نگاهی به کارنامه رسول صدر عاملی؛ ملودرام ساز توانا

رویداد۲۴ | مازیار وکیلی: رسول صدرعاملی متولد اصفهان است. پدرش سیدفخرالدین صدرعاملی یکی از روحانیون نزدیک به سید موسی صدر بود که در سالهای پس از پیروزی انقلاب مناصب سیاسی مهمی داشت. خود صدرعاملی هم مدرک لیسانس جامعه شناسی دارد و سالها به عنوان خبرنگار در روزنامه اطلاعات کار میکرد. در سالهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی پایش به سینما باز شد و به مرور تبدیل شد به یکی از مهمترین ملودرام سازان سینمای ایران. ملودرامهای صدرعاملی ربط چندانی به فیلمهای غالباً بی منطق و هویت قبل از انقلاب و برخی از آثار سوزناک دهه شصت نداشت. دارای وزن و متانت بود و تماشاگر را با تکیه بر یک فیلمنامه خوب و کارگردانی حساب شده احساساتی میکرد. به بهانه اکران آنلاین زیبا صدایم کن نگاهی انداختهایم به بهترین آثار رسول صدرعاملی تا به امروز.
گلهای داوودی

سال ساخت: ۱۳۶۳
بازیگران: بیژن امکانیان، هیلدا پیرزاد، جمشید مشایخی، پروانه معصومی
در دهه شصت صحبت از عشق یک میوه ممنوعه بود و یقیناً کارگردانی که به سراغ چنین موضوعی میرفت انگیزه و جسارت بسیار زیادی داشت. صدرعاملی این جسارت را انجام داد و برای این که از حساسیت مدیران کم کند عشاق جوان فیلم را نابینا در نظر گرفت تا عشق زمینی شخصیتها آلوده به نیات نفسانی نشود. نتیجه شگفت انگیز بود. فیلم فروشی استثنایی کرد، از بیژن امکانیان مهمترین ستاره سینمای ایران در دهه شصت را ساخت و باعث شد تا ژانر ملودرام جان دوبارهای بگیرد. گلهای داوودی توانست مجوزهای لازم را برای ساخت یک ملودرام عاشقانه بگیرد و عشق را از فهرست ممنوعه مدیران فرهنگی خارج کند. شاید امروز داستان این فیلم زیادی معصومانه و مسخره به نظر برسد، اما فراموش نکنید گلهای داوودی در زمانی ساخته شد که صحبت از همین چیزهای معصومانه هم کار بسیار خطرناکی به نظر میآمد.
دختری با کفشهای کتانی

سال ساخت: ۱۳۷۷
بازیگران:پگاه آهنگرانی، مجید حاجی زاده، داریوش مودبیان، عبدالرضا اکبری
امروز و بعد از گذشت بیست و هفت سال دختری با کفشهای کتانی فیلم معصومانهای به نظر میرسد. اما بیست و هفت سال پیش ماجرا فرق میکرد. داستان زندگی یک دختر نوجوان و پرداختن به علائق و سلایق او و توجه به خواستههایی که دارد در آن زمان موضوع بکر و تازهای بود. صدرعاملی در این فیلم یک بازیگر دیگر بنام پگاه آهنگرانی را به سینمای ایران معرفی کرد و خطوط قرمز را هم کمی جا به جا کرد. دختری با کفشهای کتانی مثل شوکران، دو زن، قرمز و تعدادی فیلم دیگر محصول دولت اصلاحات بود که با آمدنش فضا به طور نسبی باز شده بود. صدرعاملی از باز شدن نسبی فضا استفاده کرد و جایگاه خودش را به عنوان کارگردانی که خوش فکر که میتواند در دل سینمای بدنه فیلمهای نوآورانه بسازد تثبیت کرد.
من ترانه پانزده سال دارم

سال ساخت: ۱۳۸۰
بازیگران: ترانه علیدوستی، حسین محجوب، مهتاب نصیرپور، میلاد صدرعاملی
من ترانه پانزده سال دارم هم چنان بهترین فیلم رسول صدرعاملی است. دومین فیلم از سه گانه دخترانه رسول صدر عاملی تبدیل شد به یک ملودرام روانکاوانه با رگههای تیز و تند اجتماعی که به داستان مصائب زندگی دختر فقیری میپرداخت که باید یک تنه در برابر مشکلات زندگی میایستاد و در حالی که خودش هنوز نوجوان بود بچه کوچکش را هم بزرگ میکرد. نکته اصلی در رویکرد فمنیستی فیلم بود. فیلم، فیلم ترانه بود و کارگردان بدون هیچ ترسی انتخاب کرده بود که کنهار او بهایستد. این رویکرد در کنار بازی دلنشین و صد البته متفاوت ترانه علیدوستی باعث شد من ترانه پانزده سال دارم بهترین فیلم رسول صدرعاملی شود. ملودرامی اجتماعی که رویکرد درستی داشت و با تکیه بر داستانی منسجم زندگی یک دختر نوجوان را به تصویر میکشید.
دیشب باباتو دیدم آیدا

سال ساخت: ۱۳۸۳
بازیگران: سوفی کیانی، شاهرخ فروتنیان، الهام پاوه نژاد، خاطره اسدی
آخرین سه گانه رسول صدر عاملی درباره دختران نوجوان تبدیل به خاصترین فیلم این کارگردان شد. داستان دختر نوجوانی که ظاهراً هیچ مشکلی در زندگی ندارد، اما ناگهان چیزی در مورد پدرش احساس میکند که او را به شک میاندازد. شکی که باعث میشود او را تعقیب کند و در انتها به این نتیجه برسد که هر آدمی یواشکیهایی در زندگی دارد که بهتر است سربسته باقی بماند. نگاه بی طرفانه صدرعاملی در این فیلم (حتی زنی که پدر آیدا با او ارتباط دارد زن خوب و زحمت کشی است) در کنار تصویر خوب و پرجزئیاتی که از زندگی دختران طبقه متوسط رو به بالای ایران نشان میدهد باعث شد که دیشب باباتو دیدم آیدا هم تبدیل به یکی از مهمترین فیلمهای صدرعاملی شود. فیلمی که شاید به اندازه دو فیلم دیگر این سه گانه سر و صدا نکرد، اما هنوز و بعد از بیست و یک سال فیلمی خوب و قابل تامل است.
زیبا صدایم کن

سال ساخت: ۱۴۰۳
بازیگران: امین حیایی، ژولیت رضاعی، مهران غفوریان، ستاره پسیانی
زیبا صدایم یکی از آن ملودرامهای کهنه دهه هفتاد و هشتاد سینمای ایران است که خیلی دیر ساخته شده است؟ میتوان آن را اینطور هم نگاه کرد. اما یک زاویه دید دیگر هم وجود دارد و آن این است که فیلم در دورهای که اکثر کارگردانان سینمای ایران توصیه به پدرکشی میکنند به تماشاگر پیشنهاد میدهد پدرش را دوست داشته باشد، حتی اگر آن پدر به اندازه خسرو مشکل دار و پریشان احوال باشد. این فیلم درباره رابطه یک پدر با دختر نوجوانش است و خب نکته مثبتش این است که توانسته این موضوع را برای تماشاگر جا بی اندازد که در این شهر بزرگ و ترسناک این دو نفر جز همدیگر کسی را ندارند. فیلم چند لحظه عاطفی تاثیرگذار دارد و توانسته کاری کند که ما به عنوان تماشاگر پدران خود را جور دیگری دوست داشته باشیم و این برای ملودرام صدرعاملی دستاورد کمی نیست.


