ناجی رؤیاهای چین
رویداد۲۴-حزب کمونیست چین بدون سر و صدا و تبلیغات زیاد تصمیم خود درباره لغو مدت زمان ریاست جمهوری در این کشور را اعلام کرد، اما حقیقت آن است که این کشور سالها است بهصورت تک حزبی اداره میشود و حزب دولتی کنترل گستردهای بر زندگی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی مردم دارد. با این حال، تاکتیک اخیر شی جینپینگ به رهبری محدود و جمعگرایانه در چین که بنای آن در دوران «جیانگ زمین» نهاده شده بود پایان بخشید. با این حال مریدن وارال، مدیرعامل برنامه آسیای شرقی در مؤسسه لوی استرالیا، میگوید: «آقای شی که با پایان یافتن دومین دوره پنج ساله حکومتش در سال 2023، 69 ساله خواهد شد، یک مقلد صرف از افرادی مثل آقای پوتین و سایر رهبران از این دست نیست. انگیزههای او منحصر به تاریخ و سیاست چین هستند که عمیقاً ریشه در فروپاشی دیوار برلین (1989) و سقوط اتحاد جماهیر شوروی که دو سال بعد از آن رخ داد، دارند.»
شاید برخی شی جینپینگ را نقد کرده و تصمیم حزب کمونیست چین را حرکت این کشور به سوی خودکامگی قلمداد کنند. اما به اعتقاد کارشناسان بینالمللی، این تنها نظام کشور نیست که میتواند نشان دهنده نادیده گرفتن قوانین دموکراتیک در کشور مورد نظر باشد. گاه حتی در کشورهایی که بهعنوان کشورهایی دموکرات شناخته میشوند، رفتارهای پوپولیستی میتواند تبدیل به نوعی خودکامگی شود. نمونه آن در امریکای ترامپ قابل مشاهده است. منتقدان ترامپ میگویند او شاید دموکراسی را در ایالات متحده زیر پا نگذاشته باشد. اما گرایشهای پوپولیستی، سیاستهای ملیگرایانه وضد مهاجرتی او، تنفر او از رسانهها و محدودیت قدرت که ناشی از وجود نهادهای نظارتی مختلف است و همینطور تحسینهای او از برخی از قدرتمندترین مردان قدرتمند کمتر از زیر پا گذاشتن دموکراسی نیستند.
گزینه ناتوانی از حل مسائل
گرایش به حکومتهای خودکامه، هر چند که در بعضی از کشورها ریشه تاریخی دارد، اما علاوه بر آن ریشه در احساس ناامنی و ترسهایی که جهان امروز را تحت تأثیر قرار دادهاند نیز دارد. جهانی شدن و افزایش نابرابری، پیشرفت مخرب و ترسناک تکنولوژی، آشوبهای پیچیده و خشونتهای گسترده جنگهای داخلی مثل جنگ سوریه، جداییطلبی و تهدید از جمله مواردی هستند که جهان امروز را بشدت تحت تأثیر قرار دادهاند. از همین رو هم هست که مکفال میگوید: «دموکراسیهای آزادیگرا مثل آنچه در امریکا و حتی اروپا وجود دارد دیگر یک مدل الهامبخش برای سایر کشورها نیستند.»
در چنین جهانی به نظر نمیرسد نهادهایی که بعد از جنگ سرد برپا شده و بازتابی از ارزشهای لیبرالیسم غربی بودند، دیگر قادر به حل این مسائل باشند. کشورهایی که زمانی هدایتگر سایر کشورها بودند، اکنون دچار همان نگرانیها و ضعفها شده و با مشکلات داخلی دست و پنجه نرم میکنند. پوتین مدتهاست که میگوید چنین ناکارآمدیهایی باعث تقویت قدرت او در کشورش میشود.
این همان رخدادی است که امروز در چین نیز شاهد آن هستیم. گواه این ادعا را میتوان در سخنان شی جینپینگ در آخرین کنگره حزب کمونیست که پاییز امسال برگزار شد، مشاهده کرد. او در این نشست چین را بهعنوان یک مدل جدید برای کشورهای توسعه یافته معرفی کرد که تلویحاً میگفت امریکا و اروپا دیگر جذابیتهای خود را از دست دادهاند.
همان طور که مریدن وارال، مدیرعامل برنامه آسیای شرقی در مؤسسه لوی استرالیا، میگوید شی بر این باور است که فقط ثبات میتواند رؤیای او را برای احیای چین و ظهور این کشور بهعنوان قدرت جهانی تضمین کند. «به نظر میرسد شی خود را تنها کسی میداند که میتواند این رؤیا را برای چین محقق سازد.»