تاریخ انتشار: ۱۱:۲۰ - ۲۵ مرداد ۱۴۰۵
رویداد۲۴ گزارش می‌دهد؛

آخرین فرصت قصاب بغداد| اسناد تاریخی جدید درباب دیدار تاریخی صدام و گورباچف

در اسنادی که به تازگی از طبقه‌بندی محرمانه بیرون آمده‌اند، روایتی نفس‌گیر از توصیه‌های صریح و تلخ رهبر شوروی به صدام حسین در بحبوحه اشغال کویت وجود دارد. این اسناد، رایزنی‌های دشوار و سنگین کرملین با حاکمان بغداد را آشکار می‌سازد؛ مذاکراتی که یک سویش آزادی کویت بود و سوی دیگرش، سرنوشت خود عراق. پند‌های شوروی‌ها به زمامداران عراقی روشن بود: به سود مردم خویش گام بردارید و از عواقب هولناک یک اشغال فرساینده بپرهیزید.
صدام و گورباچفتصویر صدام حسین در دیدار با گورباچف در مسکو مربوط به ۱۶ دسامبر ۱۹۸۵ است

رویداد۲۴ | علیرضا نجفی- دوم اوت ۱۹۹۰، ارتش عراق مرز‌های کویت را درنوردید و این سرزمین را به اشغال درآورد. پس از آنکه بغداد در برابر فریاد‌های جهانی سر تسلیم فرود نیاورد، ائتلافی به رهبری آمریکا، در میانه زمستان، عملیات طوفان صحرا را آغاز کرد. این ائتلاف که بازیگرانی عرب همچون مصر، عربستان و سوریه را نیز در خود داشت، عملا برای یک یورش زمینی گسترده جهت پاکسازی کویت از وجود نیرو‌های اشغالگر دندان تیز کرده بود.

در چنین فضایی، شورای فرماندهی انقلاب عراق به رهبری صدام، طرحی غافلگیرانه برای آتش‌بس بر روی میز گذاشت. پیچیدگی کار آنجا بود که این طرح، خروج مشروط از کویت را به یک رشته مسائل حل‌ناشده منطقه‌ای گره می‌زد؛ از قطعنامه‌های مربوط به خروج اسرائیل از سرزمین‌های اشغالی فلسطین، سوریه و لبنان گرفته تا تضمین آنچه عراق «حقوق تاریخی» خویش در خشکی و دریا می‌خواند و نیز دخل و تصرف در ساختار سیاسی کویت بر مبنای «خواست مردم» این کشور. پیداست که چنین پیشنهادی برای ائتلاف نه تنها تضمینی برای خروج بی‌قیدوشرط در خود نداشت، بلکه در ذات خود، ادعای مالکیت عراق بر کویت را بازتولید می‌کرد.

در گزارش‌های محرمانه دفتر کابینه بریتانیا که حالا از آرشیو ملی این کشور سر برآورده، آمده است که کمیته مشترک اطلاعاتی، این پیشنهاد را بیشتر مانوری تبلیغاتی و ترفندی برای خریدن زمان و به تعویق انداختن هجوم زمینی می‌دید. با این همه، تحلیلگران این کمیته، نشانه‌هایی از یک «چرخش» بالقوه در نگرش صدام به سوی یک «راه‌حل سیاسی» را نیز در آن رصد کردند و احتمال نرم‌شدن موضع او را در جریان سفر قریب‌الوقوع طارق عزیز و سعدون حمادی به مسکو برای دیدار با گورباچف، ناممکن ندانستند.

سفر به مسکو، خود حماسه‌ای بود. پنتاگون به صراحت تهدید کرده بود که جنگنده‌هایش ممکن است هواپیمای حامل هیئت عراقی را هدف قرار دهند، اما سران بغداد، بی‌واهمه از این تهدید، راهیِ دیار شوروی شدند؛ سفری که تمام چشم‌های جهان آن را می‌پایید.

آنچه در آن دیدار سه ساعته گذشت، به روایت اسناد، برای میزبانان شوروی بسیار طاقت‌فرسا بود. گورباچف در شرحی محرمانه برای جان میجر، نخست‌وزیر وقت بریتانیا، این نشست را «بسیار دشوار»، اما در عین حال «کاری و عمل‌گرایانه» خواند. پیام او برای عراقی‌ها صریح و بی‌پروا بود: تنها راه رسیدن به یک راه‌حل سیاسی، «خروج بی‌قیدوشرط» از خاک کویت است.

اعتراض گورباچف حتی به متن پیشنهادی آتش‌بس هم رسید، جایی که از قضا، حتی نام «کویت» هم قید نشده بود! طارق عزیز در مقام توجیه برآمد که ذکر نام کویت ضرورتی ندارد، چرا که «ناگفته پیداست.»، اما پاسخ دندان‌شکن رهبر شوروی، فضای جلسه را به سمت و سوی دیگری برد: «اگر چنین است، پس چرا با این همه، نامی از این کشور به میان نیامده است؟»

طرح چهارمادهای گورباچف در این دیدار چنین ترسیم شد: نخست، صدور یک بیانیهٔ صریح از سوی عراق مبنی بر قصد خروج، به‌طور ویژه از کویت و نه با الفاظی کلی. دوم، تعیین یک ضرب‌الاجل مشخص و کوتاه برای پایان خروج. سوم، آغاز خروج واقعی نیرو‌ها از فردای روزی که درگیری‌ها متوقف می‌شود؛ و چهارم، تنها قید این خروج آن باشد که نیرو‌های عراقی در هنگام عقب‌نشینی هدف حمله قرار نگیرند.

برخلاف همیشه، این بار عراقی‌ها با «اعتراض‌های خشمگینانه» روبروی این طرح نایستادند، هرچند رشته پرسش‌هایی را مطرح کردند: آیا تحریم‌های سازمان ملل برداشته می‌شود؟ نیرو‌های ائتلاف از منطقه خواهند رفت؟ مسئله فلسطین چه می‌شود؟ اوضاع لبنان و خاورمیانه چه طور؟ و دسترسی عراق به دریا چگونه تأمین خواهد شد؟ پاسخ شوروی‌ها در برابر این پرسش‌ها «بسیار مصممانه» بود: گره‌زدن سرنوشت کویت به این کلافِ سردرگم منطقه‌ای، «نه پذیرفتنی است و نه واقع‌بینانه. با این حال، گورباچف به عنوان عضو دائم شورای امنیت تعهد سپرد که «پافشاری خواهد کرد تا سازمان ملل متحد با قدرت به مجموعه کامل حل‌وفصل مسائل خاورمیانه بپردازد.» او همچنین هشداری جان‌سوز به میهمانان خود داد که زمان در حال گذر است و اگر آنان «بر جان هم‌میهنان و سرنوشت عراق دل می‌سوزانند، لحظه‌ای درنگ نباید کرد.»

گورباچف پس از نشست، در جمع‌بندی محرمانه خود اینگونه تحلیل کرد که شاید «آغاز نوعی تغییر نگاه صدام و حلقه یارانش به واقعیت‌های میدان» در حال شکل‌گیری باشد. طارق عزیز نیز اصرار می‌کرد که عراق نه «شرط» برای خروج، که «برنامه‌ای» برای یک چارچوب سیاسی جهت صلحی جامع پیشنهاد داده است. او هدف از سفر به مسکو را صرفاً «شنیدن توصیه‌هایی» خواند که به «صلحی آبرومند و شرافتمندانه» بینجامد و وعده داد که پاسخ آنان به «طرح گورباچف» به زودی اعلام خواهد شد.

این دیدار در حالی رخ می‌داد که جهان آستانه یک جنگ تمام‌عیار زمینی بود. جرج بوش، رئیس‌جمهور آمریکا، صریحاً درخواست شوروی را برای توقف عملیات نظامی به احترام مذاکرات مسکو رد کرده بود. به گفته برنت اسکاوکرافت، مشاور امنیت ملی وقت، بوش بی‌پرده گفته بود که آمریکا برنامه‌های خود را «برای راحتی عراقی‌ها» ذره‌ای تغییر نخواهد داد.

عراق، طرح گورباچف را پذیرفت، اما با پیچاندن آن در لفافه‌ای از تغییرات جزئی در زمان‌بندی. ائتلاف، اما این پیشنهاد‌ها را نیز یک خروج مشروط دیگر و ناقض قطعنامه‌های شورای امنیت خواند. بوش در ۲۲ فوریه ضرب‌الاجلی قاطع داد: یا عراق تا ظهر فردا کویت را ترک کند یا با آتش گداخته یک هجوم زمینی رو‌به‌رو شود. شورای فرماندهی انقلاب، این ضرب‌الاجل را «مایهٔ شرمساری» خواند، اما همچنان ادعا داشت در پی صلح است.

در این لحظه بغرنج، گورباچف با شوقی توأم با نگرانی به میجر خبر داد که صدام با یک طرح شش ماده‌ای جدید موافقت کرده و آنان «تا رسیدن به هدف خروج فوری و بی‌قیدوشرط تنها یک گام فاصله دارند». او استدعا کرد که دیپلماسی را زنده نگاه دارند تا «اوضاع به سوی یک تراژدی سوق نیابد». اما پاسخ میجر آکنده از «بی‌اعتمادی ژرف» بود. او شعله‌ورشدن چاه‌های نفت کویت را گواه سوءنیت صدام دانست و گفت بغداد صرفاً می‌خواهد «موضوع را به درازا بکشد». در نهایت، آخرین تلاش گورباچف برای گرفتن ۲۴ تا ۴۸ ساعت فرصت بیشتر از بوش نیز بی‌ثمر ماند. دیگر اعتمادی به نیت صدام باقی نمانده بود.

سرانجام، پس از چهار روز نبرد زمینیِ سخت، در ۲۶ فوریه ۱۹۹۱ نیرو‌های عراقی از کویت رانده شدند و این کشور، تا بیش از یک دهه، در محاصره هولناک بین‌المللی فرو رفت که جز نابودی زیرساخت‌ها و بحرانی اقتصادی بی‌پایان، ارمغانی نداشت.

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
برچسب ها: کویت
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما
captcha