جواد گنجی که بود؟ | معترض کشتهشده یا قربانی تروریسم و پروژه کشتهسازی؟

رویداد۲۴| بعد از هر حادثه تلخ و دردناکی که در جامعه ایران رخ میدهد ابهامها آغاز میشود. دو طرف منازعه تلاش میکنند از کشته شدگان چهره متفاوتی ارائه دهند. رسانههای حاکمیتی تلاش میکنند نشان دهند که فرد کشته نه یک معترض که یک نیروی خودی یا دست کم یک شهروند عادی بوده که به دست تروریستها کشته شده است و از طرف دیگر هم نیروهای اپوزوسیون حضور دارند که تلاش میکنند کشته شده مذکور را که نامش در سطح جهانی مطرح میشود مال خود کنند و بگویند آن فرد از معترضین و مخالفین حاکمیت بوده است. به بیان سادهتر بعد از تمام شدن حوادثی مثل حوادث سال ۱۴۰۱ و دی ماه سال ۱۴۰۴ جنگ تازهای آغاز میشود که معروف به جنگ روایتها است.
هر گروهی میکوشد روایت خودش را از حادثه تلخ اتفاق اُفتاده ارائه دهد و کشته شدگان این حادثه تلخ را به نفع خود مصادره کند. این دقیقاً همان اتفاقی است که برای مرحوم جواد گنجی رخ داد. در ابتدا او توسط مخالفان حاکمیت یک چهره معترض معرفی شد که در حوادث دی ماه کشته شده است و بعد از برگزاری مراسم توسط سینماگران در خانه سینما برای او بلافاصله رسانههای حاکمیتی به سراغ آن مرحوم رفتند تا نشان دهند که او قربانی عملیات کشته سازی سرویسهای امنیتی بیگانه و بخشی از پروژه کشته سازی آنها برای فشار به حاکمیت است. روایتهای متضاد و متناقضی که ذهن مخاطب آشفته را به هم میریزد و این پرسش را در ذهن او به وجود میآورد که حقیقت ماجرا چیست؟
جواد گنجی کیست؟
یک سرچ ساده در گوگل نشان میدهد که جواد گنجی یک دستیار کارگردان و برنامه ریز حرفهای سینما بود که مرگش در حوادث دی ماه سال ۱۴۰۴ اهالی سینما را در بهت و حیرت فرو برد. جواد گنجی متولد ۱۴ مرداد سال ۱۳۶۵ بود. او کارش در سینما را از سال ۱۳۸۳ و به عنوان دستیار کارگردان در فیلم سینمایی شکارچی شنبه پرویز شیخ طادی آغاز کرد. جواد گنجی کارنامه هنری بسیار پرباری داشت. او سابقه همکاری با کارگردانان مختلفی را در کارنامه هنری خود داشت. گنجی در ۱۷ فیلم برنامه ریز، در ۱۹ فیلم دستیار اول کارگردان و در ۷ فیلم به عنوان دستیار کارگردان به فعالیت پرداخت.
بیشتر بخوانید: ببینید| سخنان جنجالی شهاب حسینی در مراسم بزرگداشت جواد گنجی
در کارنامه کاری جواد گنجی حضور در پروژههای مشهوری مانند نفس، لحظه گرگ و میش، آرماندو، هاری، مبارک، ژوآن و ثبت و با سند برابر است به چشم میخورد. گنجی علاوه بر فعالیت به عنوان دستیار کارگردان چند فیلم کوتاه از جمله جایی میان سکوت، تومور، نیمه شب، زاج، بازی زرد و ستاره کهن را ساخته و کارگردانی کرده بود که فیلم کوتاه جایی میان سکوت او موفق به کسب جایزه از جشنواره فیلم فلورانس ایتالیا شده بود. ظاهراً و آن طور که خانواده گنجی در صفحه اینستاگرام این دستیار کارگردان جوان منتشر کردهاند گنجی در تدارک ساخت اولین فیلم بلند سینمایی خودش و تاسسیس یک دفتر سینمایی بود که حوادث دی ماه ۱۴۰۴ رخ میدهد و او بر اثر اصابت گلوله در این حوادث از دست میدهد.
منازعه میان سینماگران و رسانههای حاکمیتی از کجا شروع شد؟
اما همه چیز از روز ۴ اسفند ۱۴۰۴ و از مراسمی که خانه سینما برای مرحوم جواد گنجی برگزار کرد آغاز شد. سخنان شهاب حسینی که در این مراسم جواد گنجی را یکی از دهها هزار داغی که بر دل جامعه نشسته است توصیف کرد. او با اشاره به تفاوت نگاه سیاستمداران و هنرمندان گفت: «به نظر میرسد هیچ سیاستمداری مخاطب سینما نیست؛ چراکه روش و منش آنها چنین چیزی را نشان نمیدهد. سیاستمداران مخاطب سینما نیستند بلکه مردم همیشه مخاطب سینما هستند.» شهاب حسینی از خانه سینما خواست واکنشهایش همسو و همدل با مردم ایران باشد و برای رهایی بازداشت شدگان حوادث اخیر هر اقدامی که میتواند انجام دهد. او حتی با اشاره به فیلم فهرست شیندلر گفت: در لحظات پایانی این فیلم، شیندلر گریه میکند و میگوید اگر حلقه دستم را داده بودم میتوانستم عدهای را نجات دهم. من از خانه سینما به عنوان یک صنف مردمی میخواهم که در کنار مردم باشد.» سخنان شهاب حسینی برای اصول گرایان و محافظه کاران بسیار گران تمام شد و در اولین واکنشها روزنامه کیهان در مطلبی نوشت که خوب شد شهاب حسینی در کنار معترضان از شهدای مدافع امنیت هم یاد میکرد.
بیشتر بخوانید: کشته شدن دو عضو خانه سینما در ناآرامیهای اخیر
صحبتهای شهاب حسینی باعث شد تا صدا و سیما و محافظه کاران فرهنگی ایران کلیپی را از خانواده گنجی پخش کردند و سعی کردند با ربط دادن این کلیپ به صحبتهای شهاب حسینی خانواده گنجی را مخالف صحبتهای حسینی نشان دهند. انتشار این کلیپ با واکنش خانواده گنجی رو به رو شد. در بخشی از متن منتشر شده در صفحه اینستاگرام مرحوم گنجی آمده است: «بعد از مراسم یادبود فرزندمان که به همت همکاران شغلی و بدون وابستگی به ارکان دولتی برگزار شد، ویدیوهای تقطیع شدهای از خانواده ما در فضای مجازی توسط یک سری پیجهای منفعت طلب برحسب گرایش شخصی و اعتقادی که دارند پخش شده و با ربط دادن به هنرمند عزیز کشورمون شهاب حسینی بزرگوار و دیگر عزیزان باعث رنجش خانواده جواد گنجی و بخشی از هنرمندان و دوستان شدهاند.» در ادامه این متن آمده است که این فیلم در روزهای ابتدایی واقعه که منافقین (سازمان مجاهدین) جواد گنجی را جز هواداران خود معرفی کرده بود فیلمبرداری شده تا خانواده مرحوم گنجی از این طریق موضوع را تکذیب کنند و ویدیوی فوق هیچ ارتباطی با سخنان شهاب حسینی و دیگر هنرمندان حاضر در مراسم مرحوم جواد گنجی ندارد.
هدف اصول گرایان از ساخت چنین ویدیوهایی چیست؟
به نظر میرسد هدف اصول گرایان از ساخت چنین کلیپها و ویدیوهایی تلاش برای پیروزی در جنگ روایتها است. تلاشی که در سال ۱۴۰۱ هم به شکل دیگری انجام شد و ما آن را در ماجرای مرحوم نیکا شاکرمی مشاهده کردیم که فوت او را خودکشی اعلام کرده بودند. در واقع برخی رسانههای وابسته به حاکمیت تلاش میکنند تا هریک از کشته شدگان را به خودشان ربط دهند و خیلی ساده بگویند اساساً معترضی وجود نداشته و تمام افراد کشته شده غیرنظامی یا رهگذران سادهای بودند که به دست حکومت کشته شدند و یا از اساس طرفدار شرایط فعلی کشور بودند. هدف از این کار هم انکار وجود هر گونه اعتراض و نسبت دادن تمام حوادث دی ماه به دشمن و بیگانگان است. رویکردی که قطعا کمکی به حل موضوع نمیکند و بیشتر شبیه پاک کردن صورت مسئله و فرار به جلو است تا روایت صادقانه حقیقت است. فعالین فرهنگی اصول گرا اگر نگاهی به قیمت دلار، تورم افسار گسیخته و قیمت اقلام خوراکی بی اندازند متوجه میشوند که اعتراض نه تنها وجود دارد که تبدیل به یک رویه عمومی در میان آحاد مختلف جامعه شده است.


