آتش و خشم در کاخ سفید ترامپ (قسمت 50)/ بالیدن در دنیای سرمایه داری
با مرگ آندره برایتبارت در سال 2012 بنن که در واقع وکیل سرمایهگذاری مرسرها بود، کنترل بیزینس برایتبارت را بر عهده گرفت. او تجربه کاری خود در قمار را بهعنوان اهرمی به کار گرفت تا ضمن استفاده از «گیم گیت» - یک جنبش پیشاهنگ راست افراطی که در سایه آزار و اذیت وانزجار از زنانی شکل گرفت که در صنعت قمار آنلاین فعال بودند - تحرک زیادی را از طریق پراکندن ایدههای سیاسی ایجاد کند.
رویداد۲۴-با مرگ آندره برایتبارت در سال 2012 بنن که در واقع وکیل سرمایهگذاری مرسرها بود، کنترل بیزینس برایتبارت را بر عهده گرفت. او تجربه کاری خود در قمار را بهعنوان اهرمی به کار گرفت تا ضمن استفاده از «گیم گیت» - یک جنبش پیشاهنگ راست افراطی که در سایه آزار و اذیت وانزجار از زنانی شکل گرفت که در صنعت قمار آنلاین فعال بودند - تحرک زیادی را از طریق پراکندن ایدههای سیاسی ایجاد کند.یک شب بعد از ساعتها بحث در کاخ سفید بنن گفت دقیقاً میداند چگونه یک برایتبارت برای جناح چپ بسازد. و از امتیازی کلیدی برخوردار است چرا که «چپیها میخواهند جایزه پولیتزر ببرند در حالی که من میخواهم خود پولیتزر باشم!»
بنن در خانهای شهری زندگی میکرد که برایتبارت در منطقه کاپیتول هیل که کنگره هم در آنجا واقع است اجاره کرده بود و بیرون از این خانه هم کار میکرد به یکی از چهرههای حزب محافظه کار در واشنگتن تبدیل شد که تعداد آنها هر روز بیشتر میشد: مشاور خانواده مرسر. اما یک معیار نمایان برای در حاشیه قرار داشتن او این بود که پروژه مهم او مربوط به کار جف سشنز از پایینترین افراد در جریان اصلی امور سیاسی و خاص ترینها در سنای امریکا، بود که بنن سعی داشت او را ترغیب کند در انتخابات ریاست جمهوری در سال 2012 شرکت کند. «بورگارد»، نام وسط سشنز، نام محبت آمیزی بود که بنن در اشاره به او استفاده میکرد و یادآور ژنرال ائتلاف جنوب در جنگ های داخلی امریکاست.
دونالد ترامپ پله بالاتر در نردبان ترقی بود. او اوایل رقابتهای سال 2016 به نماد برایتبارت تبدیل شد. (بسیاری از نظرات ترامپ در مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری از مقالات برایتبارت که او برایش چاپ کرده بود گرفته شده بودند.) در واقع بنن شروع به گفتن این مطلب به مردم کرد که او، مانند آیلز در شرکت فاکس، نیروی واقعی اصلی در پشت کاندیدای منتخبش بوده است.
بنن صلاحیت، یا رفتار یا قابلیت انتخاب شدن دونالد ترامپ را زیاد زیر سؤال نمیبرد تا اندازهای به این دلیل که ترامپ آخرین مرد ثروتمند او بود. مرد ثروتمند حقیقتی ثابت است که در دنیای سرمایهگذاری - حداقل در دنیای سرمایهگذاری سطح پایین - باید آن را بپذیرید و با آن کنار بیایید. و البته اگر ترامپ صلاحیت قاطع تر، رفتار بهتر و قابلیت انتخاب شدن روشن تری داشت، بنن دیگر شانسی نداشت. هر قدر هم که بنن زمانی فردی حاشیهای، نامحسوس، قماربازی خرده پا - گاهی شخصیتی از نوع المور لئوناردو - بود اما در برج ترامپ ناگهان دگرگون شد. او در 15 ماه آگوست وارد این دفتر شد و تا 17 ژانویه که تیم انتقالی به واشنگتن منتقل شد، جز چند ساعتی در شب (و البته نه هرشب) که به اقامتگاه موقت خود در مرکز شهر در منهتن میرفت، به خاطر اهداف عملی از آن خارج نشد. در برج ترامپ هیچ رقابتی برای اینکه مغز متفکر این عملیات باشند، وجود نداشت. در میان چهرههای برجسته در تیم انتقالی، نه کوشنر، نه پریبوس و نه کانوی و نه قطعاً رئیس جمهوری منتخب توانایی این را نداشت که هیچ گونه تعبیر یا روایت منسجم وبلیغی بیان کند. بهطور اتوماتیک همه مجبور بودند به چهرهای پرحرف، نصیحت گو، قروقاطی، بذله گو و متلک گو متوسل شوند که هم همیشه در محوطه در دسترس بود و هم این ویژگی بعید را داشت که یکی دو کتاب خوانده بود. در واقع بنن کسی بود که در طول مبارزات انتخاباتی معلوم شد قادر است عملیات ترامپ را گذشته از آشفتگی فلسفی آن، مطیع یک دیدگاه سیاسی منفرد کند: این دیدگاه که راه رسیدن به پیروزی فرستادن پیام فرهنگی و اقتصادی به طبقه کارگر سفید پوست در فلوریدا، اوهایو، میشیگان و پنسیلوانیاست.
دونالد ترامپ پله بالاتر در نردبان ترقی بود. او اوایل رقابتهای سال 2016 به نماد برایتبارت تبدیل شد. (بسیاری از نظرات ترامپ در مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری از مقالات برایتبارت که او برایش چاپ کرده بود گرفته شده بودند.) در واقع بنن شروع به گفتن این مطلب به مردم کرد که او، مانند آیلز در شرکت فاکس، نیروی واقعی اصلی در پشت کاندیدای منتخبش بوده است.
بنن صلاحیت، یا رفتار یا قابلیت انتخاب شدن دونالد ترامپ را زیاد زیر سؤال نمیبرد تا اندازهای به این دلیل که ترامپ آخرین مرد ثروتمند او بود. مرد ثروتمند حقیقتی ثابت است که در دنیای سرمایهگذاری - حداقل در دنیای سرمایهگذاری سطح پایین - باید آن را بپذیرید و با آن کنار بیایید. و البته اگر ترامپ صلاحیت قاطع تر، رفتار بهتر و قابلیت انتخاب شدن روشن تری داشت، بنن دیگر شانسی نداشت. هر قدر هم که بنن زمانی فردی حاشیهای، نامحسوس، قماربازی خرده پا - گاهی شخصیتی از نوع المور لئوناردو - بود اما در برج ترامپ ناگهان دگرگون شد. او در 15 ماه آگوست وارد این دفتر شد و تا 17 ژانویه که تیم انتقالی به واشنگتن منتقل شد، جز چند ساعتی در شب (و البته نه هرشب) که به اقامتگاه موقت خود در مرکز شهر در منهتن میرفت، به خاطر اهداف عملی از آن خارج نشد. در برج ترامپ هیچ رقابتی برای اینکه مغز متفکر این عملیات باشند، وجود نداشت. در میان چهرههای برجسته در تیم انتقالی، نه کوشنر، نه پریبوس و نه کانوی و نه قطعاً رئیس جمهوری منتخب توانایی این را نداشت که هیچ گونه تعبیر یا روایت منسجم وبلیغی بیان کند. بهطور اتوماتیک همه مجبور بودند به چهرهای پرحرف، نصیحت گو، قروقاطی، بذله گو و متلک گو متوسل شوند که هم همیشه در محوطه در دسترس بود و هم این ویژگی بعید را داشت که یکی دو کتاب خوانده بود. در واقع بنن کسی بود که در طول مبارزات انتخاباتی معلوم شد قادر است عملیات ترامپ را گذشته از آشفتگی فلسفی آن، مطیع یک دیدگاه سیاسی منفرد کند: این دیدگاه که راه رسیدن به پیروزی فرستادن پیام فرهنگی و اقتصادی به طبقه کارگر سفید پوست در فلوریدا، اوهایو، میشیگان و پنسیلوانیاست.
منبع: ایران آنلاین