جنگ به وین رسید؛ آمریکا چطور کانالهای دیپلماسی ایران را میبندد؟
رویداد۲۴| نشست سالانه آژانس بینالمللی انرژی اتمی از امروز، دوشنبه ۲۳ شهریور، در وین آغاز شده است؛ نشستی که در شرایط عادی یکی از مهمترین گردهماییهای دیپلماتیک در حوزه انرژی هستهای محسوب میشود، اما امسال برای ایران معنای متفاوتی دارد. تنها چند روز پس از آنکه شورای حکام آژانس پرونده ایران را برای نخستین بار در ۲۰ سال گذشته به شورای امنیت سازمان ملل گزارش کرد، محمد اسلامی، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران، از حضور و سخنرانی در این نشست بازمانده است.
خبرگزاری آسوشیتدپرس گزارش داده که اسلامی به دلیل ممنوعیت سفر ناشی از تحریمهای سازمان ملل نمیتواند در نشست حاضر شود. به گفته یک مقام مطلع، اتریش برای دریافت معافیت موقت از این ممنوعیت تلاش کرده، اما کمیته تحریمهای سازمان ملل با این درخواست موافقت نکرده است. همزمان، گزارش بلومبرگ حاکی از آن است که دولت دونالد ترامپ برای جلوگیری از صدور چنین معافیتی به اتریش فشار آورده است.
این اتفاق در حالی رخ داده که رسانههای رسمی ایران پیشتر اعلام کرده بودند اسلامی تهران را به مقصد وین ترک کرده تا در نشست آژانس شرکت کند و با مقامهای کشورهای مختلف دیدار داشته باشد؛ بنابراین حتی تا پیش از آغاز نشست نیز میان روایت تهران و گزارش منابع غربی درباره سرنوشت سفر اسلامی اختلاف وجود داشت؛ اما گزارشهای امروز از ممانعت از حضور او در نشست حکایت دارد.
چرا نشست امسال آژانس برای ایران مهم است؟
اهمیت نشست امسال فقط به حضور یا غیبت یک مقام ایرانی محدود نیست. آژانس در شرایطی نشست عمومی خود را آغاز کرده که پرونده هستهای ایران وارد یکی از حساسترین مراحل خود شده است.
شورای حکام آژانس در ۹ سپتامبر با ۲۳ رأی موافق، در برابر ۳ رأی مخالف روسیه، چین و نیجر و ۸ رأی ممتنع، قطعنامهای را تصویب کرد که پرونده ایران را به شورای امنیت گزارش میکند. این نخستین بار در دو دهه گذشته است که چنین اقدامی درباره ایران انجام میشود.
در همین حال، اتحادیه اروپا و سه کشور اروپایی عضو برجام یعنی فرانسه، آلمان و بریتانیا، فشار خود بر تهران را افزایش دادهاند. اتحادیه اروپا در آخرین موضع خود از ایران خواسته همکاری کامل با آژانس را از سر بگیرد، دسترسی بازرسان به تأسیسات هستهای را فراهم کند و درباره میزان و محل ذخایر مواد هستهای خود اطلاعات قابل راستیآزمایی ارائه دهد؛ بنابراین نشست وین نخستین گردهمایی مهم آژانس پس از این تصمیم است و انتظار میرود مسئله ایران در مرکز توجه آن قرار داشته باشد. در چنین شرایطی، غیبت رئیس سازمان انرژی اتمی ایران فقط یک مسئله تشریفاتی نیست؛ به این معناست که تهران در مهمترین محل گفتوگوی مستقیم با نهاد ناظر هستهای، در سطح وزیر یا معاون رئیسجمهور، امکان ارائه روایت خود را از دست میدهد.
چرا حضور اسلامی اهمیت داشت؟
محمد اسلامی از زمان ریاست سازمان انرژی اتمی ایران در سال ۱۴۰۰، در نشستهای سالانه آژانس شرکت کرده و سخنرانی داشته است. حضور او برای تهران صرفاً یک حضور نمادین نبود. نشست عمومی آژانس یکی از معدود موقعیتهایی است که مقام ارشد هستهای ایران میتواند در یک فضای چندجانبه با مدیرکل آژانس، مقامهای کشورهای عضو و طرفهای غربی دیدار کند.
در شرایطی که گفتوگوهای ایران و غرب بارها متوقف شده و جنگ نیز عملاً بسیاری از کانالهای دیپلماتیک را مختل کرده است، همین دیدارهای حاشیهای اهمیت بیشتری پیدا میکنند.
مسئله اصلی اکنون فقط مذاکره درباره میزان غنیسازی نیست. آژانس میگوید به دلیل محدود شدن دسترسی بازرسان، تداوم اطلاع خود از وضعیت بخشی از مواد هستهای و ظرفیتهای غنیسازی ایران را از دست داده است. اتحادیه اروپا نیز در موضع اخیر خود اعلام کرده که آژانس از زمان حملات سال ۲۰۲۵ نتوانسته بازرسیهای لازم را در برخی تأسیسات انجام دهد.
در چنین شرایطی، هر تماس مستقیم میان مقامهای ایرانی و آژانس میتواند برای کاهش ابهامها اهمیت داشته باشد. جلوگیری از حضور مقام ارشد هستهای ایران، دستکم در کوتاهمدت، این مسیر را محدودتر میکند.
مشکل فقط تحریم اسلامی نیست
در نگاه اول ممکن است ماجرا ساده به نظر برسد؛ محمد اسلامی در فهرست تحریمها قرار دارد و بنابراین اجازه سفر ندارد. اما مسئله زمانی مهمتر میشود که بدانیم اتریش، به عنوان کشور میزبان آژانس و سازمانهای متعدد بینالمللی در وین، برای دریافت معافیت او اقدام کرده بود.
بر اساس گزارش AP، این درخواست پذیرفته نشد. گزارشهای منتشرشده به نقل از بلومبرگ نیز میگویند دولت آمریکا اتریش را تحت فشار گذاشته بود تا برای اسلامی معافیت نگیرد.
به این ترتیب، اتفاقی که رخ داده را میتوان بخشی از سیاست گستردهتر واشنگتن برای افزایش فشار بر تهران دانست؛ سیاستی که همزمان در حوزه تحریمهای اقتصادی، حملونقل، نفت و مناسبات دیپلماتیک دنبال میشود.
آمریکا در هفتههای اخیر نیز دامنه تحریمهای خود علیه ایران را گسترش داده و حتی بخشهای بیشتری از صنعت هوانوردی ایران و شبکههای مرتبط با آن را هدف گرفته است.
این اتفاق در میانه جنگ ایران و آمریکا چه معنایی دارد؟
اهمیت سیاسی ماجرا بدون در نظر گرفتن وضعیت جنگی کنونی منطقه قابل درک نیست. آتشبس شکننده میان ایران و آمریکا در ماههای گذشته فروپاشیده و درگیریها ادامه پیدا کرده است. همزمان، تنش فقط به خاک ایران و آمریکا محدود نمانده و خلیج فارس، دریای سرخ و مسیرهای انتقال انرژی را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
در روزهای اخیر، تلاش برای برگزاری گفتوگو میان ایران و کشورهای عرب خلیج فارس درباره وضعیت تنگه هرمز نیز به تعویق افتاده است. رویترز گزارش داده که تشدید حملات و نگرانی درباره امنیت مسیرهای انرژی باعث افزایش فشار بر بازار نفت شده و قیمت نفت نیز به بالای ۱۰۸ دلار رسیده است.
در چنین شرایطی، موضوع هستهای دیگر یک پرونده جدا از جنگ نیست. هر تصمیم درباره برنامه هستهای ایران میتواند با محاسبات نظامی آمریکا، اسرائیل و کشورهای منطقه گره بخورد.
به همین دلیل، جلوگیری از حضور اسلامی در نشست آژانس را باید در چارچوب فشار چندلایه بر تهران دید: فشار نظامی در منطقه، فشار اقتصادی و تحریمی و همزمان فشار دیپلماتیک در نهادهای بینالمللی.
پرونده ایران در آژانس به مرحله حساستری رسیده است
یکی از مهمترین مشکلات کنونی، کاهش توان آژانس برای راستیآزمایی برنامه هستهای ایران است.
اتحادیه اروپا در آخرین نشست شورای حکام اعلام کرده بود که آژانس درباره سرنوشت و محل بخشی از مواد هستهای ایران و وضعیت ظرفیتهای غنیسازی این کشور، «تداوم دانش» خود را از دست داده است. در همان گزارش آمده که ذخایر اورانیوم با غنای ۶۰ درصد ایران در ژوئن ۲۰۲۵ حدود ۴۴۰ کیلوگرم بوده است؛ رقمی که اهمیت مسئله را برای طرفهای غربی بیشتر میکند.
از سوی دیگر، ایران تأکید دارد که برنامه هستهای آن صلحآمیز است و اقدامات آژانس و کشورهای غربی را سیاسی میداند. تهران همچنین از تصمیم اخیر شورای حکام انتقاد کرده و هشدار داده که چنین رویکردی میتواند به تضعیف بیشتر نظام منع اشاعه منجر شود.
مشکل اصلی همین شکاف است. غرب میگوید بدون دسترسی و راستیآزمایی نمیتواند درباره ماهیت برنامه هستهای ایران اطمینان داشته باشد؛ ایران نیز میگوید در شرایط جنگ و حمله به تأسیسات هستهای، نمیتواند همان سطح از همکاری پیشین را ادامه دهد.
در این میان، هرچه ارتباط مستقیم میان تهران و آژانس کمتر شود، فضای بیشتری برای تفسیرهای سیاسی و امنیتی باقی میماند.
آیا غیبت اسلامی به معنای قطع گفتوگو با آژانس است؟
نه. این اتفاق به خودی خود به معنای قطع ارتباط ایران و آژانس نیست و احتمالاً مقامهای دیگری از ایران همچنان در نشست حضور خواهند داشت.
اما تفاوت مهمی وجود دارد. حضور رئیس سازمان انرژی اتمی، امکان مذاکره در سطحی سیاسیتر و مستقیمتر را فراهم میکند؛ در حالی که حضور نمایندگان پایینتر، بیشتر جنبه کارشناسی و دیپلماتیک دارد.
به همین دلیل، حذف اسلامی میتواند یک فرصت ارتباطی مهم را از بین ببرد؛ بهخصوص در شرایطی که آژانس به دنبال بازگرداندن بازرسان خود به تأسیسات ایران و روشن کردن وضعیت مواد هستهای است.
این مسئله برای رافائل گروسی، مدیرکل آژانس، نیز مهم است. آژانس برای ایفای نقش خود به همکاری ایران نیاز دارد و نمیتواند صرفاً از بیرون درباره وضعیت تأسیسات و مواد هستهای این کشور نتیجهگیری کند.
ممانعت از حضور اسلامی برای آمریکا چه اهمیتی دارد؟
از منظر واشنگتن، این اقدام بخشی از فشار برای منزوی کردن تهران است. دولت ترامپ تلاش دارد ایران را همزمان در میدان نظامی و در عرصه دیپلماتیک تحت فشار قرار دهد و هزینه ادامه وضعیت کنونی را برای تهران افزایش دهد.
اما این اقدام یک نتیجه دیگر هم دارد؛ نشان میدهد آمریکا حتی در نهادهایی که قرار است فضای چندجانبه و فنی داشته باشند، تلاش میکند دامنه حضور دیپلماتیک ایران را محدود کند.
این سیاست البته یک ریسک هم دارد. اگر هدف نهایی، بازگرداندن ایران به مسیر مذاکرات هستهای و ایجاد امکان راستیآزمایی باشد، کاهش تماس مستقیم میان مقامهای ایرانی و نهادهای بینالمللی الزاماً به رسیدن به این هدف کمک نمیکند.
اتفاقاً ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد و در تهران این برداشت را تقویت کند که همکاری با نهادهای بینالمللی، حتی در سطح دیپلماتیک، امتیاز محسوب نمیشود.
ایران چه چیزی را از دست میدهد؟
مهمترین چیزی که ایران در این ماجرا از دست میدهد، یک تریبون بینالمللی است.
اسلامی میتوانست در وین روایت تهران از وضعیت برنامه هستهای، حملات به تأسیسات هستهای و اختلافات با آژانس را مستقیماً مطرح کند و با مقامهای کشورهای مختلف وارد گفتوگو شود. اکنون این امکان برای رئیس سازمان انرژی اتمی وجود ندارد.
در شرایط عادی، این شاید یک هزینه محدود باشد؛ اما در شرایط فعلی، وقتی پرونده ایران به شورای امنیت رفته، دسترسی بازرسان محدود است، جنگ با آمریکا ادامه دارد و کشورهای منطقه نیز درگیر پیامدهای امنیتی این جنگ هستند، ارزش همین تریبون بسیار بیشتر از گذشته است.
از سوی دیگر، غیبت اسلامی میتواند برای طرفهای غربی نیز پیامد داشته باشد. آنها در حالی درباره ضرورت همکاری ایران با آژانس سخن میگویند که همزمان یکی از مهمترین مقامهای مسئول پرونده هستهای ایران را از حضور در محل اصلی فعالیت آژانس محروم کردهاند. این تناقض میتواند بر فضای سیاسی مذاکرات آینده اثر بگذارد.
وین در واقع یکی از آخرین پنجرههای دیپلماسی است
شاید مهمترین معنای سیاسی این اتفاق همین باشد. در شرایطی که جنگ، تحریم و بیاعتمادی، کانالهای ارتباطی ایران و غرب را محدود کرده، آژانس هنوز یکی از معدود نهادهایی است که میتواند به طور مستقیم با ایران درباره موضوع هستهای گفتوگو کند.
اما اگر همزمان با افزایش فشارهای نظامی، ارتباط ایران با آژانس نیز محدودتر شود، خطر این وجود دارد که مسئله هستهای بیش از گذشته از مسیر فنی و دیپلماتیک خارج و به یک پرونده صرفاً امنیتی تبدیل شود.
این اتفاق برای هیچیک از طرفها لزوماً خبر خوبی نیست. ایران با فشار بیشتر و نظارت کمتر مواجه میشود، آمریکا و اروپا اطلاعات کمتری درباره وضعیت واقعی برنامه هستهای ایران خواهند داشت و آژانس نیز برای انجام مأموریت خود با دشواری بیشتری روبهرو خواهد شد.
در نهایت، جلوگیری از حضور محمد اسلامی در وین را نباید صرفاً یک دعوای حقوقی بر سر اجرای تحریمها دانست. این اتفاق در نقطهای رخ داده که پرونده هستهای ایران به شورای امنیت بازگشته، جنگ ایران و آمریکا همچنان ادامه دارد، امنیت تنگه هرمز و بازار انرژی به شدت تحت تأثیر تحولات منطقه قرار گرفته و تلاشهای دیپلماتیک برای کاهش تنش نیز شکننده است.
به همین دلیل، در بسته وین برای اسلامی یک نشانه مهم از وضعیت امروز پرونده هستهای ایران است. فاصله میان تهران و غرب فقط در میدان جنگ یا پای میز مذاکره بیشتر نشده، بلکه حتی در جایی که قرار بود محل گفتوگوی فنی و دیپلماتیک باشد نیز در حال افزایش است.