نسخه تازه شهردار تهران برای سفره مردم | از ۲۰ گرم طلا تا ۲ کیلو برنج؛ وعدههای بزرگ زاکانی به کجا رسید؟
رویداد۲۴| شهردار تهران دوباره خبرساز شد؛ علیرضا زاکانی که پیشتر با وعدههای بزرگ و شگفتانگیزی نظیر تحویل طلا به مردم و جابهجایی درگاههای اقتصادی جنجال به پا کرده بود، این بار از طرحی تحت عنوان «تورم صفر» رونمایی کرده است. بر اساس اعلام وی، قرار است قیمت ۱۲ قلم کالای اساسی مانند برنج و روغن به مدت ۶ ماه در سطح میادین میوه و ترهبار و فروشگاههای شهروند ثابت بماند و سهمیهبندی مشخصی برای هر فرد در نظر گرفته شود؛ طرحی که بناست در آبانماه به ۱۵ قلم کالا و بیش از ۲۰۰ مرکز عرضه توسعه یابد، اما پشت پرده این وعدههای جذاب، علامت سوالهای پررنگی درباره ماموریتهای اصلی شهرداری و منطق اقتصادی این تصمیمات وجود دارد.
مکانیزم پیشنهادی شهرداری برای اجرای این طرح، یادآور الگوی توزیع سهمیهبندی دهه شصت است. تعیین سقف خرید ماهانه برای هر فرد، مانند دو کیلوگرم برنج یا ۴۰۰ گرم روغن، نه تنها گرهی از تورم افسارگسیخته جامعه باز نمیکند، بلکه در ساختار محدود میادین میوه و ترهبار که تنها سهم کوچکی از تامین نیازهای جمعیت چند میلیونی تهران را بر عهده دارند، موجبات تشکیل صفهای طولانی و توزیع قطرهچکانی را فراهم میسازد. چنین رویکردی بهجای ایجاد رفاه، زمینه بروز رانت، فساد در شبکه توزیع و ایجاد نارضایتیهای جدید شهری را مهیا میکند.
مغالطه و انحراف از اصول پایه اقتصاد
نامگذاری این اقدام تحت عنوان «تورم صفر» بیش از آنکه یک واقعیت کارشناسی باشد، نوعی بازی با کلمات است. تثبیت دستوری قیمت چند قلم کالا در چند فروشگاه محدود، هرگز به معنای مهار تورم در اقتصاد کلان نیست. در شرایطی که تورم عمومی و هزینههای تولید روزبهروز رو به افزایش است، ثابت نگه داشتن قیمتها یا از محل تزریق سوبسید از بودجه عوارض شهروندان جبران میشود یا با فشار به تامینکنندگان پیش خواهد رفت که نتیجه قطعی آن افت شدید کیفیت کالا، کاهش عرضه و در نهایت خروج تولیدکنندگان از این چرخه خواهد بود؛ چرا که اقتصاد دستوری هرگز با فرمان و بخشنامه تمکین نکرده است.
خروج از ریل وظایف ذاتی و فراموشی ابرچالشهای تهران
مدیریت شهری پایتخت در حالی انرژی خود را صرف مداخلات قیمتی در بازار کالاهای اساسی کرده که تهران با ابرچالشهای زیستمحیطی و عمرانی کمنظیری دستوپنجه نرم میکند. فرسودگی شدید ناوگان اتوبوسرانی، کمبود ملموس واگنهای مترو، ترافیک قفلشده و آلودگی کشنده هوای پایتخت همگی از موضوعاتی هستند که مستقیماً با حیات روزمره شهروندان گره خوردهاند. در چنین شرایطی، ورود شهردار به حوزه تنظیم بازار و سهمیهبندی مواد غذایی که مستقیماً موازیکاری با وزارتخانههای صمت و جهاد کشاورزی است، این پرسش اساسی را پیش میکشد که آیا تمام تکالیف بر زمین مانده پایتخت به سرانجام رسیده که مدیریت شهری قصد دارد نقش وزارت بازرگانی را ایفا کند؟
سریالی از شوهای تبلیغاتی و وعدههای بیسرانجام
بررسی کارنامه فعلی شهرداری تهران نشان میدهد که طرح «تورم صفر» رویدادی مجزا نیست، بلکه حلقهای تازه از سریال وعدههای بزرگ و بدون پشتوانه اجراست. از ادعای توزیع طلا به جای یارانه انرژی تا طرحهای مسکنسازی و برقیسازی ناوگان که غالباً در حد پروپوزالهای رسانهای باقی ماندند، همگی نشان میدهند که نمایشهای جدید اقتصادی بیش از آنکه درمان دردهای معیشتی مردم باشند، سرپوشی بر کارنامه ضعیف شهرداری در ارتقای زیرساختها و خدمات پایه شهری محسوب میشوند.
این سابقه فقط به مدیریت شهری هم محدود نمیشود. زاکانی در جریان انتخابات ریاستجمهوری ۱۴۰۳ از «یارانه طلایی» سخن گفت و وعده داد به خانوار سهنفره معادل ۲۰ گرم طلا در سال اعتبار داده شود و حتی تأکید کرد با این مدل، فقر مطلق ریشهکن خواهد شد. حالا همان ادبیات را به کار گرفته و از «تورم صفر» میگوید؛ با این تفاوت که این بار خروجی وعده، نه اعتبار طلا، بلکه سهمیه ماهانه برنج و روغن است.
در نهایت باید گفت که سفره و معیشت مردم متولیان قانونی خود را در بدنه دولت دارد و دخالتهای ناشیانه شهرداری در بازار کالاهای اساسی تنها به هدررفت منابع و انحراف از مسیر اصلی میانجامد. آنچه پایتختنشینان از شهردار خود انتظار دارند، نه توزیع سهمیهای روغن و برنج، بلکه توسعه خطوط مترو، نوسازی ناوگان حملونقل و روانسازی ترافیک برای رسیدن به یک «شهر زیستپذیر» است.