آتش و خشم در کاخ سفید ترامپ( قسمت 17) / فاقد ژست ریاست جمهوری
رویداد۲۴-مرداک تنها میلیاردری نبود که رفتاری تحقیرآمیز نسبت به ترامپ داشت. در سالهای قبل از انتخابات کارل ایکان، که ترامپ اغلب از دوستی با او حرف میزد و گفته بود او را به مقام بالایی منصوب میکند، آشکارا دوست میلیاردر خود را (که میگفت اصلاً هم میلیاردر نیست) مسخره میکرد. چند نفری که ترامپ را میشناختند تصورات غلطی از او داشتند. همین هم تقریباً جذبه او بود: او همان چیزی بود که واقعاً بود. برق در چشمان، دله دزدی در روح.
اما اکنون همین شخص رئیس جمهوری منتخب بود. و این، مثل یک حرکت رزمی از طرف واقعیت، همه چیز را عوض میکرد. بنا براین هر چه دلت میخواهد در مورد او بگو، واقعیت این است که او به این موفقیت رسیده است. مثل داستان شاه آرتور، شمشیر را از سنگ بیرون کشیده است. این معنایی آشنا داشت. یعنی همه چیز.
میلیاردرها باید تجدیدنظر میکردند. همینطور همه در حلقه اطرافیان ترامپ. کارکنان ستاد انتخاباتی او، که اکنون در موقعیتی قرار گرفته بودند که شغلهایی را در کاخ سفید بقاپند – شغلهایی آینده ساز و تاریخ ساز – مجبور بودند این شخص عجیب، کله شق، حتی مسخره و در ظاهر
فاقد مهارت و صلاحیت لازم را با دید دیگری نگاه کنند. بنابراین همانطورکه کلین کانوی دوست داشت اشاره کند، او طبق تعریف، در مقام ریاست جمهوری قرار داشت. با وجود این، هیچکس هنوز او را با ژست ریاست جمهوری – یعنی کسی که علناً به آداب و رسوم سیاسی تن دهد – ندیده بود. یا حتی کسی که کمی خویشتنداری فروتنانه از خود نشان دهد.
اکنون افراد دیگری نیز استخدام میشدند و با وجود شناخت و برداشت آشکاری که از این مرد داشتند موافقت میکردند، با او قرارداد امضا کنند. جیمز ماتیس، ژنرال چهار ستاره و یکی از محترمترین فرماندهها در نیروهای مسلح امریکا، رکس تیلرسون، مدیر کل شرکت اکسون موبیل، اسکات پرویت و بتسی دووز، از طرفداران جب بوش (پسر جرج بوش پدر) – همگی اکنون روی یک حقیقت منفرد تمرکز داشتند: که ممکن است ترامپ چهرهای خاص و حتی ظاهراً مزخرف باشد، اما بهعنوان رئیس جمهوری انتخاب شده است.
در حلقه اطرافیان ترامپ اکنون حرف همه این بود که ما میتوانیم این سیستم را به راه بیندازیم. یا حداقل اینکه این سیستم احتمالاً میتواند به کار بیفتد.