صفحه نخست

سیاسی

جامعه و فرهنگ

اقتصادی

ورزشی

گوناگون

عکس

تاریخ

فیلم

صفحات داخلی

سه‌شنبه ۲۹ ارديبهشت ۱۴۰۵ - 2026 May 19
کد خبر: ۴۵۶۶۱۷
تاریخ انتشار: ۱۴:۲۵ - ۲۹ ارديبهشت ۱۴۰۵
رویداد۲۴ گزارش می‌دهد؛

کیمیای بخشندگی | چرا علم می‌گوید پولت را برای دیگران خرج کن؟

دهه‌ها به انسان مدرن گفته‌اند که شادمانی از مسیر «بیشتر داشتن» می‌گذرد؛ بیشتر پول درآوردن، بیشتر خریدن و بیشتر مصرف کردن. اما حالا مجموعه‌ای از پژوهش‌های روان‌شناسی و علوم اعصاب به نتیجه‌ای رسیده‌اند که بیشتر شبیه حکمت قدیمی مادربزرگ‌هاست تا نسخه‌های اقتصاد مدرن: اگر می‌خواهی حال دلت بهتر شود، پول، وقت و انرژی‌ات را خرج دیگران کن.

رویداد۲۴| علیرضا نجفی- باری، حکایت غریبی است جست‌وجوی آدمیزاد برای یافتن شادکامی. در روزگار ما، که گویی چرخ عالم بر مدار انباشتن و مصرف کردن می‌گردد، همواره به گوش ما خوانده‌اند که راه رسیدن به خوشبختی، از کوچه‌ی «بیشتر داشتن» می‌گذرد. می‌گویند بیشتر کار کن، بیشتر بخر، بیشتر مال‌اندوزی کن تا مگر طعم سعادت را بچشی. اما دفتر روزگار و البته یافته‌های تازه‌ی اهل علم، ورق دیگری را برمی‌گردانند. اگر بناست حال دلمان خوب شود، اگر می‌خواهیم از زیر بار سنگین ملال و روزمرگی شانه خالی کنیم، نسخه‌ای که علم امروز می‌پیچد، شباهت عجیبی به پند پیران خردمند دیروز دارد: پول، وقت یا جانمایه‌ی خودت را خرج دیگری کن.

پژوهش‌های پی‌درپی و دامنه‌دار در حوزه‌ی روان‌شناسی و علوم اعصاب، پرده از حقیقتی برداشته‌اند که شاید در نگاه اول، با منطق حسابگر انسان مدرن جور درنیاید. این تحقیقات نشان می‌دهند که کنش‌های نوع‌دوستانه، از بخشیدن مال و کار داوطلبانه گرفته تا اهدای خون، معامله‌ای است که در آن، کفه‌ی ترازوی سود، هم به نفع گیرنده سنگینی می‌کند و هم به نفع بخشنده؛ حتی، و شاید به‌خصوص، در زمانی که آدمی هیچ چشم‌داشتی برای جبران یا پاداش نداشته باشد. گویی در تاروپود خلقت ما، چرخ‌دنده‌هایی تعبیه شده که تنها با روغن ایثار و بخشش به گردش درمی‌آیند.

رشته‌ای که ما را به هم پیوند می‌دهد

الیزابت دان، استاد روان‌شناسی دانشگاه بریتیش کلمبیا، سخن نغزی دارد. او می‌گوید: «یافتن شادمانی در دستگیری از دیگران، از اساس با سرشت ما به‌عنوان یک گونه‌ی زیستی گره خورده است.» آدمیزاد، برخلاف بسیاری از جانوران این کره‌ی خاکی، برای انزوا و تنهایی ساخته نشده است. ما موجوداتی عمیقاً اجتماعی هستیم و بقای ما، نه در سایه‌ی دندان‌های تیز و چنگال‌های برنده، که در پرتو توانایی‌مان برای همکاری و هم‌دردی با یکدیگر تضمین شده است.

با این‌همه، آمار‌های سال‌های اخیر حکایت از آن دارد که در جوامع مدرن (به‌ویژه در جوامع غربی که داده‌های بیشتری از آنها در دست است)، میل به کار‌های خیریه و فعالیت‌های داوطلبانه رو به افول گذاشته است. چرخ‌دنده‌های زندگی شهری، آدم‌ها را در جزیره‌های تنهایی خودشان حبس کرده است. اما از قضا، کمک به دیگران می‌تواند همان حلقه‌ی مفقوده‌ای باشد که ما را از این چرخه‌ی باطل بیرون می‌کشد. روان‌شناسان از مفهومی به نام «چرخه‌ی بازخورد مثبت» سخن می‌گویند؛ به این معنا که، چون کار نیک کردن، حال آدمی را خوش می‌کند، این حال خوش، خود به موتور محرکه‌ای بدل می‌شود برای نوع‌دوستی بیشتر. در واقع، نیکی کردن، نیکی بیشتر می‌زاید و در نهایت، هم‌بستگی و سلامت روان جامعه را بالا می‌برد.

ابیگیل مارش، استاد نامدار روان‌شناسی و علوم اعصاب در دانشگاه جرج‌تاون، به نکته‌ی ظریف و تأمل‌برانگیزی اشاره می‌کند. او می‌گوید: «وقتی عرصه تنگ می‌شود و روزگار سخت می‌گیرد، آدم طبعاً دل و دماغی ندارد که از راه خودش کج شود تا دست کس دیگری را بگیرد. دست کم، حساب‌وکتاب عقل معاش چنین حکم می‌کند. اما حقیقت امر این است که دقیقاً در همان لحظات سختی و عسرت، دستگیری از دیگران ممکن است یکی از بهترین و شفابخش‌ترین کار‌هایی باشد که می‌توانید در حق خودتان بکنید.» وقتی ما در گرداب مشکلات خود گرفتاریم، احساس ناتوانی می‌کنیم. اما لحظه‌ای که گره از کار دیگری می‌گشاییم، به ذهن ناخودآگاه خود پیغام می‌دهیم که «من هنوز توانمندم؛ من هنوز می‌توانم در این دنیا منشأ اثر باشم.» این بازیافتن احساس تسلط بر جهان، همان چیزی است که حال ما را دگرگون می‌کند.

آزمون اساطیری اسکناس‌ها: خرج خودت می‌کنی یا دیگری؟

رویداد۲۴ برای آنکه بفهمیم این ادعا‌ها تا چه حد ریشه در واقعیت علمی دارد، باید نگاهی بیندازیم به یکی از تأثیرگذارترین آزمایش‌های روان‌شناسی در دهه‌های اخیر. در سال ۲۰۰۸، دکتر دان و همکارانش، آزمایشی طراحی کردند که سادگی آن تنه به تنه‌ی نبوغ می‌زد. آنها به ۴۶ نفر از شرکت‌کنندگان، پاکت‌هایی حاوی مبلغ اندکی پول (۵ یا ۲۰ دلار) دادند. نیمی از افراد مأموریت یافتند که این پول را تا پایان روز صرف خرید چیزی برای خودشان کنند (مثلاً پرداخت قبض، یا خرید یک فنجان قهوه)، و به نیم دیگر گفته شد که این پول را باید برای شخص دیگری خرج کنند (مثلاً خرید یک هدیه‌ی کوچک برای یک دوست، یا کمک به یک نیازمند).

غروب آن روز، وقتی پژوهشگران میزان شادکامی افراد را اندازه‌گیری کردند، نتیجه‌ای به دست آمد که خط بطلانی بر باور‌های رایج اقتصاد کلاسیک می‌کشید: آنهایی که پول را برای دیگری خرج کرده بودند، به مراتب شادتر و سرخوش‌تر از کسانی بودند که پول را صرف خود کرده بودند.

نکته‌ی شگفت‌انگیزتر این بود که مقدار پول (۵ دلار یا ۲۰ دلار) هیچ تأثیر معناداری در میزان این شادمانی نداشت. آنچه اهمیت داشت، «نَفس بخشش» بود، نه اندازه‌ی آن.

شاید بگویید ۴۶ نفر نمونه‌ی کوچکی است و نمی‌توان حکم آن را به کل بشریت تعمیم داد. حق با شماست. اما علم به همین‌جا ختم نشد. در سال‌های بعد، این آزمایش بار‌ها و بار‌ها در مقیاس‌های بزرگ‌تر و در فرهنگ‌های گوناگون تکرار شد. در یک نمونه‌ی برجسته در سال ۲۰۲۰، پژوهشگران این الگو را روی نزدیک به ۸۰۰۰ نفر پیاده کردند و باز هم، نتیجه همان بود: خرج کردن مال برای دیگران (Prosocial spending)، اکسیر شادکامی است.

البته این حال خوش، محدود به پول دادن نیست. تحقیقات نشان می‌دهد که اهدای خون یا صرف وقت برای انجام کار‌های داوطلبانه، می‌تواند اثری به مراتب عمیق‌تر داشته باشد. دکتر مارش در این باره می‌گوید: «وقتی داوطلبانه برای رفع مشکل کسی قدم پیش می‌گذارید، چون تأثیر مستقیم عمل خود را بر زندگی آن فرد می‌بینید، یک جور "پرتو گرم درونی" (Warm Glow) را تجربه می‌کنید که وصف‌ناپذیر است.» این پرتو گرم، چیزی جز ترشح هورمون‌هایی، چون اکسی‌توسین (هورمون عشق و پیوند) و دوپامین (هورمون پاداش) در مغز نیست که همچون یک پاداش طبیعی، کالبد ما را در آغوش می‌گیرد.

معجزه‌ی بیولوژیک: وقتی بخشش، درد جسم را می‌شوید

رویداد۲۴ اگر تا به اینجای کار تصور می‌کردید که مزایای کمک به دیگران تنها به یک حال خوش روحی محدود می‌شود، باید شما را با شگفت‌انگیزترین بخش این ماجرا آشنا کنم: بخشش، به معنای کلمه، درد‌های جسمانی ما را تسکین می‌دهد. گویی دست نوازشی که بر سر دیگری می‌کشیم، مرهمی می‌شود بر زخم‌های تن خودمان.

در سال ۲۰۱۹، یک مطالعه‌ی پیشگامانه نشان داد افرادی که دست به کنش‌های نوع‌دوستانه می‌زنند —فی‌المثل پولی را به یتیم‌خانه‌ای اهدا می‌کنند— در برابر درد‌های فیزیکی، تاب‌آوری حیرت‌انگیزی از خود نشان می‌دهند. در این آزمایش، پژوهشگران به شرکت‌کنندگان شوک‌های الکتریکی خفیف می‌دادند یا از آنها می‌خواستند دستشان را در آب یخ نگه دارند. آن دسته از افرادی که پیش از آزمایش، عمل خیرخواهانه‌ای انجام داده بودند، در مقایسه با کسانی که پولی را برای خود نگه داشته بودند، درد بسیار کمتری را گزارش کردند. ماجرا به همین‌جا ختم نشد؛ حتی در بیماران مبتلا به سرطان که از درد‌های مزمن و طاقت‌فرسا رنج می‌بردند، مشارکت در کمک به دیگران توانست برای مدتی، از شدت درد‌های جان‌کاه آنها بکاهد.

اما راز این معجزه کجاست؟ دستگاه‌های تصویربرداری تشدید مغناطیسی کارکردی (fMRI) که به ما اجازه می‌دهند به تماشای فعل‌وانفعالات درون جمجمه‌ی آدمی بنشینیم، پرده از این راز برداشته‌اند. پس از انجام یک کار نوع‌دوستانه، فعالیت عصبی در دو ناحیه از مغز به نام‌های «قشر کمربندی پیشین» (Anterior Cingulate Cortex) و «اینسولا» (Insula) —که هر دو از کانون‌های اصلی پردازش درد در مغز به شمار می‌روند— به طرز چشمگیری فروکش می‌کند. هم‌زمان، چراغ بخش دیگری از مغز به نام «قشر پیش‌پیشانی» (Prefrontal Cortex) روشن می‌شود. این بخش، همان جایی است که مسئول درک معنا، ارزش‌گذاری و قضاوت اخلاقی است. به زبان ساده، وقتی ما به دیگری کمک می‌کنیم، مغز ما معنای عمیقی در این عمل می‌یابد و این درک معنا، همچون یک داروی بی‌حسی قوی، مراکز درد را خاموش می‌کند.

علاوه بر این سود آنی، نوع‌دوستی سود سهام درازمدتی نیز برای سلامت ما به همراه دارد. بر اساس یک مطالعه‌ی جامع در سال ۲۰۱۸، افرادی که به‌طور منظم دست یاری به سوی دیگران دراز می‌کنند، نه تنها از زندگی و شغل خود رضایت بیشتری دارند، بلکه ماه‌ها بعد نیز نشانه‌های کمتری از افسردگی و اضطراب در آنها دیده می‌شود. مارش می‌گوید: «حتی کوچک‌ترین اعمال محبت‌آمیز هم می‌تواند تأثیر شگرفی بر بهزیستی ما داشته باشد. این کارها، تلقی شما را از خودتان تغییر می‌دهد. باعث می‌شود باور کنید که جهان، جای امن‌تری است؛ دنیایی متشکل از آدم‌هایی که تلاش می‌کنند پشتیبان یکدیگر باشند.»

ریشه‌های تکاملی: آیا ما ذاتاً مهربانیم؟


بیشتر بخوانید: چگونه سنگ صبور دوستان خود باشیم؟


رویداد۲۴ اما سؤالی که قرن‌ها فلاسفه را به جان هم انداخته بود، اکنون به دست عصب‌شناسان پاسخ داده می‌شود: آیا ما ذاتاً خودخواهیم و جامعه به زور به ما اخلاقیات را حقنه کرده است، یا آنکه مهربانی در دی‌ان‌ای (DNA) ما نوشته شده است؟

مارش با قاطعیت می‌گوید: «ما به قدری موجودات اجتماعی درهم‌تنیده‌ای هستیم که میل به انجام کار‌هایی که به نفع اطرافیانمان تمام شود، در اعماق هسته‌ی وجودی ما حک شده است. این چیزی است که ساختار وجودی اکثر آدم‌ها برای خواستن و انجام دادنش، برنامه‌ریزی شده است.»

دکتر «شاون رودز»، پژوهشگر پسادکتری در حوزه‌ی روان‌پزشکی محاسباتی در دانشکده پزشکی آیکان (کوه سینا)، این مسئله را از منظر عصب‌شناسی تکاملی توضیح می‌دهد. به باور او، نوع‌دوستی مناطقی از مغز را درگیر می‌کند که مستقیماً با «پردازش پاداش» در ارتباط‌اند. همان شبکه‌هایی که وقتی غذای لذیذی می‌خوریم یا پولی به دست می‌آوریم فعال می‌شوند، هنگام یاری رساندن به دیگران نیز شروع به فعالیت می‌کنند. قشر پیش‌پیشانی میانی در اینجا نقش کلیدی بازی می‌کند؛ منطقه‌ای که به نظر می‌رسد «تخصص آن، رمزگردانی و ارزش‌گذاری رفاه و آسایش دیگران است.»

شاید ناب‌ترین دلیل بر این مدعا، رفتاری باشد که در کودکانی که هنوز الفبای تمدن را نیاموخته‌اند، دیده می‌شود. در سال ۲۰۱۲، دکتر دان و تیمش آزمایشی را روی کودکان نوپای زیر دو سال انجام دادند. آنها به این خردسالان، خوراکی محبوبشان (بیسکوییت‌های کراکر ماهی‌شکل که به قول دکتر دان «حکم طلای ناب را برای بچه‌ها دارد» دادند و سپس از آنها خواستند که بخشی از این خوراکی‌ها را به یک عروسک پشمالو ببخشند. واکنش بچه‌ها دیدنی بود؛ آنها هنگامی که دارایی گران‌بهای خود را می‌بخشیدند، لبخند درخشان‌تری بر لب داشتند و خوشحال‌تر از زمانی بودند که خودشان آن خوراکی را دریافت می‌کردند.

نویسنده‌ی کتاب «پول شادمان: علم شادتر خرج کردن»، در این باره می‌گوید که این مشاهدات، میخ محکمی است بر تابوت این ادعا که مهربانی، صرفاً یک قرارداد اجتماعی است. شاهد دیگر این مدعا که نوع‌دوستی ریشه‌ای تکاملی و زیست‌شناختی دارد، این است که مزایای روانی کمک به دیگران، مختص یک جغرافیای خاص نیست و در فرهنگ‌های گوناگون در سراسر جهان —از قبایل بدوی گرفته تا ابرشهر‌های صنعتی— به یک شکل دیده می‌شود.

بازتاب آینه‌ها: تأثیر مسری یک عمل نیک


بیشتر بخوانید:  راهنمای عملی خروج از پوچی و بحران معنا | چهار پیوند حیاتی که زندگی را معنادار می‌کنند


رویداد۲۴ پژوهش‌ها نشان می‌دهند که میان سعادت درونی و عمل نوع‌دوستانه، یک رابطه‌ی دوطرفه و الاکلنگی برقرار است: آدم‌های شادتر، میل بیشتری به دستگیری از دیگران دارند و در مقابل، آدم‌های بخشنده‌تر، شادی عمیق‌تری را در زندگی تجربه می‌کنند. مارش با هیجان می‌گوید: «این عالی است! معنایش این است که این دو پدیده‌ی مبارک، می‌توانند یکدیگر را به‌طور پیوسته تغذیه و تقویت کنند.».

اما دامنه‌ی این خیر و برکت، فقط به دهنده و گیرنده محدود نمی‌شود. اینجاست که ماجرا ابعاد جامعه‌شناختی شگرفی پیدا می‌کند. کنش‌های ایثارگرانه، حتی برای کسانی که صرفاً از دور نقش «تماشاچی» را دارند، شفابخش است. وقتی شما در خیابان می‌بینید که جوانی دست پیرمردی را برای عبور از خیابان می‌گیرد، یا کسی هزینه‌ی داروی بیمار ناآشنایی را در داروخانه حساب می‌کند، بی‌آنکه خودتان در این فرآیند نقشی داشته باشید، موجی از احساسات مثبت در وجودتان می‌جوشد. دکتر رودز، که یکی از نویسندگان فصل «رابطه‌ی میان نوع‌دوستی و بهزیستی» در گزارش جهانی شادکامی سال ۲۰۲۳ بوده است، در این باره می‌گوید: «افرادی که شاهد اعمال نوع‌دوستانه هستند، نسبت به کل دنیا احساس بهتری پیدا می‌کنند و از میزان بدبینی و کلبی‌مسلکی آنها کاسته می‌شود. این یک چرخه‌ی بازخورد بسیار جالب از رفتار‌های جامعه‌پسند است.» دیدن مهربانی، به ما یادآوری می‌کند که انسان‌ها هنوز هم شایسته‌ی اعتمادند و این آگاهی، بار سنگین اضطراب وجودی را از دوش ما برمی‌دارد.

طریق نیک‌نامی: چگونه دست به کار شویم؟

رویداد۲۴ حرف زدن از خوبی آسان است، اما مرد میدان بودن جسارت می‌خواهد. جالب اینجاست که این دانشمندان، خود پیش از آنکه این نسخه‌ها را برای دیگران بپیچند، خودشان به آن عمل کرده‌اند. رودز یک برنامه‌ی تابستانی رایگان راه انداخته تا به دانش‌آموزان دبیرستانی درباره‌ی روان‌پزشکی محاسباتی آموزش دهد. الیزابت دان، هر از گاهی پسرش و دوستان او را به خیریه‌ای در ونکوور به نام «پلنتی آو پلیتس) می‌برد تا برای افراد نیازمند، غذای گرم بپزند.

ابیگیل مارش نیز در یک سازمان مردم‌نهاد که خودش از بنیان‌گذاران آن بوده، داوطلبانه کار می‌کند تا به خانواده‌هایی که با اختلالات پرخاشگری دست‌به‌گریبان‌اند، یاری برساند. او حتی از کار‌های کوچکی مثل جمع کردن زباله‌های پارک هنگام قدم زدن با سگش، «داگ»، غافل نمی‌شود. نام این سگ از شخصیت بامزه‌ی انیمیشن «بالا» (Up) گرفته شده است؛ سگی که دومین دیالوگش در آن فیلم این است: «من تازه با تو آشنا شده‌ام، اما دوستت دارم.» مارش می‌گوید این جمله‌ی ساده و بی‌ریا، او را به یاد بسیاری از آن انسان‌های نوع‌دوستی می‌اندازد که در تمام این سال‌ها در آزمایشگاهش روی رفتار آنها مطالعه کرده است؛ کسانی که غریبه‌ها را همچون پاره‌ی تن خود دوست می‌دارند.

اگر می‌پرسید از کجا و چگونه باید این مسیر را آغاز کرد، کارشناسان این حوزه چند توصیه‌ی روشن و کاربردی برای شما دارند:

از همین حالا دست به کار شوید: منتظر رسیدن شرایط آرمانی نمانید. الیزابت دان می‌گوید: «تحقیق کنید و راه درست را بیابید، اما کمک کردن را به بهانه‌ی اینکه هنوز منتظر یک فرصت بی‌نقص هستید، به تعویق نیندازید. حتی کمک‌های مالی بسیار خرد و اندک نیز تأثیرگذارند؛ هم برای خیریه‌ای که آن را دریافت می‌کند و هم برای منافع عاطفی و روانی‌ای که ما در اهداکنندگان می‌بینیم.» به قول سعدی شیرین‌سخن: «به دست و پای بریده که عذرخواه تواند / که یاری از تو نیاید به هیچ دست و پایی.» پس تا دست و پایی هست، باید قدمی برداشت.

چراغی که به خانه رواست (محلی فکر کنید): اگرچه کمک به بنیاد‌های بزرگ و بین‌المللی کاری ستودنی است، اما مارش پیشنهاد می‌کند که نگاهی هم به دوروبر خود بیندازید. کمک مالی یا کار داوطلبانه در سازمان‌های محلی و خیریه‌های کوچک شهر خودتان، می‌تواند به «بافتن تاروپود جامعه‌ی محلی» کمک کند. او می‌افزاید: «این کار همچنین به شما کمک می‌کند دوستان جدیدی پیدا کنید، تأثیر کارتان را از فاصله‌ی نزدیک با چشمان خود ببینید و هنجار‌های محیط زندگی‌تان را دگرگون سازید.»

 سراغ خیرین را از اطرافیان بگیرید: از دوستان، همکاران و خانواده‌تان بپرسید که از چه مؤسساتی حمایت می‌کنند. دکتر دان می‌گوید: «این کار نه‌تنها باعث می‌شود با فرصت‌ها و خیریه‌های جدیدی آشنا شوید، بلکه می‌تواند پیوند‌ها و مشترکات تازه‌ای میان شما و اطرافیانتان خلق کند.» صحبت کردن درباره‌ی نیکی، خود نوعی دعوت به نیکی است.

 به خودتان اجازه‌ی لذت بردن بدهید: این نکته‌ای بسیار کلیدی است. بسیاری از آدم‌ها، وقتی از کمک به دیگران احساس شادی عمیقی می‌کنند، ناگهان دچار عذاب‌وجدان می‌شوند. پیش خود فکر می‌کنند «نکند نیت من خالص نبوده؟ نکند من این کار را فقط برای دل خودم کردم؟» دکتر دان با لبخندی خط بطلان بر این افکار می‌کشد: «هیچ اشکالی ندارد که از بخشیدن، احساس خوبی داشته باشید. چه راهی از این فوق‌العاده‌تر و زیباتر برای رسیدن به شادمانی؟»

القصه، روزگار ما با همه‌ی زرق‌وبرق ظاهری‌اش، روزگار تنهایی و اضطراب‌های کشنده است. ما در جست‌وجوی سرابی به نام «خوشبختی»، مدام به سوی فتح قله‌های ثروت و موفقیت فردی می‌دویم، اما هرچه بیشتر می‌دویم، تشنه‌تر می‌شویم. شاید وقت آن رسیده باشد که قطب‌نمای درونمان را دوباره تنظیم کنیم. حکمت کهن و علم نوین، امروز در یک نقطه به هم رسیده‌اند: جان آدمی، ظرفی نیست که با «گرفتن» پر شود؛ این چشمه‌ای است که تنها با «جوشیدن و بخشیدن» زلال می‌ماند. اگر دلتنگ شادمانی هستید، اگر احساس ملال روزگار بر شانه‌هایتان سنگینی می‌کند، نیازی به نسخه‌های گران‌قیمت ندارید؛ کافی است دست گشاده‌ای داشته باشید و گرهی از کار فروبسته‌ی بنده‌ای بگشایید. پاداش شما، همان لحظه در رگ‌هایتان جاری خواهد شد.

نظرات شما