شمارش معکوس برای پایان ضرب الاجل؛ ترامپ جهنم به پا کرده یا باز هم عقبنشینی میکند؟

رویداد۲۴| در تازهترین برگ از جنگ فعلی بین ایران و ائتلاف آمریکا و اسرائیل، دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا بار دیگر ضربالاجل داده و برای ایران خط و نشانهای جدیدی کشیده است! او این بار گفته که اگر تهران تا ۴۸ ساعت با واشنگتن توافق نکرده و تنگه استراتژیک هرمز را باز نکند، «همه چیز به جهنم تبدیل خواهد شد». ترامپ در حالی این پیام را - دیروز در تروث سوشال – نوشته که پیش از آن هم یک ۱۰ روزه و قبل از آن هم یک ضرب الاجل ۴۸ ساعته که آن را هم پنج روز تمدید کرد؛ داده بود.
رئیس جمهور آمریکا این بار در پیام خود نوشته که زمان «بهسرعت در حال تمام شدن» است و اگر ایران تا مهلت تعیینشده به خواستههای آمریکا عمل نکند، «جهنمی عظیم بر سر تهران فرو خواهد آمد». وی در اظهاراتش ترکیبی از تهدید نظامی و دعوت به مذاکره را به کار برده است، از جمله اینکه پیششرط بررسی قطع درگیریها را باز شدن کامل هرمز اعلام کرده است.
جنگ روانی یا واقعیت؟
واکنش جمهوری اسلامی به این ضربالاجل خصمانه، سریع و شدید بود. فرماندهان نظامی ایران این تهدید را «بیپایه، عصبی و نامتعادل» خواندهاند و بهوضوح اعلام کردهاند که هرگونه حمله به منافع و زیرساختهای کشور با پاسخی «سخت و مستمر» روبهرو خواهد شد.
در یک پیام متقابل، مقامات ایران هشدار دادهاند که اگر فشارها افزایش یابد، منطقه به جای جنگ محدود، به «جهنم پهناور» تبدیل خواهد شد – عبارتی که نشان میدهد تهران نه تنها از موضع دفاعی کوتاه نخواهد آمد، بلکه حاضر است تنش را تا حد زیادی بالا ببرد.
تحلیلگران سیاسی، اما میان این دو قطب اظهارنظر میکنند و گسترش حملات اخیر آمریکا و هدف قرار دادن زیرساختها از جمله پتروشیمی ماهشهر و تخریب پل کرج را نادیده نمیگیرند. در این شرایط سوال کلیدی آن است که آیا تهدید ۴۸ ساعته – که نیمی از آن هم گذشته - واقعاً آغازگر یک جنگ تمامعیار است یا بخش از جنگ روانی و فشار حداکثری پیش از تشدید احتمالی درگیریها؟ برخی معتقدند لحن هیجانی و رسانهای ترامپ – با واژگانی، چون «جهنم» و یادآوری تهدیدهای پیشین – بیش از آنکه نشانه یک نقشه عملیاتی روشن باشد، تلاشی برای افزایش فشار سیاسی و دیپلماتیک بر ایران و متحدان منطقهای اوست.
چرا تنگه هرمز محور بحران است؟
تنگه هرمز، این گذرگاه آبراهی باریک، اما با اهمیت استراتژیک، مسیر عبور حدود یکپنجم نفت جهانی را تشکیل میدهد. بسته شدن کامل یا حتی محدودیت در این مسیر میتواند نهتنها بازارهای انرژی را در سراسر جهان به آشفتگی بکشد، بلکه اقتصادهای بزرگ مصرفکننده را نیز به بحران بکشد. در هفتههای اخیر بسته بودن نسبی هرمز باعث افزایش چشمگیر قیمتها و مشکلات در تجارت جهانی انرژی شده است.
این اهمیت اقتصادی باعث شده تا تهدید به اعمال فشار راهبردی بر این گذرگاه بهعنوان یک اهرم قوی برای ایالات متحده در روابط با تهران تلقی شود، بهخصوص وقتی میانجیگران منطقهای در تلاشاند تا راهی برای بازگشت طرفین به میز مذاکره پیدا کنند.
آیا جنگ تمام میشود یا واقعا جهنم در راه است؟
این نقطه از بحران میتواند نقطه عطف باشد و چند سناریو قابل تصور است. در سناریوی اول؛ اگر ایران گامی عملی در جهت شروط واشنگتن بردارد – مثلاً باز کردن هرچه سریعتر هرمز در مقابل تضمینهای مشخص برای پایان جنگ – ممکن است به یک نوع آتشبس مشروط یا حتی معامله محدود منجر شود.
در سناریوی دوم؛ اگر تهران با قاطعیت به تهدیدها پاسخ بدهد و واشنگتن نیز بهدنبال اجرای عملی تهدیدها برود، این میتواند زمینهساز تشدید نظامی گستردهتر باشد؛ چیزی که حتی فراتر از منطقه خاورمیانه ابعاد جهانی خواهد گرفت.
افزایش نرخ انرژی در بازارهای جهانی، تقویت مواضع سختگیرانه در هر دو طرف و بههمریختگی نسبی در پیامهای رسمی واشنگتن – از تهدید مستقیم تا اشاره به مذاکرات «سازنده» – همگی نشان میدهد که جنگ یا توافق هنوز در تعادل شکنندهای قرار دارند.
جنگ در نقطه عطف
ضربالاجل ۴۸ ساعته رئیسجمهور آمریکا به ایران در حالی مطرح شده که تنشها میان دو کشور به یکی از حساسترین و خطرناکترین مقاطع خود در ماههای اخیر رسیده است. اگرچه لحن بیسابقه این تهدید میتواند نشانهای از آمادهسازی برای اقدام نظامی باشد، اما همزمان انعکاس آن در عرصه جهانی و تلاش میانجیگران، احتمال نرمش سیاسی برای اجتناب از برخورد مستقیم را نیز زنده نگه داشته است.
در روزهای آینده روشن خواهد شد که آیا تهران به سوی راهحل دیپلماتیک و کاهش تنشها حرکت خواهد کرد یا اینکه این ضربالاجل تبدیل به جرقهای برای تشدید جنگ خواهد شد – پاسخی که نه ایران بلکه جمعبندی تصمیمات راهبردی واشنگتن و متحدان منطقهای آن را رقم خواهد زد.


