هرمز، میدان جدال پنهان متحدان | چرا اروپا با ماشین جنگی آمریکا همراه نمیشود؟

رویداد۲۴| همزمان با بالا گرفتن تنشها در خلیج فارس و تبدیل تنگه هرمز به کانون نگرانی بازارهای جهانی، روایت رسانههای غربی از یک واقعیت مهم پرده برمیدارد: اروپا برخلاف آمریکا، مسیر متفاوتی را برای مواجهه با این بحران انتخاب کرده است؛ مسیری که بیش از آنکه بر قدرتنمایی نظامی استوار باشد، بر مهار تنش و حفظ جریان انرژی متمرکز است.
گزارش اخیر پایگاه خبری «هیل» که از «دور زدن آمریکا» توسط اروپا سخن میگوید، تنها بخشی از تصویر است. در پس این تیتر، نوعی شکاف نرم در حال شکلگیری است؛ شکافی که ریشه در تفاوت اولویتها دارد. برای واشنگتن، بازدارندگی سخت و نمایش قدرت، و برای اروپا، ثبات بازار و پرهیز از یک بحران غیرقابلکنترل در اولویت است.
نگرانی از شوک انرژی، نه نمایش قدرت
روزنامه فایننشال تایمز در گزارشی با تمرکز بر پیامدهای اقتصادی بحران، تأکید کرده که پایتختهای اروپایی بیش از هر چیز نگران «شوک ناگهانی به بازار انرژی» هستند. این رسانه مینویسد دولتهای اروپایی در حال بررسی سناریوهایی برای تضمین جریان نفت و گاز هستند، اما تمایلی به همراهی با گزینههای نظامی آمریکا از جمله اسکورت تهاجمی نفتکشها، نشان نمیدهند، چرا که چنین اقداماتی میتواند به افزایش قیمتها و بیثباتی بیشتر دامن بزند.
این روایت نشان میدهد که اروپا، برخلاف آمریکا، مسئله هرمز را نه صرفاً یک چالش امنیتی، بلکه یک بحران اقتصادی بالقوه میبیند.
اروپا بهدنبال مهار تنش از مسیر دیپلماسی
اتحادیه اروپا تلاش دارد از طریق کانالهای دیپلماتیک، مانع از تشدید درگیری شود. روزنامه گاردین مینویسد بروکسل و برخی دولتهای کلیدی مانند فرانسه و آلمان، بهدنبال حفظ خطوط ارتباطی با تهران هستند تا از تبدیل بحران به یک تقابل مستقیم جلوگیری کنند.
در این چارچوب، اروپا حتی در صورت مشارکت در مأموریتهای دریایی، ترجیح میدهد نقش «حفاظتی و نظارتی» داشته باشد، نه ورود به درگیری.
تردید آلمان و سایه یک جنگ ناخواسته
هفتهنامه اشپیگل آلمان با لحنی محتاطانهتر، از «تردید عمیق» در برلین برای هرگونه مشارکت در سناریوهای پرریسک سخن گفته است. این رسانه گزارش میدهد که دولت آلمان نگران است هرگونه حضور نظامی در هرمز، بهسرعت از یک مأموریت محدود به درگیری گسترده تبدیل شود؛ سناریویی که اروپا نه آمادگی آن را دارد و نه تمایلی به پذیرش هزینههایش.
اشپیگل در عین حال اشاره میکند که این تردید، صرفاً مختص آلمان نیست و در بسیاری از کشورهای اروپایی دیده میشود.
یک شکاف نرم در غرب؛ اختلاف بر سر چیست؟
مجموع این روایتها نشان میدهد که اختلاف اروپا و آمریکا، بیش از آنکه بر سر اصل موضوع یعنی باز نگه داشتن تنگه هرمز باشد، بر سر چگونگی تحقق آن است. آمریکا گزینههای سختتری مانند افزایش حضور نظامی و حتی اقدام مستقیم را بررسی میکند، در حالی که اروپا بر مدیریت بحران با حداقل تنش تأکید دارد.
به بیان دیگر، اروپا بهدنبال آن است که بدون ورود به یک رویارویی مستقیم با ایران، امنیت کشتیرانی را حفظ کند؛ هدفی که تحقق آن، بهمراتب پیچیدهتر از رویکردهای نظامی است.
هرمز؛ میدان آزمون «استقلال راهبردی» اروپا
در این میان، نقش ایران بهعنوان بازیگری که تنگه هرمز را بخشی از راهبرد بازدارندگی خود میداند، معادله را پیچیدهتر کرده است. طرحهایی مانند اعمال محدودیت یا عوارض عبور، این پیام را به اروپا منتقل میکند که هر تصمیمی در این منطقه، پیامدهای مستقیم اقتصادی و سیاسی خواهد داشت.
در چنین شرایطی، تنگه هرمز به آزمونی برای مفهومی تبدیل شده که سالهاست در ادبیات سیاسی اروپا تکرار میشود: «استقلال راهبردی».
اروپا اکنون باید نشان دهد که آیا میتواند در یکی از حساسترین بحرانهای جهانی، مسیری مستقل از آمریکا را دنبال کند، یا در نهایت، تحت فشار تحولات، به همان الگوی سنتی همسویی بازخواهد گشت.
موقعیت خطیر اروپا
این طور که مشخص است و در رسانههای غربی نیز بازتاب یافته اروپا در حال حرکت روی لبهای باریک و خطرناک است؛ تلاش برای حفظ منافع اقتصادی و انرژی، بدون گرفتار شدن در یک جنگ پرهزینه.
این مسیر، اگرچه در کوتاهمدت میتواند به کاهش تنش کمک کند، اما در بلندمدت به یک پرسش اساسی گره خورده است: آیا اروپا قادر است در برابر فشارهای آمریکا و پیچیدگیهای میدانی، این مسیر مستقل را حفظ کند، یا هرمز به نقطهای تبدیل خواهد شد که شکافهای درون غرب را عیانتر از همیشه میکند؟


