ناوها در حرکت، دیپلماسی در بنبست؛ بوی جنگ دوباره میآید؟
رویداد۲۴| تنش میان ایران و آمریکا روز به روز پیچیده و جدیتر میشود و تازهترین تحولات - از تکذیب صریح دونالد ترامپ درباره پیشنهاد کاهش تحریمها و آزادسازی داراییهای مسدودشده ایران تا ادامه رایزنیهای غیرمستقیم تهران و واشنگتن از مسیر میانجیها، در کنار تحرکات نظامی آمریکا - تصویری از بحرانی را ترسیم میکند که هر لحظه میتواند اولین جرقه جنگ دوباره را بزند.
یکی از این تحولات قابل توجه رفتار دونالد ترامپ و تیم سیاست خارجی است که او بار دیگر الگوی آشنای «فشار حداکثری همراه با ایجاد ابهام» را تداعی میکند. تکذیب صریح و تند گزارش وبسایت اکسیوس درباره پیشنهاد کاهش تحریمها و آزادسازی داراییهای ایران از سوی ترامپ، فراتر از یک درگیری لفظی با رسانهها است. اکسیوس به نقل از مقامهای آمریکایی گزارش داده بود که ترامپ در برابر «اقدامات ملموس» ایران در زمینه برنامه هستهای، با کاهش تحریمها و دسترسی به داراییهای مسدودشده موافق است؛ اما ترامپ این گزارش را رد کرده و گفته است هیچ پیشنهادی به ایران نداده است.
ترامپ با «جعلی» خواندن این گزارش و اتخاذ ادبیاتی تند درباره برنامه هستهای ایران، تلاش دارد موضع سختگیرانه خود را نزد افکار عمومی آمریکا و متحدان منطقهای حفظ کند. در همین جهت، مارکو روبیو نیز با هشدار درباره «عواقب» هرگونه حمله به منافع آمریکا، تلاش میکند چتر بازدارندگی واشنگتن را استوار نشان دهد.
اما در ابعاد میدانی، تحرکات نظامی نظیر عازم شدن ناو هواپیمابر «یواساس تئودور روزولت» برای جایگزینی ناو «یواساس جورج واشنگتن»، نشان میدهد که واشنگتن قصد دارد اهرم فشار نظامی را در کنار مواضع سیاسی خود کاملاً فعال نگه دارد.
ترکیب این دو رفتار، یعنی تکذیب امتیازدهی از یک سو و حفظ فشار نظامی از سوی دیگر، فضای منطقه را به نقطهای رسانده که احتمال بازگشت درگیری نظامی دیگر یک سناریوی دور از ذهن به نظر نمیرسد.
دیپلماسی نیویورک؛ گفتوگو در سایه سلاح
در سمت مقابل، پایان رایزنیهای فشرده سیدعباس عراقچی در نیویورک و بازگشت او به تهران، ابعاد دیگری از تاکتیک ایران را روشن میسازد. عراقچی پس از پایان رایزنیها نیویورک را ترک کرد، اما کانالهای ارتباطی میان تهران و واشنگتن همچنان از مسیر میانجیها فعال است. رویترز گزارش داده است که مقامهای ایران و آمریکا به صورت جداگانه با میانجیها گفتوگو کردهاند و تلاش تازهای برای پایان دادن به جنگ و احیای مذاکرات در جریان است. البته اسماعیل بقایی نیز گفته که گمانهزنیهای رسانهای در این خصوص نادرست است.
به هر روی، تهران نشان داده که با وجود فضای سنگین تهدیدها، مسیرهای دیپلماتیک را مسدود نمیکند، اما در عین حال نشانههایی از عقبنشینی یا پذیرش شروط یکطرفه نیز بروز نداده است. طرح ایران برای بازگشایی تنگه هرمز در برابر رفع محاصره دریایی، کاهش تحریمهای نفتی و ازسرگیری مذاکرات هستهای نیز همچنان یکی از محورهای اصلی رایزنیهای غیرمستقیم است.
همزمان با این تحرکات دیپلماتیک، موضعگیریهای تند نظامی از سوی مقامات ارشد ارتش، از جمله اظهارات امیر سیاری درباره توان موشکی ایران در هدف قرار دادن ناوهای آمریکایی و تشکیک در آمارهای رسمی تلفات آمریکا، مکمل پیامی است که ایران میخواهد به طرف مقابل منتقل کند. پیامی با این مضمون که هرگونه ارزیابی اشتباه از توان بازدارندگی ایران، هزینههای سنگینی به همراه خواهد داشت.
شاهد این مدعا نطق امروز قالیباف در جلسه امروز مجلس است. او گفت: مواضع سبکسرانه رئیسجمهور آمریکا در مجمع عمومی سازمان ملل و جسارت به ملت بزرگ و تمدنساز ایران نشان داد که آنها هنوز رفتار خود را تغییر ندادهاند و در برابر چنین جسارتهایی، پاسخ ما همان کلام صریح گذشته است: «بچرخ تا بچرخیم!» آمریکاییها بدانند که دوران ارعاب و تهدید به نابودی این ملت متمدن پایان یافته است.
رویارویی بدون راهبرد خروج
تحلیل رسانههای بینالمللی از وضعیت کنونی، تصویری از رویاروییای ارائه میدهد که هنوز راه دیپلماسی در آن بسته نشده، اما همزمان خطر تشدید درگیری نیز به شکل محسوسی افزایش یافته است.
آسوشیتدپرس گزارش داده است که میانجیها همچنان برای توافق میان ایران و آمریکا تلاش میکنند، اما موانع جدی بر سر راه توافق وجود دارد؛ از جمله اختلاف بر سر تنگه هرمز، تحریمها و پرونده هستهای ایران. رویترز نیز از ادامه تماسهای غیرمستقیم میان دو طرف خبر داده و نوشته است که ایران منتظر پاسخ رسمی آمریکا به شروط خود است.
بهباور تحلیلگران و رسانههای بینالمللی، بیانات تند سیاسی و نفی سریع امتیازدهی از سوی واشنگتن، بخشی از تاکتیک چانهزنی پیش از ورود به مراحل جدیتر گفتوگو است. با این حال، کارشناسان نسبت به خطر «محاسبه اشتباه» در جریان تحرکات نظامی متقابل هشدار میدهند. جابهجایی ناوها و هشدارهای کلامی تند میتواند در صورت بروز یک حادثه غیرپیشبینیشده، کنترل اوضاع را از دست طرفین خارج کند.
از همین رو، تداوم نقشآفرینی میانجیها و تبادل پیامها اگرچه نشان میدهد هنوز راهی برای جلوگیری از تشدید بیشتر وجود دارد، اما همزمان نشاندهنده شدت بحرانی است که نیاز به میانجیگری را به یکی از مهمترین اجزای مدیریت درگیری تبدیل کرده است.
بوی جنگ میآید؟
دغدغه جدی مردم در شرایط فعلی این است که آیا دوباره وارد جنگ خواهیم شد؟ پاسخ به این پرسش کلیدی در وضعیت «نه جنگ کامل، نه صلح پایدار» نهفته است. فضای سنگین رسانهای، هشدارهای تند متقابل، تحرکات نظامی و جابهجایی نیروها بدون شک فضای منطقه را بحرانی نشان میدهد و بوی درگیری دوباره را به مشام میرساند.
اکنون هر دو طرف در شرایطی قرار گرفتهاند که کوچکترین خطای محاسباتی میتواند شکاف میان تهدید و اقدام نظامی را پر کند. از یک سو واشنگتن همچنان بر فشار اقتصادی و نظامی تکیه دارد و از سوی دیگر تهران نیز بر توان بازدارندگی و هزینههایی که میتواند به نیروهای آمریکایی تحمیل کند تأکید میکند.
در چنین فضایی، جابهجایی ناوها تنها یک تحول نظامی نیست؛ همانطور که تهدیدهای سیاسی نیز صرفاً بخشی از جنگ لفظی نیستند. هر دو میتوانند به طرف مقابل این پیام را منتقل کنند که در صورت شکست دیپلماسی، گزینه نظامی همچنان آماده استفاده است.
با این وجود، تداوم نقشآفرینی میانجیها و تبادل پیامها نشان میدهد که مسیر سیاسی هنوز کاملاً بسته نشده است. اما این مسیر اکنون در شرایطی بسیار شکننده قرار دارد؛ شرایطی که در آن هرچه زمان بیشتری بدون توافق بگذرد، خطر آنکه یک حادثه نظامی یا تصمیم اشتباه، مسیر بحران را تغییر دهد، بیشتر میشود.
در واقع، آنچه امروز در منطقه جریان دارد، یک بازی شطرنج فرسایشی و پرریسک است؛ بازی پیچیدهای که در آن هر مانور نظامی، پشتیبان یک پیام دیپلماتیک است و هر پیام دیپلماتیک نیز در سایه آرایش نظامی ارسال میشود. فاصله میان دیپلماسی و درگیری دوباره بسیار کم شده است؛ اما هنوز همان کانالهای دیپلماتیکی وجود دارند که میتوانند مانع تبدیل این بحران به یک رویارویی گستردهتر شوند.
مسئله اکنون این است که کدامیک زودتر از دیگری عمل خواهد کرد؛ دیپلماسی برای مهار بحران یا ماشهای که ممکن است یک حادثه، یک سوءمحاسبه یا شکست در مذاکرات آن را بچکاند.