تاریخ انتشار: ۲۳:۳۵ - ۰۳ تير ۱۴۰۵

وال‌استریت ژورنال: توافق ایران، بیش از پیروزی راهبردی، تلاش ترامپ برای خروج از جنگ است

تحلیل والتر راسل مید در وال‌استریت ژورنال، توافق جدید آمریکا و ایران را نه نشانه پیروزی راهبردی ترامپ، بلکه نمونه‌ای روشن از دیپلماسی نمایشی و تاکتیکی او می‌داند؛ توافقی مبهم و ناتمام که بیش از حل ریشه‌ای بحران، به ترامپ فرصت می‌دهد از جنگی پرهزینه و دشوار خارج شود، بازارها و متحدان را آرام کند و در عین حال مسیر عقب‌نشینی سیاسی خود را باز نگه دارد.
ترامپ

ترامپ

 رویداد۲۴| والتر راسل مید، پژوهشگر و تحلیلگر شناخته‌شده آمریکایی در حوزه سیاست خارجی و روابط بین‌الملل در این مقاله استدلال می‌کند که توافق جدید میان آمریکا و ایران بیش از آنکه یک موفقیت قطعی باشد، نمونه‌ای از سبک سیاست خارجی دونالد ترامپ است؛ سبکی که بر نمایش سیاسی، ابهام و انعطاف‌پذیری تاکتیکی استوار است. او یادآوری می‌کند که هنوز متن توافق منتشر نشده، امضای حضوری آن لغو شد و حتی مقامات ایرانی و آمریکایی روایت‌های متفاوتی از محتوای آن ارائه می‌کنند. از نظر نویسنده، مسئله اصلی یعنی رقابت ایران و آمریکا بر سر نفوذ منطقه‌ای همچنان حل نشده و ایران حتی ممکن است پس از جنگ، مصمم‌تر از قبل به دنبال تثبیت نفوذ خود در منطقه باشد.

مید معتقد است ترامپ در کوتاه‌مدت به چند هدف سیاسی دست یافته است: بازارهای مالی را آرام کرده، قیمت نفت را کاهش داده، متحدان غربی را امیدوار به پایان جنگ کرده و همزمان توانسته میان جناح‌های مختلف حامیان خود تعادل برقرار کند. او با فاصله گرفتن نسبی از اسرائیل، انزواطلبان و مخالفان دخالت نظامی را راضی کرده و در عین حال هنوز به‌طور رسمی از اهداف قبلی خود عقب‌نشینی نکرده است.

نویسنده می‌گوید یکی از ویژگی‌های مهم این توافق آن است که ترامپ هنوز راه عقب‌نشینی برای خود را باز گذاشته است. فاصله زمانی میان اعلام توافق و امضای رسمی آن به او اجازه می‌دهد در صورت افزایش فشارهای سیاسی داخلی یا خارجی، از توافق فاصله بگیرد. به همین دلیل، او این توافق را نمونه‌ای از «دیپلماسی ترامپی» می‌داند؛ توافقی که هنوز نهایی نشده، جزئیاتش روشن نیست و آینده آن نامطمئن است، اما توجه جهان را به خود جلب کرده است.

مهم‌ترین بخش مقاله به تحلیل شخصیت ترامپ اختصاص دارد. مید معتقد است بزرگ‌ترین نقطه قوت و در عین حال بزرگ‌ترین ضعف ترامپ «بدبینی و عمل‌گرایی افراطی» اوست. از نگاه نویسنده، ترامپ به آرمان‌ها، ارزش‌ها و اصول اخلاقی پایبندی عمیقی ندارد و همین باعث می‌شود بتواند به‌سرعت مواضع و تاکتیک‌های خود را تغییر دهد. این ویژگی در برخی شرایط مزیت محسوب می‌شود، اما زمانی که با بازیگران ایدئولوژیک و مصمم روبه‌رو می‌شود، به یک ضعف تبدیل می‌شود.

به اعتقاد مید، ترامپ به دلیل همین نگاه بدبینانه، قدرت ایده‌ها و باورهای سیاسی را دست‌کم می‌گیرد. او پیش‌تر مقاومت اوکراین در برابر روسیه و همچنین عزم ولادیمیر پوتین برای ادامه جنگ را به‌درستی درک نکرده بود. اکنون نیز همین اشتباه را در مورد جمهوری اسلامی مرتکب شده است. نویسنده می‌گوید هرچند ایدئولوژی جمهوری اسلامی و حزب‌الله از نظر غربی‌ها قابل قبول نیست، اما این ایده‌ها برای طرفدارانشان انگیزه‌ای واقعی برای مقاومت و تحمل هزینه‌های سنگین ایجاد می‌کنند.

مید استدلال می‌کند که ترامپ هنگام آغاز جنگ، اراده و توان مقاومت ایران را دست‌کم گرفت و تصور می‌کرد تهران سریع‌تر تسلیم خواهد شد. در نتیجه، وارد جنگی شد که بسیار پرهزینه‌تر و پایان دادن به آن دشوارتر از برآوردهای اولیه بود.

او همچنین معتقد است بی‌اعتنایی ترامپ به ارزش‌هایی مانند دموکراسی و حاکمیت قانون، هزینه‌های ژئوپلیتیکی برای آمریکا ایجاد کرده است. برای مثال، تهدیدهای او علیه گرینلند باعث کاهش اعتماد متحدان آمریکا شده و عدم همکاری مؤثر با نیروهای طرفدار دموکراسی در ایران نیز موجب شده جمهوری اسلامی با فشار داخلی کمتری مواجه باشد.

جمع‌بندی مقاله این است که ترامپ یک فرصت‌طلب بسیار ماهر است و توانایی بالایی در مدیریت فضای سیاسی و رسانه‌ای دارد، اما این ویژگی به‌تنهایی برای حل بحران‌های پیچیده بین‌المللی کافی نیست. از نگاه نویسنده، توافق ایران بیش از آنکه نشانه یک پیروزی راهبردی باشد، نشان‌دهنده تلاش ترامپ برای خروج از جنگی است که پایان دادن به آن بسیار دشوارتر از آغاز کردنش بوده است.

منبع: جماران
خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما
captcha