تاریخ انتشار: ۱۴:۲۵ - ۰۱ خرداد ۱۴۰۵
رویداد۲۴ گزارش می‌دهد:

پشت پرده حملات سلطنت‌طلبان به بهزاد فراهانی | سرنوشت سلبریتی‌ها در دوقطبی‌های سیاسی؛ چرا هزینه متفاوت فکر کردن بالاست؟

اظهارات اخیر بهزاد فراهانی درباره انقلاب اسلامی خوشایند سلطنت‌طلبان نبود و موج تازه‌ای از حملات سیاسی و مجازی را علیه او و خانواده‌اش به راه انداخت. این حملات بار دیگر عمق شکاف و رادیکالیسم در فضای سیاسی ایران را آشکار کرد.

بهزاد فراهانی

رویداد۲۴| مازیار وکیلی- جامعه ایران از مدت‌ها قبل - شاید بعد از حوادث تلخ سال ۱۴۰۱ - درگیر یک دو قطبی بسیار شدید و رادیکال شده است. دو قطبی که همه چیز را براساس معیار‌های تازه‌ای می‌سنجد. کسانی که خود را درون این قطب بندی تعریف می‌کنند همه چیز را سیاه و سفید می‌بینند. خیر و شر. یک هنرمند، ورزشکار، خواننده و سیاست مدار یا در قطب و دسته و گروه ما قرار دارد یا اگر اینطور نیست بهتر است اصلاً وجود و حضور نداشته باشد. این نگاه حذفی به قدری گسترده شده که همه از جمله هنرمندان را در برگرفته است. هنرمندی که دیروز مورد وثوق و اقبال تمام اعضای جامعه بود حالا مورد حمله یکی از دو قطب شکل گرفته در ایران قرار می‌گیرد که چرا نگاهی متفاوت به حوادث سیاسی و اجتماعی دارد. یک سر این منازعه علی دایی را به دلیل سکوت در ایام جنگ شایسته لعن و نفرین می‌داند و یک گروه دیگر به وریا غفوری می‌تازد که چرا به دیدن بازماندگان کودکان مظلوم مدرسه میناب می‌رود که در روز‌های ابتدایی جنگ مورد حمله ارتش آمریکا و اسرائیل قرار گرفتند. در این میان جایگاه خانواده هنری فراهانی متفاوت است. به دلیل سوابق سیاسی بهزاد فراهانی و گلشیفته فراهانی که موفق‌ترین هنرمند مهاجرت کرده از ایران است هر اظهارنظر توسط آنها می‌تواند موجی رسانه‌ای ایجاد کند و زمینه را برای حمله مخالفان آنها فراهم نماید. به تازگی هم یک اظهار نظر از بهزاد فراهانی این فرصت را در اختیار مخالفان خانواده فراهانی قرار داده تا مخالفین به آنها حمله کنند. بهزاد فراهانی در یک اظهار نظر متفاوت درباره انقلاب اسلامی که در سال ۱۳۵۷ به وقوع پیوست و در واکنش به اظهارنظر برندازان سلطنت طلب گفته است: «ما ... اش را داشتیم اون (محمدرضا شاه) را آوردیم پایین. (شما هم) دارید؟ یاالله ما هم کنارتونیم» این اظهار نظر بهزاد فراهانی فارغ از نحوه بیان آن که به هیچ وجه مناسب نیست پرده از اختلاف نظر سیاسی میان طیف‌های مختلف سیاسی و فرهنگی برمی‌دارد.


بیشتر بخوانید: بینید| بهزاد فراهانی: گلشیفته در پاریس از تهران معروف‌تر است


اظهارنظری که با توجه به سابقه سیاسی فراهانی چندان هم عجیب و دور از انتظار به نظر نمی‌رسد.

سابقه سیاسی بهزاد فراهانی چیست؟

بهزاد فراهانی متولد سال ۱۳۲۳ و فارغ التحصیل دوره فوق لیسانس رشته نمایش از دانشگاه هنر‌های دراماتیک و تئاتر ملی فرانسه است. فراهانی در دوران کودکی و نوجوانی بازی می‌کرد، اما از ۱۷ سالگی آموزش تئاتر را زیر نظر خسرو مفید آغاز کرد. فراهانی خیلی زود و در همان ایام جوانی وارد جریان فکری روشنفکری فرهنگی ایران شد و همین موضوع باعث شد تا به لحاظ سیاسی مواضعی چپ گرایانه پیدا کند. او درباره فعالیت‌های دوره دانشجویی خود گفته است: «در استراسبورگ جنبش مبارزاتی ایرانیان نیرومند بود، کنفدراسیون بود و ما هم جزوشان بودیــم. فکر کردم یک تیم راه‌اندازی کنم، البته از من بزرگتر در استراســبورگ بود که عضو تیم پرسپولیس و دارایی بودند. تیم را راه انداختیم و با ۱۰-۱۵ نفر فوتبال را شروع کردیم. بیشــتر هافبک بودم. کمی هم خشن بودم، ولی بهترین جا بود.» صحبت‌های فراهانی نشان می‌دهد او از ابتدا چه گرایش سیاسی داشته است. کنفدراسیون یک جریان دانشجویی چپ گرای بسیار نیرومند بود که اکثر دانشجویان روشنفکر آن دوران عضوش بودند. فراهانی در سال‌های بعدد از پیروزی انقلاب اسلامی هم این مشی سیاسی را رها نکرد و چپ باقی ماند. او جز هنرمندانی بود که نامه مشهور هنرمندان به حمایت از مشی ضد امپریالیستی آیت الله خمینی را امضا کرد. خود فراهانی دلایل این اقدام را چنین عنوان می‌کند: «هرچه آدم حسابی است نامش را می‌توانید آن‌جا بخوانید. یادتان باشد که اول انقلاب اگر نگاه گذرایی به فرمایشات امام داشته باشید، متوجه می‌شوید که ضدامپرئالیست و پشتیبان مردم اســت و می‌گوید انقلاب ما انقلاب مستضعفین است و مستضعفین را وقتی تحلیل می‌کند، می‌گوید مردم فقیر هستند؛ و قرار است فاصله طبقاتی برچیده شود. بلــه. با قضیه نفت و اینها کاری ندارم. طبیعی اســت که ما هم می‌خواســتیم فاصله طبقاتی در کشــور از بین برود، لذا دفاع کردیم.» فراهانی البته می‌پذیرد که ایده‌های چپ گرایانه و انقلابی آنها با شکست مواجه شده است، اما علی رغم این اتفاق حاضر نشده از این گرایش سیاسی اعلام برائت کند: «چرا پشیمان باشم؟ مگر فاصله طبقاتی در کشور حل شده؟ اگر حل شده پشیمانم... خب شکست خوردیم... بزرگ‌تر از ما شکست خوردند. انقلاب ۱۹۰۵ روسیه را در نظر بگیرید، گردن‌کلفتی مثل لنین شکست خورد. این مبارزه اجتماعی است و فراز و نشیب دارد.» شاید همین ایستادگی روی اصول باعث شده که بهزاد فراهانی و خانواده‌اش همیشه آماج حملات براندازان سلطنت طلب قرار بگیرند.

گلشیفته فراهانی؛ دختر کو ندارد نشان از پدر!

گلشیفته فراهانی یکی از مشهورترین بازیگران نسل خود در کنار ترانه علیدوستی است. او بعد از درخشش در سینمای ایران تصمیم گرفت که راهش را جدا و به خارج از کشور مهاجرت کند تا در سینمای جهان به فعالیت بپردازد. فراهانی بعد از حوادث سال ۱۴۰۱ در کنار محمدرضا پهلوی، عبدالله مهتدی، حامد اسماعیلیون و نازنین بنیادی قرار گرفت و در کنار آنها سند گذار از حاکمیت جمهوری اسلامی را امضا کرد.


بیشتر بخوانید: اظهارنظر ضدجنگ گلشیفته فراهانی چرا جنجال‌ساز شد؟


اما امضا کنندگان این سند هر کدام راه متفاوتی را پیش گرفتند و به مسیر‌های مختلفی رفتند. یکی از اظهارنظر‌های جنجالی گلشیفته فراهانی که باعث شد سلطنت طلبان به او حمله کنند مخالفتش با حمله آمریکا به ایران بود. این اظهارنظر‌ها که مدت کوتاهی بعد از حوادث دی ماه ۱۴۰۴ بیان شد فضای مجازی را به هم ریخت و باعث شد تا اظهارنظر‌های مختلفی درباره صحبت‌های گلشیفته فراهانی صورت بگیرد. گلشیفته فراهانی در مصاحبه‌ای درباره احتمال حمله آمریکا به ایران گفته بود: «حمله خارجی به حکومت‌ها منجر به آزادی نمی‌شود و فقط هرج‌ومرج و بدبختی در پیش دارد. من خواهان آزادی ایران هستم ولی نه به قیمتی که کشورم نابود شود و هیچ‌کس کنترل اوضاع را نداشته باشد. ایران مثل گنجی است که همه دنبال سهم خودشان هستند، به‌خصوص ترامپ! اکنون مهم‌ترین چیز این است که ایران به مردم خودش برسد. من به این حرف که با دخالت نظامی خارجی می‌توان دموکراسی آورد، اعتماد ندارم، چون تاکنون جواب نداده است.» این اظهارنظر‌ها چنان سلطنت طلبان را برآشفته کرد که گلشیفته فراهانی را مورد زهرآگین‌ترین حملات قرار دهند تا او هم تاوان تفاوت اندیشه‌اش با بخشی از مخالفان سیاسی حاکمیت را بپردازد.

این وضعیت و این شکل از حملات و اظهار نظر‌ها نشانه خوبی برای جامعه ایران نیست. چرا که نشان می‌دهد حتی یک جنگ سنگین چهل روزه هم نتوانسته باعث اتحاد و انسجام ملی در ایران شود. زمانی که تندرو‌های داخلی که رد و نشان آنها را می‌توان در خیابان‌ها دید هر مخالف و معترضی را وطن فروش خائن می‌نامند و سلطنت طلبان خارج از ایران هم هر کسی را که حرفی مخالف آنها بزند مزدور رژیم و حاکمیت فعلی می‌دانند چگونه می‌شود انتظار تغییری عقلانی و کم هزینه داشت. نتیجه این مشی و نگاه که خودش را به هنگام چنین حوادثی نشان می‌دهد چیزی جز ویرانی و انشقاق نیست. ویرانی که اگر اتفاق بی‌اُفتد دیگر چیزی از ایران باقی نمی‌گذارد که این دو طیف بخواهند بر سر آن نزاع کنند.

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما