تبانی، پول و سکههای لای گز | فساد چقدر در فوتبال ایران ریشه دوانده است؟
رویداد۲۴ | مازیار وکیلی- زمانی که عادل فردوسیپور و برنامه فوتبال ۳۶۰ به سراغ محمد احمدزاده رفتند، قصد داشتند از چرایی سکوت او در قبال فوتبال، شغل جدیدش و زندگی او پشت فرمان ماشین سنگین سؤال کنند. اما یک اظهارنظر ساده باعث شد تا بحثهایی کهنه و قدیمی سرباز کند؛ بحثهایی که همه درباره آن حرف میزنند، اما کسی نمیتواند بهدرستی آنها را اثبات کند.
محمد احمدزاده در اظهارنظری جنجالی اعلام کرد که در هفته پایانی فصل اول لیگ برتر فوتبال ایران، زمانی که استقلال و پرسپولیس در اوج رقابت برای قهرمانی لیگ برتر قرار داشتند، از طرف باشگاه استقلال به او پیشنهادی ۵۰ میلیون تومانی داده شد تا در برابر این تیم شکست بخورد و راه را برای قهرمانی استقلال هموار کند.
مشخص بود که این اظهارنظر احمدزاده با واکنش شدید هواداران استقلال مواجه میشود؛ چه آنکه در آن زمان منصور پورحیدری در رأس کادر فنی باشگاه استقلال قرار داشت و برای هواداران استقلال و فوتبال ایران، که منصور پورحیدری را نماد پاکدستی، شرافت و فوتبال پاک میدانند، قابلقبول نبود که بپذیرند از طرف او چنین پیشنهادی به باشگاه ملوان و شخص احمدزاده داده شده باشد.
یکی از اولین چهرههایی که بهطور رسمی به صحبتهای محمد احمدزاده واکنش نشان داد، علی فتحاللهزاده، مدیرعامل اسبق باشگاه فوتبال استقلال تهران، بود که در واکنش به سخنان احمدزاده اعلام کرد:
«اگر ایشان مدعی شده که از طرف باشگاه استقلال به او پیشنهاد ۵۰ میلیون تومانی دادهاند، چرا نام شخص مورد نظر را نمیگوید تا همه متوجه صحت ادعایش شوند؟ اگر واقعاً چنین چیزی وجود داشته، باید اسمش را بگوید. تازه یادتان نرود بر فرض محال اگر یک تیم بخواهد چنین کاری بکند، اصلاً احتیاجی نیست سراغ سرمربی برود، بلکه بهراحتی میتواند با دو بازیکن ببندد تا بازی را برایش دربیاورند. این حرفها نمیتواند اعتبار و افتخارات استقلال را زیر سؤال ببرد.»
احمدزاده هم البته بعدها تلاش کرد که صحبتهای خود را تعدیل کند:
«فردی که با من تماس گرفت و این پیشنهاد را مطرح کرد، تأکید داشت که این موضوع با اصرار یکی از اسپانسرهای استقلال انجام میشود. با این حال، باز هم تأکید میکنم که این پیشنهاد به هیچ عنوان از سوی یک مقام رسمی در باشگاه استقلال به من ارائه نشد.»
اما همین یک اظهارنظر ساده کافی بود تا دوباره موضوع فساد در فوتبال ایران داغ شود. به همین مناسبت، ما هم در این مقاله سراغ چند نمونه مشهور از احتمال فساد و تبانی در فوتبال ایران رفتیم تا با بررسی بیشتر ببینیم که این مسئله چقدر در فوتبال ایران مسبوق به سابقه است.
غش کردنی که مدتها فوتبال ایران را درگیر کرد
«وقتی داور ما را از دقیقه دو بازی ۱۰ نفره میکند، معلوم است چه خبر است. خب فدراسیون از اول میگفت ما ۱۰ نفره به بازی میآمدیم. من از دیشب میدانستم که محسن قهرمانی آنوری غش کرده است.»
همین اظهارنظر پس از بازی پرسپولیس و سپاهان باعث شد تا فوتبال ایران دچار یک زلزله شود. در بازی معروف دیماه ۱۳۹۲ پرسپولیس و سپاهان، محسن قهرمانی در دقیقه سه یک بازیکن پرسپولیس را اخراج کرد تا شائبه تبانی در آن پرونده به وجود بیاید.
بعد از این اظهارنظر، کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال وارد این پرونده شد و اعلام کرد هیچ ارتباط مالی ناسالمی میان محسن قهرمانی وجود نداشته است؛ اما نکات دیگری در حکم کمیته انضباطی آمده بود که جالبتوجه است.
بیشتر بخوانید:
اشتباهات داوری! مهندسی لیگ یا شرطبندی؟
کمیته انضباطی در این پرونده محسن قهرمانی را متهم کرد که با کمک مرتضی کریمی، داور فوتبال، با عوامل اجرایی این باشگاه ارتباط برقرار کرده و با دستور سرپرست باشگاه راهآهن، مبلغ ۲۰ میلیون ریال در سال ۱۳۹۲ به حساب فغانی منتقل و واریز شده است.
با تأیید این تخلف، فدراسیون فوتبال قهرمانی را به مدت هشت ماه محروم و به پرداخت مبلغ ۵۰ میلیون ریال جریمه کرد.
البته بعدها مشخص شد که پرونده بسیار گستردهتر از این حرفها بوده و لیگهای دسته پایینتر فوتبال ایران را هم در بر میگرفته است.
این پرونده و حکم نشان داد که فوتبال ایران و داوری، علیرغم تمام ادعاها، از فساد مصون نیستند.
فسادی که در فوتسال محرز شد
اما در ۱۰ آذر ۱۳۹۰، این فوتسال بود که درگیر پرونده فساد فوتبال ایران شد؛ پروندهای که در آن دو باشگاه گیتیپسند اصفهان و پرسپولیس تهران متهم شدند که در یک مسابقه لیگ فوتسال ایران تبانی کردهاند.
در آن سال، تیم فوتسال گیتیپسند رقابت بسیار سختی با تیم شهید منصوری قرچک برای قهرمانی در لیگ فوتسال ایران داشت. در رقابتی که بدیهیترین نکات فوتسالی در آن رعایت نشده بود، تیم فوتسال گیتیپسند توانست با اختلاف گلی مناسب تیم فوتسال پرسپولیس را شکست دهد و به مقام قهرمانی برسد.
گیتیپسند آن دیدار را به شکل غیرعادی با نتیجه ۱۱ بر ۲ برد تا کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال به مسئله این بازی ورود کند و برای سه بازیکن پرسپولیس، جریمه نقدی و ۱۸ ماه محرومیت از حضور در فوتسال در نظر بگیرد. در کنار این موضوع، سرپرست گیتیپسند را هم به دلیل اغفال بازیکنان پرسپولیس به چهار ماه محرومیت محکوم کرد.
چند سال بعد، علیرضا جنتی، مدیرعامل وقت باشگاه گیتیپسند، ضمن تأیید اصل تبانی تلاش کرد تا باشگاه خودش را از اتهام تبانی مبرا کند:
«باشگاه در آن ماجرا هیچکاره بود. ارتباطی بین بازیکنان به وجود آمد و خودشان پشت پرده ماجرا بودند. همه چیز در فیلم بازی و حواشی آن مشخص است. به هر حال این قضیه در سالهای اول تیمداری گیتیپسند اتفاق افتاد و ما به برخی مسائل احاطه نداشتیم. اگر قرار بود خودم برای تبانی هزینه کنم، دیگر به ورزشگاه نمیرفتم و در خانه مینشستم و قهرمانی تیمم را میدیدم. من در روز بازی استرس زیادی داشتم و این نشان میدهد از اتفاقات پشت پرده اطلاعی نداشتم.»
ماجرای بازی گیتیپسند و پرسپولیس نشان داد که هنوز هم میتوان به واضحترین شکل ممکن در فوتبال ایران تبانی کرد و به جام قهرمانی هم رسید.
ماجرای سکههای لای گز در اصفهان
ماجرای گزهای اصفهان و افشاگری دادکان، اگر در هر جای جهان اتفاق میافتاد، میتوانست حادثهای مشابه کالچوپولی در ایتالیا و پرونده فساد باشگاه منچسترسیتی در انگلیس را رقم بزند.
در دیماه سال ۱۳۹۵ بود که دادکان در مصاحبهای عنوان کرد:
«الان آقای تاج رئیس فدراسیون است، اگر چیزی بگویم، میگویند که میخواسته علیه من سخن بگوید. به شما خیلی راحت میگویم که این اتفاق در اصفهان افتاده و سکه لای گز گذاشته و به داوران ما دادند. آقای دانشور (دبیرکل وقت فدراسیون فوتبال) این مطلب را کشف کرد. خودم او را فرستادم. من به آقای دانشور گفتم بدون آنکه کسی متوجه شود، به اصفهان برود. او هم در رختکن جعبههای گز را گرفت و دید که داخلش سکه است. تاج یک شب در فدراسیون نزد من آمد و گفت که ما این کارها را نکردیم و افراد دیگری این کار را انجام دادهاند. گفتند من در جریان نیستم، ولی این کار صورت گرفته است. گفتم دیگر مسئله را ببندید و اجازه ندهید شرایط بدتر شود. من هم نمیگویم شما این کار را کردهاید، بالاخره در اصفهان در جعبه گز داوران ما سکه بوده است، ما هم گرفتیم و همین کار را هم در مشهد کردید. نمیتوانم بگویم چه کسی در اصفهان این کار را کرد، اما ما این را در اصفهان دیدیم که در گز، سکه گذاشتند و به داوران دادند. هیچوقت نیامدم لاپوشانی کنم. ولی اینکه بگویم چه کسی این کار را کرد، نمیتوانم. هرچند شک میکردم، ولی ممکن بود منکر شوند و بگویند که معاون یا مدیر من این کار را کرده، ولی مهم این است که در جعبه گز، سکه گذاشتند.»
نکته شگفتانگیز اما اینجاست که در فوتبال ایران هیچ اتفاقی نیفتاد و بهاصطلاح آب هم از آب تکان نخورد. نه تاج توضیح درستی درباره این موضوع داد، نه کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال به ماجرا ورود کرد و نه حتی خود دادکان، که بعدها مواضع تندتری در دنیای سیاست و ورزش اتخاذ کرد، توضیح داد که چه کسی سکهها را لای گز گذاشته و به داورها تحویل داده است تا همه چیز در ابهامی عجیب و عمیق فرو برود.
ماجرای فساد باشگاه مس رفسنجان در سال ۱۴۰۳
پای یک مدیر فدراسیون به پرونده فساد باز شد!
اما در سال ۱۴۰۳، اخباری مبنی بر فساد عمیق و گسترده در فوتبال ایران منتشر شد که همه را شوکه کرد؛ فسادی که اسامی افرادی مانند خداداد افشاریان، پژمان راهبر، شهاب زندی، مدیرعامل باشگاه شمسآذر، محمد ربیعی، سهیل مهدی و حتی محمدحسین میثاقی را هم به پرونده باز کرد.
ماجرا مربوط به پرداخت رشوه توسط باشگاه مس رفسنجان در سال ۱۴۰۰ بود که افراد زیادی را درگیر کرد. خداداد افشاریان، رئیس وقت کمیته داوران در سال ۱۴۰۰، فریبرز محمودزاده، مسئول برگزاری مسابقات دسته یک و مشاور مهدی تاج، و شهاب زندی، مدیرعامل وقت باشگاه شمسآذر، در این رابطه بازداشت شدند.
محمدحسین میثاقی هم روی آنتن زنده برنامه خودش اتهامات مطرحشده علیه خود را رد کرد. پژمان راهبر، سردبیر متنفذ ورزش سه، هم همچنان به کار خود ادامه داد تا پرونده فقط روی نام چهار نفر باقی بماند. سهیل مهدی هم بهعنوان مسئول سازمان لیگ از سمت خود استعفا داد.
نگاهها به سمت افراد بالاتر نرفت. محمد ربیعی بعدها سرمربی تراکتورسازی تبریز شد. از همه مهمتر اینکه نام مدیران ارشد فدراسیون به میان نیامد و مسکوت ماند تا مشخص نشود اصلاً چه اتفاقی و به چه صورت رخ داده است.
این در حالی است که رضا جاودانی، از اعضای کمیته داوران و مجری سابق تلویزیون، در گفتوگو با پادکست برنامه فوتبال ۳۶۰ گفته بود:
«مجری صداوسیما یک شاسیبلند گرفته که گم شده است. تهیهکننده آن برنامه یک واحد تجاری گرفته است. به عوامل آن برنامه ساعت رولکس ۶۰۰ میلیونی دادهاند. ۷۵۰ سکه به دستور سرمربی وقت تیم مس رفسنجان، یعنی ربیعی، به جادوگر داده شده است. ۴۰۰ سکه در سه صرافی به دلار برای داوران تبدیل شده است.»
ابهاماتی که هیچگاه مشخص نشد چرا و چگونه اتفاق افتادهاند و مسئول آنها کیست.
شاید نظام سیاسی و دستگاه قضایی کشور باید به حرف علیرضا دبیر گوش دهند و تکلیف خودشان را با فوتبال روشن کنند. فوتبالی که فساد در آن تا این اندازه زیاد و دستاورد در آن تا این اندازه کم است، بودنش چه سودی به حال مردم کشور دارد که اصرار وجود دارد به همین شکل به مسیر خود ادامه دهد؟!
