زیست دوگانه علم به روایت خسرو باقری
رویداد۲۴-استاد فلسفه دانشگاه تهران معتقد است که علم وابستگی و خواستگاه فرهنگی دارد البته این خصیصه ؛ یعنی، وابستگی فرهنگی و ایدئولوژیک بودن علم چندان تام نیست و علم حالت دو زیست نیز می یابد؛ مقداری فرهنگی و مقداری آبجکتیو است.گروه اندیشه:
نشست «نظریه پردازی؛ امکان، ضرورت و موانع» چندی پیش در پژوهشکده زنان دانشگاه الزهرا برگزار گردید. در این نشست خسرو باقری به ایراد سخنرانی پرداخت.
وی گفت: ابتدا به مفهوم نظریه می پردازیم. افراد در محاوره های عادی از کلمه نظر استفاده می کنند که این نظرات می توانند متفاوت باشند. چون نظر جنبه ذهنی دارد، هر چند ممکن است درباره امر عینی صحبت کنیم. نظریه نسبت به نظر افراد عادی سیستماتیک تر و ساختار یافته تر است. بررسی یک نظریه در علوم با دقت صورت می گیرد. در صورتی که افراد عادی نظرشان را به صورت روشمند بررسی نمی کنند. به همین خاطر نظریات ممکن است تغییر کنند. نظریه نسبت به گفتمان جنبه علمی بیشتری دارد و خاص تر است. اما گفتمان ممکن است در عرصه عمومی یک جامعه نیز شکل گیرد و عام تر است. نظریه و گفتمان از این نظر که یک شبکه مفهومی اند با هم شباهت دارند.
استاد دانشگاه تهران در ادامه افزود: نظریه در علوم تجربی بیشتر معطوف به کشف یک واقعیت است. اما در رشته هایی مثل مدیریت، تعلیم و تربیت، کتابداری و ... بیشتر معطوف به عمل است. گاهی همان طور که یک دزد قفلی را بدون کلید باز می کند حل مسأله نیز گاهی با ترفند صورت می گیرد و نه به صورت استفاده از ساختار علمی. گاهی برخی تئوری ها این گونه شکل می گیرند. این جا نظریه ناظر به کشف واقعیت نیست. بلکه سامان دادن یک موقعیت نابسامان است. در نتیجه همه تئوری ها ممکن است ناظر به کشف واقعیات نباشند.
به زعم خسروباقری، علم ها وابستگی ها و خواستگاه های فرهنگی دارند و به همین دلیل تفاوت هایی دارند. البته وابستگی فرهنگی و ایدئولوژیک بودن علم خیلی تام نیست. علم حالت دو زیستی دارد. مقداری فرهنگی است و مقداری آبجکتیو است. نظریه پردازی مانند عکاسی است. در عکاسی از یک واقعیت عکس می گیریم. بر خلاف نقاشی که می تواند تخیلی باشد. ویژگی دیگر عکاسی پرسپکتیو و زاویه دید است. دو عکسی که از دو زاویه مختلف گرفته شده به هیچ عنوان یک چیز نیستند. در هر دو عکس دو چیز وجود دارد: واقعیت و زاویه دید. در این جا در هم فرو رفتگی آبجکتیویتی و سابجکتیویتی را شاهد هستیم. دانشمندان نیز از واقعیت های جامعه خود با زاویه دید خود عکاسی می کنند.
وی همچنین گفت: بحث علم دینی مانند گردنه ای است که دو طرف آن دره است. یک طرف آن ایدئولوژیک گرایی است و طرف دیگر آن کاملاً پوزتیویستی نگاه کردن به مسأله است. بحث علم دینی باید قابل ارائه در محافل آکادمیک باشد نه به این صورت که اگر ارائه دادیم مخاطب تصور کند ما داریم درباره باورهایمان صحبت می کنیم. آلپورت می گوید وقتی برای اولین بار بچه دار شدم دنیای من عوض شد و او که ابتدا رفتارگرا بود اعلام کرد که از این به بعد انسان گرا هستم. نظریه دفترچه خاطرات نیست که ما نظرات شخصی خود را بنویسیم. بلکه باید روشمند و قابل دفاع باشد.
وی در انتها گفت: علم دینی امری تأسیسی است و فقط استنباطی نیست. نباید تنها به استنباط خود از قرآن بسنده کنیم. بلکه با تجربه باید حرکت کنیم و کشف کنیم. یکی از مشکلات ما در نگاه به دین این است که نسبت امور زمان بردار با امور ثابت را متوجه نمی شویم. تفاوت امر خاص و عام یا ثابت و متغیر یکی از دشوارترین مسایل دینی است. مانع دیگری که با آن مواجه هستیم ابتذال دانشگاهی و آکادمیک است. ما در دانشگاه هم به لحاظ علمی و هم به لحاظ اخلاقی در حال فرسوده شدن هستیم. شرافت معلم همیشه در فرهنگ ما جایگاه مهمی داشته است اما در حال حاضر کمتر وجود دارد. با این مسیری که در دانشگاه هایمان در حال پیمودن هستیم به نظریه پردازی و پیشرفت علمی نمی رسیم.