جهش نفت، پروازهای گران و بازارهای مضطرب؛ آیا اقتصاد جهانی معادله پایان جنگ را تغییر میدهد؟

رویداد۲۴| یازده روز از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران میگذرد؛ جنگی که از ۹ اسفند آغاز شد و اگرچه در میدان نظامی جریان دارد، اما اثرات آن خیلی زود از مرزهای خاورمیانه فراتر رفت و اقتصاد جهانی را نیز درگیر کرد. بازار انرژی، صنعت حملونقل، بازارهای مالی و حتی قیمت مواد غذایی تنها در چند روز با موجی از نوسان و نااطمینانی روبهرو شدند. آنچه اکنون در بازارهای جهانی دیده میشود نشان میدهد که این درگیری صرفاً یک بحران امنیتی نیست، بلکه به سرعت به یک بحران اقتصادی بالقوه برای جهان تبدیل شده است؛ بحرانی که در صورت ادامه میتواند بر مسیر جنگ و موضع کشورهای مختلف نیز اثر بگذارد.
تنگه هرمز؛ گلوگاهی که اقتصاد جهان را میترساند
در نخستین ساعات پس از آغاز درگیریها، نگاه بازارهای جهانی بیش از هر چیز به تنگه هرمز دوخته شد؛ گذرگاهی باریک، اما حیاتی که یکی از مهمترین مسیرهای انتقال انرژی در جهان به شمار میرود. بخش بزرگی از نفت صادراتی خلیج فارس از همین مسیر عبور میکند و هرگونه ناامنی در آن میتواند عرضه جهانی انرژی را مختل کند.
در روزهای ابتدایی جنگ، گزارشهایی از کاهش تردد نفتکشها و افزایش ریسک حملونقل در این مسیر منتشر شد. همین مسئله کافی بود تا بازار نفت واکنشی سریع نشان دهد. قیمت نفت برنت که پیش از آغاز جنگ در سطوح پایینتری قرار داشت، در روزهای بعد از شروع درگیریها جهش قابل توجهی را تجربه کرد و حتی تا نزدیکی ۱۲۰ دلار در هر بشکه نیز بالا رفت. تحلیلگران بازار انرژی هشدار دادهاند که اگر اختلال در صادرات نفت خلیج فارس ادامه پیدا کند، قیمتها میتواند حتی به سطوح بالاتر نیز برسد. در روزهای گذشته دیدیم که تلاشهای دولت ترامپ برای پایین آوردن دستوری قیمت نفت هم فایده نداشت.
این حساسیت بالا به تنگه هرمز بیدلیل نیست. کشورهایی مانند عربستان، عراق، کویت، امارات و قطر بخش بزرگی از صادرات انرژی خود را از همین مسیر انجام میدهند؛ بنابراین هرگونه ناامنی در این منطقه عملاً میتواند عرضه انرژی جهان را تحت فشار قرار دهد.
شوک انرژی و موج گرانی در حملونقل جهانی
افزایش قیمت نفت خیلی زود اثر خود را در بخشهای دیگر اقتصاد نیز نشان داد. یکی از نخستین بخشهایی که تحت تأثیر قرار گرفت، صنعت هوانوردی بود. قیمت سوخت هواپیما در بازارهای جهانی طی روزهای اخیر جهش شدیدی را تجربه کرد و در برخی بازارها به بیش از ۱۵۰۰ دلار در هر تن رسید؛ افزایشی که گفته میشود در حدود ۸۰ درصد بوده است.
برای شرکتهای هواپیمایی که سوخت بخش بزرگی از هزینههای عملیاتی آنها را تشکیل میدهد، چنین جهشی به معنای افزایش فوری هزینههاست. به همین دلیل برخی شرکتهای هواپیمایی از جمله ایر ایندیا و لوفتهانزا از افزایش قیمت بلیت در برخی مسیرهای بینالمللی خبر دادهاند. همزمان بسیاری از خطوط هوایی برای دوری از مناطق درگیری، مسیرهای پروازی خود را تغییر دادهاند؛ موضوعی که زمان پروازها را طولانیتر و هزینهها را بیشتر کرده است.
پیامدهای این وضعیت تنها به صنعت هواپیمایی محدود نمیشود. افزایش هزینه سوخت میتواند حملونقل دریایی و زمینی را نیز گرانتر کند و در نهایت به افزایش قیمت کالاها در بازارهای جهانی منجر شود.
بازارهای جهانی در وضعیت انتظار
همزمان با شوک انرژی، بازارهای مالی جهان نیز وارد مرحلهای از احتیاط و انتظار شدهاند. در روزهای نخست جنگ، سرمایهگذاران به سمت داراییهای امنتر مانند طلا حرکت کردند و شاخصهای سهام در برخی بازارها با نوسان همراه شد.
اقتصاددانان هشدار میدهند که اگر قیمت انرژی برای مدت طولانی بالا بماند، اقتصاد جهانی ممکن است با خطر رکود تورمی روبهرو شود؛ وضعیتی که در آن رشد اقتصادی کاهش مییابد، اما تورم همچنان بالا باقی میماند. چنین وضعیتی پیش از این در دهه ۱۹۷۰ و در پی شوک نفتی تجربه شده بود.
افزایش قیمت انرژی به طور مستقیم هزینه تولید را بالا میبرد و از سوی دیگر قدرت خرید مصرفکنندگان را کاهش میدهد. ترکیب این دو عامل میتواند رشد اقتصادی را در بسیاری از کشورها کند کند.
از انرژی تا غذا؛ زنجیرهای از اثرات اقتصادی
افزایش قیمت نفت و گاز معمولاً اثرات زنجیرهای در اقتصاد جهانی ایجاد میکند و این بار نیز چنین نشانههایی دیده میشود. انرژی یکی از مهمترین هزینههای تولید در صنایع مختلف است و افزایش آن میتواند به سرعت به افزایش قیمت کالاها منجر شود.
در همین حال نگرانیهایی درباره بازار کودهای شیمیایی و محصولات کشاورزی نیز مطرح شده است. افزایش هزینه انرژی و اختلال در برخی مسیرهای صادراتی میتواند قیمت مواد اولیه کشاورزی را بالا ببرد و در نهایت بر قیمت مواد غذایی اثر بگذارد. این مسئله برای بسیاری از کشورهای در حال توسعه که به واردات غذا وابستهاند اهمیت بیشتری دارد.
آیا فشار اقتصادی میتواند مسیر جنگ را تغییر دهد؟
با گذشت یازده روز از آغاز درگیریها، یک پرسش مهم در میان تحلیلگران شکل گرفته است: آیا فشار اقتصادی جهانی میتواند بر مسیر جنگ اثر بگذارد؟
تجربه بحرانهای گذشته نشان میدهد که شوکهای بزرگ انرژی اغلب دولتها را به سمت تلاشهای دیپلماتیک برای کاهش تنش سوق میدهد. قیمت بالای نفت و گاز میتواند تورم را در بسیاری از کشورها افزایش دهد و دولتها را با فشار اقتصادی و اجتماعی روبهرو کند. به همین دلیل برخی تحلیلگران معتقدند اگر اختلال در بازار انرژی ادامه پیدا کند، کشورهای مصرفکننده بزرگ انرژی ممکن است برای کاهش تنشها فشار بیشتری وارد کنند.
از سوی دیگر، برخی کشورها نیز ممکن است تلاش کنند با افزایش تولید یا آزادسازی ذخایر استراتژیک نفت از شدت بحران بکاهند. با این حال تأثیر چنین اقداماتی معمولاً محدود و کوتاهمدت است.
آینده اقتصاد جهانی در سایه جنگ
در حال حاضر اقتصاد جهانی در وضعیتی از نااطمینانی قرار دارد. اگر جنگ در همین سطح باقی بماند و مسیرهای انرژی دوباره به حالت عادی بازگردد، بازارها احتمالاً طی هفتههای آینده آرامتر خواهند شد. اما اگر درگیریها تشدید شود یا تنگه هرمز برای مدت طولانی ناامن باقی بماند، اقتصاد جهانی ممکن است با یکی از جدیترین شوکهای انرژی در سالهای اخیر روبهرو شود.
به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران معتقدند که در کنار میدانهای نبرد، بازار انرژی نیز به یکی از مهمترین عرصههای این جنگ تبدیل شده است؛ عرصهای که میتواند نه تنها اقتصاد جهان، بلکه تصمیمات سیاسی و نظامی بازیگران اصلی این بحران را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
اگر روند فعلی ادامه پیدا کند، ممکن است فشارهای اقتصادی جهانی به عاملی تبدیل شود که در نهایت مسیر این جنگ را تغییر دهد.


