«مکس بوت» در یادداشتی برای واشنگتنپست تأکید کرد
خروج آمریکا از سوریه هدیه بادآورده ترامپ به ایران است
مکس بوت، تحلیلگر سیاست خارجی محافظهکاران آمریکا در شورای روابط خارجی طی یادداشتی در روزنامه واشنگتنپست نوشت: یکی از افسران نیروی ویژه آمریکا در سوریه هفته گذشته به ان بی سی نیوز گفت: «ما در دو یاردی خط پایان هستیم. ما عملاً میتوانیم وارد منطقه پایانی شویم. ما تا این اندازه به پیروزی کامل و محو کردن خلافت داعش در سوریه نزدیک هستیم.»

رویداد۲۴- مکس بوت، تحلیلگر سیاست خارجی محافظهکاران آمریکا در شورای روابط خارجی طی یادداشتی در روزنامه واشنگتنپست نوشت: یکی از افسران نیروی ویژه آمریکا در سوریه هفته گذشته به ان بی سی نیوز گفت: «ما در دو یاردی خط پایان هستیم. ما عملاً میتوانیم وارد منطقه پایانی شویم. ما تا این اندازه به پیروزی کامل و محو کردن خلافت داعش در سوریه نزدیک هستیم.»
به گزارش رویداد۲۴ به نقل از واشنگتنپست، مکس بوت نوشت: اما به نظر میرسد دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا مصمم است که توپ را دقیقاً از روی خط گل بازگرداند و شکست بخورد.
روز پنجشنبه بود که ترامپ گفت: «ما خیلی زود از سوریه خارج میشویم. بگذارید حال سایرین از آن مراقبت کنند.» وی متعاقباً کمک جزئی 200 میلیون دلاری آمریکا برای کمک به بازسازی مناطق آزاد شده از دست داعش را مسدود کرد.
اگر ترامپ همین روند را ادامه دهد –همیشه یک اگر بزرگ با او همراه است- وی تصمیمی که اواخر سال گذشته میلادی با تشویق جیمز ماتیس، وزیر دفاع و رکس تیلرسون، وزیر خارجه وقت آمریکا انجام داده بود را برعکس خواهد کرد. ماندن در سوریه هم ظاهراً یکی دیگر از آن تصمیماتی است–مانند ترک توافق هستهای ایران یا اعمال تعرفههای گمرکی- که از سوی مشاوران ترامپ بر او تحمیل شد و حال که وی تصمیم گرفته دیگر به حرف کسانی که میدانند چه میگویند، گوش نکند، این تصمیمات را برعکس میکند.
سیاست خارجی ترامپ را میتوان یک انزواگرایی خشن خواند. و این سیاستها همانقدر که به نظر میرسند، ناهماهنگ و بیربط هستند. فلسفه او این است که: «بمب را بینداز و بعد خداحافظ.» آمریکا مهمات زیادی بر سر سوریه ریخته است-اکثرا بر سر داعش، اما یک سال پیش، روی یکی از فرودگاههای بشار اسد هم. اما ترامپ نسبت به تمام کردن تعهداتش در امور خارجه حساسیت دارد، همانطور که در زندگی خصوصی «طوفانزدهاش».
مشکل اینجا است که ایالاتمتحده تقریباً هرگز بدون مداخلات درازمدت، به اهداف خود نرسیده است. آمریکا پس از جنگ جهانی اول اروپا را ترک کرد، و نتیجه 21 سال بعد، جنگ جهانی دوم بود. ما پس از سال 1945 در اروپا ماندیم و نتیجه صلح و رفاه بیسابقه بود.
در مورد عراق هم همینطور شد. دولت بوش تقریباً هیچ کاری جهت آمادگی برای عملیاتهای تثبیتکننده پس از سقوط صدام در سال 2003 انجام نداد و شرایطی را ایجاد کرد که چهار هزار و 497 کشته و 32 هزار و 252 زخمی برای آمریکا هزینه داشت. افزایش نیروها در سال 2008-2007 آرامش را بازسازی کرد اما دستور باراک اوباما برای خروج نیروهای آمریکایی در سال 2011، خیزش داعش را ممکن کرد. جمهوری خواهان از تصمیم اوباما انتقاد کردند اما حال که به نظر میرسد ترامپ تصمیم خود را برای ارتکاب همان اشتباه در مورد سوریه گرفته، سکوت کردهاند.
درست است که برخی از این مداخلات از همان گام نخست اشتباه بود و نباید تداوم پیدا میکرد. اما آمریکا حق داشت که مشاوران نظامی به سوریه اعزام کند و حتی باوجودآنکه در آستانه شکست داعش قرار داریم، خطرات بسیار بالا است.
خارج کردن دو هزار نیروی آمریکایی به داعش که حال کمتر از هفت درصد خاک سوریه را کنترل میکند، اجازه میدهد که بار دیگر رشد کند. این اقدام تقریباً با اطمینان کامل به ایران اجازه میدهد که کنترل بخش شرقی سوریه را در دست بگیرد، و یک پل سرزمینی از تهران تا دمشق و بیروت بسازد که خطرات برای اسرائیل را افزایش خواهد داد. همانطور که جاش روگین متذکر شده، ترامپ بجای آنکه نفت را از تروریستها بگیرد، انگار آماده تقدیم کردن آن به ایرانیها است.
شاید یکی از اخلاقیترین پیامدهای این خروج این است که خیانتی به کردها و اعراب در نیروهای دموکراتیک سوریه خواهد بود که در کنار نیروهای آمریکا با داعش جنگیدند. راه درست پاسخ به اعتماد آنها این است که برای ایجاد یک منطقه خودمختار در یکسوم سرزمین سوریه به آنها کمک شود. اما به نظر میرسد ترامپ مصمم به خیانت به این نیروها است، همانطورکه آمریکا در دهه 1970 میلادی به ویتنامیهای جنوب، در دهه 1990 به افغانها و در پس از سال 2011 به عراقیها خیانت کرد.
اگر آمریکا، عراق و افغانستان را ترک کند، هدیه بادآورده بیحسابی را تقدیم ایران خواهد کرد، کشوری که ترامپ مدعی نفرت از آن است، اما مثل اینکه نه بهاندازه نفرتش از تعهدات درازمدت.