تاریخ انتشار: ۰۸:۱۵ - ۲۴ بهمن ۱۳۹۶

آتش و خشم در کاخ سفید ترامپ (قسمت 29) / ماشینی ساده ؛ توصیف بنن از ترامپ

تبدیل ترامپ از نامزدی مایه خنده به نجواگری برای جمعی ناراضی و سپس به نامزد مسخره و در نهایت به رئیس جمهوری منتخب، در او حس عمیق‌تری از تعمق درباره کارهایش ایجاد نکرد. بعد از شوک ناشی از این پیروزی او فوراً خود را به‌عنوان رئیس جمهوری حتمی امریکا بازنویسی کرد.

رویداد۲۴-تبدیل ترامپ از نامزدی مایه خنده به نجواگری برای جمعی ناراضی و سپس به نامزد مسخره و در نهایت به رئیس جمهوری منتخب، در او حس عمیق‌تری از تعمق درباره کارهایش ایجاد نکرد. بعد از شوک ناشی از این پیروزی او فوراً خود را به‌عنوان رئیس جمهوری حتمی امریکا بازنویسی کرد. یک مورد از این تجدیدنظرطلبی در او و اعتباری که به نظر می‌رسید، اکنون به‌عنوان رئیس جمهوری به آن دست یافته در ارتباط با بدترین لحظه در مبارزات انتخاباتی بود – همان جریان نوار ضبط شده بیلی بوش. توضیحی که او در مکالمه‌ای محرمانه با مجری یک شبکه کابلی دوست، داد این بود: «اون واقعاً من نبودم». مجری تأیید کرد که واقعاً چقدر دور از انصاف است که از روی فقط یک واقعه اسم روی آدم بگذارند. ترامپ گفت:«نه، اون من نبودم. افرادی که این مسائل را می‌فهمند به من گفتند چقدر راحت می‌توان همه چیز را دستکاری کرد و صدا و اشخاص کاملاً متفاوتی را به نواری اضافه کرد

او برنده شده بود و حالا انتظار داشت مورد احترام، علاقه و محبت دیگران قرار گیرد. انتظار داشت این موضوع دوگانه باشد: رسانه‌های متخاصم تبدیل به رسانه‌های طرفدار شوند.
با وجود این او اکنون اینجا بود، برنده‌ای که مورد حمله و ارعاب رسانه‌هایی قرار داشت که در گذشته، می‌شد به آنها اتکا کرد تا بی‌مضایقه رئیس جمهوری آینده را صرفنظر از اینکه چه کسی باشد مورد احترام قرار دهند. (کسری سه میلیون رأی ترامپ همچنان مایه آزار بود و موضوعی بود که از آن اجتناب می‌شد.) برای ترامپ قابل درک نبود که چگونه همان مردم – رسانه‌هایی – که بشدت از او انتقاد می‌کردند چرا که گفته بود ممکن است نتایج انتخابات را به چالش بکشد، اکنون او را غیرقانونی می‌خوانند. ترامپ سیاستمداری نبود که بتواند دو عنصر حمایت و تحقیر را از هم جدا کند؛ او تاجری بود که نیاز داشت چیزی را بفروشد. او با ناباوری این جمله را مثل ورد تکرار می‌کرد: «من برنده شدم. من برنده هستم. من بازنده نیستم.» بنن، ترامپ را ماشین ساده‌ای توصیف می‌کرد که دکمه «روشن» آن پر از «چاپلوسی» و دکمه «خاموش» آن پر از «تهمت و بدنامی» بود. جنبه «چاپلوسی»، آرام و خونسرد، نوکرمآبانه، پذیرنده عالی ترین‌ها و کاملاً جداشده از واقعیت بود: فلان چیز، بهترین، باورنکردنی ترین، بی‌نظیرترین و ابدی بود. جنبه «تهمت و بدنامی» اما عصبانی و خشمگین، تلخ، زودرنج، اخراج‌کننده همیشگی و بستن در آهنی بود.

منبع: ایران آنلاین
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما
captcha