جامعه عقیم تئاتر
رویداد۲۴-اینکه همه از برخی اتفاقات سیوششمین جشنواره بینالمللی تئاتر ناراضیایم، واضح است؛ اینکه این جشنواره هیچ به سالگرد از دسترفتگان فاجعه پلاسکو نپرداخت -جز در نمایش خارج از صحنه «سرنخ» که این هم تدارک اختصاصی جشنواره نبود و نمایشی است که مستقل در این جشنواره شرکت کرده- یکی از کمکاریهای جشنواره امسال است؛ اینکه فرهاد مهندسپور پای برخی وعدهها و ایدههایش نایستاد و برخلاف نظری که به خلوتی جشنواره داشت و اعتقادی که به بخش مسابقه نداشت، جشنواره سیوششم از سال پیش با ترافیک بیشتری از نمایشها همراه است و مسابقه هم که به شیوه همان سالهای پیش پابرجا ماند؛ اینکه نمایشهایی تنها برای ادعای تنوع تئاتر ایران وارد بخش مسابقه شدهاند و چندین مورد ریز و درشت دیگر اینچنینی.
اما چیزی که برجستهترین حاشیه این دوره شد، حذف نمایش «روز عقیم»، شب پیش از اجرای این نمایش در جشنواره بود. خوب و بد این نمایش را کاری نداریم، اما وقتی قصه آمدن این نمایش در جشنواره و حواشی و پچپچ های سانسور و حذفش را مرور میکنیم و دست آخر به واکنشهای عجیبوغریب پس از حذف میرسیم، بویی جز سهمخواهی و کینهتوزی نمییابیم. خانه تئاتر که اگر تاریخچهاش را مرور کنیم، فقط به چند بیانیه، آن هم به سودخواهیهای غیر صنفی برمیخوریم، در پی حذف «روز عقیم» بیانیهای بلندبالا صادر میکند آن هم خطاب به مدیر مرکز هنرهای نمایشی؛ خانه تئاتر وقتی این همه نمایش در طول این سالها قلع و قمع شده، کجا بوده است؟ خانه تئاتری که هرساله جشنواره فجر فقط از تعداد (بهنظر آنها) اندک بلیتهای اختصاصیافته بهخانه خودشان اعتراض کرده است؛ خانهای که بر خلاف وعده وعیدها، هنوز سالن نمایشش را افتتاح نکرده است!
فرهاد مهندسپور، دبیر این دوره، تمام تلاشش را کرد و انگ نظر خاص داشتن به یک نمایش را بهجان خرید، اما راه بهجایی نبرد؛ چراکه نه حسین کیانی کوتاه آمد نه قوانین نانوشته نظارت و سانسور کوتاه میآید؛ شاید میخواست باب گفتوگو را بگشاید اما این در چنان قفل شده است که زور مهندسپور به گشایشش نرسید چراکه دندانههای کلیدش را دیگرانی از اهالی غیرتئاتری زدهاند. آنها که در یک رسانه کار میکنند و نامشان از سوی رسانهای دیگر برای ثبتنام رسانهای جشنواره میآید؛ آنها که خیر تئاتر را نمیخواهند و کینهورزانه، بیهیچ سواد تئاتری درباره این هنر مینویسند و محکومش میکنند آن هم با ارجاعات غالباً غلط که مبرهن است حتی قصه نمایش را درست متوجه نشدهاند و نامش را میگذارند «تاریکخانه هنر» و «ایالت خودمختار تئاتر»؛ خانه تئاتر و مدیر سابق و دیگرانی که آگاهانه یا ناآگاهانه وارد این بازی، که میخواهند نتیجهاش تغییر مدیران باشد، شدهاند، چرا در برابر کانال بیهویت تلگرامی و آنها که زور امثال مهندسپور و مهدی شفیعی، مدیر مرکز هنرهای نمایشی هم بهشان نرسید برای ماندن «روز عقیم» نمیایستند؟! چرا نمیبینند این سالها کمتر تئاتری توقیف شده و پای نهادهای خودمختار دیگر کمتر به تئاتر باز شده است؟! چرا نمیپرسند نمایش کیانی چگونه چهل شب در تابستان اجرا رفت و تمام حواشیاش توسط چه کسانی رفع شد؟! چرا حافظه تاریخیمان این اندازه ناقص و فلج است؟! چرا از یک سوراخ به آن سوی دیوار نگاه میکنند بیآنکه سرکی به بالای دیوار بکشند و برهوت عقیم جامعهشان را که گفتوگو را برنمیتابد، نمیبینند؟!
در این میان انصراف محمد مساوات از بخش مسابقه بینالملل و محمد عاقبتی از داوری بخش فضاهای نامتعارف نمایشهای خارج از صحنه را ارج مینهیم و ای کاش اهالی تئاتر آنجا که میبایست، همانی میشدند که سالهاست فقط حرفش را میزنند!