بیم و امیدها در مذاکرات فردا | پنجشنبه سرنوشتساز؛ جنگ یا توافق؟

رویداد۲۴| نگاه مردمی که کمرشان زیر بار سنگین فشارهای معیشتی خم شده، از حالا به هتلهای مجلل ژنو دوخته شده و منتظر خروج از این بلاتکلیفی هولناک هستند. سرنوشت این مردم به مذاکرات جاری گره خورده و نتیجه آن میتواند کابوس جنگ را پایان داده و امید به گشایشهای اقتصادی را ایجاد کند.
نشست نمایندگان ایران و آمریکا که فردا در ژنو برگزاری خواهد شد، فراتر از یک رویارویی سیاسی، آزمونی برای «کارآمدی دیپلماسی» در حل بحرانهای مزمن است. در حالی که فضای بینالمللی میان تهدیدهای کلامی و ضرورتهای معاملهگری نوسان میکند، تهران در نقطهای ایستاده است که تصمیماتش میتواند مسیر توسعه کشور را برای یک دهه آینده ترسیم کند.
ضرورت گشایش؛ منطق توافق از زاویه منافع ملی
برخلاف روایتهای تقلیلگرایانه، میل به توافق در هر دو سو نه از سر اشتیاق، بلکه ناشی از «اضطرار راهبردی» است. برای ایران، واقعیتهای اقتصادی و ضرورت نوسازی زیرساختهای فرسوده انرژی و حملونقل، بازگشت به بازارهای جهانی را به یک «الزام ملی» تبدیل کرده است. شواهد نشان میدهد که تیم دیپلماسی با درک این واقعیت که «زمان» به نفع فرسایش سرمایههای اجتماعی نیست، با انعطافی هوشمندانه به دنبال فرمولی برای رفع تحریمهای کلیدی است. در مقابل، واشنگتن نیز به خوبی میداند که تداوم بنبست کنونی، تنها به تقویت جریانهای رادیکال و بیاثر شدن ابزارهای نظارتی آژانس منجر میشود.
در این میان، نقش میانجیهای منطقهای و سیگنالهای مثبت از سوی پایتختهای اروپایی، گمانه دستیابی به یک «تفاهم میانمدت» را تقویت کرده است. توافقی که شاید همهجانبه نباشد، اما میتواند با ایجاد یک تنفس ارزی و لغو محدودیتهای صادراتی، قفلهای سرمایهگذاری خارجی را باز کند. برای جریانی که در داخل کشور به دنبال توسعهگرایی و پیوند با اقتصاد جهانی است، نشست ژنو نه یک میدان نبرد، بلکه فرصتی برای بازتعریف جایگاه ایران در زنجیره ارزش جهانی و کاهش هزینههای زندگی برای طبقه متوسط و محروم است.
واقعبینی در میانه تهدید؛ هزینه انسداد و تلاطمهای احتمالی
با این حال، واقعبینی حکم میکند که سناریوی عدم توافق و پیامدهای آن نیز با دقت واکاوی شود. سایه سنگین جریانات تندرو در غرب و تحرکات بازیگران منطقهای که ثبات ایران را برنمیتابند، مسیر مذاکرات را لغزنده کرده است. شکست مذاکرات فردا یا خروجی بینتیجه آن، میتواند به معنای ورود به یک دوره جدید از «فشار حداکثری» باشد که در آن گزینههای غیردیپلماتیک بیش از پیش برجسته میشوند. آرایش نظامی در منطقه، هرچند ممکن است بخشی از بازی «دیپلماسی اجبار» باشد، اما ریسک خطای محاسباتی را به شدت افزایش داده است.
در حوزه داخلی، شکست در رسیدن به یک متن واحد، بلافاصله بر بازار ارز و طلا اثر خواهد گذاشت. بازار سرمایه که تشنه ثبات و پیشبینیپذیری است، در صورت بروز انسداد سیاسی، با موجی از نااطمینانی روبهرو خواهد شد که میتواند خروج سرمایه را تشدید کند. از این رو، آمادگی برای مدیریت پیامدهای احتمالی نشست، به اندازه خود مذاکرات اهمیت دارد. واقعیت این است که ایران نمیتواند در وضعیتی دائمی از «نه جنگ و نه صلح» باقی بماند؛ چرا که فرسودگی ناشی از تحریمها، توان رقابتی کشور را در برابر همسایگان به شدت تحلیل میبرد. نشست ژنو، آخرین فرصت برای جایگزینی منطق هزینه با منطق فایده در سیاست خارجی است.
عبور از دوقطبیسازی برای نجات اقتصاد
نشست پنجشنبه در ژنو، فارغ از نتایج فنیاش، باید به عنوان نقطهای برای «اجماع ملی» نگریسته شود. ایران در وضعیتی نیست که بتواند میان گزینههای ایدهآل انتخاب کند؛ بلکه باید میان «بد» و «بدتر» به دنبال راهی برای حفظ تمامیت ارزی و رفاه عمومی باشد. موفقیت در ژنو، پیروزی یک جناح خاص نیست، بلکه پیروزی عقلانیت و بازگشت امید به جامعهای است که خسته از تنشهای بیپایان، به دنبال زندگی معمولی و باثبات است. فردای ژنو، تصویری از قدرت انطباق سیستم سیاسی ایران با واقعیتهای نوین جهانی خواهد بود؛ تصویری که امیدواریم در آن، رنگ توسعه بر رنگ تقابل چیره شود.



تحقق برجام دانست و بعید نیست روسیه در خروج نقش داشته اکنون همان استراتژی پشت پرده خصوصا صادرات نفت ولو اندک قطعا نقش دارند