از «فتح» تازه تا «دبه آمریکا»؛ روایتهای متناقض از توافق احتمالی | بین ایران و آمریکا چه میگذرد؟

رویداد۲۴| فضای سیاسی و رسانهای ایران طی ساعات گذشته مملو از خبرها، گمانهزنیها و روایتهای ضدونقیض درباره توافق احتمالی میان تهران و واشنگتن شده، یک نکته بیش از همه جلب توجه میکند؛ اینکه حتی پیش از اعلام رسمی هرگونه تفاهم، جنگ روایتها درباره «مفاد توافق» آغاز شده است. از توییت معنادار حسامالدین آشنا درباره «فتحی دیگر در مسیر بیتالمقدس» تا واکنش اصولگرایان و هشدار رسانههای نزدیک به سپاه درباره «دبهکردن آمریکا»، همه نشان میدهد که ماجرا دیگر صرفاً یک مذاکره دیپلماتیک نیست؛ بلکه نبردی سیاسی بر سر تفسیر توافقی است که هنوز نهایی نشده است.
ادعای واشنگتن، تکذیب تهران
ماجرا از ادعای ترامپ درباره نزدیکی توافق و گزارش رسانههای آمریکایی از جمله نیویورکتایمز و اکسیوس درباره جزئیات تفاهم احتمالی شروع شد؛ تفاهمی که گفته میشود در قالب یک یادداشت ۶۰ روزه، شامل کاهش تنش در تنگه هرمز، تسهیل فروش نفت ایران و ادامه مذاکرات هستهای خواهد بود. اکسیوس حتی مدعی شد ایران تعهدات شفاهی درباره توقف غنیسازی و کنار گذاشتن ذخایر اورانیوم با غنای بالا داده است. اما خیلی زود، تهران تلاش کرد روایت آمریکاییها را اصلاح کند.
خبرگزاری فارس، با اشاره به گزارش نیویورکتایمز نوشت ادعای مستثنیشدن اسرائیل از تعهدات توافق «فاقد وجاهت» است و طبق متن مورد توافق، آمریکا و متحدانش متعهد میشوند به ایران و نیروهای همپیمانش حمله نکنند. این رسانه همچنین تأکید کرد آمریکا دوباره بر سر آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران «دبه» کرده و میخواهد این منابع را نسیه و موکول به آینده کند؛ موضوعی که به گفته فارس، یکی از خطوط قرمز جمهوری اسلامی در مذاکرات است.
در واقع، آنچه اکنون بیش از هر چیز مانع نهاییشدن توافق به نظر میرسد، نه اصل تفاهم بلکه بیاعتمادی عمیق دو طرف نسبت به اجرای تعهدات است. خبرگزاری تسنیم نیز به نقل از منابع مطلع تأکید کرده اختلاف بر سر «یکی دو بند» همچنان ادامه دارد و مانعتراشی آمریکا اجازه نهاییشدن توافق را نداده است. همزمان یک منبع ارشد ایرانی به رویترز گفته تهران اساساً با انتقال ذخایر اورانیوم غنیشده به خارج از کشور موافقت نکرده و موضوع هستهای هنوز بخشی از تفاهم فعلی نیست.
این تناقضها نشان میدهد توافق احتمالی، اگر هم شکل بگیرد، بیش از آنکه یک «توافق جامع» باشد، نوعی آتشبس سیاسی و امنیتی موقت است؛ توافقی برای جلوگیری از ورود منطقه به جنگی فراگیر. به همین دلیل هم نقش کشورهای منطقه، بهویژه پاکستان و قطر، در میانجیگری برجسته شده است. فداحسین مالکی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، صراحتاً گفته کشورهای منطقه نگران تبعات جنگ هستند و تلاش میکنند بحران از خاورمیانه دور شود.
خرمشهرِ امروز؛ تنگه هرمز
اما در داخل ایران، شکاف بر سر تنگه هرمز و نحوه مواجهه با آمریکا کاملاً آشکار است. از یک سو، مسعود پزشکیان در پیام خود به مناسبت سوم خرداد، «خرمشهر امروز» را خلیج فارس و تنگه هرمز توصیف میکند و همزمان بر هماهنگی همه تصمیمات با شورای عالی امنیت ملی و رهبری تأکید دارد؛ پیامی که بیشتر از هر چیز تلاش برای مدیریت اختلافات داخلی و حفظ انسجام سیاسی را نشان میدهد. از سوی دیگر، چهرههایی، چون حسین شریعتمداری و برخی نمایندگان مجلس آشکارا هشدار میدهند که نباید مدیریت تنگه هرمز به وضعیت پیش از جنگ بازگردد.
کیهان در یادداشت امروز خود با لحنی تند از برخی دیپلماتها گلایه کرده و نوشته انگار قرار است پس از پایان بحران، قوانین حاکم بر تنگه به شرایط سابق برگردد. همزمان علی خزایی، نماینده مجلس، حتی پا را فراتر گذاشته و گفته هیچ کشتی متعلق به آمریکا و اسرائیل حق عبور از تنگه هرمز را ندارد و همه کشتیها باید از ایران مجوز بگیرند. این مواضع نشان میدهد بخشی از جریان تندرو در ایران، کنترل تنگه هرمز را نه صرفاً یک ابزار فشار موقت، بلکه دستاوردی راهبردی میداند که نباید در هیچ توافقی واگذار شود.
مینهای بیاعتمادی زیر پای توافق احتمالی
در طرف مقابل نیز اوضاع چندان متفاوت نیست. مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، تأکید کرده تنگه هرمز یک آبراه بینالمللی است و ایران مالک آن نیست. در اسرائیل هم نگرانیها از توافق احتمالی بالا گرفته و برخی مقامهای این رژیم هشدار دادهاند که توافق جدید ممکن است به تهران اجازه دهد از تنگه هرمز بهعنوان اهرم دائمی فشار استفاده کند.
همین وضعیت باعث شده توافق احتمالی، حتی پیش از امضا، مخالفان جدی در هر دو سوی ماجرا داشته باشد؛ مخالفانی که هرکدام معتقدند طرف مقابل امتیاز بیشتری گرفته است. سیاوش اردلان، خبرنگار بیبیسی، در توصیف این وضعیت نوشته امروز روز فروریختن «کاخ آرزوهای حامیان ادامه جنگ» است؛ چون در آمریکا خواهند پرسید چرا اجازه فروش نفت به ایران داده میشود و در ایران خواهند گفت چرا تنگه هرمز باز میشود.
شاید همین جمله، بهترین توصیف وضعیت فعلی باشد؛ توافقی که هنوز نهایی نشده، اما همزمان هم جنگطلبان آمریکایی را نگران کرده و هم تندروهای داخلی را. با این حال، واقعیت آن است که مسیر رسیدن به توافق نهایی همچنان طولانی و پرابهام است. نه پرونده هستهای حل شده، نه سرنوشت تحریمها روشن است و نه حتی درباره نحوه مدیریت تنگه هرمز اجماع وجود دارد. اما آنچه اکنون بیش از هر زمان دیگری دیده میشود، غلبه «ضرورت جلوگیری از جنگ» بر فضای تصمیمگیری تهران، واشینگتن و حتی کشورهای منطقه است؛ ضرورتی که شاید دو طرف را ناچار کند، ولو موقت، روی مینهای بیاعتمادی قدم بگذارند.


