کنایه عجیب عروس معصومه ابتکار به گروگانگیری سفارت امریکا؛ «به خاطر کارهای ۵۰ سال پیش یک نفر دیگر زندگی مان از هم پاشید»
رویداد۲۴| مریم طهماسبی همسر عیسی هاشمی، فرزند معصومه ابتکار در نامهای که در نشریه نیشن منتشر شده از شرایط بازداشت چند ماهه خود به همراه همسر و پسر نوجوانش شکایت کرده است. او در این نامه میگوید: من، همسرم و پسرم ماههاست در بازداشت هستیم؛ با وجود اینکه اقامت دائم قانونی داریم و هیچ سابقه کیفری نداریم. این کابوسی تحملناپذیر و پایانناپذیر است.
فروردین ماه امسال مارکو روبیو وزیر خارجه امریکا در شبکه اجتماعی خود از بازداشت عیسی هاشمی به همراه همسر و پسرش خبر داد. او در حساب کاربری توییتر خود نوشت: در سال ۲۰۱۴، دولت اوباما به پسر او و خانوادهاش ویزای ایالات متحده اعطا کرد. در ژوئن ۲۰۱۶، دولت اوباما از طریق برنامه ویزای مهاجرتی تنوع فرهنگی به آنها اقامت دائم قانونی داد. این هفته، من اقامت دائم قانونی آنها را لغو کردم و امروز، سید عیسی هاشمی، مریم طهماسبی و پسرشان اکنون در بازداشت اداره مهاجرت و گمرک ایالات متحده هستند و منتظر خروج از کشور ما هستند. خانواده او هرگز نباید اجازه داشته باشند از امتیاز فوقالعاده زندگی در کشور ما بهرهمند شوند.
حالا بعد از گذشت نزدیک به پنج ماه از بازداشت انها، عروس معصومه ابتکار در این رنج نامه خود از زندان اداره مهاجرت امریکا نوشته: نام من مریم طهماسبی است. استاد روانشناسی و آمار در کالج «لسآنجلس پیرس» هستم؛ یا بهتر است بگویم بودم، تا روز ۹ آوریل که زندگی من و خانوادهام برای همیشه تغییر کرد. آن روز سر کلاس مشغول تدریس بودم که پسرم به من پیام داد و گفت پدرش برای بردنش از مدرسه نیامده و تلفنش را هم جواب نمیدهد؛ چیزی که اصلاً از او بعید بود. خودم به مدرسه رفتم و پسرم را برداشتم و با اضطراب به خانه برگشتم. به پلیس زنگ زدم، چون فکر میکردم حتماً اتفاق وحشتناکی برای همسرم افتاده است. با این حال حتی یک لحظه هم به ذهنم نرسید که ممکن است توسط اداره مهاجرت و گمرک آمریکا، ICE، بازداشت شده باشد.
مریم طهماسبی میگوید: ما اقامت دائم قانونی آمریکا را داریم و گرینکارتهایمان معتبر است. همسرم، عیسی هاشمی، نیز استاد دانشگاه است و زندگی حرفهایاش را صرف راهنمایی دانشجویان دکتری در رشته روانشناسی کسبوکار در دانشگاه «The Chicago School» کرده است. هر دوی ما دانشجویان دکتری زیادی را راهنمایی کردهایم؛ از جمله افرادی که سالها به عنوان نظامی به این کشور خدمت کردهاند. ما هیچ سابقه کیفری نداریم؛ حتی یک جریمه رانندگی هم نداشتهایم. من به «حاکمیت قانون» باور داشتم و مطمئن بودم اگر مشکلی در وضعیت مهاجرتی ما وجود داشته باشد، دولت از مسیرهای قانونی به ما اطلاع خواهد داد.
عروس معصومه ابتکار میگوید از شدت شوک نمیتوانستم باور کنم که یک کارزار تخریبی اینترنتی، بدون هیچ مبنای حقوقی یا قانونی، توانسته دولت آمریکا را متقاعد کند که یکشبه و بدون طی تشریفات قانونی و حتی بدون اطلاع دادن به ما، برای لغو گرینکارتهایمان اقدام کند.
«به خاطر اقدامات یک نفر دیگر در ۵۰ سال پیش زندگی مان از هم پاشید»
عجیب اینکه مریم طعماسبی نوشته: دولت تصمیم گرفته بود همسرم را به خاطر اینکه فرزند زنی است که در ماجرای گروگانگیری سفارت آمریکا در سال ۱۹۷۹ برای گروگانگیران ایرانی ترجمه میکرد، مجازات کند؛ اتفاقی که حتی پیش از تولد عیسی رخ داده بود.
مریم طهماسبی دربخش دیگری رسما از اقدامات مادر همسر خود در ماجرای گروگانگیری سفارت امریکا اعلام برایت کرده و میگوید: من به آمریکا آمدم، چون میخواستم برای خودم و خانوادهام زندگیای بسازم که بر اساس اعمال و انتخابهای خودمان تعریف شود، نه رفتار دیگران. اما حالا زندگی ما به خاطر کاری که شخص دیگری تقریباً ۵۰ سال پیش انجام داده، از هم پاشیده است.

او نوشته: تصور کنید زنی مستقل باشید که هر روز با تبعیض جنسیتی و ساختارهای مردسالارانه دستوپنجه نرم میکند و بعد به شما بگویند نهتنها افکار، دستاوردها و موفقیتهای علمی خودتان اهمیتی ندارد، بلکه حالا مسئول تصمیمهایی هستید که هیچگاه نگرفتهاید و اتفاقاتی که پیش از تولدتان رخ داده است. گویی شما هویت مستقلی ندارید و میتوان وجودتان را صرفاً بر اساس نسبتهای خانوادگی نفی کرد. این مجازات بر اساس خون و تبار است. من امیدوار بودم ایالات متحده آمریکا، کشوری که دوستش داشتم، متفاوت باشد.
جزییات بازداشت فرزند معصومه ابتکار از زبان همسرش
او میگوید : سرانجام موقعیت تلفن همراه همسرم نشان داد که او در یکی از مراکز ICE در مرکز لسآنجلس است. برای حدود یک دقیقه توانستم با او صحبت کنم. گفت هنگام بازداشت به او گفته بودند که من و پسرمان در امان هستیم. اما این حرف دروغ بود.
روز بعد، وقتی پسرم را به مدرسه میبردم، خودروی من توسط خودروهای وزارت امنیت داخلی آمریکا محاصره شد و من و پسرم را بازداشت کردند. مجبور شدم تماشا کنم که چگونه به پسرم، که دانشآموز دبیرستان است و ۱۲ سال است بهطور قانونی در کالیفرنیا زندگی میکند، دستبند میزنند. همان شب ما را در شرایطی بسیار بد از لسآنجلس به تگزاس منتقل کردند؛ شرایطی که در این نامه نمیخواهم درباره جزئیاتش توضیح بدهم. از آن زمان تاکنون در تگزاس ماندهایم.
بیشتر بخوانید:
اخراج فرزند و عروس معصومه ابتکار از آمریکا
طهماسبی میگوید : من و پسرم بیش از ۱۲۰ روز را در «مرکز پردازش مهاجرتی دیلی» سپری کردهایم، دور از همسرم که او را به «مرکز بازداشت جنوب تگزاس» در شهر پیرسال منتقل کردهاند. شرایطی که او با آن مواجه است حتی وحشتناکتر است و مجبور است همه آن را به تنهایی تحمل کند.
سیاست ویژه امریکا علیه خانواده ابتکار؛ اعضای خانواده نباید کنار هم باشند
او میگوید به آنها گفته اند در مورد خانواده معصومه ابتکار سیاست ویژه ای در نظر گزفته شده که شامل جدایی اعضای خانواده است ! طهماسبی نوشته :وقتی درخواست کردم همسرم را به دیلی منتقل کنند تا خانواده دوباره در کنار هم باشیم ــ مرکزی که اصطلاحاً «بازداشتگاه خانوادگی» نامیده میشود؛ خود وجود چنین اصطلاحی عمیقاً نگرانکننده است ــ به من گفته شد در پرونده خاص ما، «جدایی خانواده» سیاست و قاعده است.
مدام تلاش کردهام بفهمم چگونه ممکن است چنین اتفاقی برای افرادی رخ دهد که هیچگاه قانونی را زیر پا نگذاشتهاند، آن هم در نظامی که من باور داشتم بر پایه حاکمیت قانون بنا شده است.
چهار ماه گذشته برای ما جهنم بوده است. سلامت جسمی و روانی ما به شکلی آسیب دیده که شاید سالها طول بکشد تا جبران شود؛ اگر اصلاً قابل جبران باشد.
ما فقط هر دو هفته یک بار و آن هم به مدت ۱۰ دقیقه، زیر نظارت، اجازه داریم با همسرم صحبت کنیم.
نوه معصومه ابتکار فارسی بلد نیست
عروس معصومه ابتکار میگوید پسرش اصلا فارسی بلد نیست ! او گفته : پسرم که فقط انگلیسی صحبت میکند و از دوره پیشدبستانی در نظام آموزشی کالیفرنیا بوده، نمیتواند بفهمد چرا تنها کشوری که آن را خانه خود میداند، با او چنین رفتاری میکند. آنچه بر ما گذشته، به گونهای طراحی شده که جسم و روح ما را در هم بشکند.
او نوشته : من یک مادر هستم، نه یک شهید. بنابراین همیشه سلامت و رفاه پسرم را بر هر رؤیا و آرزویی که خودم داشته باشم ترجیح میدهم.
«تصمیم سختی گرفتیم و درخواست ترک وطن یعنی امریکا را کردیم اما اجازه ندادند »
اما حتی زمانی که تصمیم سختی گرفتیم و درخواست کردیم اجازه دهند بهصورت داوطلبانه ایالات متحده را ترک کنیم ــ کشوری که آن را وطن و خانه خود میدانیم ــ دولت نهتنها با این درخواست مخالفت کرد، بلکه اعلام کرد اگر دادگاهی با خروج ما موافقت کند، به آن حکم اعتراض خواهد کرد. به بیان دیگر، آنها میخواهند بازداشت نامحدود ما را بدون هیچ چشماندازی برای پایان دادن به آن ادامه دهند.
اما برای چه هدفی؟ این پرسشی است که بارها و بارها از خودم پرسیدهام. هیچ دلیلی نمیتوانم پیدا کنم که چرا باید چنین مجازات طاقتفرسایی را تحمل کنیم. ما نه پول داریم و نه قدرت؛ چیزی نداریم که از ما محافظت کند یا برایمان نفوذ و امتیاز بخرد.
ما دو استاد و معلم از طبقه کارگر هستیم که زندگی معمولی یک خانواده طبقه کارگر را در یک آپارتمان اجارهای میگذراندیم و هرگز تصور نمیکردیم چنین اتفاقی برایمان بیفتد.
به همین دلیل است که به کمک شما نیاز داریم.
ما درد بسیار زیادی تحمل میکنیم و در کابوسی گرفتار شدهایم که نه قابل تحمل است و نه پایانی برای آن دیده میشود.
میخواهم پسرم زندگی عادی داشته باشد، نه اینکه روزهایش را در این بازداشتگاه وحشتناک در دیلی بگذراند.
هیچ کودکی سزاوار چنین چیزی نیست. هیچ انسانی سزاوار چنین رفتاری نیست.از هر کسی که وجدان دارد میخواهیم به ما کمک کند تا به این کابوس پایان دهیم.
حرفهای بیشتری دارم که میخواهم بگویم، اما این نسخهای است که در شرایط فعلی و در حالی که دستوپایم بسته است، احساس میکنم گفتنش برایم امن است.
در پایان فقط این را میگویم: اگر چنین اتفاقی میتواند برای ما رخ دهد ــ خانوادهای قانونمدار شامل دو استاد دانشگاه و یک پسر نوجوان ــ میتواند برای هر کسی اتفاق بیفتد.