از صداوسیما تا اینترنشنال؛ یک روز حامی اعتراض، یک روز همیار پلیس | چرا اعتراضات فرانسه نشان داد هر دو رسانه را باید بایکوت کرد؟
رویداد۲۴ | در خیابانهای فرانسه، ساختمانهای دولتی به آتش کشیده میشوند، شیشه فروشگاهها میشکنند، خودروهای پلیس هدف حمله قرار میگیرند و دهها مأمور مجروح میشوند. همزمان، از صدها هزار شهروندی که در اعتراض به گرانی، نابرابری و وضعیت نامناسب خدمات عمومی به خیابان آمدهاند، هزاران نفر بازداشت شدهاند. اما در بازتاب این صحنهها، گویی معنای اعتراض، خشونت و برخورد پلیس به موقعیت جغرافیایی بستگی پیدا میکند. صدا و سیمایی که هر گونه اعتراض در کشور را مساوی «اغتشاش» میداند، در فرانسه ناگهان به دیدبان حقوق بشر تبدیل شده و بر مطالبات مردم و خشونت پلیس تمرکز میکند و همزمان ایران اینترنشنالی که در دی ماه به اتاق جنگ بدل شده بود و معترضان را به خشونت دعوت می کرد و برای «سرکوب معترضان» جامهها دریده بود، در فرانسه بخش بزرگی از روایت خود را به غارت فروشگاهها، آتشسوزی ساختمانها و مجروح شدن مأموران اختصاص داده و صدای شلیک پلیس را به «شلیک آبپاش» تقلیل میدهد.
مقایسه گزارشهای صداوسیما و ایران اینترنشنال درباره اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ ایران و اعتراضات اکتبر ۲۰۲۶ فرانسه تاسفبار و آموزنده ست. یک نگاه ساده به نحوه انتشار گزارشهای اخیر هر دو رسانه و مقایسه آن با اعتراضات ایران به مخاطب یادآوری می کند که چرا کانال تلویزیون را برای هردوی این رسانهها عوض کرد.
صداوسیما؛ «اغتشاشگران» وحشی ایرانی و «تظاهرکنندگان» محترم فرانسوی
در پوشش اعتراضات ایران، واژه «اغتشاشگر» یکی از اصطلاحات محوری در روایت رسمی رسانههای حاکمیتی از جمله صدا و سیما بود. این واژه صرفاً توصیفی خبری نیست؛ پیش از آنکه درباره رفتار یک فرد یا گروه توضیحی داده شود، اعتراض را در چارچوب اخلال در نظم عمومی قرار میدهد. به همین دلیل، کاربرد آن برای توصیف مجموعهای از معترضان میتواند مرز میان اعتراض مسالمتآمیز و اقدامات خشونتآمیز را کمرنگ کند.
اما در گزارشهای صداوسیما درباره فرانسه، زبان دیگری دیده میشود. تیترهای خبر عمدتا مواردی درباره «درگیری شدید پلیس و معترضان در فرانسه» و «خشونت پلیس علیه تظاهرکنندگان فرانسوی» است. خبرها درباره «تظاهرکنندگان»، «دانشآموزان»، «دانشجویان»، «کارمندان»، «کارگران» و «کشاورزانی» است که به دلایل مدنی از جمله کمبود معلم و نابرابری آموزشی تا کاهش قدرت خرید و افزایش هزینههای زندگی به خیابانها آمده اند و با خشونت بی حد و حصر پلیس مواجه شده اند.
در بازتاب خبرهای اعتراضات فرانسه در صدا و سیما هیچ خبری از برچسبهای امنیتی به معترضان نیست و تظاهرکنندگان شهروندانی اند که با مطالبات مشخص به خیابان آمده اند و به ناحق با سرکوب شدید روبه رو می شوند.
موضوع فقط انتخاب واژه نیست. گزارش صداوسیما از پاریس تأکید میکند که پلیس از صبح در برخی مناطق مستقر شده، کیف دانشآموزان و دانشجویان را بازرسی کرده و پیش از آغاز رسمی تظاهرات، هزاران نفر را بازداشت کرده است.
در فرانسه، رفتار دولت و پلیس فرانسه زیر سوال است و رفتار شهروندان، بدون توجه به مواردی چون سنگ پرانی به اتوبوس ها یا آتش زدن اماکن عمومی و تاریخی از جمله ساختمان شهرداری لیمونژ، مدنی و قابل دفاع است. احتمالا از روز گذشته بارها تصاویر تشویق یک ماشین آتش نشانی در فرانسه و مقایسه آن با سنگ زدن به ماشین آتش نشانی در اعتراضات ایران را دیده اید. این مقایسه در رسانههای حاکمیتی یک منظور بیشتر ندارد؛ معترض ایرانی وحشی و اغتشاشگر است و پلیس حق دارد با اغتشاشگر برخورد خشن داشته باشد و معترض فرانسوی، شهروند محترمی که پلیس باید با او تسامح کند.
این دوگانه بعضا توهین آمیز است؛ کارشناس صداوسیما صراحتا رفتار پلیس ایران و فرانسه را باهم مقایسه کرده و می گوید: «بر خلاف ایران، رویکرد پلیس فرانسه در قبال اعتراضات کاملاً تهاجمی است و فرانسه بدون توضیح اینترنت را قطع کرده است!»
ایران اینترنشنال؛ از «نیروهای سرکوب» تا روایت مأموران مجروح
اما صدا و سیما تنها رسانهای نیست که باید بایکوت شود؛ در سوی دیگر، ایران اینترنشنال دچار یک بام و دوهوای عجیبی شده است. شبکه ای که در جریان اعتراضات داخلی ایران، به مثابه یک اتاق جنگ عمل می کرد و معترضان را به خشونت علیه پلیس تشویق می کرد، حالا همیار پلیس شده و بدون تعارف، شهروندان معترض فرانسوی را به شورش متهم کرده است!
اما در گزارشهای اکتبر ۲۰۲۶ درباره فرانسه، زاویه ورود متفاوت است.
گزارش های ایران اینترنشنال درباره فرانسه، صحنه توصیف غارت فروشگاهها، تخریب ساختمانهای عمومی، آتش گرفتن خودروها و حمله به مأموران پلیس است. این رسانه مسئول بازتاب ادعای اتحادیه پلیس فرانسه شده که می گوید مأموران «به کیسه بوکس تبدیل شدهاند». انتشار چنین اظهاراتی بهخودیخود ایرادی ندارد؛ روایت مأموران آسیبدیده هم بخشی از واقعیت اعتراضات است اما سوال اینجاست که چرا در فرانسه آسیب مأموران پلیس تا این اندازه دردناک است اما مرگ ماموران پلیس ایران در اعتراضات دی ماه هیچ محلی از اعراب نداشت؟
ادبیات ایران اینترنشنال در گزارش فرانسه شامل واژگانی چون «شورش»، «غارت» و «خشونتطلبان» در توصیف معترضان است و پلیس، نیروی مظلومی است که از خود و اماکن عمومی دفاع می کند. عجیب اینکه در یکی از گزارش های ایران اینترنشنال، مجری خبر صدای شلیک گلوله پلیس را به «شلیک آبپاش» تقلیل می دهد تا مبادا پلیس فرانسه متهم به استفاده از زور برای سرکوب اعتراض مدنی شود.
چرا صدا و سیما و اینترنشنال را باید بایکوت کرد؟
هیچیک از این تفاوتهای زبانی نباید به نادیده گرفتن واقعیت خشونت در فرانسه منجر شود. در این کشور هم برخی افراد به اموال عمومی و خصوصی حمله کردهاند و هم استفاده پلیس از زور، به آسیبهای شدید جسمی به معترضان، از جمله کودکان، منجر شده است.
دیدهبان حقوق بشر در گزارشی در ۱۴ اکتبر ۲۰۲۶ تأکید کرده که اعتراضات دانشآموزی فرانسه عمدتاً مسالمتآمیز بوده، هرچند برخی معترضان مرتکب خشونت شدهاند. این سازمان از آسیبهای جدی ناشی از نارنجکهای پلیس، بازداشت هزاران نفر و تحقیقات داخلی درباره تخلفات احتمالی مأموران خبر داده است.
همین تفکیک باید مبنای پوشش اعتراضات در هر کشوری باشد: نه اقدام خشونتآمیز یک گروه، حق اعتراض دیگران را از میان میبرد و نه وجود مطالبات مشروع، هرگونه خشونت علیه اشخاص و اموال را توجیه میکند.
خشونت برخی معترضان، بهخودیخود استفاده نامحدود پلیس از زور را مجاز نمیکند. رفتار مأموران باید مستقل از رفتار معترضان و بر اساس ضرورت، تناسب و پاسخگویی بررسی شود.
از رسانه حرفهای انتظار می رود که معیارهای ارزیابی ثابتی داشته باشد: حق اعتراض مسالمتآمیز، ممنوعیت خشونت غیرضروری پلیس، مسئولیت فردی عاملان تخریب، دقت در آمار و ضرورت شنیدن روایت همه طرفهای مرتبط.
صدا و سیما و ایران اینترنشنال به یک اندازه در بی طرفی رسانه ای و ثبات معیار ارزیابی، رفوزه شده اند.
مخاطب حق دارد از هر دو رسانه بپرسد: چرا واژگانی که برای توصیف اعتراضات در یک کشور به کار میروند، با تغییر مرز جغرافیایی تغییر میکنند؟ چرا در یک روایت، مأمور پلیس عمدتاً عامل خشونت است و در روایت دیگر، قربانی آن؟ و چرا مطالبات اجتماعی معترضان در یک کشور محور خبر قرار میگیرد، اما در کشور دیگر، روایت امنیتی بر آن سایه میاندازد؟
معیار معتبر برای سنجش رسانه، میزان وفاداری آن به شواهد و ثبات اصول حرفهای در مواجهه با رویدادهای مشابه است؛ معیاری که باید بدون توجه به نام کشور، حکومت یا رسانه اعمال شود. همین یک سنجه برای شناخت رسانه کافیست و با همین یک سنگ محک می توانید با خیال راحت، تلویزیون هایتان را بر روی هر دو شبکه خاموش کنید.