زمستان سخت دولت چهاردهم؛ پزشکیان از دیماه عبور کرد یا دیماه از او؟

رویداد۲۴| اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، نخستین بحران جدی و فراگیر دولت مسعود پزشکیان بود؛ بحرانی که خیلی زود فاصله میان «تصویر انتخاباتی» رئیسجمهور و «الزامات قدرت» را عیان کرد. پزشکیان با شعار گفتوگو، شنیدن صدای معترض، پرهیز از امنیتیسازی مسائل اجتماعی و بازگرداندن اعتماد عمومی وارد پاستور شد، اما مواجهه او با نخستین موج اعتراضی سراسری، پرسشهای جدی درباره توان، اراده و حدود کنشگری دولت چهاردهم ایجاد کرد.
اولین واکنش؛ نظم، قانون و مرزبندی با «اغتشاش»
نخستین موضعگیری رسمی پزشکیان، درست در روزهای ابتدایی گسترش اعتراضات، بیش از آنکه معطوف به ریشههای اقتصادی و اجتماعی نارضایتی باشد، بر «حفظ نظم عمومی»، «لزوم تبعیت از قانون» و «مرزبندی با خشونت و اغتشاش» متمرکز بود. او در اظهاراتی که بازتاب گستردهای یافت، تأکید کرد که اعتراض حق مردم است، اما «بینظمی و ناامنی» قابل قبول نیست؛ ادبیاتی که اگرچه در چارچوب حقوقی آشناست، اما تفاوت محسوسی با زبان انتخاباتی پزشکیان داشت.
در دوران رقابتهای انتخاباتی، پزشکیان بارها از «شنیدن صدای خیابان»، «درک خشم مردم» و «اصلاح سازوکارها به نفع جامعه» سخن گفته بود، اما در نخستین مواجهه عملی، اولویت او بیش از هر چیز، کنترل وضعیت و ارسال پیام اطمینان به ساختار قدرت بود.
شنیدن صدای مردم؛ شعار بدون دستورکار
در روزهای بعد، رئیسجمهور در چند سخنرانی و موضعگیری رسمی، بهصورت کلی از «ضرورت شنیدن حرف مردم» و «حق اعتراض» سخن گفت. با این حال، این گزارهها هرگز به یک برنامه مشخص، زمانبندیشده و قابل ارزیابی تبدیل نشدند. نه کمیته حقیقتیابی معرفی شد، نه سازوکاری برای گفتوگوی مستقیم با معترضان – گروههای مختلف مردم نه فقط تجار و فعالان بازرگانی - شکل گرفت و نه حتی یک گزارش رسمی درباره مطالبات مشخص معترضان از سوی دولت منتشر شد.
در واقع، «شنیدن صدای مردم» در سطح گفتمان باقی ماند و به کنش اجرایی بدل نشد؛ امری که بهویژه در فضای ملتهب دیماه، از سوی بدنه اجتماعی حامی پزشکیان بهعنوان عقبنشینی یا انفعال تعبیر شد.
غیبت رئیسجمهور در نقش میانجی
یکی از اصلیترین انتظارات از پزشکیان، ایفای نقش میانجی میان جامعه معترض و حاکمیت بود. با این حال، در اوج اعتراضات، نه نشانهای از گفتوگوی مستقیم رئیسجمهور با معترضان دیده شد و نه پیامی صریح که بتواند مرز روشنی میان اعتراض مدنی و برخورد قهری ترسیم کند.
حتی در مقاطعی که گزارشها از بازداشتهای گسترده، محدودیتهای ارتباطی و برخوردهای سخت منتشر میشد، مواضع پزشکیان در حد توصیههای کلی به «رعایت قانون» و «پرهیز از افراط» باقی ماند. او نه مسئولیت مشخصی را متوجه نهادهای امنیتی کرد و نه خط قرمز شفافی درباره نحوه مواجهه با معترضان ترسیم نمود.
سکوت معنادار در بزنگاههای حساس
یکی از نقاط پرانتقاد عملکرد پزشکیان، سکوت یا کمگویی او در برخی بزنگاههای حساس دیماه بود. در شرایطی که افکار عمومی انتظار داشت رئیسجمهور با یک پیام صریح، دستکم درباره نحوه برخورد با معترضان یا وضعیت بازداشتشدگان موضع بگیرد، دولت ترجیح داد از کانال بیانیههای کلی و غیرمستقیم پیش برود.
این سکوت، بیش از هر چیز، به تفسیرهایی درباره محدودیت اختیارات یا ملاحظات سیاسی پزشکیان دامن زد و این پرسش را پررنگتر کرد که رئیس دولت چهاردهم تا چه حد حاضر است برای تحقق وعدههای انتخاباتی خود هزینه بدهد.
پس از فروکش اعتراضات؛ بازگشت به ادبیات «صبر و اصلاح تدریجی»
پس از فروکشکردن اعتراضات، انتظار میرفت لحن رئیسجمهور تغییر کند و دولت با ارائه یک بسته مشخص از اصلاحات یا دستکم توضیحی روشن درباره آنچه رخ داده، ابتکار عمل را در دست بگیرد. اما پزشکیان ضمن ابراز همدردی با خانوادههای داغدار، بار دیگر بر مفاهیمی، چون «اصلاحات تدریجی»، «لزوم صبر»، «همراهی مردم با دولت» و «حل مشکلات در چارچوب قانون» تأکید کرد.
اگرچه این مفاهیم در سطح نظری قابل دفاعاند، اما برای جامعهای که در دیماه به خیابان آمده بود، بیش از آنکه امیدبخش باشد، یادآور تعویق پاسخها و ادامه وضعیت موجود تلقی شد.
دوگانه حامیان و نهادهای قدرت
در جریان دیماه، یک دوگانه معنادار درباره پزشکیان شکل گرفت. حامیان او انتظار داشتند رئیسجمهور در بزنگاه بحران، نقش یک چهره اصلاحطلب را ایفا کند؛ کسی که خطر کند، هزینه بدهد و زبان مطالبات اجتماعی باشد. در مقابل، بخشهایی از ساختار قدرت، پزشکیان را بهعنوان مدیری آرام، کنترلگر و وفادار به سازوکارهای رسمی پذیرفته بودند.
نتیجه، اما وضعیتی میانه و مبهم بود: پزشکیان نه توانست به نماد مصالحه اجتماعی و گفتوگوی واقعی تبدیل شود و نه با ابتکار عمل، بحران را بهطور فعال مدیریت کند. او بیشتر شبیه رئیس دولتی ظاهر شد که میکوشد از دل بحران عبور کند، بیآنکه آن را بهطور ریشهای حل کند.
عملکرد پزشکیان در دیماه، بیش از هر چیز، شکاف عمیق میان وعدههای انتخاباتی و محدودیتهای قدرت اجرایی را نمایان کرد. رئیسجمهوری که با سرمایه اجتماعی تغییر وارد پاستور شد، در نخستین آزمون خیابانی، محافظهکارانهتر از انتظار حامیانش عمل کرد و کمتحرکتر از آن بود که منتقدانش میخواستند.
پرسش باقیمانده؛ الگو یا استثناء؟
دیماه تمام شد، اما پرسش اصلی همچنان باقی است: آیا پزشکیان از این تجربه عبور خواهد کرد و در بحرانهای بعدی نقش فعالتر، شفافتر و پرهزینهتری ایفا میکند، یا آنچه در دیماه رخ داد، به الگوی ثابت دولت چهاردهم در مواجهه با نارضایتیهای اجتماعی تبدیل خواهد شد؟
پاسخ این پرسش، نه فقط سرنوشت دولت پزشکیان، بلکه آینده رابطه دولت و جامعه را نیز تا حد زیادی تعیین خواهد کرد.



پزشکیان کاره ای نیست و تندروها همه کاره ان
