گرانی ۳۰۰ درصدی لوازم بهداشتی معلولان| استفاده چندباره از لوازم یکبار مصرف بهداشتی و تشدید عفونت

رویداد۲۴| حدود ۴۵ هزار فرد دارای آسیبنخاعی در کشور این روزها با گرانی لوازم بهداشتی مورد نیاز خود دستوپنجه نرم میکنند. مطابق گزارشهای میدانی از چند استان، اقلامی مانند گاز استریل، پانسمانهای تخصصی، سوند، کیسه سوند، ژل، سرنگ، دستمال کاغذی و داروهای مرتبط با زخم بستر که مورد استفاده روزانه افراد دارای آسیبنخاعی قرار دارند بیشترین افزایش هزینه را در سبد مراقبتی این افراد داشتهاند و قیمت آنها در دو ماه گذشته دستکم ۲ تا ۳ برابر شده است.
این افزایش قیمت باعث کاهش قدرت خرید و افت دسترسی این افراد به این اقلام شده؛ بهگونهای که بنا بر گفته آنها و خانوادههایشان، زخمهای بستر در برخی موارد عمیقتر و عفونیتر شده و توان مراقبت روزانه از بیماران کاهش یافته است.
این در حالی است که کمکهزینه بهزیستی بابت تهیه لوازم بهداشتی که ماهانه به این افراد پرداخت میشود، تنها ۲و نیم میلیون تومان است؛ رقمی که با وجود افزایشهای ناچیز سالانه، قادر به مهار هزینههایی که روزانه در مقابل معلولان قد علم میکنند نیست و در صورت ادامه این روند و تشدید مشکلات مراقبتی، این گروه با مشکلات جسمی و هزینههای بالای درمانی مواجه خواهند شد.
استفاده چندباره از لوازم یکبار مصرف بهداشتی؛ تشدید عفونت در میان معلولان
مدیر کمپین معلولان میگوید: افراد دارای آسیبنخاعی در اثر افزایش هزینههای لوازم بهداشتی، در برخی موارد به استفاده چندباره از اقلامی که ماهیت یکبار مصرف دارند روی آوردهاند و در نتیجه، بخشی از آنان با عفونت و زخمهای ثانویه مواجه شدهاند. به گفته او، تهیه پوشک برای بسیاری از این افراد دشوار شده و برخی ناچار به استفاده از وسایل جایگزین غیراستاندارد مانند پارچه و کهنه شدهاند.
ما افراد دارای آسیبنخاعی روزانه دستکم ۴ عدد سوند و ۴ سرنگ نیاز داریم که در حال حاضر قیمت هر سوند ۱۲ تا ۱۵ هزار تومان و قیمت هر سرنگ ۵ هزار تومان است.
بهروز مروتی با اشاره به پیامدهای این وضعیت ادامه میدهد: در نتیجه محدودیت دسترسی به لوازم بهداشتی، زندگی عادی معلولان به عصر حجر برگشته. حتی زخمهایی که با مراقبت منظم قابل کنترل هستند نیز در موارد زیادی عمیقتر شده و خطر عفونت، بستری شدن و عوارض جبرانناپذیر افزایش یافته است؛ مسألهای که در نهایت هزینههای درمانی بیشتری را به سیستم سلامت و خانوادهها تحمیل میکند.
او تأکید میکند: در شرایط جنگی جفای زیادی به معلولان شد، آنها در برخی سیاستها و پروتکلهای حمایتی بهطور کافی دیده نشدند و بودجه مشخص و مؤثری برای بهبود شرایطشان اختصاص نیافت و حالا مجموع بیتفاوتی دولت به شرایط این طیف، موجب بیمهری به آنها، فراموشی و کاهش شدید کیفیت زندگیشان شده است.
زخمهایی که هر روز عمیقتر میشود
محمود. الف، ساکن قزوین و کارشناسی مدیریت بازرگانی است. او حدود ۱۰ سال پیش در یک سانحه رانندگی دچار آسیبنخاعی شد و پس از حدود سه سال توانبخشی و مراقبتهای پزشکی توانست روی ویلچر بنشیند.
او که تحت حمایت مالی پدرش قرار دارد و تنها درآمد خودش مستمری بهزیستی است، میگوید: ما افراد دارای آسیبنخاعی روزانه دستکم ۴ عدد سوند و ۴ سرنگ نیاز داریم که در حال حاضر قیمت هر سوند ۱۲ تا ۱۵ هزار تومان و قیمت هر سرنگ ۵ هزار تومان است. فقط همین دو قلم ماهانه حدود ۳ میلیون تومان هزینه دارد؛ در حالی که ژل، دستمال کاغذی، کیسه سوند و داروهای مورد نیاز، از جمله داروهای ضد دردهای نوروپاتیک نیز به این هزینه اضافه میشود.
محمود ادامه میدهد: برای کنترل زخمها هر روز باید آن را شستوشو، استریل و پانسمان کنیم، این کار در شرایط فعلی هزینه زیادی دارد. خود من بعضی روزها مجبور میشوم فاصله بین دو پانسمان را بیشتر کنم یا به دلیل کنترل هزینهها از وسایل غیراستاندارد استفاده کنم، اما همین امر باعث بدتر شدن وضعیتم میشود و درد و نگرانی از عفونت، بخشی از زندگی روزمرهام شده است.
سقوط کیفیت زندگی معلولان نخاعی؛ گرانی ۳۰۰ درصدی لوازم بهداشتی/ استفاده از وسایل غیراستاندارد مثل پارچهو کهنه/ «فاصله بین پانسمانها را بیشتر میکنم»
نگران فردای پسرم هستم
محمدی، پدر ۶۵ ساله تهرانی که از فرزند ۳۵ ساله آسیب نخاعی خود نگهداری میکند نیز درباره فشار سنگین هزینهها میگوید: حقوق بازنشستگیام کفاف زندگی عادی را هم نمیدهد چه برسد به هزینههای درمان و نگهداری. پسر من به جز لوازم بهداشتی، روزانه به پوشک هم نیاز دارد ولی قیمت آن روزانه در حال افزایش است و هر ماه بیشتر از ماه قبل میشود.
او که بازنشسته بخش خصوصی است و کمتر از ۲۰ میلیون تومان مستمری دریافت میکند، درباره هزینههای مربوط به نگهداری از فرزندش بیان میکند: هزینه بالای پانسمانهای تخصصی، گاز استریل، پمادهای ترمیمکننده و سایر ملزومات مراقبت از زخم بستر، برایم به یک چالش جدی تبدیل شده، در حالی که تا چند سال پیش تهیه این اقلام جزو هزینههای معمول زندگیام بود.
محمدی با اشاره به فرسودگی جسمی و روحی خود میافزاید: همسرم چند سال پیش عمرش را به شما داد. دو فرزند دیگرم هم ازدواج کردهاند و مشکلات خودشان را دارند. خودم هم دیگر توان گذشته را ندارم. بلند کردن و جابهجا کردن پسرم برایم سخت شده بااینحال به گرفتن پرستار و تهیه هزینههای آن حتی فکر هم نمیتوانم بکنم.
زنان آسیب نخاعی با مشکلات مضاعف روبهرو هستند
زهرا مرادی، ۴۲ ساله و ساکن کرج، در ۱۳ سالگی بر اثر تصادف دچار آسیب نخاعی شده است. او اکنون فوق لیسانس روانشناسی دارد و بعد از فوت پدر و مادرش تنها زندگی میکند. زهرا هیچ شغل و منبع درآمدی ندارد و متکی به یارانه دولت و مستمری بهزیستی است. او با اشاره به چالشهای ویژه زنان دارای آسیب نخاعی توضیح میدهد: زنان دارای آسیبنخاعی با مشکلات منحصربهفردی روبهرو هستند. آنها علاوه بر زخم بستر و عفونتهای ادراری با طیفی از مشکلات از دشواری دسترسی به خدمات تخصصی زنان گرفته تا وابستگی به دیگران برای مراقبتهای شخصی مواجهاند.
عصای خارجی را دیگر به راحتی نمیشود تهیه کرد و نمونههای داخلی هم یک تا سه ماه بیشتر دوام نمیآورد.
او اضافه میکند: دسترسی به اقلام بهداشتی در دوران قاعدگی، اختلال در عملکرد مثانه و روده و تأثیر آن روی سلامت کلی بدن زنان، دسترسی محدود به خدمات بهداشتی و هزینههای بالای مراجعه به مراکز پزشکی به جز سلامت جسمی منجر به نگرانیهای عاطفی و اجتماعی، احساس شرم و کاهش اعتماد به نفس خانمهای دارای آسیبنخاعی هم شده است.
سقوط کیفیت زندگی معلولان نخاعی؛ گرانی ۳۰۰ درصدی لوازم بهداشتی/ استفاده از وسایل غیراستاندارد مثل پارچهو کهنه/ «فاصله بین پانسمانها را بیشتر میکنم»
نبردی نابرابر با فقر و فراموشی
در حالیکه بسیاری از افراد بالای ۴۰ سال کمکم به بازنشستگی خود فکر میکنند، رضا عسگری، کارشناس ارشد حقوق و ساکن کاشان هنوز در حسرت یافتن شغلی است تا بتواند هزینههای ابتدایی مربوط به لوازم بهداشتی خود را تأمین کند. او از بینتیجه ماندن سالها تلاشش گلایه دارد و میگوید: قیمت ویلچر و واکر در همین دو ماه گذشته ۳ برابر شده است. ویلچر را بدون تشکچه، تلمبه و ... میفروشند و برای خرید هر یک از این اقلام که قبلا همگی با ویلچر یکجا فروخته میشود باید پول جداگانه پرداخت کرد.
به گفته او عصای خارجی را دیگر به راحتی نمیشود تهیه کرد و نمونههای داخلی هم یک تا سه ماه بیشتر دوام نمیآورد. فشار اقتصادی در کنار درد جسمی، تبعات روانی و اجتماعی زیادی برایمان دارد و ناتوانی در تأمین ابتداییترین نیازهای درمانی به ما احساس بیپناهی داده است.
بحران پنهان در زندگی معلولان نخاعی
در میان روایتهای مختلف از گرانی و کمبود لوازم بهداشتی، یک نقطه مشترک بین معلولان نخاعی دیده میشود و آن وابستگی زندگی این طیف به مراقبتهای روزانه است، افزایش هزینههای لوازم بهداشتی و درمانی در حالی ادامه دارد که افراد دارای آسیب نخاعی بیش از هر زمان دیگری به اقلام مصرفی روزانه وابستهاند و در نبود حمایت کافی و تناسب نداشتن کمکهزینهها با واقعیت، بخش قابل توجهی از این افراد و خانوادههایشان ناچار به کاهش سطح مراقبت یا استفاده از روشهای غیراستاندارد شدهاند؛ روندی که به گفته کارشناسان، میتواند در بلندمدت هزینههای درمانی و اجتماعی بیشتری به همراه داشته و در نهایت به بحرانی پنهان در نظام سلامت و حمایت اجتماعی کشور منجر شود.


