به بهانه طرح طرح بازآفرینی شهری ایران:
بافت فرسوده شهری، جان شهرنشین فرسوده!
ابوالفضل زاهدیپور*
می گویند قدمت شهرنشینی در ایران به سه دوره بر می گردد: دوره اول که به قرن 9 تا 7 قبل از میلاد مسیح بر می گردد. دوره دوم که به قرن 7 قبل از میلاد یا یک هجری تا قرن 12 هجری (قاجاریه) یعنی دوران اسلامی بر می گردد و دوره سوم که به دوران معاصر یعنی از دوره قاجاریه تا سال 1357 مربوط است.شهرنشینی در ایران همواره متاثر از جغرافیای طبیعی و جغرافیای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بوده است و بر اساس چنین عواملی، شهرها هیبت و هیأت یافته اند.
اما در گذار زمان، شاکله شهرها بر اساس تاثیرات سیاسی حاکمان خود و وجود مسایل محیطی و اقتصادی دستخوش تغییراتی شده اند و به این مناسبت، فضاهای جدیدی در شهرها شکل می گرفته و فضاهای قبلی گاها به دلایل و مشکلات خاص خود از قبیل: درهم تنیدگی مسایل مختلف اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی و ... از رونق افتاده و ارزش خود را به لحاظ عرصه و اعیان و کمبود خدمات شهری و زیست محیطی و فقر بهداشتی از دست داده اند بطوریکه دیگر زمان در اینگونه مناطق به کندی سپری می شده است.
طبیعی است که با گذشت زمان و تحول در زندگی بشری همانند انقلاب صنعتی در قرن نوزده و ورود و تسلط کشورهای اروپایی نظیر روسیه و انگلیس بر ایران وکشف نفت در نیمه قرن 19 در ایران و شکل گیری انقلاب اسلامی و نیز متناسب با تحول در صنعت و رویکرد تعاملات جهانی و بین المللی، تاثیرات سیاسی – اقتصادی تمامی این کنشها درشکل گیری بافت شهری و چگونگی زیست شهری آن اثرات قابل توجهی داشته است.
مضاف بر اینها فاکتورهایی داخلی و محلی نظیر تراکم جمعیت و سیل مهاجرت مردم از روستاها به شهرها و اختلاط مردمان روستایی با شهری، بومی با غیر بومی و شکل گیری تجدد و نوگرایی در برابر سنت، همه و همه باعث شد تا سبک و شکل زندگی مردم در شهرها دستخوش تغییراتی شود و بلوک های شکل یافته جدید شهری به موازات پیشرفت و تکنولوژی از بلوک های قبلی و قدیمی تردر شاخص هایی چون کالبد بلوک، ساخت ریزدانه ها و پلاک ها، نقشه جامع شهری، نحوه عبور و مرور و وجود فضاهای رفاهی، آموزشی، بهداشتی، میدانی و ... و بطور کل سیمای شهری شکل جدید با مزاج جدید ساکنان آن شکل گیرد. اینجاست که تکلیف محله های قدیمی و قبلی با ساکنان آن معلق می ماند. اما چاره چیست؟
این معضل در سده های اخیر در اکثر نقاط جهان همواره تجبیاتی را به دنبال داشته است:
در مقطعی، برخی از دولت های حاکمه نظر به نوسازی بلدوزری بافتهای فرسوده داشته و همه ساکنان را به تغییر در شکل ساخت و سازه و بافت محله شان مجبورمی کردند. اما این طرح بنا به جبر و تحمیل و عدم توجه به مسایلی چون خواست و مطالبه ساکنان این بلوک های شهری و عدم حمایت از آنها، اعمال و اجرای آن جهت تغییر در بافت های فرسوده به شکست انجامید.
به مرور و گذر زمان و تغییر نگاه فرهنگی و توجه به مطالبات مردم این محلات فرسوده نشین و ورود بسته های تشویقی، ورود سرمایه گذاران به ایجاد طرح های تجمیع، بهسازی و نوسازی همراه با خدمات تفریحی – رفاهی – آموزشی و حمایت ازافراد این مناطق، کار حل معضل بافت های فرسوده در مناطقی که این شیوه را بکار بستند راحتتر عملیاتی شد.
بالاخره اینجا ایران است و وجود و احترام به سنت های مردم از جمله بازار که ستون فقرات هر شهر است، مساجد و حسینیه ها و تکیه ها که ستون دین و مذهب هر شهری است و وجود میدان ها و دیگر فضاهای مورد نیاز در کنار تغییر نرم در فرهنگ بسته بومی، توانبخشی و کمک به زندگی مسالمت آمیز همه اقشار در کنار هم، بالابردن ایمنی و کاهش بزهکاری های اجتماعی و تقویت و حمایت اقتصادی در جهت حل معضلات بافت های فرسوده، باعث شد تا ساکنان این مناطق روی خوش نشان دهند و از مخالفت با ساماندهی بافت های فرسوده دست بردارند.
واقعیت آن است که بافت های فرسوده شهری با حضور ساکنان و انسانهایی در درون این کالبد بی جان و فرسوده شهری است که قابل توجه و تلاش برای حل معضلات آن قابل اعتناست. لذا باید برای حل این کالبد بی جان و فرسوده، ابتدا به حل مسایل انسانی و زیست محیطی آن پرداخت. جان و بافت را باید با هم دید چراکه بافت فرسوده بدون جان و آدمهای ساکن در آن، دیگر بافت فرسوده نیست بلکه بافت مرده است!!!
*روزنامه نگار