تاریخ انتشار: ۲۰:۵۸ - ۱۲ بهمن ۱۴۰۴
تعداد نظرات: ۱ نظر
در رویداد ۲۴ بخوانید:

چرا حلقه سخت نظام عطش اعدام روحانی دارد؟ سیاستِ انتقام در لباس انقلابی‌گری

روحانی یک «منتقد بیرونی» نیست که بتوان به‌راحتی او را بی‌اعتبار کرد. او شاهد زنده تناقض‌هاست؛ کسی که می‌تواند بگوید تصمیم‌ها کجا گرفته شد، چه کسانی مانع شدند و چگونه پروژه‌های کلان به بن‌بست رسیدند. برای جریانی که بقایش بر روایت تک‌صدایی و حذف پیچیدگی استوار است، چنین فردی باید ساکت شود.

چرا حلقه سخت نظام عطش اعدام روحانی دارد؟ سیاستِ انتقام در لباس انقلابی‌گری

رویداد ۲۴| وقتی حسن روحانی گفت «زمان اصلاحات بزرگ فرارسیده»، احتمالاً انتظار نداشت پاسخ بخشی از مجلس نه نقد سیاسی، بلکه اشاره مستقیم به دستگیری و اعدام باشد. اما واکنش نمایندگانی، چون امیرحسین ثابتی، که به جریان سعید جلیلی و جبهه پایداری نزدیک‌اند، دقیقاً از همین جنس بود: تهدید، تحقیر و تمسخر. این لحن، نه تصادفی است و نه صرفاً احساسی؛ بلکه بازتاب یک خشم انباشته و عمیق در «حلقه سخت نظام» نسبت به روحانی است.


بیشتر بخوانید:

اما چرا روحانی؟ چرا نه دیگر رؤسای‌جمهور پیشین؟ چرا این حجم از عصبانیت، آن هم سال‌ها پس از پایان دولت او؟ پاسخ را باید در جایگاه خاص روحانی در معادله قدرت جست‌و‌جو کرد. روحانی نه یک اصلاح‌طلب کلاسیک است و نه چهره‌ای بیرون از ساختار. او محصول درون‌سیستمی نظام است: عضو شورای عالی امنیت ملی، دبیر آن شورا برای سال‌ها، روحانی معمم، مورد تأیید نهاد‌های نظارتی در چند انتخابات، و در مقطعی مورد حمایت رأس هرم قدرت. همین ویژگی‌هاست که او را برای حلقه سخت خطرناک می‌کند.

روحانی یک «منتقد بیرونی» نیست که بتوان به‌راحتی او را بی‌اعتبار کرد. او شاهد زنده تناقض‌هاست؛ کسی که می‌تواند بگوید تصمیم‌ها کجا گرفته شد، چه کسانی مانع شدند و چگونه پروژه‌های کلان به بن‌بست رسیدند. برای جریانی که بقایش بر روایت تک‌صدایی و حذف پیچیدگی استوار است، چنین فردی باید ساکت شود.

مسئله دوم، برجام و سیاست خارجی است. روحانی نماد دوره‌ای است که در آن، با همه ضعف‌ها و خطاها، ایده مذاکره و تنش‌زدایی به سیاست رسمی کشور تبدیل شد و نتیجه هم داد. این دستاورد، حتی با خروج ترامپ از برجام، هنوز برای حلقه سخت یک کابوس است؛ چون نشان می‌دهد مسیر دیگری هم ممکن بوده و هست. به همین دلیل، آنها نه‌تنها سیاست روحانی، بلکه خود او را باید «مجرم» معرفی کنند تا اصل مسیر زیر سؤال برود.

از این زاویه، تهدید به اعدام روحانی بیش از آنکه حقوقی باشد، روایی و نمادین است. حلقه سخت می‌خواهد بگوید: هرکس از خط روایت رسمی عبور کند، حتی اگر رئیس‌جمهور سابق باشد، می‌تواند به «خائن» و «مستحق مجازات» تبدیل شود. این پیام، هم برای جامعه است و هم برای بدنه درون حاکمیت.

نکته مهم دیگر، بحران امروز این جریان است. جبهه پایداری و حلقه نزدیک به جلیلی، حالا که عملاً بخش بزرگی از قدرت را در اختیار دارند، با یک واقعیت تلخ روبه‌رو شده‌اند: دیگر نمی‌شود همه مشکلات را گردن دولت قبل یا اصلاح‌طلبان انداخت. تورم، رکود، سیاست خارجی بن‌بست‌خورده و نارضایتی اجتماعی ادامه دارد. در چنین شرایطی، نیاز به یک «دشمن داخلی» پررنگ‌تر می‌شود؛ و چه کسی مناسب‌تر از روحانی؟

روحانی برای آنها یک «قربانی ایده‌آل» است: نه آن‌قدر محبوب که هزینه اجتماعی سنگین داشته باشد، و نه آن‌قدر حاشیه‌ای که حذفش بی‌اثر باشد. تهدید او، در واقع تلاشی است برای تخلیه خشم و انحراف افکار عمومی از ناکارآمدی‌های امروز.

در این میان، مجلس دوازدهم به صحنه نمایش بدل شده است. جایی که به‌جای قانون‌گذاری، ادبیات حذف و انتقام تکرار می‌شود. وقتی نماینده‌ای در مجلس از اعدام رئیس‌جمهور پیشین حرف می‌زند و با خنده و تمسخر همراهش می‌کند، مسئله فقط روحانی نیست؛ مسئله عادی‌سازی خشونت سیاسی است.

اما شاید مهم‌ترین دلیل این عطش، ترس باشد. ترس از اینکه روحانی و چهره‌هایی شبیه او، دوباره حرف بزنند، اسناد رو کنند و روایت رسمی را به چالش بکشند. برای حلقه سخت، خاموش‌کردن این صدا‌ها نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت بقای سیاسی است.

به همین دلیل است که «اصلاحات بزرگ» روحانی، به‌جای نقد برنامه‌ای، با تهدید به مرگ پاسخ داده می‌شود. چون در منطق این جریان، اصلاح واقعی یعنی فروپاشی انحصار؛ و انحصار، تنها چیزی است که حاضرند برای حفظش تا این حد پیش بروند. تهدید روحانی، نشانه قدرت نیست.نشانه اضطراب عمیق از آینده‌ای است که دیگر با روایت‌های ساده و دشمن‌سازی‌های قدیمی قابل مهار نیست.

ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱
سمیر
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۲:۱۹ - ۱۴۰۴/۱۱/۱۲
1
1
روحانی باید ۴ سال پیش اعدام میشد
نظرات شما