آتش و خشم در کاخ سفید ترامپ (قسمت 22) / دکترین اعتماد به غریزه نه واقعیت
رویداد۲۴-غلبه این احساس که برج ترامپ متعلق به دنیای دیگری است، باعث کمرنگ شدن این حقیقت میشد که در بین کادر کوچک اطرافیان نزدیک ترامپ – با بار مسئولیت تشکیل یک دولت که یک شبه به دوش آنها گذاشته شده بود – تعداد کمی تجربه مرتبطی در این زمینه داشتند. هیچکس از آنها سابقه فعالیت سیاسی نداشت. هیچکس سابقه سیاستگذاری نداشت. هیچکس سابقه قانونگذاری نداشت. سیاست نوعی بیزینس شبکهای است که در آن آشنا بودن با دیگران و ارتباطات مهم است. اما برخلاف دیگر رئیس جمهورهای منتخب – که همه آنها بدون استثنا نقایص مدیریتی خاص خود را داشتند – شغل ترامپ به گونهای نبود که دارای آشناهای دولتی و سیاسی باشد که با آنها تماس بگیرد. او به زحمت حتی سازمان سیاسی خاص خود را داشت. در قسمت اعظم هجده ماه گذشته که دائم در سفر بود شغل او در اصل یک شرکت سه نفره بود که از کوری لواندوسکی، مدیر مبارزات انتخاباتیاش (تا آنکه یک ماه قبل از کنگره ملی جمهوریخواهان از کار برکنار شد)؛ هوپ هیکس، سخنگو، یار و برده اش، دختر 26سالهای که نخستین فردی بود که در ستاد استخدام شد؛ و خود ترامپ تشکیل شده بود. ترامپ میگفت فقط به میزانی که ضروری است استفاده کن، ثابت قدم و مصمم باش و به غریزه ات نه واقعیتها اعتماد کن – ترامپ دریافت هر قدر مجبور شوی با افراد بیشتری سروکله بزنی سختتر میتوانی شب زود بهخانه بروی و بخوابی.
تیم حرفهای – هر چند در واقع بهزحمت یک نفر حرفهای سیاسی در میان آنها بود – که در ماه آگوست به ستاد پیوست، اقدامی لحظه آخری برای اجتناب از تحقیری نومیدکننده بود. اما اینها افرادی بودند که فقط چند ماهی بود با آنها کار کرده بود.
رینس پریبوس که خود را برای نقل مکان از کمیته ملی جمهوریخواهان به کاخ سفید آماده میکرد با نگرانی میگفت ترامپ بارها مشاغلی را فی البداهه و بدون فکر قبلی به افرادی پیشنهاد کرد که هرگز قبلاً آنها را ندیده بود، مشاغلی که خودش از اهمیت آنها بیخبر بود.
ایلز از نیروهای کهنه کار کاخ سفید در دوران نیکسون، ریگان و بوش، چهل و یکمین رئیس جمهوری امریکا، از بیتوجهی عاجل رئیس جمهوری منتخب به ساختار کاخ سفید که میتوانست به او خدمت کند و از او محافظت کند، هر روز نگرانتر میشد. او سعی کرد سبعیت گروه مخالف را که با او گرم میگرفتند خاطرنشان کند.
ایلز کمی بعد از انتخابات به ترامپ گفت: «باید یک حرامزاده را رئیس کارکنان کاخ سفید کنی. و به حرامزادهای نیازداری که واشنگتن را خوب بشناسد. تو میخواهی حرامزاده خودت باشی اما تو واشنگتن را خوب نمیشناسی.» ایلز یک نفر را توصیه کرد: «سخنگو بونر». (جان بونر قبلاً سخنگوی کاخ سفید بود تا آنکه در توطئهای درجناح محافظه کار حزب جمهوریخواه در سال 2011 از کار برکنار شد.
ترامپ پرسید: «اون دیگه کیه؟»
همه در میان اطرافیان میلیاردر ترامپ که نگران رفتار او در تحقیر تخصص دیگران بودند سعی میکردند اهمیت این افراد را به او گوشزد کنند، افراد زیادی را که او باید در کاخ سفید در کنار خود داشته باشد، افرادی که واشنگتن را درک میکردند. آدمهای تو مهمتر از سیاست تو هستند. آدمهای تو همان سیاست تو هستند.
دیوید بوسی، یکی از مشاوران سیاسی دیرینه ترامپ میگفت: «فرانک سیناترا اشتباه میکرد. اگر در نیویورک موفق باشی، لزوماً نمیتوانی در واشنگتن هم موفق باشی.»