تاریخ انتشار: ۱۲:۲۹ - ۰۷ خرداد ۱۴۰۵
در رویداد۲۴ بخوانید:

نقش احمد مسجدجامعی در یک تغییر رویکرد؛ آیا رسانه ملی به بلوغ فرهنگی میرسد؟

صدا وسیما امروز بیش از هر چیز نیازمند ترمیم رابطه خود با مردم است. این ترمیم، فقط با تغییر دکور، افزایش بودجه یا تحول فنی اتفاق نمی‌افتد؛ بلکه نیازمند بازگشت به فهم جامعه، پذیرش تکثر، شنیدن صدا‌های مختلف و عبور از نگاه صرفاً جناحی است.

مسجد جامعی

رویداد۲۴| مهران امیرحسینی، مدرس دانشگاه نوشت: بحران امروز صدا و سیما، صرفاً بحران مدیریت نیست؛ بحران «فهم جامعه» است. رسانه‌ای که روزگاری مهم‌ترین مرجع روایت، فرهنگ و گفت‌وگوی عمومی در کشور بود، امروز با بخش بزرگی از جامعه—به‌ویژه نسل جوان—فاصله پیدا کرده است. به همین دلیل، بحث تغییر در رأس این سازمان نباید صرفاً به جابه‌جایی افراد تقلیل پیدا کند؛ مسئله اصلی، تغییر در نوع نگاه به رسانه است.

بحران رسانه در هر کشوری، فقط بحران تلویزیون نیست؛ بحران اعتماد عمومی و انسجام اجتماعی است. در شرایطی که جامعه ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند ترمیم سرمایه اجتماعی، تقویت حس تعلق ملی و بازسازی وفاق عمومی است، رسانه ملی می‌تواند نقشی تعیین‌کننده ایفا کند. اما تحقق این هدف، بدون بازگشت صدا و سیما به متن جامعه ممکن نخواهد بود.

امروز صدا و سیما بیش از یک مدیر سیاسی، به یک «مترجم جامعه» نیاز دارد.

در میان نام‌هایی که گاه برای مدیریت این سازمان مطرح می‌شوند، احمد مسجدجامعی از معدود چهره‌هایی است که می‌تواند نماد چنین تغییری باشد؛ نه صرفاً به دلیل سوابق اجرایی، بلکه به دلیل نوع نگاه فرهنگی، اجتماعی و رسانه‌ای‌اش. از معدود چهره‌هایی است که می‌تواند نماد چنین تغییری باشد؛ نه صرفاً به دلیل سوابق اجرایی، بلکه به دلیل نوع نگاه فرهنگی، اجتماعی و رسانه‌ای‌اش.

البته مسئله، شخص‌محوری نیست. روشن است که مشکلات صدا و سیما عمیق‌تر و ساختاری‌تر از آن است که صرفاً با تغییر یک مدیر حل شود. مدیریت رسانه ملی نیازمند ترکیبی از توان اجرایی، شناخت حاکمیتی و فهم فرهنگی است و هیچ فردی به‌تنهایی معجزه نخواهد کرد. اما انتخاب مدیر، می‌تواند نشانه‌ای مهم از مسیر آینده این سازمان باشد.

مسجدجامعی را بیش از آنکه یک سیاستمدار صرف بدانند، باید یک چهره فرهنگی و اجتماعی دانست. او سال‌ها در حوزه فرهنگ، کتاب، رسانه، هنر و مسائل اجتماعی فعالیت کرده و بخش مهمی از تجربه‌اش نه در فضای بسته اداری، بلکه در متن جامعه شکل گرفته است.

در دوره‌ای که بسیاری از مدیران از زندگی واقعی مردم فاصله گرفته‌اند، هنوز هم تصویری که از مسجدجامعی در ذهن افکار عمومی وجود دارد، مدیری است که در مترو، اتوبوس، کتابفروشی، سینما و میان مردم دیده می‌شود. شاید این مسئله در ظاهر نمادین به نظر برسد، اما حقیقت آن است که رسانه ملی دقیقاً از همین نقطه آسیب دیده است: فاصله گرفتن از زندگی واقعی جامعه.

رسانه ملی را نمی‌توان بدون شناخت زندگی روزمره مردم اداره کرد.

یکی از مشکلات سال‌های اخیر صدا و سیما، غلبه نگاه صرفاً سیاسی و بعضاً امنیتی بر نگاه فرهنگی بوده است. همین مسئله باعث شده رسانه‌ای که باید محل گفت‌وگوی ملی باشد، در مقاطعی به رسانه‌ای با یک قرائت محدود تبدیل شود. طبیعی است که در چنین شرایطی، بخشی از جامعه احساس کند سهمی در این رسانه ندارد.

جامعه امروز دیگر با رسانه‌های خطابه‌ای و یک‌سویه اقناع نمی‌شود. نسل جدید انتخاب‌های متعددی دارد؛ روایت‌های مختلف را هم‌زمان می‌بیند، مقایسه می‌کند و به‌سادگی روایت رسمی را نمی‌پذیرد. عصر رسانه‌های یک‌طرفه به پایان رسیده است. رسانه‌ای که مردم را قانع نکند، ناگزیر مردم را از دست خواهد داد.

به همین دلیل، مدیریت صدا و سیما در دوره جدید بیش از هر زمان دیگری نیازمند فهم رسانه‌های نوین، شناخت تحولات اجتماعی و درک زبان نسل جدید است. رسانه ملی اگر می‌خواهد دوباره اثرگذار شود، باید از موضع سخن گفتن «برای مردم»، به سمت سخن گفتن «با مردم» حرکت کند.

در این میان، یکی از ویژگی‌های مهم مسجدجامعی، نگاه غیرحذفی او به فرهنگ است. او طی سال‌ها فعالیت خود نشان داده که به تکثر فرهنگی و اجتماعی باور دارد و فرهنگ را محدود به یک روایت یا سلیقه خاص نمی‌بیند. همین ویژگی، برای سازمانی که سال‌هاست به تک‌صدایی و محدود شدن به یک جریان خاص متهم می‌شود، می‌تواند یک فرصت مهم باشد.

رسانه ملی زمانی اثرگذار می‌شود که به‌جای تکرار مواضع رسمی، بتواند فرهنگ، امید، گفت‌و‌گو و احساس تعلق ملی تولید کند.

در تجربه بسیاری از رسانه‌های معتبر ملی در جهان نیز، موفقیت زمانی حاصل شده که رسانه توانسته فراتر از مرزبندی‌های سیاسی، حس تعلق عمومی ایجاد کند. رسانه ملی زمانی دوباره ملی می‌شود که مردم، خودشان را در آن ببینند؛ نه آنکه احساس کنند صرفاً مخاطب یک روایت از پیش تعیین‌شده هستند.

در کنار این مسائل، کارنامه فرهنگی مسجدجامعی نیز قابل توجه است. او در دوره مسئولیت خود در حوزه فرهنگ، همواره تلاش کرده میان هویت ملی و هویت دینی نوعی توازن برقرار کند. در نگاه او، ایرانیت و اسلامیت نه در تقابل، بلکه در امتداد یکدیگر تعریف می‌شوند.

نگاهی که در شرایط امروز جامعه ایران، بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد.

جامعه ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به گفت‌وگوی ملی نیاز دارد و رسانه ملی می‌تواند بستر این گفت‌و‌گو باشد؛ نه مانع آن. صدا وسیما امروز بیش از هر چیز نیازمند ترمیم رابطه خود با مردم است. این ترمیم، فقط با تغییر دکور، افزایش بودجه یا تحول فنی اتفاق نمی‌افتد؛ بلکه نیازمند بازگشت به فهم جامعه، پذیرش تکثر، شنیدن صدا‌های مختلف و عبور از نگاه صرفاً جناحی است.

شاید مسئله اصلی امروز صدا و سیما، نه کمبود بودجه و امکانات، بلکه کمبود فهم اجتماعی باشد؛ و شاید امروز بیش از هر زمان دیگری، این سازمان نه به مدیری برای اداره ساختمان‌ها، بلکه به مدیری برای فهم جامعه نیاز داشته باشد. مدیر معمار فرهنگی

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما