آتش و خشم در کاخ سفید ترامپ (قسمت 61)/ جارد و دونالد، دوقلوهای افسانهای
جارد کوشنر در مدت زمانی کاملاً کوتاه – کمتر از یک سال – از دیدگاه دموکرات استانداردی که در آن بزرگ شده بود به دستیاری ترامپیسم تغییر جهت داد و بسیاری از دوستانش و همچنین برادر خودش را دچار سرگردانی کرد.
رویداد۲۴-جارد کوشنر در مدت زمانی کاملاً کوتاه – کمتر از یک سال – از دیدگاه دموکرات استانداردی که در آن بزرگ شده بود به دستیاری ترامپیسم تغییر جهت داد و بسیاری از دوستانش و همچنین برادر خودش را دچار سرگردانی کرد. اسکار، شرکت بیمه برادرش که با پول خانواده کوشنر تأسیس شده بود بر اثر طرح سلامت اوباما ضربهای اساسی خورده بود. این ظاهراً تغییر و تحول تا اندازهای نتیجه تعالیم مصرانه و پرجذبه بنن بود – نوعی پرداختن واقعی به ایدههای جهانپسند که از ذهن کوشنر حتی زمان تحصیل در هاروارد گریخته بود – و رنجش او از نخبگان لیبرال هم به آن کمک کرده بود. او قبلاً سعی کرده بود با خریدن نیویورک اوبزرور حمایتشان را به دست آورد در حالی که این تلاش به شکل وحشتناکی پیامد بدی داشت. و وقتی وارد برنامه سفرهای تبلیغاتی شد باید خود را متقاعد میکرد که تا مرز بیهودگی همه چیز دارای معناست – که ترامپیسم هم نوعی سیاست واقعی است که در پایان همه را آنطور که هستند نشان میدهد، اما بیش از همه، موضوع این بود که آنها برنده شده بودند و او مصمم بود دندان اسب پیشکشی را نشمرد؛ خود را متقاعد کرده بود هر چه که درباره ترامپیسم بد است او میتواند آن را درست کند.
ممکن است این باعث تعجب کوشنر شده باشد – او سالها سال بیش از آنکه ترامپ را قبول داشته باشد، او را دست انداخته بود – اما در واقع نسبتاً شبیه پدر زنش بود. چارلی، پدر جارد شباهت وحشتناکی به فرد، پدر ترامپ داشت. هر دو مرد بر بچههای خود مسلط بودند و چنان تسلط کاملی داشتند که بچهها با وجود تقاضاهای آنها مطیع و مخلص پدر شدند. در هر دو مورد قضیه دقیقاً از همین قرار بود: مردانی جنگ طلب، سازشناپذیر و بیرحم سلالهای زحمتکش و بردبار خلق میکردند که تلاش میکردند تأیید پدرشان را به دست آورند. (فردی، برادر بزرگتر ترامپ که در این تلاش ناموفق بود و طبق گزارشهای بسیاری همجنس باز هم بود، آنقدر مشروب خورد که سال 1981 در سن چهل وسه سالگی جان خود را از دست داد.) ناظران در جلسات تجاری تعجب میکردند که چارلی و جارد کوشنر همواره با بوسهای به یکدیگر سلام میکردند و جارد بزرگسال پدرش را بابایی صدا میکرد. نه دونالد و نه جارد، صرفنظر از پدران سلطه جویشان، با احساس تحقیر پا به عرصه فعالیت در دنیا نگذاشتند. برخورداری از القاب پدرانشان باعث تسکین احساس عدم امنیت میشد. هر دو نفر اهل خارج از شهر نیویورک بودند (کوشنر اهل نیوجرسی و ترامپ اهل کوئین) و سعی میکردند خود را اثبات کنند یا در منهتن مدعی حقوق بحق خود شوند و در همه جا افرادی خودسر، خودبین و گستاخ در نظر میآمدند؛ هر کدام تأثیری ملایم بر جای میگذاشت که بیشتر خنده دار بود تا دلپذیر و برازنده. به نظر میرسید هیچکدام از آنها نمیتوانست آگاهانه یا به انتخاب خود از امتیاز خاص بودن خود فرار کند.