تاریخ انتشار: ۰۹:۵۳ - ۰۸ مهر ۱۴۰۵
رویداد۲۴ گزارش می‌دهد؛

ناصر چگونه بر مالکیت کانال سوئز ایستاد و قدرت‌های بزرگ را عقب راند؟

ملی‌شدن کانال سوئز در ژوئیه ۱۹۵۶ فقط یک تصمیم اقتصادی نبود؛ آغاز بحرانی بود که مصر جمال عبدالناصر را در برابر بریتانیا، فرانسه و اسرائیل قرار داد.

تاریخ خاورمیانه در قرن نوزدهم

رویداد۲۴ | تاریخ خاورمیانه در قرن نوزدهم و بیستم با مداخله‌های ویرانگر قدرت‌های بیگانه گره خورده است و کانال سوئز نماد عریان این تصرف اقتصادی و ژئوپلیتیک به شمار می‌رود. ایده اتصال دریای مدیترانه به دریای سرخ از دیرباز ذهن حاکمان را به خود مشغول کرده بود و سرانجام در نیمه دوم قرن نوزدهم با طراحی فردیناند دلسپس فرانسوی این رویای مهندسی جامه عمل پوشید. با وجود عظمت فنی این پروژه، حفر آبراه سوئز با استثمار هولناک دهقانان فقیر مصری همراه بود. ده‌ها هزار کارگر فاقد کمترین امکانات بهداشتی در بیابان‌های سوزان به کار اجباری واداشته شدند و هزاران نفر از آنان بر اثر شیوع وبا و خستگی مفرط جان باختند تا شاهرگ تجارت جهانی گشوده شود.

تصویری از افتتاح کانال سوئز در نوامبر 1869

تصویری از افتتاح کانال سوئز در نوامبر 1869

به گزارش رویداد۲۴، پس از افتتاح کانال، این مسیر به سرعت به شریان حیاتی امپراتوری بریتانیا بدل گشت و راه دسترسی لندن به مستعمرات شرقی و به ویژه هندوستان را به طرز چشمگیری کوتاه کرد. محمدحسنین هیکل، روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر برجسته مصری، در روایت‌های تاریخی خود از این دوران اشاره می‌کند که شرکت کانال سوئز صرفاً یک نهاد تجاری نبود؛ این شرکت بسان دولتی درون دولت مصر عمل می‌کرد و پرچم بیگانگان را بر قلب اقتصاد این کشور برافراشته بود. خدیو اسماعیل، حاکم بلندپرواز مصر، برای تامین هزینه‌های نوسازی کشورش وام‌های سنگینی از بانکداران اروپایی دریافت کرده بود. با رسیدن مصر به مرز ورشکستگی، بریتانیا سهام مصر در شرکت کانال را تصاحب کرد. این سلطه اقتصادی اندکی بعد با مداخله مستقیم نظامی تکمیل شد. ارتش بریتانیا در سال ۱۸۸۲ برای سرکوب خیزش ملی‌گرایانه احمد عرابی‌پاشا اسکندریه را بمباران کرد و سراسر مصر را به اشغال خود درآورد. از آن زمان به بعد تمام درآمد‌های هنگفت حاصل از عبورومرور کشتی‌های تجاری به جیب سهامداران اروپایی می‌رفت و سهم مردم مصر از این ثروت عظیم، تنها فقر و تحقیر ملی بود.

بیداری پیرامون و رویای توسعه ملی

ساختار نابرابر استعماری پس از پایان جنگ جهانی دوم و با تضعیف اقتصاد‌های اروپایی دیگر نمی‌توانست به حیات پیشین خود ادامه دهد. به گزارش رویداد۲۴، موج ناسیونالیسم ضداستعماری در سراسر جهان سوم به حرکت درآمده بود و در مصر، این خروش تاریخی با سازماندهی گروهی از افسران جوان ارتش به نقطه جوش رسید. کودتای افسران آزاد در سال ۱۹۵۲ طومار سلطنت خاندان فاروق را در هم پیچید و با به قدرت رسیدن جمال عبدالناصر، معادلات سنتی قدرت دگرگون شد.


بیشتر بخوانید:

ناصر و صدر؛ تلاقی ناسیونالیسم و دین | تصویر امکان‌های از دست رفته در خاورمیانه

خلیج عربی چگونه اولین بار به جای خلیج فارس استفاده شد؟

تاسیس جنبش عدم تعهد در رد سرمایه‌داری و کمونیسم


به گزارش رویداد۲۴، عبدالناصر رویای بازسازی همه‌جانبه مصر و ایجاد یک دولت رفاه توسعه‌گرا را در سر می‌پروراند. او با شرکت در کنفرانس باندونگ نشان داد قصد تبعیت کورکورانه از بلوک غرب یا شرق را ندارد و می‌خواهد راهی مستقل برای کشور‌های پسااستعماری باز کند. مرکز ثقل برنامه‌های توسعه‌گرایانه او در داخل کشور احداث سد عالی اسوان بود. این پروژه زیربنایی غول‌پیکر می‌توانست طغیان‌های ویرانگر رود نیل را مهار کند، برق مورد نیاز برای صنعتی شدن مصر را تامین نماید و گستره زمین‌های کشاورزی را به میزان چشمگیری افزایش دهد. اجرای این طرح نیازمند سرمایه‌گذاری خارجی هنگفتی بود که اقتصاد آسیب‌دیده مصر توان تامین آن را نداشت.

سیاست سد

ایالات متحده آمریکا و بریتانیا در ابتدا وعده کمک مالی برای ساخت سد اسوان را دادند تا از طریق این اهرم اقتصادی قاهره را در مدار نفوذ استراتژیک خود نگه دارند. ناصر، اما متفکری عمل‌گرا بود و تن به قواعد بازی استعماری نمی‌داد. او برای تقویت توان دفاعی کشورش قرارداد تسلیحاتی بزرگی با بلوک شرق از طریق چکسلواکی امضا کرد و در اقدامی که خشم واشنگتن را برانگیخت، جمهوری خلق چین را به رسمیت شناخت.

سد عالی اسوان یکی از مهم‌ترین پروژه‌های توسعه‌ای مصر در دوران عبدالناصر بود.

سد عالی اسوان یکی از مهم‌ترین پروژه‌های توسعه‌ای مصر در دوران عبدالناصر بود.

جان فاستر دالس، وزیر خارجه وقت آمریکا، با همراهی بریتانیا تصمیم گرفت از سرمایه مالی به عنوان یک ابزار تنبیهی استفاده کند. آنها در تابستان ۱۹۵۶ پیشنهاد کمک مالی به پروژه سد اسوان را به صورت ناگهانی و با لحنی تحقیرآمیز لغو کردند. تحلیل‌گران تاریخ جنگ سرد معتقدند هدف بنیادین واشنگتن و لندن در این مقطع، در هم شکستن اتوریته ناصر و وادار کردن او به تسلیم بود. غربی‌ها گمان می‌کردند رهبر جوان مصر در برابر این شوک مالی زانو خواهد زد و برای بقای خود به دامان غرب پناه خواهد آورد. این خطای محاسباتی عمیق نشان‌دهنده ناآشنایی قدرت‌های غربی با پویایی‌های جدید ناسیونالیسم در جهان سوم بود.

غریو اسکندریه و بازپس‌گیری تاریخ

پاسخ جمال عبدالناصر به این تحقیر اقتصادی یک ضربه استراتژیک خیره‌کننده بود که جهان را در بهت فرو برد. او در بیست‌وششم ژوئیه ۱۹۵۶ در میدان منشیه اسکندریه در حضور ده‌ها هزار نفر از مردم مصر یک سخنرانی تاریخی ایراد کرد. او در این نطق تاریخچه استثمار مصر توسط شرکت کانال سوئز را به تفصیل برشمرد. در اوج این سخنرانی، زمانی که ناصر نام فردیناند دلسپس را بر زبان آورد، رمز از پیش تعیین‌شده به نیرو‌های ارتش مخابره شد.

همزمان با ادای این کلمه، یگان‌های نظامی مصر وارد دفاتر شرکت کانال سوئز شدند و کنترل کامل تاسیسات را به دست گرفتند.

ناصر با صدایی رسا اعلام کرد کانال سوئز متعلق به مردم مصر است و درآمد‌های هنگفت آن مستقیماً صرف ساخت سد اسوان و توسعه زیرساخت‌های ملی خواهد شد. ملی‌شدن کانال سوئز زلزله‌ای ویرانگر در پایتخت‌های اروپایی به پا کرد. آنتونی ایدن نخست‌وزیر بریتانیا این اقدام را یک تهدید وجودی برای بقایای امپراتوری خود می‌دانست. مورخانی، چون ویلیام راجر لوئیس در کالبدشکافی ذهنیت ایدن اشاره می‌کنند که او گرفتار «سندرم مونیخ» بود؛ ایدن ناصر را با فاشیست‌های دهه سی میلادی مقایسه می‌کرد و معتقد بود مماشات با قاهره به فروپاشی کامل نفوذ بریتانیا در خاورمیانه و قطع شریان‌های نفتی اروپا خواهد انجامید.

به گزارش رویداد۲۴، در پاریس نیز دولت سوسیالیست گی موله به شدت خشمگین بود. فرانسوی‌ها درگیر جنگی فرساینده و خونین در الجزایر بودند و ناصر را تامین‌کننده اصلی تسلیحات برای جبهه آزادی‌بخش ملی الجزایر می‌دانستند. آنها گمان می‌کردند با سرنگونی دولت قاهره می‌توانند ماشین مقاومت الجزایری‌ها را از کار بیندازند. رهبران دو امپراتوری پیر تصمیم گرفتند ماشین جنگی خود را برای اعاده حیثیت روشن کنند.

دسیسه در تاریکی و زایش پیمان سِور

نشست‌های محرمانه منتهی به توافق سِور؛ بریتانیا، فرانسه و اسرائیل در آستانه جنگ سوئز درباره اقدام مشترک علیه مصر مذاکره کردند.

نشست‌های محرمانه منتهی به توافق سِور؛ بریتانیا، فرانسه و اسرائیل در آستانه جنگ سوئز درباره اقدام مشترک علیه مصر مذاکره کردند.

به گزارش رویداد۲۴، بریتانیا و فرانسه برای اقدام نظامی نیازمند یک بهانه مشروع در عرصه بین‌المللی بودند. تلاش برای تحت فشار قرار دادن مصر از طریق شورای امنیت سازمان ملل متحد با مخالفت‌های دیپلماتیک راه به جایی نبرد. در این نقطه رهبران استعماری به یکی از بدبینانه‌ترین دسیسه‌های قرن بیستم روی آوردند. آوی شلایم، تاریخ‌نگار و تحلیل‌گر برجسته، در آثار خود به دقت جزئیات نشست محرمانه اواخر اکتبر ۱۹۵۶ در ویلایی دورافتاده در منطقه سِوْر در حومه پاریس را واکاوی کرده است. در این نشست نمایندگان عالی‌رتبه بریتانیا، فرانسه و اسرائیل گرد هم آمدند تا نقشه یک جنگ هماهنگ‌شده را طراحی کنند. دیوید بن‌گوریون، نخست‌وزیر اسرائیل، در این میان منافع استراتژیک خود را دنبال می‌کرد و به دنبال فرصتی برای پایان دادن به حملات فداییان فلسطینی، شکستن محاصره تنگه تیران و نابودی ارتش مصر بود.


بیشتر بخوانید:

سفر دکتر مصدق به مصر

جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل


بر اساس این توافق کاملاً محرمانه، ارتش اسرائیل باید تهاجمی غافلگیرکننده به شبه‌جزیره سینا انجام می‌داد و با سرعت به سوی کانال سوئز پیشروی می‌کرد. سپس بریتانیا و فرانسه در نقش حافظان دروغین صلح بین‌المللی به مصر و اسرائیل اولتیماتوم می‌دادند تا نیرو‌های خود را از اطراف کانال عقب بکشند. طراحان این سناریو به خوبی می‌دانستند قاهره خروج از خاک مستقل خود را نمی‌پذیرد و همین امتناع بهانه لازم را برای بمباران مصر و اشغال منطقه کانال توسط نیرو‌های آنگلو-فرانسوی فراهم می‌آورد. این نقشه فریبکارانه بازگشتی آشکار به دیپلماسی قایق‌های توپ‌دار بود که تلاش می‌کرد خود را بر واقعیت‌های سیاسی جهان پسااستعماری تحمیل کند.

آتش بر فراز سینا و فروپاشی توهم قدرت

به گزارش رویداد۲۴، ماشین جنگی مطابق برنامه پنهان سِوْر در اواخر اکتبر به حرکت درآمد. نیرو‌های چترباز اسرائیلی در گذرگاه میتلا در عمق صحرای سینا فرود آمدند و یگان‌های زرهی آنها با پشتیبانی هوایی به سمت کانال سوئز یورش بردند. روز بعد بریتانیا و فرانسه اولتیماتوم از پیش آماده‌شده خود را صادر کردند و پس از مخالفت دولت مصر، نیروی هوایی بریتانیا فرودگاه‌ها، زیرساخت‌های نظامی و ایستگاه‌های رادیویی مصر را به شدت بمباران کرد. نیرو‌های پیاده‌نظام دو کشور اروپایی در پورت سعید پیاده شدند و پس از نبرد‌های خونین خیابانی با نیرو‌های مقاومت مردمی، کنترل بخش‌هایی از آبراه را به دست گرفتند.

بحران سوئز در پورت‌سعید؛ حمله‌ای که پس از عملیات اسرائیل در سینا آغاز شد.

بحران سوئز در پورت‌سعید؛ حمله‌ای که پس از عملیات اسرائیل در سینا آغاز شد.

ارتش مصر توانایی مقابله کلاسیک با ائتلاف همزمان سه قدرت نظامی مجهز را نداشت. ناصر برای خنثی کردن هدف اقتصادی اشغالگران دستور داد ده‌ها شناور مصری را در دهانه کانال غرق کنند تا آبراه کاملاً مسدود شود. پیروزی نظامی اروپایی‌ها در میدان نبرد سرابی بیش نبود. بریتانیا و فرانسه در محاسبات خود فراموش کرده بودند دوران تعیین سرنوشت جهان در لندن و پاریس به سر آمده و هژمونی جهانی در دست دو ابرقدرت متخاصم جنگ سرد قرار دارد.

واکنش واشنگتن و مسکو بنیان‌های امپراتوری‌های کهن را به شدت لرزاند. دوایت آیزنهاور رئیس‌جمهور ایالات متحده در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری قرار داشت و از اینکه متحدان اروپایی‌اش بدون هماهنگی او دست به چنین قماری زده‌اند عمیقاً خشمگین بود. یوجین روگان، تحلیل‌گر تاریخ خاورمیانه، در بررسی‌های خود تاکید می‌کند که آیزنهاور نگران بود این تجاوز آشکار استعماری جهان عرب را یکپارچه به دامان اتحاد شوروی بیندازد. واشنگتن از حربه اقتصاد علیه متحدان خود بهره برد و با مسدود کردن کمک‌های صندوق بین‌المللی پول و تهدید به فروش گسترده ذخایر پوند استرلینگ، اقتصاد شکننده بریتانیا را در آستانه ورشکستگی کامل قرار داد.

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما
captcha