شمس الواعظین: اتفاقی که در شبکه افق افتاد یک زلزله اخلاقی بود که تمام مرزها را شکست

رویداد۲۴| ماشاالله شمس الواعظین تأکید کرد: اتفاقی که در شبکه افق افتاد یک زلزله و زمین لرزه اخلاقی بود که تمام مرزها را شکست. دولت و حاکمیت تمام کشته شدههای رویدادهای اخیر را به استثنای چند تروریست، فرزندان این میهن اعلام کرد و تفاوتی بین این کشته شدهها که بسیجی یا فرد عادی هستند، قائل نشد.
مصطفی پوردهقان اردکان، نماینده مردم اردکان در مجلس دوازدهم در توضیح جزییات بیشتر بیان کرد: عددی که صداوسیما دریافت میکند نسبت به سال گذشته رشد ۳۵ درصدی داشته است و نزدیک به ۳۰ هزار میلیاد تومان است که عمده این عدد برای هزینههای جاری این سازمان صرف میشود.
ماشالله شمس الواعظین، روزنامه نگار و تحلیل گر سیاسی در گفتوگو با «انتخاب»، با اشاره به توهین و تمسخر کشته شدههای حوادث اخیر کشور در شبکه افق گفت: اتفاقی که در شبکه افق افتاد یک زلزله و زمین لرزه اخلاقی بود که تمام مرزها را شکست. دولت و حاکمیت تمام کشته شدههای رویدادهای اخیر را به استثنای چند تروریست، فرزندان این میهن اعلام کرد و تفاوتی بین این کشته شدهها که بسیجی یا فرد عادی هستند، قائل نشد. من وقتی شنیدم چنین اتفاقی در شبکه افق افتاده است، گفتم اگر تا امشب اتفاقی در شبکه افق صورت نگیرد، فکر میکنم به طور کلی این موضوع از طریق ایجاد نفرت عمومی نسبت به صداوسیما چیزی شبیه ماجرای مهسا امینی خواهد شد.
وی با طرح این سوال که چرا یک حرکت شبکه افق و برنامه خط خطی تبدیل به نقطه انفجاری و نفرت عمومی شد، نیز افزود: فکر میکنید همه مردمی که این نفرت را پیدا کردند همه آن برنامه را مستقیم دیدند؟ خیر. درواقع، در فضاهای مجازی وایرال شد. آن برنامه شبکه افق خیلی ببیننده نداشته است بلکه محدود دیده شده، اما به صورت انفجاری. همین به صورت انفجاری بودن محل بازنگری ما است که باید مورد توجه رسانهای قرار بگیرد که امیدوارم این اتفاق زودتر رقم بخورد وگرنه باید شاهد تکرار این خطاها و عملکردی که نازل میشود، باشیم.
وی در پاسخ به این سوال که با توجه به تکرار اتفاقات این چنینی در صداوسیما آیا برکنار مدیران شبکه افق قدرت بازدارندگی دارد یا خیر، گفت: آیا مجری این برنامه فقط عنصر بوده است؟ قطعا خیر. پشت آن، اتاق فکر، سردبیر و ... بوده است. آیا اینها نسبت به این مفهوم، معادله و مصاحبهای که راه انداختند بی اطلاع بودند؟ قطعا خیر؛ در نتیجه، این رویکرد است که تعداد صاحبان این رویکرد زیاد است؛ بنابراین باید رویکر را تغییر بدهیم. ما باید از برخورد سطح بالا و تحقیر مردم دست برداریم. این سیاست نتایج غلطی به بار آورده و نتایج فاجعه باری پیش خواهد آورد؛ اینکه ما از بالا مردم را توهین و تحقیر کنیم، و آنها را عوام بدانیم که آمدهایم ارشاد شان کنیم.
شمس الواعظین با اشاره به اینکه جامعه ما ۲۸ میلیون فارغ التحصیل دانشگاهی دارد، افزود: تصور میکنیم سال ۵۷ است که آن زمان ۴۰۰ هزار فارغ التحصیل دانشگاه داشتیم و ۵۲ درصد جامعه ایران آن زمان کاملا بیسواد بودهاند، اما امروز سطح فرهنگی جامعه ایران بالا است و باید به آن احترام گذاشت. شمس الواعظین در توضیح جزییات بیشتر افزود: در سازمان صداوسیما گفتم که ما یک مشکلی داریم که صداوسیما و ایران اینترنشنال دو لبه یک قیچی هستند که وقتی پایین میآید، حقیقت را پاره و قطعه قطعه میکند؛ این اشکال است و ما نیاز به روایت سومی داردیم که از دل استنقلال خواهی رسانهای ناشی شده باشد. اگر این وضعیت را ادامه بدهیم مرجعیت رسانهها به بیرون پرتاب میشود که به وسیله عملکرد صداوسیما و امثال صدوسیما به بیرون رفته است. از طرفی دیگر، رسانه ملی هم نشان داده است که قابل تغییر نیست. هیچ کس در ایران در انتظار ساعات اخبار صدواسیما نیست و این یک اشکال رسانهای است درحالی که شما منتظر یک رسانه فارسی زبان خارج از کشور هستید که بخشهای خبری خود را شروع کند؛ این تفاوت بین رسانه موفق و رسانه ناکام و غیرموفق است.
شمس الواعظین خاطرنشان کرد: صداوسیما بر طبلی که به آن عادت کرده مینوازد و تغییر پذیر نیست. چرا صداوسیما هیچ وقت روایت گر حقیقت نبوده و یا کمتر روایت گر حقیقت بوده است؟ چرا بی اعتمادی به رسانه ملی افزای یافته است؟ چرا ساختمان ۲۰۰ متری در گوشه لندن صداوسیما را به چالش کشیده است؟ اینها را صداوسیما باید پاسخ بدهد.
وی با اشاره به اینکه سوژهها در ایران تولید میشود و به لندن میرود و طی پردازشی برای مصرف کنندگان به کشور بر میگردد، بیان کرد: این یکی از بزرگترین طنزهای تاریخ است که یک سوژه در محل دریافت پیام تولید و پردازش میشود، اما به وسیله بیگانگان با منافع آمریکا و اسراییل گره میخورد و آشوبهایی را به وجود میآورد.
شمس الواعظین با طرح این سوال که چرا صداوسیما پروتکل دورانهای بحران و فوق العاده را اجرا نمیکند، بیان کرد:، چون عادت کرده و ترک عادت موجب مرض است. یعنی رسانه ملی ما عادت ندارد در دورانهای فوق العاده ظهور موفقی داشته باشد، اما رسانههای خارج از کشور در بستر بی ثباتی و بحران شکل گرفتند؛ برای همین میتوانند بحران را خوب منتقل کنند و پیام بحرانی تولید کنند؛ جلوی این مسئله را نمیشود گرفت؛ بنابراین باید یک رقیب حرفهای درست کرد. رقیب حرفهای در بستر روایت سوم است؛ نه روایت اول و دوم که جانبدارانه هستند. یکی خود را موظف به حفظ نظام میداند و میخواهد نظام را حفظ کند و آن یکی هم میخواهد نظام را سرنگون کند که هر دو به لحاظ حرفهای کار اشتباهی میکنند.
وی با تاکید براینکه کار رسانه جاانداختن نظام سیاسی یا سرنگون کردن حکومت و دولتها نیست، افزود: چنین رسالتی اصلا برای رسانهها تعریف نشده است. آنچه باعث ثبات یک کشور میشود ترویج آرامش و مفاهیم توسعه، مبارزه با سلاح کشتار جمعی، مبارزه با جهل، مبارزه با تبعیض بین زنان و مردان است که خروجی اینها منجر به ثبات نظام سیاسی در کشور میشود و نظامهای سیاسی از آن سود میبرند، اما اینکه از صبح تا شب در بوق کنیم و فریاد بزنیم که میخواهیم نظام را حفظ کنیم آسیب پذیری نظام را بیشتر میکند. امیدوارم روزی به گوش بالادستیهای صداوسیما برسد و این اصلاحات ساختاری را در سیستم اطلاع رسانی ملی اجرا کنند.
شمس الواعظین در پاسخ به این سوال که چرا تاکنون ورود جدی تری برای نظارت بر عملکرد صداوسیما صورت نگرفته است، گفت: به لحاظ شکلی، شورای نظارت وجود دارد که اینها هیچ یک از بستر عمل حرفهای متولد نشدهاند. نمایندگانی که در سازمانهای نظارتی اینها وجود دارند همه نمایندگان سازمانهای دیگر در این سازمان هستند و فقط ظاهر پیام و محتوا را نگاه میکنند که مغایر با سیاستهای نظام جمهوری اسلامی نباشد؛ اصلا رسانه ملی کارش این نیست. حفظ نظام سیاسی کشور طرقی دارد که غیر مستقیم است؛ مستقیم که عمل میکنید تبدیل به پروپاگاندا میشود؛ یعنی همین چیزی که الان شاهدش هستیم. وی تصریح کرد: چه چیزی بیگانگان را وادار به راه اندازی شبکههای فارسی زبان میکند؟ آیا اینها دلسوز مردم ایران هستند؟ خیر. یک خلاء رسانهای میبییند که این خلاء را با راه اندازی شبکههای مخصوص خود پر میکنند؛ منتهی آنها نیز خطای صداوسیما را تکرار میکنند و برای طرفهای سیاسی خود پروپاگاندا میکنند. ما باید این چرخه غلط و نادرست را یک جایی متوقف کنیم. چگونه متوقف کنیم؟ این موضوع از طریق بستن روزنامه در شرایط بحران به دست نمیآید بلکه از طریق ایجاد روایت سوم به دست بیاید.



جبلی عامل اصلی کشتار ۳۰۰۰ ایرانی معترض بوده
اگر صدا سیما شوخی نمیکرد خیابانهای ما از خون جوانان معترض به گرانی پر نمی شد