محمد بن زاید نماینده بازگشت به اقتدارگرایی عقلانی در جهان عرب است؛ مردی که میخواهد خاورمیانه را بدون دموکراسی نجات دهد.
جیانگ زمین شاید امروز زیر سایه شی جینپینگ فراموش شده باشد، اما بسیاری معتقدند چینِ تهاجمی، ثروتمند و امنیتیِ امروز، بیش از هر چیز میراث مردی است که با لبخند، آواز الویس پریسلی و مشت آهنین حکومت میکرد.
توسیدید نخستین مورخی است که جنگ را نه صرفاً بهعنوان روایت نبردها، بلکه بهعنوان پدیدهای سیاسی و انسانی تحلیل کرد. اثر او دربارهٔ جنگ پلوپونزی تلاشی است برای فهم منطق قدرت، ترس و رقابت میان دولتها؛ همان منطقی که امروز در ادبیات روابط بینالملل با عنوان «تلهٔ توسیدید» شناخته میشود.
جنگ اغلب با نقشهها توضیح داده میشود؛ با علامتهایی که پیشروی ارتشها را روی نقشه نشان میدهند. اما کارل فون کلازویتس معتقد بود برای فهم جنگ باید نگاه خود را از نقشهها فراتر ببریم و به ارادههایی که پشت آنها ایستادهاند نظر اندازیم.
هابرماس به تمامی نسلها یادآور شد که ارزشهایی نظیر دموکراسی، حاکمیت قانون و حقوق بشر، توهماتی بورژوایی یا نقابهایی برای پنهان کردن قدرت نظاممند نیستند. این مفاهیم والا، دستاوردهای شکننده، تاریخی و بینهایت ارزشمندِ عقلانیت ارتباطیاند که در عمیقترین لایههای زبان آدمی ریشه دارند.
رزا لوکزامبورگ، با زندگی کوتاه، اما پرشور و مرگ تراژیکش، مجموعهای از پرسشهای حیاتی را برای تمام کسانی که به دنبال دنیایی عادلانهتر هستند، به یادگار گذاشت؛ پرسشهایی دربارهی رابطهی آزادی و انقلاب، احزاب و تودهها، و انسان و طبیعت که همچنان در قلب مبارزات امروز طنینانداز است.
از گریههای حسابشده حبیب بورقیبه و استعفای نمایشی جمال عبدالناصر تا مظلومنمایی هراسانگیز صدام حسین، این گزارش نشان میدهد چگونه «اشک حاکمان» در بزنگاههای بحرانی، نه واکنشی انسانی، بلکه تکنیکی آگاهانه برای تعلیق عقلانیت سیاسی، بازتولید مشروعیت و تمدید سلطه بوده است.
خیانت یک افسر کاگب در تهران، طومار حزب توده را در هم پیچید و موازنه جنگ سرد را تغییر داد؛ پسلرزههای این زلزله اطلاعاتی از شکنجهگاههای تهران تا واتیکان و خیابانهای لندن را لرزاند.
حسنلی در کتاب خود نشان میدهد که فروغی چگونه با درک عمیق از «رئالپولیتیک» و «حقوق بینالملل»، نه تنها انتقال قدرت را مدیریت کرد، بلکه با ایجاد سدهای حقوقی و فرهنگی، مانع از آن شد که ایران به یکی از اقمار اتحاد جماهیر شوروی بدل شود.
در سی دسامبر ۲۰۰۶، در روز عید قربان، ساعت ۶:۰۷ صبح، صدام حسین، رئیسجمهور پیشین عراق، اعدام شد. سیا در قدرت گیری صدام حسین چه نقشی داشت؟ در این مطلب بخوانید.
ایدئولوژی الکساندر دوگین پاسخی است به بحران هویت روسیه پس از فروپاشی شوروی، اما پاسخی که راهی جز تقابل و جنگ نمیشناسد. این مقاله به تحلیل میراث خطرناک مردی میپردازد که در جستجوی «عظمت گمشده»، آینده روسیه را به گذشتهای خیالی گره زده است.
زبیگنیو برژینسکی یکی از برجستهترین استراتژیستهای جهان است که با درک عمیقش از نیروهای تاریخی شناخته میشود. برژینسکی با تکیه بر نبوغ خود، از دانشگاه هاروارد فارقالتحصیل شد و به قلب کاخ سفید راه یافت تا در رقابتی تنگاتنگ با رقیب دیرینهاش، هنری کسینجر، مسیر جنگ سرد را تغییر داده و نظم نوینی را برای جهان پس از آن ترسیم کند.
یوجین هاسنفوس، قاچاقچی سلاح که ماجرای «ایران–کنترا» را افشا کرد، در ۸۴سالگی درگذشت. او زمانی از گمنامی خارج شد که هواپیمایش هنگام انتقال غیرقانونی سلاح برای شورشیان نیکاراگوئه ساقط شد؛ اتفاقی که به افشای یکی از بزرگترین رسواییهای کاخ سفید و ایران منجر شد.
موشه دایان، با آن چشمبند سیاهی که چهرهاش را به یادماندنی میکرد، شخصیتی بیش از یک فرمانده نظامی یا یک سیاستمدار بود؛ او تجسم پارادوکسهای بنیادین دولت اسرائیل و نمادی از پیچیدگیهای خاورمیانه در قرن بیستم بود. او جنگجویی بیرحم و در عین حال دیپلماتی خلاق بود که توانست بزرگترین دشمن کشورش را به پای میز صلح بکشاند و میراثی چندوجهی از خود بر جای گذاشت که تا به امروز موضوع بحث و جدل است.
سید مهدی هاشمی که روزگاری در نماد آرمانگرایی انقلابی شناخته میشد، با افشای معامله پنهانی تسلیحاتی میان تهران و واشنگتن، افکار عمومی جهان را در بهت فرو برد و از منازعهای عمیق در درون ساختار قدرت پرده برداشت؛ افشای پرسر و صدای او، سرنوشت قائممقامی رهبری را به شکلی بنیادین دگرگون کرد و جهتگیری سیاست ایران را برای دهههای بعد تحت تأثیر قرار داد.
کوروش بزرگ، فرمانروای دودمان هخامنشی، با پیریزی نخستین امپراتوری جهانی تاریخ، مدلی از سلطنت ارائه کرد که آمیزهای پیچیده از نبوغ نظامی، واقعگرایی سیاسی و دستکاری هوشمندانه اسطورهها بود. او نه آن قدیس آرمانی بود که یونانیان میپنداشتند و نه صرفاً یک فاتح کوچنشین؛ او مخترع «امپراتوری» به مثابه یک «ایده» بود.
با مرگ هوشنگ نهاوندی در ۹۳سالگی، یکی از آخرین چهرههای آگاه دربار پهلوی خاموش شد؛ مردی که شاه را از سقوط هشدار داد اما صدایش در هیاهوی چاپلوسی گم شد. سرنوشت او از وزارت تا زندان، روایتی از تراژدی نخبگانی است که میخواستند از درون نظامی بسته، آن را اصلاح کنند.
آریل شارون، ملقب به «بولدوزر»، فردی سرکش و عنانگسیخته در تاریخ اسرائیل بود؛ کسی که با بیاعتنایی کامل به قواعد، چشمانداز سیاسی خاورمیانه را برای همیشه تغییر داد. او نماد کامل آن دسته از رهبرانی است که معتقدند تاریخ نه بر سر میز مذاکره، که با خون و بتن بر روی زمین رقم میخورد. زندگی شارون روایتی است از کاربرد بیپرده زور برای تحمیل خواستههای سیاسی و گروهی است.
در چهارم اکتبر ۲۰۲۵، با درگذشت ایوان کلیما در سن ۹۴ سالگی، یکی از آخرین راویان بزرگ «قرن دیوانه» خاموش شد؛ نویسندهای که نوشتن را نه برای شهرت، که، چون یک ضرورت حیاتی میدید و آثارش، آینهای تمامنما از مصالحه اخلاقی و بقای وجدان در جهانی آکنده از جنون بود. میراث کلیما، که نامش در کنار واتسلاو هاول و میلان کوندرا میدرخشد، فراتر از مرزهای چک، به تمام کسانی تعلق دارد که به قدرت کلمه در برابر سرکوب ایمان دارند.
آنتوان-هانری ژومینی، مردی که میخواست آشوب جنگ را در قالب اصولی علمی و تغییرناپذیر زندانی کند. او برای نخستین بار ادعا کرد پیروزی یک فرمول ریاضی دارد: تمرکز نیرو در نقطهای تعیینکننده.