تاریخ انتشار: ۰۸:۳۲ - ۰۷ بهمن ۱۳۹۶

آتش و خشم در کاخ سفید ترامپ (قسمت 16) / فصل دوم؛ برج ترامپ

شنبه بعد از انتخابات، دونالد ترامپ گروه کوچکی از هوادارانش را درآپارتمان تریبلکس خود در برج ترامپ پذیرا شد. حتی دوستان نزدیکش هم هنوز شوکه و گیج بودند و فضایی بهت زده بر جمع حاکم بود اما خود ترامپ بیشتر به ساعت نگاه می‌کرد.

رویداد۲۴-شنبه بعد از انتخابات، دونالد ترامپ گروه کوچکی از هوادارانش را درآپارتمان تریبلکس خود در برج ترامپ پذیرا شد. حتی دوستان نزدیکش هم هنوز شوکه و گیج بودند و فضایی بهت زده بر جمع حاکم بود اما خود ترامپ بیشتر به ساعت نگاه می‌کرد. روپرت مرداک که تا پیش از این بدون تردید مطمئن بود ترامپ یک شارلاتان و احمق است، گفته بود به اتفاق همسر جدیدش، جری هال، به دیدن رئیس‌جمهوری منتخب می‌رود اما دیر کرده بود – خیلی دیر. ترامپ همچنان به میهمانان خود اطمینان می‌داد که روپرت در راه است و بزودی می‌رسد. وقتی برخی از میهمانان از جا بلند شدند تا محل را ترک کنند، ترامپ با چرب‌زبانی آنها را راضی کرد کمی بیشتر بمانند: « بمانید تا روپرت را ببینید.» (یا آنطور که یکی از میهمانان تفسیر کرد، بهتر است بمانید و ترامپ و روپرت را ببینید.)

در گذشته مرداک که با همسر ِ آن زمانش، وندی، اغلب با جارد و ایوانکا معاشرت داشت، سعی نمی‌کرد بی‌علاقگی‌اش به ترامپ را پنهان کند. محبت مرداک به کوشنر موجب بروز نوع عجیبی از نیروی محرکه بین ترامپ و دامادش می‌شد که کوشنر با ظرافتی منطقی از آن به نفع خود استفاده می‌کرد و اغلب در گفت‌و‌گو با پدر خانمش، نام مرداک را به میان می‌کشید. وقتی در سال 2015 ایوانکا ترامپ به مرداک گفت که پدرش واقعاً  و حقیقتاً  قصد دارد در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کند، مرداک این‌احتمال را کاملاً رد کرد. اما اکنون رئیس جمهوری منتخب جدید – بعد از شگفت آورترین نگرانی تاریخ امریکا – در انتظار مرداک در هول و ولا بود. اودر حالی که به خاطر انتظار کشیدن هیجان زده‌تر شده بود، به میهمانانش گفت:«او یکی از بزرگ‌ترین آدم‌هاست. واقعاً یکی از بزرگ ترین‌ها است.آخرین فرد از بزرگ‌ترین هاست. باید بمانید تا او را ببینید
مجموعه‌ای هماهنگ و جور از اضداد عجیب بود ؛ تقارنی عجیب و‌جالب. ترامپ که شاید هنوز تفاوت رئیس جمهوری شدن و ارتقای موقعیت اجتماعی‌اش را درک نمی‌کرد با قدرت تلاش می‌کرد برای این غول رسانه‌ای که قبلاً فخرفروش و تحقیرکننده بود چاپلوسی کند. مرداک سرانجام وارد جشن شد، هرچند خیلی خیلی دیر، مانند همه دیگر حاضران آرام و گیج بود و سعی داشت دیدگاه خود را نسبت به مردی که بیش از یک نسل، در بهترین صورت خود، یک احمق در جمع افراد مشهور و ثروتمند بود، تغییر دهد.

 

منبع: ایران آنلاین
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما
captcha