تاریخ انتشار: ۰۹:۵۴ - ۰۴ فروردين ۱۳۹۶
احمد حکیمی پور، در گفت‎وگو با رویداد۲۴:

شهرداری نظارت گریز است/ شورای شهر طفل سرراهی شده است/ لیست انتخاباتی وراثتی،رفاقتی و شراکتی باید برچیده شود

حكيمي پور معتقد است كه در اين دوره «شورا در نظارت کمتر از حد انتظار ظاهرشد» به گفته او «برخی دوستان شورا را تا حد شورای شهرداری پایین آورده‎اند».

رویداد۲۴- سالی که گذشت، سالی پر چالش برای شورای شهر تهران بود، برخی اعضای اصلاح‎طلب شورا تصمیم گرفتند در آخرین سال حضور 4 ساله‎شان پرده از برخی اختلافات شهرداری بردارند، حادثه پلاسکو اتفاق افتاد و ابعاد گسترده‎ای از بحران شهری که تهران گرفتار آن است را برملا کرد و بعدازآن هرروز یکی از تخلفات جدید شهرداری رونمایی می‎شد. احمد حکیمی پور، رييس فراكسيون اصلاح طلبان شوراي شهر در گفت‎وگو تفصیلی با رویداد۲۴ به تشريح عملکرد اعضاي شورای شهر تهران در این دوره پرداخت. حكيمي پور معتقد است كه در اين دوره «شورا در نظارت کمتر از حد انتظار ظاهرشد» به گفته او «برخی دوستان شورا را تا حد شورای شهرداری پایین آورده‎اند».


بحث را از پلاسکو شروع کنیم، به نظر شما در حال حاضر بحران مدیریت شهری نداریم؟

داریم، خود «پلاسکو» شوکی بود که نشان داد که ما در مدیریت بحران، با بحران مواجه هستيم.


نیاز بود ما منتظر یک بحران باشیم تا به این نتیجه برسیم؟

در حادثه آتش‎سوزی خیابان جمهوری در سال 92، در شورای شهر مسئله را کاملاً جدی گرفتیم و همان‌جا گفته شد که باید از تکرار چنین حوادثی جلوگیری شود و از شهرداری هم خواستیم اگر مشکل نیروی انسانی دارد یا در بخش آتش‎نشانی اگر مشکل تکمیل تجهیزات، نیروهای ماهر و آموزش‌دیده وجود دارد کمک کنیم، ولی باکمال تعجب اعلام کردند ما چیزی نیاز نداریم.


خواستن‎های شما از نوع درخواست‎ها در فضا مجازی بود که با کمرنگ شدن حادثه از ذهن مردم از بین برود یا واقعی بود؟

نه، ما طرح داشتیم، ما درخواست رسمی دادیم، گفتیم این‌ها انجام شود ولی گفتند نیازی نیست.


یعنی شهرداری تهران در پاسخ به نامه‎های شما گفت ما نیازی به امکانات نداریم؟

هم از جانب شهرداری و هم از جانت سازمان آتش‎نشانی این مسئله مطرح شد. شورا تازه چند ماه بود تشکیل‌شده بود و حساسیت‎هایمان هم بالابود، فکر نکنید پلاسکو فروریخت تا ما به این فکر بیافتیم. پیامد پلاسکو این بود که جامعه هم خیلی حساس شد. این حادثه کل افکار عمومی را بسیج کرد که در شهر چه خبر است و این فشار افکار عمومی را زیاد کرد، افکار عمومی حساس شد و من معتقدم باید از این اتفاقات به‌عنوان فرصت استفاده کرد برای اینکه بتوان این حوادث را که در تمام شهرهای دنیا کم یا زیاد اتفاق می‎افتد، با کمترین هزینه چه مادی و چه انسانی مدیریت کرد. کشور ما کشوری است که روی خط زلزله و خط حوادث است، 70 درصد شهرهای ما آسیب پذیراند، تهران جزئی از این‌هاست. ژاپن و کشورهای دیگر که این عوارض رادارند چه کرده‌اند؟ فقط آتش‎سوزی نیست، بلاهای طبیعی دیگر نیز هست. مهم این است که ما آن زمان طلایی را املا بیشتر کنیم تا فرصت بیشتر برای مقابله باشد، دوما از این زمان طلایی بهترین استفاده را بکنیم. در حال حاضر برای زلزله حدود 6 ریشتر در تهران، ما حدود 10 درصد آمادگی داریم. این فوق فاجعه است. در تخلیه، در اسکان، در آواربرداری، در اورژانس سرجمع زیر 10 درصد آمادگی داریم. آن‌وقت ما سوله‏های بحران را می‎دهیم دیگران استفاده می‎کنند، این‌ها مشکل مدیریتی است و توجیه ندارد، قرار نیست که هرروز یک اتفاقی بیافتد که ما بگوییم چون سوله خالی مانده، استفاده دیگر بکنیم، ممکن است سال‎ها بگذرد یک‌بار اتفاق بیافتد همان یک‌بار بايد درست عمل کنیم.


متولی این قضیه کیست؟ مثلاً اینکه کاربری سوله‌های بحران تغییر کرده، متولی این کیست؟ شهرداری؟

شهردار تهران دو وظیفه دارد؛ یکی حفظ شان و حیثیت برای شهرداری به‌عنوان شهردار تهران یکی هم رئیس ستاد بحران تهران، این دو تا باهم جداست یعنی لزوماً قرار نیست شهردار تهران رئیس ستاد بحران نیز باشد ولی آقای قالیباف این مسئولیت را داوطلبانه پذیرفته است.


شهرداری نظارت گریز است/ شورای شهر طفل سرراهی شده است


چه کسی این مسئولیت را به ایشان سپرده است؟

حوزه‎هایی که باید در مسئله بحران ورود پیدا کند ایشان را پیشنهاد کردند و دستگاه‎های ذی‎ربط بین خودشان ایشان را قبول کردند.


شورای شهر در قبال ستاد بحران تهران چه وظیفه‎ای دارد و آیا به وظیفه‎اش عمل کرده است؟

وظیفه شورا نظارت، کمک به رفع کمبودها و مشکلات سیستم است. بعد از زلزله بم مطرح شد که باید حتماً یک مجموعه‎ای باشد به‌عنوان مدیریت بحران، این مجموعه به وجود آمد و چون شهردار هم رئیسش شد، شورا خیلی بیشتر به این موضوع ورود پیدا کرد، هزینه‎های کلانی در گسترش ایستگاه‎های آتش‎نشانی، در خود ساختمان ستاد مدیریت بحران شده است. شورا وظیفه دارد در این مورد اعتبارات مناسب برای افزایش توانمندی در مقابله با بحران در نظر گیرد. در حال حاضر تمام‌کارهای ما معطوف به مدیریت بحران است، بر روی پیشگیری باید خیلی کار شود، باید آموزش‎های مقابله با زلزله را بیشتر کنیم، ساعت طلایی هشدار در مورد زلزله باید دقایق بیشتری برسد، این‌ها خیلی مهم است. دستگاه‎هایی که در مسیر گسل‎های اصلی سیگنال می‎دهند باید قوی‎تر و فعال‎تر شود. این‌ها پیشگیری است. وظیفه شورا حمایت، هدایت و نظارت است.


شورا در نظارت چه کرده است؟

شورا در نظارت کمتر از حد انتظار ظاهرشده است، متأسفانه برخی دوستان شورا را تا حد شورای شهرداری پایین آورده‎اند. فکر می‎کنند هر چه را تصویب کردند کارش تمام‌شده، درحالی‌که باید دید این مصوبه‎ها به کجا خواهد رسید. در دوره چهارم شورا من دو بار بیشتر نطق نکردم و در هر دو بار به این مسئله اشاره کردم که چرا مصوبات قدیمی شورا به‌جایی نرسیده است، مشکل ما همین است، نظارت ما نظارت موردی است نه نظارت فرایندی. نظارت فرایندی پیشگیری می‎کند، نظارت موردی مچ می‎گیرد. مچ گرفتن دیگر به چه دردمان می‎خورد. اتفاق افتاده، هزینه‎ها از بین رفته، سو استفاده‌ها از بیت‎المال شده است و... بعد حالا آمدند نظارت کنند. رویکرد اصلاح‎طلب‎ها هم این بوده است که باید بعد نظارتی شورا تقویت شود. من یک‌بار پیشنهاد دادم که مصوبه‎های جدید را متوقف کنید، اگر شهرداری کار داشت به ما لایحه بدهد اما دیگر طرح دادن را ما تعطیل کنیم مگر اینکه خیلی مورد ضروری‎ای باشد، اول نگاه کنیم ببینیم قبلاً طرحی در این مورد داشته‌ایم؟ اگر آن طرح نقصی دارد جبران کنیم.بازار یکی از مکان‏هایی است که به علت بافت و شرایطش، امکان تخریبش بیش از مکان‎های دیگر است. برای بازدید رفتیم و نکات را دیدیم و بررسی کردیم که آیا شورا در این مورد قبلاً تصمیمی گرفته است یا نه؟ اگر تصمیم گرفته است آیا درست اجراشده است یا نه؟ دیدیم که سال 83 یک‌بار در این مورد صحبت شده است، 91 در این موردبحث شده است خب باید این‌ها را ما اجرا می‎کردیم. نه که شورا اجرا کند، شورا باید از شهرداری بپرسد چه‌کار کردی؟مشکل ما این است که مصوبه تصویب می‎کنیم، از سمت شورا به شهرداری ابلاغ می‎شود بعدش بررسی نمی‎کنیم که شهرداری چه کرد. شورای شهر تهران سیستم پیگیری ندارد. ما برای اینکه نظارتمان را درست انجام دهیم، در دوره چهارم که تعداد شورای شهر دو برابر شد کمیسیون‎ها را تخصصی‎تر کردیم. یکی از این کمیسیون‌ها حقوق و نظارت است. من به‌عنوان عضو شورا پیگیر عذرخواهی شهردار بودم. شورا باید بررسی می‌کرد که مصوباتی که مربوط به بحث ایمنی است به کجا رسیده است.


جدا از ضعف نظارتی شورا به نظر می‌رسد شهرداری هم خود را در قبال شورا پاسخگو نمی‌داند، درست است؟

بله، در همه‌جای دنیا شفافیت و پاسخگویی امری جاافتاده در سیستم مدیریتی است. شهرداری نظارت گریز است و پاسخگو نیست، نه اینکه بگویم این خصلت شهردار است همه‎‎اش به او برنمی‌گردد، سیستم اجرایی با نظارت مشکل دارد که در شهرداری خیلی عمیق‎‎تر است. علت این است که شورا نسبت به شهرداری یک تاخر زمانی دارد، شهرداری یک دستگاه جاافتاده است که به‌راحتی می‌تواند شورا را سرکار بگذارد. بعضی‎‎ها هم در این تله‎ها نمی‎افتند و پیگیری می‎‎کنند که بلافاصله برایشان فضا‌سازی می‎کنند. تذکرات اعضای جدی شورا که کار را جدی گرفته‎اند، قانون را جدی گرفته‎‎اند، قسمشان را جدی گرفته‎‎اند، دارند کارها را دنبال می‎‎کنند را مشمول مرور زمان می‎‏کنند، مشمول فرایند فرسایشی می‌کنند که خسته شود و کنار بکشد. بعضی‎ها مثل بنده خسته نمی‎شوند و همواره پیگیر هستند، اما درنهایت پاسخ نمی‎گیرند.


ضعف قانونی نداریم؟

یکی از حفره‎های مهم در این خصوص ضعف رابطه بین شورای شهر و شهرداری است.


برای رفع آن اقدامی کرده‌اید؟

این ضعف قانونی نیست، قانون تکلیف را معلوم کرده است. بیشتر در عمل به قانون است. ما همه از قانون دم می‎‎زنیم ولی وقتی به مرحله عمل می‎رسد دنبال راه گریز از قانون هستیم برخی دنبال این هستند که توجیه کنند و از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنند. راه‎حلی که من پیدا کردم این است که باید شورا از ساختمان شهرداری بیرون بیاید، شورا به لحاظ ساختار اداری و ساختار مالی باید از شهرداری مستقل باشد. باید ذی‎‎حسابان شهرداری، حقوق‌بگیر شورا باشند نه حقوق‌بگیر شهرداری.


فکر می‌کنید این مناسبات مالی که بین شهرداری و شورای شهر وجود دارد در بعد نظارتی تأثیر دارد؟

قانونا عضو شورا نمی‎تواند مناسبات مالی با شهرداری داشته باشد. این منجر به سلب عضویت می‎شود. هر عضو شورا بخواهد در مناقصات شرکت کند، این کاملاً غیرقانونی است کسانی که باید هزینه‎‎ها را تائید کنند باید از شورا اجازه بگیرند. ذی‎حسابان شهرداری در بخش‎های مختلف همه از شورا رأی می‎گیرند اما حقوق‌بگیر شهرداری هستند. ما در شهرداری دیوان محاسبات مالی نداریم، دیوان محاسبات شهرداری شورای شهر است، بازرس شهرداری شورای شهر است که مردم انتخاب کردند. چون شهرداری، غیردولتی است مگر درجاهایی که از دولت بودجه بگیرد که آنجا دستگاه‎های دولتی هم برای نظارت ورود کنند. وقتی از جیب مردم خرج می‎کند، مردم امینشان شورای شهر است. هر کار مالی سه مرحله دارد، نخست تشخیص، دوم تعهد و سوم تسجیل که مورد سوم جز وظایف ذی‎حسابان است و دو مورد اول در حیطه وظایف مدیران است. اینجا ذی‎حساب‎ها که باید خرج‎ها را تائید کنند، باید ببیند عملیات مالی با قانون و بودجه سالانه تطبیق دارد یا خیر. متأسفانه ذی‎حساب‎ها به شورا پاسخگو نیستند، ما به آن‌ها می‎گوییم که آیا یک‌بار به رئیست گفته‎ای این کار غیرقانونی است که انجام‌شده است؟ شهرداری در درجه اول متخصص مالی می‎خواهد، متخصص مالی سازش‌ناپذیر.


این متخصصان مالی را شورا باید بگذارد یا مجلس؟

مجلس.


ما که یک ترکیب 30 نفره خوب مجلس را در تهران داریم، چرا از ظرفیت این‌ها برای اصلاح قانون استفاده نمی‎کنید؟ شما که درد را می‌دانید چرا به دنبال درمان نیستید؟

اینجا باید خودمان را نقد کنم قبل از اینکه مجلس کار قانونی‎اش را آغاز کند، از 7 اسفند تا شکل‎گیری مجلس جدید وقت زیادی داشتیم، بلافاصله با آقای عارف جلسه برگزار کردیم، در این جلسه گفتیم 31 نفر را 21 نفر کرده‎اند ما هنوز یک دوره این را تجربه نکرده‏ایم، درحالی‌که قبل از انقلاب تهران 3 میلیون جمعیت داشت اعضای شورای‎ شهر 30 نفر بود، در آن جلسه خواستیم کمک کنند این تعداد برگردد. راهش هم این است که شش ماه بعد از مصوبات مجلس می‎شود این مصوبه را تغییر داد، وقتی ما این صحبت را کردیم هنوز شش ماه تمام نشده بود. گفتیم برای این مسئله طرح دوفوریتی دهید و درستش کنید. دوستان ما به این موضوع توجهی نکردند.


شما خوب پیگیری نکردید یا آن‌ها توجه نکردند؟

نه ما خوب پیگیری کردیم، یادآوری کردیم که درنهایت آقای کواکبیان در دو سه هفته پیش مطرح کرد که رئیس مجلس گفتند چون خود طراح اینجا نیست نمی‎شود طرح کرد.


برگردیم روی موضوع نظارتی، مثلاً به موضوع ذی‎حساب‎ها اشاره کردید، چرا این موضوع را مجدداً با اعضای کمیسیون عمومی برای طرح یک لایحه‎ای به مجلس مطرح نکردید؟

چون آقای روحانی سال پیش در سالگرد شورا وعده داد که 2 لایحه مهم به مجلس می‎برد، یکی لایحه مدیریت جامع شهری است، یکی هم لایحه درآمد خارج‌شده از شهرداری. ما دیگر حرف‎هایمان را آنجا زدیم که این لایحه این ضعف‎ها را بگیرد. باید ذی‎حساب‎ها پاسخگو، زیر نظر و حقوق‌بگیر شورا باشند. ازنظر قانونی چون شهردار منتخب شورا است کلاً مسائل مالی شهرداری، با شهردار است؛ اما چون در شهر بزرگی مثل تهران شهردار نمی‎تواند به این امور برسد، باید ذی‎حساب‎ها پاسخگوی شورا و حقوق‎بگیر شورا باشند. در کلان‌شهری مثل تهران چون شهرداری فرصت نمی‌کند به همه امور برسد، لذا اختیار را به مدیران تفویض می‎کنیم و این را باید شورا اجازه دهد. این ذی‎حساب‎ها ازنظر قانون در درجه اول شهردار است، چون ما این اختیار را داده‎ایم که خرج کند، قائم‎مقام ذی‎حساب به شورا معرفی می‎کند. هم به لحاظ اجرایی و هم به لحاظ مالی شهردار باید به شورا پاسخگو باشد. هردو با نظارت شورا است؛ اما این‌ها از شورا رأی می‎گیرند به شورا پاسخگو نیستند. ما می‎گوییم باید این را ببریم در مجلس درست کنیم.


چرا شورا به این سمت نمی‎رود که حتی معاونان شهردار را بتواند استیضاح کند؟

ما قانون‎گذار نیستیم، قانون‎گذاری در اختیار مجلس است، ما پیشنهاد می‎دهیم. هر چیزی که به حقوق شورا و جایگاه شورا برمی‌گردد. شورا مستقیماً با مجلس ارتباط قانونی تعریف‌شده‌ای ندارد.


شما معتقديد شورا نسبت به شهرداری خیلی ضعیف‏تر است.

خیلی ضعیف‎تر است. شورا یک طفل سرراهی شده است که هرکسی یک لگد به آن می‌زند، هر کس برای شورا تعین تکلیف می‌کند.


وقتی یک نفر ده سال شهردار تهران شود یک ابزار قدرت قوی‌دست می‎گیرد و می‎تواند برای شورا هم تعیین تکلیف کند؛ این خودش ضعف قانونی نیست؟

این‌یکی از ابهامات دوره چهارم است. شورای فعلاً با آنچه قانون اساسی بر آن تأکید دارد خیلی فاصله دارد، اما خوشحالم که شورا الآن دیگر شناخته‌شده است. مردم نمی‎دانستند اصلاً شورای شهر چیست؟ چه‌کار می‎کند؟ بعضی‎ها حتی شورایاری‎ها را با شورای شهر اشتباه می‎گرفتند. الآن دیگر مردم حساس شدند، دو چیز در تهران اتفاق افتاده است و دارد به دیگر شهرها منتقل می‎شود، یکی امر مطالبه گری عمومی، یکی هم نظارت اجتماعی بر مسائل عمومی شهر در همه حوزه‎ها در تهران بیشتر شده است؛ اما این مطلبی که در مورد شهرداری مطرح کردید این مسیر قانونی است، یعنی قانون پیش‎بینی کرده است، شورای شهر اول فرق قانون‎دان و قانونمند می‏خواهد. بعدازاین بحث تخصص است، کسی که به شورای شهر می‎آید باید قانون‌گرا باشد و قانون را بفهمد، طبق قانون نباید قالیباف برای بار سوم شهردار می‎شد، چرا شد؟ چون قانون‎دان و قانون فهم ما درست به ماجرا نگاه نکردند. ما در جلسات گفتیم که چنین چیزی قانون گفته است، یک شخص دو بار بیشتر نمی‌تواند شهردار باشد.


نفر اول شما آقای هاشمی بود یا آقای مهرعلیزاده چون بعضی از اعضای شورا گفتند ما حاضریم به آقای مهرعلیزاده رأی دهیم ولی حاضر نیستیم به آقای هاشمی رأی دهیم.

آقای مهرعلیزاده خودشان کناره‌گیری کردند و من هم از ایشان گلایه کردم.


ایشان می‌گویند من انصراف ندادم من را وادار به انصراف کردند.

اصلاً من ایشان را معرفی کردم، رزومه ایشان را توزیع کردم گفتم ایشان را هم کاندیدا می‎کنم، برنامه‎اش را هم داد، جزء 5 نفر اصلاح‌طلب‌ها هم شد، برخی مثل خانم ابتکار استعفا دادند، از تمام گزینه‎ها ما به آقای هاشمی رسیدیم، آقای مهرعلیزاده هم جزء گزینه‎های اصلی ما بود.


تماس‎های بیرونی هم داشتید؟

مسئله شهر است، ما از دیگران مشورت می‎گرفتیم، از عقبه کارشناسی و سیاسی‎مان، از حزبمان و... . ضعف پارلمان و ضعف شورا در این است، این‌ها با عقبه تشکیلاتی و عقبه کارشناسی نباید قطع رابطه کنند.


برخی اعضای اصول‎گرا به شما گفتند که شما محسن هاشمی را عوض کنید ما حاضریم به خاطر مشکلی که با قالیباف داریم به کاندید شما رأی دهیم این را تائید می‎کنید؟

با من کسی دراین‌باره صحبت نکرده است، برخی از اعضای ما که جلساتی با آن‌ها داشتند این را نقل کردند ولی با بنده به‌عنوان مسئول فراکسیون کسی در این خصوص حرف نزد.


چرا از تصمیمتان عقب‎نشینی نکردید؟

گفتم چنین بحثی پیش نیامد، بعدش هم به‌هرحال نباید ما فقط روی یک نفر می‎ایستادیم، این در سیاست معنی ندارد ما باید انعطاف داشته باشیم، نظر من چیز دیگری بود. برای من پیغام آمد که آقای چمران فقط یک سال اول رئیس می‎شود، شهردار را هرکسی که شما گفتید به همان رأی می‎دهیم. بعد هم من دنبال روشی بودم که با اتفاق آرا رئیس شورا و هم شهردار انتخاب شود، یعنی اجماع وجود داشته باشد، ما داخل خودمان داستان داریم و اشکال بزرگ ما این است که برخی افراد ورود پیدا می‎کنند ولی بعداً پاسخگو نیستند. ما وقتی می‎گوییم اشخاص باید حزب محور باشند به همین خاطر است تا پاسخگو باشند.


شهرداری نظارت گریز است/ شورای شهر طفل سرراهی شده است


خانم راستگو هم‌حزب محور بود چرا جواب نداد؟

به حزبش جواب داد، ما به‌عنوان فراکسیون ایشان را از فراکسیون بیرون گذاشتیم کار ما تا همین‌جا بود. ایشان را یک‌حزبی معرفی کرده بود، حزب اصلاح‎طلب، بعد بالا فاصله آن‌ها جلسه گذاشتند و ایشان را از حزبشان اخراج کردند.


الآن همین حزب بازیگر اصلی شورای بعدی است، فکر نمی‎کنید خود آن حزب باید مدتی از جریان اصلاحات طرد می‎شد؟

این‌طور نیست اما این‌ها را باید کسانی که فکر می‎کنند تصمیم گیران اصلاحات هستند جواب دهند، اتفاقاً انتقاداتی که ما داشتیم همین‎ها بود، می‎گفتیم پاسخگویی‎ها با اثرگذاری تناسبی ندارد. درهرحال این چیزی بود که از ما به‌عنوان فراکسیون برمی‌آمد، اما در بستن لیست باید دقت بیشتری شود. لیست وراثتی، رفاقتی و شراکتی باید برچیده شود. نقدی که ما بر لیست مجلس داشتیم همین بود.


شما با سهمیه زنان و جوانان موافقید؟

سهیه‎گرایی ضد توسعه است، من با حضور جوانان و زنان در لیست موافقم ولی باید قابلیتش هم معلوم شود. چند جوان که در دوره قبل آمدند، کل جریان اصلاحات را مصادره کردند، عکس‎های جدا انداختند و جدا هم تبلیغ کردند بعد رأی نیاوردند. این رویکرد درستی نیست و باید جوانان هم اعتمادبه‌نفس برای کارگروهی را داشته باشند. جوانی که محیط را به‌خوبی بشناسد بسیار هم خوب است که در لیست قرار گیرد. من خودم 28 سالم بود که به مجلس رفتم.


حاضرید صندلی‌تان را به جوانی دهید که شایسته باشد؟

ما در سیاست بحث واگذاری نداریم، بحث خرد جمعی و تابع اکثریت بودن داریم در سیاست تعریف جوان بین 30 تا 50 سال است. میان‌سالی در سیاست بین 40 تا 60 است، بزرگ‌سال هم بین 50 تا 70 است، فرد باید پخته باشد، قانون را بلد باشد، اینکه کسی بیاید در لیست که نه از قانون سر درمی‌آورد، نه حتی یک‌بار قانون را خوانده است، چه کارآمدی می‌تواند داشته باشد. من آدمی را دیده‎ام که زمان زیادی در شورا است، ولی اصلاً از آیین‎نامه داخلی شورا خبر ندارد.


از نگاه مردم در یک نظرسنجی شهرداری‎ها فاسدترین دستگاه تجاری شناخته شدند، چرا شهرداری تهران چنین جای فاسدی است؟

به خاطر رانتی که آنجا هست.


چرا این‌همه آدم برای این «طفل یتیم» دوندگی می‌کنند و نتیجه نمی‎گیرند؟ آیا در خود این شورا رانت نیست؟

رانت در همه‌جا ممکن است باشد، من نمی‎توانم قضاوت کنم؛ اما اینکه این فقط از سوی شهرداری است نه این‌طور نیست. آقای جهانگیری هم گفت در ایران فساد سازمان‌یافته شده است. جنس فساد جوری است که تکثیر می‎شود و گسترش پیدا می‎کند، اگر طمع‌کاران سیستم پیمانکاری، کارشناسی رسمی، سیستم بانک و ...، طمع کنند با خودش خیلی جاها را دچار مشکل می‎کند.


یکی از نقدهای جدی که به اصلاح‎طلبان شورا وارد است، عدم همبستگی و کارگروهی‌شان روی طرح‎ها، لوایح و مواضع است، نظرتان چیست؟

من همیشه هر وضعیتی را با دو وضعیت مقایسه می‎کنم، یکی گذشته، یکی مطلوب. چه در مدیریت شهری و چه در شورا، خیلی جلو آمدیم، کارهای خوبی صورت گرفته است. در مورد شهرداری اما، هزینه‎ها باکارها تناسب ندارد، با این هزینه باید خروجی بیش‎تر از این‌ها بود نقد کلی من این است. در مورد شورا هم در امر نظارت نقد دارم، در بحث فراکسیون هم همین‌طور، علی‌رغم نقدهایی که به ما وارد است، ولی خب ما باید خودمان را با گذشته مقایسه کنیم، فراکسیون ما انسجامش نسبتاً خوب است، جلسات ما مرتب است، منظم است، در مسائل مهم باهم مشورت می‎کنیم و سعی می‎کنیم تصمیمات جمعی را جلو ببریم، اما بالاخره جاهایی هم بوده که تک‎روی‎هایی شده است، تک‎روی‎ها تا وقتی برمی‌گردد به بحث کارشناسی قابل‌قبول است اما در مسائل دیگر هرکه تک‎روی کرده ما را از مواضع فراکسیون دور کرده است، ما داریم گزارشات را آماده می‎کنیم، همه باید کارنامه بدهند، کارنامه سالانه، کارنامه آخر دوره، ما این راداریم آماده می‎کنیم،


این همکاری گروهی قابل‌قبول بوده یا نبوده؟ چون چیزی که نماد بیرونی است، معمولاً نمره قابل‌قبولی نمی‎گیرد.

این قضاوت به خاطر این است که فراکسیون، پیوند خوبی در رابطه با گزارش عملکرد با رسانه‎ها ندارد و علتش این بوده که ما نمی‎خواستیم در شورا همه‌چیز را خط‎کشی کنیم، چون نهاد شورا این را برنمی‌تابد که همه‌چیز را از زاویه فراکسیون نگاه کنیم. شورا یک شخصیت واحد است، یک کلیت واحد دارد، به همین دلیل ما خیلی نمی‎خواستیم از زبان فراکسیون با جامعه صحبت کنیم، ولی الآن وقتش شده کارنامه خود را ارائه دهیم.


مردمی که به اصلاح‎طلب‎ها رأی دادند انتظار دارند به زبان خود آن‌ها متناسب با وعده‎هایی که به‌عنوان یک اصلاح‏طلب قبل از انتخابات داده‎اند پاسخگو باشند.

املا که ما در اقلیت قرار گرفتیم، به این دوستان هم گفتم که فکر نکنید ما می‎توانیم شهردار را انتخاب کنیم، ما اکثریت نیستیم، اقلیتیم. حالا باید مقایسه کرد، این اقلیت درگرفتن کمیسیون و حضور کارشناس‎های مؤثر در نهاد شورا با اکثریت مجلسمان در لیست امید درگرفتن کمیسیون‎ها و ورود کارشناسی به مسائل در چه وضعیتی است، من موضوع را نسبی می‎بینم، بحث پاسخگویی را ما جدی گرفتیم، این بار می‎خواهیم کارنامه را ارائه دهیم، هم در حضور خبرنگاران و هم به‌صورت مستند آن‌هایی را که به ما رأی دادند و پشتیبانی کردند در جریان قرار دهیم.


فکر می‌‎کنید گزارش‎هایتان می‌‎تواند رضایت کسانی را که به شما رأی دادند جلب کند؟

رضایت اصلاً مهم نیست، مهم این است که باید این اتفاق بیافتد که پاسخگویی باید در جامعه نهادمند شود، وقتی کسی بارأی مردم در یک جایگاهی قرار می‎گیرد، باید پاسخگویی آن بخش باشد.


این پاسخگویی چرا برای سال آخر گذاشته‌شده؟ این ذهنیت ایجاد می‎شود که این پاسخگویی نمایشی و انتخاباتی است.

ما به‌عنوان فراکسیون گزارش عملکرد داده‎ایم، همین پارسال در سالگرد شورا در روزنامه همدلی جلسه مفصلی گذاشتیم، خبرنگارها دعوت شدند، گزارش عملکرد دادیم؛ اما چون آخر دوره است، این جمع‌بندی‎اش است.


می‎گویند شما با انتشار این اسناد واگذاری املاک به خبرنگار، باعث یک رفتار سیاسی در شورا شده‎اید، این را قبول دارید؟

در زندگی سیاسی مشی من واکنشی نیست، من رفتارم کنشی است. خودم می‎دانم چه می‎گویم، به خودم و وجدان خودم جوابگو هستم. اتفاقاً من تأکید داشتم که این مسئله فراکسیونی نشود تا سیاسی نشود چون اگر کارها جناحی و سیاسی شود کشور آسیب می‌بیند.


اگر به قبل برگردید اسناد را به یاشار سلطانی می‎دهید؟

آن موقع نه من و نه ایشان نمی‎دانستیم این اسناد محرمانه است. من آدم قانونمندی هستم، سعی می‌کنم مرز قانون را رعایت کنم، اگر می‌دانستم محرمانه است قطعاً این کار را نمی‌کردم.


شما کی به این اسناد رسیدید؟

با توجه به پاسخ‎های شهردار و اسنادی که در دست ایشان است، دارم یک گزارش نهایی آماده می‎کنم که بگویم من به‌عنوان یک عضو شورا هنوز قانع نشدم. اسناد را یادم نیست که کی به دست من رسید.


با اعضای اصولگرای شورا هم در موردش شما صحبت کردید؟

نه خير، با هیچ‌کدام از اعضای اصولگرا و اصلاح‎طلب صحبت نکردم، من فقط به‌عنوان عضو شورا یک درخواست کتبی به آقای چمران نوشتم، گفتم چنین چیزهایی گفته می‎شود، در این خصوص با شهرداری جلسه بگذارد.


جلسه گذاشت؟

آقای چمران 45 روز بعدازاینکه من این نامه را دادم جلسه گذاشت که دیگر دیر شده بود. در این مورد یک جلسه غیرعلنی در شورا برگزارشده و همه این حرف‎ها زده‌شده، امیدوارم یک روز منتشر شود.


فساد در شهرداری صرفاً منحصر به املاک نجومی نیست، چه نوع فسادهای دیگری وجود دارد؟ در کدام نقطه بیشترین حجم از فساد را گزارش داده‎اید؟

بیشتر در پیمان‎ها است. چون قبل از اینکه ما بیاییم، واگذاری پیمان‎های شهرداری خارج از تشکیلات زیاد بوده است، یکی در آنجاست، یکی در املاک است، در تقاطع‎هاست و عمده‎اش اینجاهاست، گردش و جریانات مالی است.


تائید می‎کنید که آقای هدایتی در سال گذشته بخش عمده‏ای از مطالبات پیمانکارها را پرداخت کرد؟

همواره پرسش من این بوده که این افراد فوق قانون چه کسانی هستند که ما نمی‎دانیم، این‌ها چه کسانی هستند که خلاف می‎سازند، وقتی هم ما برویم برای بازدید در مناطق شهردار منطقه می‎ترسد با ما همراهی کند. می‌ترسند جلوی تخلفاتشان را بگیرند.


شما از پروژه منطقه 22 بازدید کردید؟

بله.

این پروژه ضوابط قانونی دارد؟

نه.


آیا شهرداری از این مسئله مطلع است؟

چیزی نیست که مخفی باشد، می‎گویند مجوز دادند، این‌ها جاهایی است که قانون شده اسبابی برای خروج از مسئولیت.


چرا یک پروژه در منطقه 22 با چند هزار میلیارد تومان ساخته می‎شود و اصلاً اعضا انگار که در یک خوابی به سر می‎برند و هیچ گزارشی راجع به این در رسانه‎ها وجود ندارد؟

همه‌چیز را رسانه‎ای کردن آیا جواب می‎دهد؟ اگر نتیجه محور بخواهیم جلو برویم به نظر من رسانه بخشی از کار است، برخی در این کشور معتقدند که همه مسائل را رسانه‎ای کردن باعث می‎شود که فضای ذهنی جامعه بی‎اعتماد و بدبین شود.


تأثیر رسانه را در املاک نجومی دیدیم، دیدیم که اگر رسانه نبود این پروژه متوقف می‎شد...

رسانه‎ها دیده‎بان جامعه مدنی هستند، بدون رسانه‎ها مگر می‎شود جلوی این چیزها ایستاد؟ من تائید نمی‎کنم، می‎گویم بعضی‎ها که من با این بعضی‎ها موافق نیستم.


شما تاکنون مدیران این پروژه را به شورا دعوت کردید؟

ما با مدیر کار نداریم، ما با مسئول سروکار داریم، پروژه متعلق به بخش خصوصی است، به این‌ها دادند و این‌ها هم دارند می‎سازند، باید از مسئولی که این کار را کرده است توضیح خواست.


این توضیح را خواستید؟

بله، بارها در شورا تذکر داده‌شده است.


فقط تذکر؟

تذکر می‎دهی باید جواب بگیری، قانع نشدی باید سؤال کنی، بعد قانع نشدی باید استیضاح کنی، ولی از سؤال به بعد میزانی از امضا می‎خواهد، باید برای استیضاح یک‌سوم رأی باشد، دوسوم هم‌رأی دهند.


شما با 13 عضو شورا نمی‎توانید این اکثریت را به دست آورید؟

این برمی‌گردد به این‌که اعضای اصلاح‎طلب شورا در بزنگاه‎ها برخی از تصمیم‎هایشان شخصی است.


شهرداری تهران از این پروژه چه درآمدی به دست می‎آورد؟

در این پروژه‌ها سرمایه‌گذار بیشتر از شهرداری درآمد دارد.


نه مشخصاً برای خود شهرداری چقدر است؟

عدد به ما ندادند، عددهای این‌ها در لیست نرفتند، قراردادهایی که پروژه‎های مشارکتی است، یکی از مراکز فساد هم آنجاست، این‎ها بالاخره در قرارداد آمده است، اما نمونه‎های دیگر هم داریم. شهر تهران اسیر یک باند یا مافیای ساخت‌وساز‌است. این‌ها بیشتر برای رقابت باهم دیگر می‎سازند می‎خواهند روی‌هم دیگر را کم کنند، تهران شده جولانگاه این‌ها تا ثروت، نفوذ و قدرت خودشان را به رخ بکشند.


سر همین مسئله هم تهران اشباع‌شده از مال‎ها؟

بله، هم از مال هم از برج، مثلاً منطقه یک مگر چقدر توان بارگذاری دارد، منطقه یک دارای انبوهی از ساختمان‎های بسیار شیک که ساخته‌شده از برج‎های بسیار بلند که خالی است، این‌ها یک طیفی هستند که در شهرداری و خیلی جاهای دیگر نفوذ دارند و فکر می‎کنند می‎توانند همه‌جارو دور بزنند.


زمینی که در مرکز استراتژیک در نیاوران دریک پیچ ساخته‌شده، با چه آنالیزی ساخته‌شده است؟ چرا نمی‌خواهید نماینده مردم شوید و به مردم بگویید که شهر را چگونه نابود می‎کنند؟

درست است که من دهه 50 را گذرانده‎ام، ولی خیلی وقت است در این عرصه‎ها هستم و چیزی که یاد گرفتم این است که قهرمان‎بازی در این عرصه‎ها جواب نمی‎دهد، باید نتیجه محور رفتار کرد.


شما با روند نتیجه محوری‎تان، جلوی ساخت چند ساختمان را گرفته‎اید؟

همین علاءالدین را اولین بار من شروع کردم، اولین نفر من بودم که گفتم و این مایه سرافکندگی برای اعضای شورا است که طبقه خلاف ساخته‎اند و شورا نتوانسته است جلویش را بگیرد. پروژه سرای دلگشا را من جلویش را گرفتم، کارنامه را که منتشر کردم ببینید. کلاً دیدگاه من این است که توسعه امر تدریجی و مستمر است، در کشور ما چون به هر چیزی انگ سیاسی می‎زنند، نتیجه محور جلو نمی‎رویم و این نتیجه‎ها را هرچقدر بیشتر و بیشتر کنیم بهتر است. من این روش که بگوییم در سیاست یک‌بار برای همیشه کافی است را درست نمی‎دانم باید ما نهادی کارکنیم، دوره این‌که ما بخواهیم قهرمان گرایی کنیم گذشته است. خانه یاشار سلطانی اولین بار من رفتم، نه عکس گرفتم، نه رسانه‌ای کردم. باید نتیجه محور جلو رفت، باید این را نهادمند کنیم.


یکی از ذی‎حساب‎های شهرداری عنوان کرده است که از طرف شهرداری بودجه‎های بلاعوضی در اختیار برخی اعضای شورا قرار می‎گرفت، گفته‌شده کارت‎های 100 میلیون تومانی در اختیار برخی اعضای شورا قرار می‎گرفته است آیا صحت دارد؟

ماده 16 و 17 که در اختیار شهردار است یک بخشش را اعضای شورایارند؛ که کارت نیست پول است، این‌ها باید یک بخشش را به مؤسسات بدهند و بخشی را به اشخاص بدهند که نیازمند هستند و همه این‌ها ضابطه‌مند‌است.


این عدد چقدر است؟

الآن 45 میلیون تومان است در 4 ماه، این مصوبه خود شورا است، مثلاً کارشناسان و استادان دانشگاه می‎آیند به ما کمک می‎کنند، چون شورا نمی‎تواند با این‌ها قرارداد ببندد ازاینجا تأمین می‏شود، ولی این پول باید همه‌چیزش معلوم باشد که به چه نحوی هزینه می‌گردد و همه این‌ها کنترل می‎شود.

برچسب ها: احمد حکیمی پور
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما
captcha