک تفتیدهی السالوادور نفوذ کرد.
در سی دسامبر ۲۰۰۶، در روز عید قربان، ساعت ۶:۰۷ صبح، صدام حسین، رئیسجمهور پیشین عراق، اعدام شد. سیا در قدرت گیری صدام حسین چه نقشی داشت؟ در این مطلب بخوانید.
نورالدین کیانوری، معمار برجسته و نوهی شیخ فضلالله نوری، با انتخاب مسیری که او را به قلب بازیهای جاسوسی جنگ سرد کشاند، به جای توسعهی ایران، مهندسیِ یک تراژدی ملی را بر عهده گرفت. او حزب توده را از یک جریان سیاسی ریشهدار به بازوی اطلاعاتیِ کا. گ. ب تبدیل کرد تا فرجام این وابستگی، در اعترافات تلخ تلویزیونی و بر چوبههای دارِ جوانیِ آرمانخواه رقم بخورد.
در شهری که به ویرانهای بدل شده بود، فاتحان جنگ جهانی دوم تلاش کردند تا نه با گلوله، که با قانون، به جنایتی بیسابقه رسیدگی کنند. آنها در این راه، خودِ مفهوم «عدالت» را برای همیشه دگرگون ساختند.
برخلاف دشمنیهای آشکار امروز، ایران و اسرائیل در دوران پهلوی متحدانی خاموش بودند. این مطلب روایتی است از «دوستی پنهان» دو کشور.
افزایش ناگهانی و چهار برابری بهای نفت در ۱۹۷۳ میلادی را «نخستین شوک نفت» نامیدهاند. این دقیقه تاریخی، لحظه طغیان جنوب جهانی (متشکل از کشورهای صادر کننده نفت) علیه نظم اقتصادی شمال (بلوک غرب) بود؛ رخدادی که ریشههایش را باید در بحران دلار و توسعهخواهی افراطی شرکتهای بزرگ نفی جست، و نه صرفا در آتش جنگ اعراب و اسرائیل.
عشق نافرجام ثریا و محمدرضا پهلوی باعث شده که آن ها را «عاشقان بداقبال» بنامند. ثریا سالها بعد، زمانی که فهمید همسر سابقش در اواخر دهه هفتاد میلادی بر اثر سرطان در آستانه مرگ است، برای او نامه نوشت و گفت که هنوز دوستش دارد و میخواهد او را ببیند.
تحلیلی بر دیوار برلین؛ سازهای که نه فقط یک شهر، که جهان را تقسیم کرد و نشان داد چگونه یک «وضعیت موقت»، به هویتی دائمی بدل میشود.
بحران گروگانگیری سفارت آمریکا در تهران، نقطه عطفی در روابط ایران و آمریکا و یکی از تراژیکترین و پیچیدهترین رخدادهای سیاسی قرن بیستم است. این متن با تکیه بر اسناد منتشرشده در کتاب «روابط خارجی ایالات متحده، ۱۹۷۷-۱۹۸۰»، جلد یازدهم، مجلد اول؛ «ایران: بحران گروگانگیری»، فضای تراژیک-کمیک آن ایام را با وضوح و روشنی بیشتری برایمان ترسیم میکنند.
سینمای ایران با کشف تعدادی حلقه فیلم از دوران قاجار، گنجینهای تاریخی را بازیافته است. از میان دههها فیلمبرداری که میرزا ابراهیمخان عکاسباشی از سال ۱۲۷۶ به بعد انجام داد، تنها تعداد محدودی حلقه فیلم به دست ما رسیدهاند. این فیلمها نگاهی نادر به ورود سینما به ایران ارائه میدهند؛ سینمایی که مظفرالدینشاه آن را از پاریس به تهران آورد و پس از یک قرن مناقشه میان سنت و مدرنیته، امروز تنها در چند قاب باقیمانده زنده است.
شارل دوگل در مهرماه سال ۱۳۴۲ سفری چهار روزه به ایران داشت. این سفر نقطه اوج روابط دو ملت را رقم زد و تهران را به کانون دیپلماسی «نیروی سوم» بدل کرد. این گزارش روایتی است از آن سفر تاریخی.
در چهارم اکتبر ۲۰۲۵، با درگذشت ایوان کلیما در سن ۹۴ سالگی، یکی از آخرین راویان بزرگ «قرن دیوانه» خاموش شد؛ نویسندهای که نوشتن را نه برای شهرت، که، چون یک ضرورت حیاتی میدید و آثارش، آینهای تمامنما از مصالحه اخلاقی و بقای وجدان در جهانی آکنده از جنون بود. میراث کلیما، که نامش در کنار واتسلاو هاول و میلان کوندرا میدرخشد، فراتر از مرزهای چک، به تمام کسانی تعلق دارد که به قدرت کلمه در برابر سرکوب ایمان دارند.
این عکس در ۴ ژوئن ۱۹۶۲ توسط «هکتور روندون لوورا» و در شهر کاراکاس ونزوئلا ثبت شد. این تصویر جایزه معتبر «عکس خبری سال» و جایزه «پولیتزر عکاسی» سال ۱۹۶۳ را از آن خود کرد.